<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای: با کم‌ رویی خداحافظی کنید	</title>
	<atom:link href="http://www.zibasho.com/archives/4896/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.zibasho.com/archives/4896</link>
	<description>زیبایی فراتر از ظاهر است و هر آنچه زیبائیست برآزنده شماست</description>
	<lastBuildDate>Fri, 09 Aug 2019 20:40:54 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.1.9</generator>
	<item>
		<title>
		توسط: آموزش فن بیان و مهارت های ارتباطی		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/4896/comment-page-1#comment-65932</link>

		<dc:creator><![CDATA[آموزش فن بیان و مهارت های ارتباطی]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 09 Aug 2019 20:40:54 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/archives/4896#comment-65932</guid>

					<description><![CDATA[مطالب خیلی خوبی بود ممنون. کامنت های دوستان رو خوندم و میخوام بگم  غلبه بر مشکل کم حرفی که طبیعتا با خجالتی بودن فرق داره راهکارهای خودش رو داره. مهمترین دلیل کم حرفی ترس از قضاوت شدن توسط دیگرانه. این افراد بیش از اندازه به نظر دیگران در مورد خودشون فکر میکنن. پس لازمه در قدم اول دیدمون رو از منفی به مثبت تغییر بدیم و بعد روی افزایش اعتماد به نفس و خوباوری کار کنیم و بعد روی بیانمون کار کنیم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مطالب خیلی خوبی بود ممنون. کامنت های دوستان رو خوندم و میخوام بگم  غلبه بر مشکل کم حرفی که طبیعتا با خجالتی بودن فرق داره راهکارهای خودش رو داره. مهمترین دلیل کم حرفی ترس از قضاوت شدن توسط دیگرانه. این افراد بیش از اندازه به نظر دیگران در مورد خودشون فکر میکنن. پس لازمه در قدم اول دیدمون رو از منفی به مثبت تغییر بدیم و بعد روی افزایش اعتماد به نفس و خوباوری کار کنیم و بعد روی بیانمون کار کنیم.</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: mahsa		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/4896/comment-page-1#comment-64953</link>

		<dc:creator><![CDATA[mahsa]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 03 Jul 2017 22:37:39 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/archives/4896#comment-64953</guid>

					<description><![CDATA[سلام من 15سالمه تهران زندگی میکنم اما همه ی اقوام و فامیلا مشهد هستن به همین خاطر سالی2یا3 بار به مشهد سفر میکنیم توی جمع دوستام خیلی راحتم چون هر روز اونارو میبینم و تاحالا نشده دوستام بهم بگن ک کم حرفی و ساکتی اما توی جمع فامیل ک کمتر میبینمشون خیلی کم حرف میزنم خودم از این کم حرفی متنفرم اما نمیتونم کاریش کنم ینی اصلا حرفی به ذهنم نمیرسه 
ی بار ک حدودیک ماه مشهدبودم بهتر شده بودم اما بعد ک رفتیم تهران و بعد چندماه برگشتیم مشهد همه میگفتن کم حرفی و...کلا اعتماد ب نفسم خیلی پایین میاد حتی وقتی با ی نفر تلفنی حرف میزنم نمیدونم درمورد چی صحبت کنم
خلاصه میترسم این کم حرفی مشکلای بیشتری ایجاد کنه اگه چندتا راه حال پیشنهاد کنید ممنون میشم]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام من ۱۵سالمه تهران زندگی میکنم اما همه ی اقوام و فامیلا مشهد هستن به همین خاطر سالی۲یا۳ بار به مشهد سفر میکنیم توی جمع دوستام خیلی راحتم چون هر روز اونارو میبینم و تاحالا نشده دوستام بهم بگن ک کم حرفی و ساکتی اما توی جمع فامیل ک کمتر میبینمشون خیلی کم حرف میزنم خودم از این کم حرفی متنفرم اما نمیتونم کاریش کنم ینی اصلا حرفی به ذهنم نمیرسه<br />
ی بار ک حدودیک ماه مشهدبودم بهتر شده بودم اما بعد ک رفتیم تهران و بعد چندماه برگشتیم مشهد همه میگفتن کم حرفی و&#8230;کلا اعتماد ب نفسم خیلی پایین میاد حتی وقتی با ی نفر تلفنی حرف میزنم نمیدونم درمورد چی صحبت کنم<br />
خلاصه میترسم این کم حرفی مشکلای بیشتری ایجاد کنه اگه چندتا راه حال پیشنهاد کنید ممنون میشم</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: علی		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/4896/comment-page-1#comment-64272</link>

		<dc:creator><![CDATA[علی]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 22 Feb 2017 16:44:47 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/archives/4896#comment-64272</guid>

					<description><![CDATA[سلام
منم دقیقا همین مشکل رو دارم.
این مشکل از بچگی با من بود ولی نه خیلی زیاد، پیش خانواده ،دوستان و اقوام راحت بودم و
میتونستم حرف خودم رو بزنم
 ولی الان 18سالمه وخجالتیم خیلی شدید شده:
پیش اقوام نمیتونم حرف بزنم و میترسم یکی از من سوال کنه  منم خراب کاری کنم و مسخره شم
تا یکی ازم سوال میپرسه تو کلاس یا پیش اقوام تموم دست و پا هام میلرزه صدام بم و ضعیف میشه.
پاسخ و حرفم رو فراموش میکنم . 
تا میخوام بر م جایی (بانک، اداره ای،مغازه و...) یه سوال بپرسم ۱۰۰ بار با خودم کلنجار میرم 
 که اگه کسی منو مسخرم کنه چی.... 
اگه آبروم پیشه همه بره چی‌‌‌‌‌....... 
وقتی میبینم دوستام اجتماعی هستند و پیش همه راحت حرف خودشون و میگن .
بعضی وقتا از خودم بدم میاد، میگم ای کاش تو دنیا نبودم .
خلاصه دوستان دارم با این بیماری عذاب میکشم. تو رو خدا منو راهنمایی کنید.
اگه امکان داره پاسخ رو به ایمیل بفرستید.خیلی ممنون تشکر.
ببخشید اگه طولانی شد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
منم دقیقا همین مشکل رو دارم.<br />
این مشکل از بچگی با من بود ولی نه خیلی زیاد، پیش خانواده ،دوستان و اقوام راحت بودم و<br />
میتونستم حرف خودم رو بزنم<br />
 ولی الان ۱۸سالمه وخجالتیم خیلی شدید شده:<br />
پیش اقوام نمیتونم حرف بزنم و میترسم یکی از من سوال کنه  منم خراب کاری کنم و مسخره شم<br />
تا یکی ازم سوال میپرسه تو کلاس یا پیش اقوام تموم دست و پا هام میلرزه صدام بم و ضعیف میشه.<br />
پاسخ و حرفم رو فراموش میکنم .<br />
تا میخوام بر م جایی (بانک، اداره ای،مغازه و&#8230;) یه سوال بپرسم ۱۰۰ بار با خودم کلنجار میرم<br />
 که اگه کسی منو مسخرم کنه چی&#8230;.<br />
اگه آبروم پیشه همه بره چی‌‌‌‌‌&#8230;&#8230;.<br />
وقتی میبینم دوستام اجتماعی هستند و پیش همه راحت حرف خودشون و میگن .<br />
بعضی وقتا از خودم بدم میاد، میگم ای کاش تو دنیا نبودم .<br />
خلاصه دوستان دارم با این بیماری عذاب میکشم. تو رو خدا منو راهنمایی کنید.<br />
اگه امکان داره پاسخ رو به ایمیل بفرستید.خیلی ممنون تشکر.<br />
ببخشید اگه طولانی شد.</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: علی		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/4896/comment-page-1#comment-64271</link>

		<dc:creator><![CDATA[علی]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 22 Feb 2017 16:42:44 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/archives/4896#comment-64271</guid>

					<description><![CDATA[سلام
منم دقیقا همین مشکل رو دارم.
این مشکل از بچگی با من بود ولی نه خیلی زیاد، پیش خانواده ،دوستان و اقوام راحت بودم و
میتونستم حرف خودم رو بزنم
 ولی الان 18سالمه وخجالتیم خیلی شدید شده:
پیش اقوام نمیتونم حرف بزنم و میترسم یکی از من سوال کنه  منم خراب کاری کنم و مسخره شم
تا یکی ازم سوال میپرسه تو کلاس یا پیش اقوام تموم دست و پا هام میلرزه صدام بم و ضعیف میشه.
پاسخ و حرفم رو فراموش میکنم . 
تا میخوام بر م جایی (بانک، اداره ای،مغازه و...) یه سوال بپرسم ۱۰۰ بار با خودم کلنجار میرم که اگه الان برم تو کسی منو مسخرم کنه چی.... 
آبروم پیشه همه بره چی‌‌‌‌‌....... 
وقتی میبینم دوستام اجتماعی هستند و پیش همه راحت حرف خودشون و میگن .
بعضی وقتا از خودم بدم میاد، میگم ای کاش تو دنیا نبودم .
خلاصه دوستان دارم با این بیماری عذاب میکشم. تو رو خدا منو راهنمایی کنید.
اگه امکان داره پاسخ رو به ایمیل بفرستید.خیلی ممنون تشکر.
ببخشید اگه طولانی شد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
منم دقیقا همین مشکل رو دارم.<br />
این مشکل از بچگی با من بود ولی نه خیلی زیاد، پیش خانواده ،دوستان و اقوام راحت بودم و<br />
میتونستم حرف خودم رو بزنم<br />
 ولی الان ۱۸سالمه وخجالتیم خیلی شدید شده:<br />
پیش اقوام نمیتونم حرف بزنم و میترسم یکی از من سوال کنه  منم خراب کاری کنم و مسخره شم<br />
تا یکی ازم سوال میپرسه تو کلاس یا پیش اقوام تموم دست و پا هام میلرزه صدام بم و ضعیف میشه.<br />
پاسخ و حرفم رو فراموش میکنم .<br />
تا میخوام بر م جایی (بانک، اداره ای،مغازه و&#8230;) یه سوال بپرسم ۱۰۰ بار با خودم کلنجار میرم که اگه الان برم تو کسی منو مسخرم کنه چی&#8230;.<br />
آبروم پیشه همه بره چی‌‌‌‌‌&#8230;&#8230;.<br />
وقتی میبینم دوستام اجتماعی هستند و پیش همه راحت حرف خودشون و میگن .<br />
بعضی وقتا از خودم بدم میاد، میگم ای کاش تو دنیا نبودم .<br />
خلاصه دوستان دارم با این بیماری عذاب میکشم. تو رو خدا منو راهنمایی کنید.<br />
اگه امکان داره پاسخ رو به ایمیل بفرستید.خیلی ممنون تشکر.<br />
ببخشید اگه طولانی شد.</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: مینا		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/4896/comment-page-1#comment-64044</link>

		<dc:creator><![CDATA[مینا]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 10 Jan 2017 22:12:43 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/archives/4896#comment-64044</guid>

					<description><![CDATA[سلام من مطالبتونو خوندم.خوب بودن ولی احساس میکنم مشکل خجالتی بودن افراد با خوندن این چیزا حل نمیشه.من خودم یه دختر 20 ساله ام ک از بچگی خجالتی بودمو الانم هستم .وقتی وارد یه جمع میشم چ غریبه چ آشنا دست و پامو گم میکنم هول میشم زانوهام میلرزه تپش قلب شدید میگیرم اصلا حتی نمیتونم کاری انجام بدم مثلا چیزی از تو کیفم دربیارم یا درو ببندم یا هرچی.فقط زودتر میگم برم ی جایی ک کمتر بهم توجه بشه.اوایل بهتر بودم ینی فقط کم روییم در حد کم حرفی بود اصلا این علائم تپش قلبو لرزش دست و اینارو نداشتم ولی به مرور که سنم بالا رفت بدتر شدم.خیلی مطلب خوندم راجع به این موضوع ولی دردی رو دوا نکرده .سعی میکنم توی جمع زیاد نشون ندم که این مشکلو دارم ولی مثلا خدا نکنه تو کلاس استاد صدام کنه یا ازم درس بپرسه به حدی هول میشم که همه میفهمن چقد استرس دارم و اصلا حتی یه کلمه ام نمیتونم حرف بزنم.بارها و بارها واسه این مشکل تحقیر شدم تو جمع پیش ادمای غریبه فامیل دانشگاه ولی بازم سعی میکنم بهشون فکر نکنم.من حتی نمیتونم ی متنو سرکلاس یا تو جمع بخونم وقتی شروع میکنم به خوندن هی میگم تلقین نکنم به خودم که نمیتونم ولی ناخودآگاه افکار مزاحم میان سراغم واقعا دیگه بریدم.الان تو آستانه ازدواجم مراحل خاستگاریم انجام شده ولی انقد نگرانم ک وقتی عقد کنم پیش خونواده شوهرم یا خود شوهرم حرکتی انجام ندم که مسخرم کنن یا بهم بخندن چون به شدت بهم میریزم افسردگی شدید میگیرم.برای همین مشکلم پیش روانپزشک رفتم بهم دارو داد تا چن روز خوردم وقتی دیدم اثری نداره قطعش کردم .این مشکل داره زندگی منو نابود میکنه.ببخشید خیلی طولانی شد .ممنون میشم کمکم کنین .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام من مطالبتونو خوندم.خوب بودن ولی احساس میکنم مشکل خجالتی بودن افراد با خوندن این چیزا حل نمیشه.من خودم یه دختر ۲۰ ساله ام ک از بچگی خجالتی بودمو الانم هستم .وقتی وارد یه جمع میشم چ غریبه چ آشنا دست و پامو گم میکنم هول میشم زانوهام میلرزه تپش قلب شدید میگیرم اصلا حتی نمیتونم کاری انجام بدم مثلا چیزی از تو کیفم دربیارم یا درو ببندم یا هرچی.فقط زودتر میگم برم ی جایی ک کمتر بهم توجه بشه.اوایل بهتر بودم ینی فقط کم روییم در حد کم حرفی بود اصلا این علائم تپش قلبو لرزش دست و اینارو نداشتم ولی به مرور که سنم بالا رفت بدتر شدم.خیلی مطلب خوندم راجع به این موضوع ولی دردی رو دوا نکرده .سعی میکنم توی جمع زیاد نشون ندم که این مشکلو دارم ولی مثلا خدا نکنه تو کلاس استاد صدام کنه یا ازم درس بپرسه به حدی هول میشم که همه میفهمن چقد استرس دارم و اصلا حتی یه کلمه ام نمیتونم حرف بزنم.بارها و بارها واسه این مشکل تحقیر شدم تو جمع پیش ادمای غریبه فامیل دانشگاه ولی بازم سعی میکنم بهشون فکر نکنم.من حتی نمیتونم ی متنو سرکلاس یا تو جمع بخونم وقتی شروع میکنم به خوندن هی میگم تلقین نکنم به خودم که نمیتونم ولی ناخودآگاه افکار مزاحم میان سراغم واقعا دیگه بریدم.الان تو آستانه ازدواجم مراحل خاستگاریم انجام شده ولی انقد نگرانم ک وقتی عقد کنم پیش خونواده شوهرم یا خود شوهرم حرکتی انجام ندم که مسخرم کنن یا بهم بخندن چون به شدت بهم میریزم افسردگی شدید میگیرم.برای همین مشکلم پیش روانپزشک رفتم بهم دارو داد تا چن روز خوردم وقتی دیدم اثری نداره قطعش کردم .این مشکل داره زندگی منو نابود میکنه.ببخشید خیلی طولانی شد .ممنون میشم کمکم کنین .</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: احمد		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/4896/comment-page-1#comment-63869</link>

		<dc:creator><![CDATA[احمد]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 05 Dec 2016 11:11:57 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/archives/4896#comment-63869</guid>

					<description><![CDATA[عرض سلام و احترام!
بنده حدود دو سال است از حس شدید کمرویی رنج می برم که حتی حاضر نیستم با گروهی یا محفلی حتی از محیط کاری ام فرار می کنم حتی دور یک میز با همکارانم غذا صرف نمی توانم اگر راهکاری مناسبی دارید لطفا رهنمای ام کنید بنده از افغانستان هستم اینجا مراکز روان درمانی هم وجود ندارد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>عرض سلام و احترام!<br />
بنده حدود دو سال است از حس شدید کمرویی رنج می برم که حتی حاضر نیستم با گروهی یا محفلی حتی از محیط کاری ام فرار می کنم حتی دور یک میز با همکارانم غذا صرف نمی توانم اگر راهکاری مناسبی دارید لطفا رهنمای ام کنید بنده از افغانستان هستم اینجا مراکز روان درمانی هم وجود ندارد.</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: مهربون		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/4896/comment-page-1#comment-63755</link>

		<dc:creator><![CDATA[مهربون]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 15 Nov 2016 05:46:09 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/archives/4896#comment-63755</guid>

					<description><![CDATA[دوستان.
مطالبتون رو خوندم. ما آدم فکر میکنیم حتما اگه مشکل جسمی داشته باشم نیاز به درمان و دکتر داریم. موضوعی که شما بحث کردید با مشاوره و کمک خواستن از یک مشاوره اخلاق و دریا آموختن مهارت ها به خوبی حل میشه.
به خودمون کمک کنیم:-)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دوستان.<br />
مطالبتون رو خوندم. ما آدم فکر میکنیم حتما اگه مشکل جسمی داشته باشم نیاز به درمان و دکتر داریم. موضوعی که شما بحث کردید با مشاوره و کمک خواستن از یک مشاوره اخلاق و دریا آموختن مهارت ها به خوبی حل میشه.<br />
به خودمون کمک کنیم:-)</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: maral		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/4896/comment-page-1#comment-63482</link>

		<dc:creator><![CDATA[maral]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 11 Oct 2016 03:35:23 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/archives/4896#comment-63482</guid>

					<description><![CDATA[دخترمنم 12سالشه همیشه تو جمع فقط جسمش هستش اصلا حرف نمیزنه فقط با دیگران و ب موضوعات دیگران میخنده که نگن گوشه گیره لطفا راهنماییم کنید خسته م ازین بابت]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دخترمنم ۱۲سالشه همیشه تو جمع فقط جسمش هستش اصلا حرف نمیزنه فقط با دیگران و ب موضوعات دیگران میخنده که نگن گوشه گیره لطفا راهنماییم کنید خسته م ازین بابت</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: maral		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/4896/comment-page-1#comment-63471</link>

		<dc:creator><![CDATA[maral]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 08 Oct 2016 22:16:56 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/archives/4896#comment-63471</guid>

					<description><![CDATA[سلام /دقیقا دختر 12ساله ی منم مشکل خیلی از شماها دوستان رو داره. ..همیشه معلماش به من تذکر میدن میگن چرا انقد تو کلاس سایلنته. .بخاطر این رفتارش حق تو کلاس داره ضایع میشه. تو جمع مهمونی هم همینطور ولی توخونه خوبه]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام /دقیقا دختر ۱۲ساله ی منم مشکل خیلی از شماها دوستان رو داره. ..همیشه معلماش به من تذکر میدن میگن چرا انقد تو کلاس سایلنته. .بخاطر این رفتارش حق تو کلاس داره ضایع میشه. تو جمع مهمونی هم همینطور ولی توخونه خوبه</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: بی خیال بابا		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/4896/comment-page-1#comment-63362</link>

		<dc:creator><![CDATA[بی خیال بابا]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 24 Sep 2016 16:40:02 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/archives/4896#comment-63362</guid>

					<description><![CDATA[منم همین مشکل رو داشتم و همیشه به من می گفتن کم حرف و خجالتی و... ولی بعد فهمیدم تنها مشکل اینه که نظر بقیه خیلی برام مهم بوده که مثلا فک نکنن دختر پر حرفیه یا خیلی پر رو و بی ادبه،همیشه می خواستم خیلی با شخصیت جلوه کنم که همه خوششون بیاد انگار من مسئول راضی کردن ملتم ، با چند تا از دوستای خجالتی ام که حرف زدم مشکلشون همین بود. بابا ملت هر کار کنی یه چیزی می گن، کم حرف بزنی می گن لاله زیاد حرف بزنی می گن وراجی می کنه،  کلا دنبال یه سوژه برای حرف زدن و غیبت ان، غمتون نباشه توی جمع های مختلف هر نظری دارید فقط آگه دیگه خیلی زشت بود نگید در غیر این صورت آزادید هر چی می خواید بگید مطمين باشید چیزی که ما می خواهیم بگیم ولی می ترسیم و نمی گیم که مثلا پر حرف و بی ادب جلوه نکنیم حرف روتین و معمولی آدمای دیگه اس که اگه به ذهن خودشون می رسید حتما می گفتن... از همین الان هرچه تو ذهنتان هست فقط از فیلتر حیا رد کنید و بگید بقیه فیلتراتون رو هم بندازید تو جوب... یا حق :)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>منم همین مشکل رو داشتم و همیشه به من می گفتن کم حرف و خجالتی و&#8230; ولی بعد فهمیدم تنها مشکل اینه که نظر بقیه خیلی برام مهم بوده که مثلا فک نکنن دختر پر حرفیه یا خیلی پر رو و بی ادبه،همیشه می خواستم خیلی با شخصیت جلوه کنم که همه خوششون بیاد انگار من مسئول راضی کردن ملتم ، با چند تا از دوستای خجالتی ام که حرف زدم مشکلشون همین بود. بابا ملت هر کار کنی یه چیزی می گن، کم حرف بزنی می گن لاله زیاد حرف بزنی می گن وراجی می کنه،  کلا دنبال یه سوژه برای حرف زدن و غیبت ان، غمتون نباشه توی جمع های مختلف هر نظری دارید فقط آگه دیگه خیلی زشت بود نگید در غیر این صورت آزادید هر چی می خواید بگید مطمین باشید چیزی که ما می خواهیم بگیم ولی می ترسیم و نمی گیم که مثلا پر حرف و بی ادب جلوه نکنیم حرف روتین و معمولی آدمای دیگه اس که اگه به ذهن خودشون می رسید حتما می گفتن&#8230; از همین الان هرچه تو ذهنتان هست فقط از فیلتر حیا رد کنید و بگید بقیه فیلتراتون رو هم بندازید تو جوب&#8230; یا حق 🙂</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
