<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای: معیارهای ازدواج موفق	</title>
	<atom:link href="http://www.zibasho.com/archives/2437/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.zibasho.com/archives/2437</link>
	<description>زیبایی فراتر از ظاهر است و هر آنچه زیبائیست برآزنده شماست</description>
	<lastBuildDate>Fri, 10 Apr 2015 21:55:24 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.1.9</generator>
	<item>
		<title>
		توسط: امین		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/2437/comment-page-1#comment-55038</link>

		<dc:creator><![CDATA[امین]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 10 Apr 2015 21:55:24 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/archives/2437#comment-55038</guid>

					<description><![CDATA[سلام 22سالمه دانشجوی بورسیه ام 
خودم وخونوادم خیلی مذهبی ان ازیه دختری خوشم میادکه خودش ومادرش وتاحدودی خواهربرادراش مذهبی اندولی پدرش وکلاخونواده ی پدری خیلی معتقدنیستن پدرش هم تاحدودی اعتیادداره 
خانواده م هم این دختر پیشنهادش دادن الان وسواس گرفتم جکارکنم
لطفاراهنماییی کنید]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام ۲۲سالمه دانشجوی بورسیه ام<br />
خودم وخونوادم خیلی مذهبی ان ازیه دختری خوشم میادکه خودش ومادرش وتاحدودی خواهربرادراش مذهبی اندولی پدرش وکلاخونواده ی پدری خیلی معتقدنیستن پدرش هم تاحدودی اعتیادداره<br />
خانواده م هم این دختر پیشنهادش دادن الان وسواس گرفتم جکارکنم<br />
لطفاراهنماییی کنید</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: شادی		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/2437/comment-page-1#comment-53670</link>

		<dc:creator><![CDATA[شادی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 03 Feb 2015 09:08:37 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/archives/2437#comment-53670</guid>

					<description><![CDATA[در پاسخ به &lt;a href=&quot;http://www.zibasho.com/archives/2437/comment-page-1#comment-40722&quot;&gt;مریم&lt;/a&gt;.

سلام 
 عسسسییم  
 در مورد انتخاب همسرت خیلی دقیق باش . 
 داشتن تحصیلات یکی از نقاط مثبت هست ولی عاملی برای خوشبختی نیست . 
 رفتن سربازی در پیداکردن بعضی از شغل های مناسب خیلی خیلی اهمیت داره در کنار اینکه خیلی از خصوصیات رفتاری فرد تغییر می کنه . 
 شاید چند ماه اول آشنایی با عشق کنار هم باشید ولی بعد از مدتی بخاطر مشکلات مالی با این شرایط کشور قطعا به مشکل برمی خورید .  به نظر بنده ایشون در حال حاضر با داشتن اخلاق و تحصیلات نمیتونن نونی سر سفرتون بذارن . 
حکم عقل ببین چی هستش .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در پاسخ به <a href="http://www.zibasho.com/archives/2437/comment-page-1#comment-40722">مریم</a>.</p>
<p>سلام<br />
 عسسسییم<br />
 در مورد انتخاب همسرت خیلی دقیق باش .<br />
 داشتن تحصیلات یکی از نقاط مثبت هست ولی عاملی برای خوشبختی نیست .<br />
 رفتن سربازی در پیداکردن بعضی از شغل های مناسب خیلی خیلی اهمیت داره در کنار اینکه خیلی از خصوصیات رفتاری فرد تغییر می کنه .<br />
 شاید چند ماه اول آشنایی با عشق کنار هم باشید ولی بعد از مدتی بخاطر مشکلات مالی با این شرایط کشور قطعا به مشکل برمی خورید .  به نظر بنده ایشون در حال حاضر با داشتن اخلاق و تحصیلات نمیتونن نونی سر سفرتون بذارن .<br />
حکم عقل ببین چی هستش .</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: ریما		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/2437/comment-page-1#comment-48207</link>

		<dc:creator><![CDATA[ریما]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 19 Jul 2014 20:17:55 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/archives/2437#comment-48207</guid>

					<description><![CDATA[من قراره با پسر داییم نامزد کنم شرایطش خیلی خوبه ولی بامن هم قده واین موضوع اذیتم میکنه  ازطرفیم میترسم که بعدا این موضوع زیاد برام مهم نباشه از طرفیم خانوادش ازنظر جسمانی خوب نیستن ولی ایشون خودشون سالمن وباعث شده که رو انتخابم تاثیر بذاره. لطفا راهنماییم کنید که ازدواج باایشون مناسبه؟؟؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>من قراره با پسر داییم نامزد کنم شرایطش خیلی خوبه ولی بامن هم قده واین موضوع اذیتم میکنه  ازطرفیم میترسم که بعدا این موضوع زیاد برام مهم نباشه از طرفیم خانوادش ازنظر جسمانی خوب نیستن ولی ایشون خودشون سالمن وباعث شده که رو انتخابم تاثیر بذاره. لطفا راهنماییم کنید که ازدواج باایشون مناسبه؟؟؟</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: roya		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/2437/comment-page-1#comment-47034</link>

		<dc:creator><![CDATA[roya]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 24 Jun 2014 08:11:15 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/archives/2437#comment-47034</guid>

					<description><![CDATA[kheyli khoob bood!!!!
mer30]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>kheyli khoob bood!!!!<br />
mer30</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: مهدی		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/2437/comment-page-1#comment-47015</link>

		<dc:creator><![CDATA[مهدی]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 23 Jun 2014 18:04:10 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/archives/2437#comment-47015</guid>

					<description><![CDATA[سلام من 1 پسر28 ساله هستم مدتیه که با 1 دختر باکمالات و موقر آشنا شدم خیلی دوست دارم برو خواستگاری ولی بدلیل مسایل مالی که برجی500میگیرم خیلی میترسم که قدم جلو بزارم البته مبلغی هم سپرده دارم ولی میترسم. زندگیم بهم ریخته شده خیلی حواس پرت شدم
دارم دیوونه میشم بین2 راهی رفتن و برگشتن موندم تورو خدا کمکم کنید....]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام من ۱ پسر۲۸ ساله هستم مدتیه که با ۱ دختر باکمالات و موقر آشنا شدم خیلی دوست دارم برو خواستگاری ولی بدلیل مسایل مالی که برجی۵۰۰میگیرم خیلی میترسم که قدم جلو بزارم البته مبلغی هم سپرده دارم ولی میترسم. زندگیم بهم ریخته شده خیلی حواس پرت شدم<br />
دارم دیوونه میشم بین۲ راهی رفتن و برگشتن موندم تورو خدا کمکم کنید&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: نیما		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/2437/comment-page-1#comment-46046</link>

		<dc:creator><![CDATA[نیما]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 01 Jun 2014 14:51:14 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/archives/2437#comment-46046</guid>

					<description><![CDATA[در پاسخ به &lt;a href=&quot;http://www.zibasho.com/archives/2437/comment-page-1#comment-41316&quot;&gt;حسین&lt;/a&gt;.

دوست عزیز شما قطعا میتونید با وجود خونه و کار زندگی رو بچرخونید . طبق یه مثالی که بنده همیشه در مورد مسایل این چنینی مطرح میکنم اینه که انسان در زندگی هرچقدر هم که در بیاره بازم میگه کمه !
شما امروز خونه دارید و هم یه شغل در اداره حالا با یه درامدی ... فردا که میخوای ازدواج کنی میگی چرا یه ماشینم نخرم و بعد ازدواج کنم و همینطور خیلی چیزاهای دیگه و همینطور این خواسته ها کم که نمیشه بلکه بیشتر هم میشه]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در پاسخ به <a href="http://www.zibasho.com/archives/2437/comment-page-1#comment-41316">حسین</a>.</p>
<p>دوست عزیز شما قطعا میتونید با وجود خونه و کار زندگی رو بچرخونید . طبق یه مثالی که بنده همیشه در مورد مسایل این چنینی مطرح میکنم اینه که انسان در زندگی هرچقدر هم که در بیاره بازم میگه کمه !<br />
شما امروز خونه دارید و هم یه شغل در اداره حالا با یه درامدی &#8230; فردا که میخوای ازدواج کنی میگی چرا یه ماشینم نخرم و بعد ازدواج کنم و همینطور خیلی چیزاهای دیگه و همینطور این خواسته ها کم که نمیشه بلکه بیشتر هم میشه</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: دکتر نظری		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/2437/comment-page-1#comment-45827</link>

		<dc:creator><![CDATA[دکتر نظری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 28 May 2014 08:52:55 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/archives/2437#comment-45827</guid>

					<description><![CDATA[در پاسخ به &lt;a href=&quot;http://www.zibasho.com/archives/2437/comment-page-1#comment-23687&quot;&gt;Ava&lt;/a&gt;.

سلام دوست عزیز
ازدواج و فرآیند های بعد از آن خود باعث تجربه ی احساس و رویدادهای جدیدی در زندگی افراد می گردد که یکی از آن ها احساس اعتماد ، امنیت و در ورای آن آرامشی ناب می باشد .

دوست داشتن امری ناخود آگاه در مقابل مطالب مذکور است که پس از گذر زمانی بسیار کوتاه مابین طرفین ایجاد شده و به اصطلاح عشق به وجود خواهد آمد .
بنابراین انتخاب همسر پیش از دوست داشتن پدیده ای طبیعی است.


امیدوارم مفید واقع شده باشد
با تشکر]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در پاسخ به <a href="http://www.zibasho.com/archives/2437/comment-page-1#comment-23687">Ava</a>.</p>
<p>سلام دوست عزیز<br />
ازدواج و فرآیند های بعد از آن خود باعث تجربه ی احساس و رویدادهای جدیدی در زندگی افراد می گردد که یکی از آن ها احساس اعتماد ، امنیت و در ورای آن آرامشی ناب می باشد .</p>
<p>دوست داشتن امری ناخود آگاه در مقابل مطالب مذکور است که پس از گذر زمانی بسیار کوتاه مابین طرفین ایجاد شده و به اصطلاح عشق به وجود خواهد آمد .<br />
بنابراین انتخاب همسر پیش از دوست داشتن پدیده ای طبیعی است.</p>
<p>امیدوارم مفید واقع شده باشد<br />
با تشکر</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: سوي خوبي ها		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/2437/comment-page-1#comment-45244</link>

		<dc:creator><![CDATA[سوي خوبي ها]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 15 May 2014 20:26:42 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/archives/2437#comment-45244</guid>

					<description><![CDATA[وقتي صحبت از ازدواج و ترويج اين سنت الهي ميشه، ارشادي كه به جوان ها ميكنند اين هست كه توقعاتتون رو پايين بياريد و راضي باشيد. تا اينجا بسيااااااااااااار خوب! 
از اينجاست كه شروع ميكنن به گفتن صحبت هاي اين چنيني كه چرا خانواده دختر كلي شرط و شروط براي خواستگار ميذارن و اين كه بايد دخترها و خانوادشون توقعاتشون رو پايين بيارند.
اما چرا هيچ كس از امواج عظيم شروط دست نيافتني و غيرممكن و آرماني پسرها و خانواده هاشون كه روز به روز بيشتر و بيشتر ميشه  هيچ صحبت و يا نظري ابراز نميكنه.
بارها و بارها اين خبر رو شنيديم و يا خودمون اين رو تجربه كرديم كه خواستگارها شروطي ميگذارن از قبيل رنگي بودن چشم مخصوصا آبي!! يا داشتن پدر زن ليسانس به بالا و قطعا تحصيل كرده و مشاغل آزاد كلا منتفي،يا پدر زن پول دار و يا بودن منزل مسكوني دختر در بهترين نقطه ي شهر!! ديگه جونم براتون بگه،اينكه حتما مانتويي باشه و يا حتما چادري باشه حتي جلوي مهمانها!!يا اينكه همين كه چادر سرش باشه كافيه و در پاره اي مواقع به مصلحت مانتويي بشه!! و.......
چندي پيش يكي از دوستانم از يكي از خواستگارهايش مي گفت كه بد نيست شما هم بشنويد:
پسر عموي من فردي تحصيل كرده است و مدرك كارشناسي ارشدش را به تازگي گرفته است.و من نيز  مشغول گذراندن دوره كارشناسي هستم.وقتي از روي رودربايستي به خواستگاريم آمد قدري من من كرد و در نهايت حرفي زد كه واقعا از يك فرد تحصيل كرده و امروزي بعيد و دور از ذهن بود.او بعد از عذرخواهي اقرار كرد كه او دختري را ميخواهد كه چشمانش دقيقا آبي باشد!!
بعد از شنيدن اين حرف كاملا در شوك رفته بودم و به اين فكر مي كردم كه چرا با وجود اين همه ويژگي هاي مثبت و ايده الي كه در من هست باز از آنها چشم پوشي كرده و  تنهابه دنبال چيزي است كه نه در اختيار من هست و نه امر مهمي براي خوشبختي و تداوم زندگي است..
جالب اينجاست كه زن عموي من با اينكه ميداند من دختري باوقار و كاملا امروزي هستم و به پسرعمويم علاقه دارم باز همچنان به دنبال خواسته ي پسرش در جستجوي دختري است كه فقط چشمانش آبي باشد!!
حال شما خودتان قضاوت كنيد شروطي كه خانواده پسرها دارند عجيب تر وغيرممكن تر هست يا شروط خانواده دختر كه وجدانا اگرشروطشان منصفانه نيست لااقل غيرممكن نيست! 
چرا خانواده هاي آقا پسرا به اين توجه نمي كنند كه چيزي كه به درد زندگي آقا پسرشان ميخورد مثلا رنگ چشم دختريا شغل پدردختر نيست،شعور و اخلاق و ايمان دختر هست كه سلامت عشق و زندگي رو تضمين ميكنه.
چرا بايد سرمايه هاي عظيمي كه در وجود دخترهاي پاك هست با معيارهاي غلط خانواده ها به دست فراموشي و فنا سپرده شوند.
چرا در ازدواج همه چيز مهم شده است غير از گوهر وجودي دختر و پسر؟
چرا بايد جوان هاي امروز قرباني معيارهاي غلط خانواده ها شوند و حقيقت ازدواج به چيزي غير از معناي واقعي خود تبديل شود؟
آيا براستي شما خانواده هاي ايراني فكر مي كنيد معناي واقعي ازدواج را مي دانيد؟ اگر آري پس چرا بسياري از جوان هاي 30 سال و بالاتر هنوز مجردند و ازدواج برايشان امري غيرممكن شده است؟ اگر براستي معناي ازدواج را مي دانيد، چرا متاسفانه ما امروز با حجم عظيمي از طلاق مواجه هستيم؟
به شما ميگويم..
تا زماني كه خانواده ها به جاي معيارهاي عقلاني و درست به توقعات و معيارهاي فضايي و سخت روي بياورند دفتر طلاق روز به روز برگه هايش افزون خواهد گشت و جوان ها روز به روز سرخورده تر و ناكام تر از پيش خواهند شد.
از شما دخترها و پسرهاي عزيز عاجزانه ميخواهم قدري تامل كنيد و به ازدواج با چشم عقل بنگريد و نگذاريد زندگي تان با مسائل پيش پا افتاده و لا مهم خراب و ناكام شود.
 منتظر نظرات شما هستم..]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی صحبت از ازدواج و ترویج این سنت الهی میشه، ارشادی که به جوان ها میکنند این هست که توقعاتتون رو پایین بیارید و راضی باشید. تا اینجا بسیااااااااااااار خوب!<br />
از اینجاست که شروع میکنن به گفتن صحبت های این چنینی که چرا خانواده دختر کلی شرط و شروط برای خواستگار میذارن و این که باید دخترها و خانوادشون توقعاتشون رو پایین بیارند.<br />
اما چرا هیچ کس از امواج عظیم شروط دست نیافتنی و غیرممکن و آرمانی پسرها و خانواده هاشون که روز به روز بیشتر و بیشتر میشه  هیچ صحبت و یا نظری ابراز نمیکنه.<br />
بارها و بارها این خبر رو شنیدیم و یا خودمون این رو تجربه کردیم که خواستگارها شروطی میگذارن از قبیل رنگی بودن چشم مخصوصا آبی!! یا داشتن پدر زن لیسانس به بالا و قطعا تحصیل کرده و مشاغل آزاد کلا منتفی،یا پدر زن پول دار و یا بودن منزل مسکونی دختر در بهترین نقطه ی شهر!! دیگه جونم براتون بگه،اینکه حتما مانتویی باشه و یا حتما چادری باشه حتی جلوی مهمانها!!یا اینکه همین که چادر سرش باشه کافیه و در پاره ای مواقع به مصلحت مانتویی بشه!! و&#8230;&#8230;.<br />
چندی پیش یکی از دوستانم از یکی از خواستگارهایش می گفت که بد نیست شما هم بشنوید:<br />
پسر عموی من فردی تحصیل کرده است و مدرک کارشناسی ارشدش را به تازگی گرفته است.و من نیز  مشغول گذراندن دوره کارشناسی هستم.وقتی از روی رودربایستی به خواستگاریم آمد قدری من من کرد و در نهایت حرفی زد که واقعا از یک فرد تحصیل کرده و امروزی بعید و دور از ذهن بود.او بعد از عذرخواهی اقرار کرد که او دختری را میخواهد که چشمانش دقیقا آبی باشد!!<br />
بعد از شنیدن این حرف کاملا در شوک رفته بودم و به این فکر می کردم که چرا با وجود این همه ویژگی های مثبت و ایده الی که در من هست باز از آنها چشم پوشی کرده و  تنهابه دنبال چیزی است که نه در اختیار من هست و نه امر مهمی برای خوشبختی و تداوم زندگی است..<br />
جالب اینجاست که زن عموی من با اینکه میداند من دختری باوقار و کاملا امروزی هستم و به پسرعمویم علاقه دارم باز همچنان به دنبال خواسته ی پسرش در جستجوی دختری است که فقط چشمانش آبی باشد!!<br />
حال شما خودتان قضاوت کنید شروطی که خانواده پسرها دارند عجیب تر وغیرممکن تر هست یا شروط خانواده دختر که وجدانا اگرشروطشان منصفانه نیست لااقل غیرممکن نیست!<br />
چرا خانواده های آقا پسرا به این توجه نمی کنند که چیزی که به درد زندگی آقا پسرشان میخورد مثلا رنگ چشم دختریا شغل پدردختر نیست،شعور و اخلاق و ایمان دختر هست که سلامت عشق و زندگی رو تضمین میکنه.<br />
چرا باید سرمایه های عظیمی که در وجود دخترهای پاک هست با معیارهای غلط خانواده ها به دست فراموشی و فنا سپرده شوند.<br />
چرا در ازدواج همه چیز مهم شده است غیر از گوهر وجودی دختر و پسر؟<br />
چرا باید جوان های امروز قربانی معیارهای غلط خانواده ها شوند و حقیقت ازدواج به چیزی غیر از معنای واقعی خود تبدیل شود؟<br />
آیا براستی شما خانواده های ایرانی فکر می کنید معنای واقعی ازدواج را می دانید؟ اگر آری پس چرا بسیاری از جوان های ۳۰ سال و بالاتر هنوز مجردند و ازدواج برایشان امری غیرممکن شده است؟ اگر براستی معنای ازدواج را می دانید، چرا متاسفانه ما امروز با حجم عظیمی از طلاق مواجه هستیم؟<br />
به شما میگویم..<br />
تا زمانی که خانواده ها به جای معیارهای عقلانی و درست به توقعات و معیارهای فضایی و سخت روی بیاورند دفتر طلاق روز به روز برگه هایش افزون خواهد گشت و جوان ها روز به روز سرخورده تر و ناکام تر از پیش خواهند شد.<br />
از شما دخترها و پسرهای عزیز عاجزانه میخواهم قدری تامل کنید و به ازدواج با چشم عقل بنگرید و نگذارید زندگی تان با مسائل پیش پا افتاده و لا مهم خراب و ناکام شود.<br />
 منتظر نظرات شما هستم..</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: elahe		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/2437/comment-page-1#comment-41609</link>

		<dc:creator><![CDATA[elahe]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 18 Feb 2014 11:18:34 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/archives/2437#comment-41609</guid>

					<description><![CDATA[لطفا مطالب رو برام ایمیل کنید]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>لطفا مطالب رو برام ایمیل کنید</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: حسین		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/2437/comment-page-1#comment-41316</link>

		<dc:creator><![CDATA[حسین]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 11 Feb 2014 19:10:38 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/archives/2437#comment-41316</guid>

					<description><![CDATA[سلام راستش من کمی از درآمدم برای ازدواج می ترسم، درآمدم حقوق اداره کاره و خداراشکر خونه دارم، به نظرتون با این حقوق می تونم زندگی رو بچرخونم؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام راستش من کمی از درآمدم برای ازدواج می ترسم، درآمدم حقوق اداره کاره و خداراشکر خونه دارم، به نظرتون با این حقوق می تونم زندگی رو بچرخونم؟</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
