چگونه ارتباطات آسیب دیده یا قطع شده را بهبود بخشیم؟

هیچ ایامی بدتر از زمانی نیست که ارتباط بین دو دوست یا همکار خوب یا یک زوج عاشق، به هر علتی خراب شده باشد و علیرغم اینکه هر دو طرف از دوری یکدیگر رنج می‌برند اما هیچکدام پیشقدم نشوند تا دوباره این ارتباط آسیب دیده را بهبود بخشند

همیشه برای شروع دوباره امید هست. ارتباطات بین دو نفر که یکدیگر را بسیار دوست دارند، ممکن است ناگهانی و بعضا بدون دلیلی چندان جدی، از بین برود و چیزی جز نفرت باقی نماند. اگر واقعا مایلید که ارتباطات قطع شده خود با دیگران را اصلاح کرده و کدورت‌های ایجاد شده را از میان بردارید تا آخر مطلب با ما باشید.

وقت بگذارید

این قطعی ارتباط، فرقی نمی‌کند یک طرفه باشد یا دو طرفه. هر یک از طرفین باید برای از بین بردن کدورت ایجاد شده و برقراری مجدد ارتباط وقت بگذارند. باید تمام خشم‌هایی که از هم دارند را آزاد کنند و تمام صدماتی را که از یکدیگر دیده‌اند، ‌فراموش کنند تا بتوانند به آرامش برسند و بتوانند تصمیم گیری درستی داشته باشند.

برای برخی مردم گذر از این مرحله، فقط چند روز یا چند هفته طول می‌کشد. برای برخی هم ممکن است ماهها یا حتی سال‌ها طول بکشد. زمان رسیدن به این مرحله اهمیتی ندارد و مستقیما به ویژگی‌های شخصیتی هر کس بستگی دارد.

حساس باشید

اگر آغازگر این جدایی شما بودید قاعدتا زمان رسیدن به مرحله‌ی جبران، برای شما کوتاه‌تر خواهد بود. اگر طرف مقابل شمامایل باشد همه اشکال ارتباطی‌اش با شما را قطع کند، هرگز سعی نکنید او را متقاعد کنید زیرا نمی توانید و نباید کسی را وادار به انجام کاری کنید.

با گام‌ها و اقدامات کوچک شروع کنید

با اقدامات کوچک سعی کنید طرف مقابل خود را از لحاظ ذهنی آماده کنید. مثلا یک ایمیل یا یک پیامک می‌تواند آغازگر خوبی باشد. از گفت و گوی طولانی بپرهیزید زیرا به لحاظ طبیعت انسانی صحبت کردن در باره گذشته،‌ در این مرحله نمی‌تواند ایده خوبی باشد.

عذرخواهی کنید

اگر در شکسته شدن این ارتباط شما مقصر هستید، حتما باید صمیمانه عذرخواهی کنید. اگر رفتار شما طوری باشد که طرف مقابل حس کند که چندان هم از آسیبی که وارد کرده‌اید پشیمان نیستید، این آشتی به وقوع نخواهد پیوست.

مثبت باشید

سعی کنید در کلام و در عمل مثبت باشید. حتی در جایی که طرف مقابل شما هم حضور ندارد، ‌از مسیر مثبت خارج نشوید، ‌زیرا ممکن است حرف‌های احیانا منفی که شما جاهای دیگر و در غیبت دوست خود مطرح کنید هم به طریقی به گوش دوستتان برسد و رغبت او را برای ترمیم این ارتباط از بین ببرد.

با احترام رفتار کنید

اگر واقعا تصمیم دارید ارتباط آسیب دیده‌ای را اصلاح کنید، حتما احترام آمیز رفتار کنید. حتی در حضور دیگران هم بهتر است چیزی در مورد اتفاقاتی که بین شما افتاده صحبت نکنید. به این روش حتی حسادت دیگران را هم بر نمی انگیزید.

صادق باشید

زمانی که موقعیت مناسب شد و خواستید در باره علت کارهایی که کردید که باعث شد به ارتباط‌تان آسیب برسد،صحبت کنید در مورد اشتباهاتی که مرتکب شدید صادق باشید. دروغگویی نه تنها کمکی به شما نمی‌کند بلکه اگر حقیقت ماجرا از جایی دیگر کشف شود، کار بدتر خواهد شد.

پایه و اساس را بر دوستی بگذارید

کلید اصلاح ارتباطات، صرف نظر از اینکه بخواهید صمیمیت گذشته را دوباره پیدا کنید یا حتی صمیمی تر از گذشته بشوید، داشتن یک دوستی قوی و محکم است. بیاموزید که دوستانه صحبت کنید، ‌احترام یکدیگر را حفظ کنید و مانند دوستان خوب به هم بچسبید. بسیاری از زوج‌های موفق زندگی، کاری یا تحقیقاتی، در ابتدا دوستان بسیار خوبی برای هم بوده‌اند.

گرچه حل کردن مشکل یک ارتباط می‌تواند مرحله‌ای بسیار سخت در زندگی باشد اما هر ارتباط شکست خورده‌ای درس‌هایی در مورد خود شما است که شما را برای فصل دیگری در زندگی آماده می‌کند.
هیچگاه از پیشقدم شدن برای زنده کردن یک ارتباط از بین رفته نترسید. یک نفس عمیق بکشید و به خاطر داشته باشید که دوست شما هم منتظر شماست.

برقراری مجدد یک ارتباط می‌تواند تاثیر بسزایی در شادمانی و آرامش بخشیدن به روح شما داشته باشد. داشتن یک دوست خوب و نزدیک، شادی و آرامش خاصی برایتان به ارمغان خواهد آورد.

گاهی اوقات برای جبران یک اشتباه خیلی دیر می‌شود و ناگهان دیگر دوستی وجود ندارد که شما بخواهید برایش جبران اشتباه کنید. پس تا زمان هست و دوست شما هم هست، گذشته‌ها را جبران کنید و با هم سفر خوبی به سوی جاودانگی داشته باشید.

همشهری آنلاین

زیبــا شــو دات کام

مطالب مرتبط

۲۸۶ دیدگاه‌

  1. shaghayegh گفت:

    سلام دوستان من دختریم ک فوق العاده احساساتی هستم در عین حال گاهی زیادی مغرورمیشم و برای تنها کسی که غرورمو کنار میزارم رفیقمه .دوستش دارم و اونم دوسم داره میدونم ما کلاس هامون باهم فرق داره چون اون انسانی هست و من تجربی اولین روزا همش اون میومد دنبالم اما دو سه هفته رفتم سمتش جوری شد که اون اصلا دنبالم نمیومد و خیلی هم مغروره و مادرنداره ما از طریق مجازی ارتباط نداریم چون گوشی نداره به دلایلی و حتی بیرون مدرسه همو نمیبینیم اماخیلی دوسش دارم و اما این اواخر که با دوست قدیمیش ک قبلا اون دختر دوست صمیمی من بود میگرده و وقتی تنهاهستم سمتم نمیاد و گفتم دیگه نرم سمتش تا اون بیاد اما هنوزنیومده سمتم و حس میکنم غرورش اونقدره ک نمیاد سمتم و حس بدی بهم دست میده بنظرتون چیکارکنم؟دختری هستم ک سر اینکه اون با یک نفر بگرده هم حساس میشم و عصبی میشم اونم همینطوره اما باز اذیت میکنه چیکارکنم؟

    [پاسخ]

    سمیرا قاضی پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۹۸ ۲۳:۰۲:

    سلام شقایق عزیز.با توجه به سن حساس شما سعی کنید صبور باشید و تمام جوانب دوستیان را بسنجید و در صورت آزار این موضوع حتما با یک مشاور صحبت نمایید.شاد و پرانرژی باشید دوست عزیز

    [پاسخ]

  2. Bahare گفت:

    سلام به همگی
    من یه رابطه رو شروع کردم خیلی به من توجه میکرد و حواسش به من بود ولی آخرش
    رفت با یکی دیگه این برا من سواله که چرا یه کاری کرد وابسته شم و بعد رفت ازشم پرسیدم جواب داد فکر نمی‌کردم وابسته سی….
    از پسرا از آقایون خواهش دارم لطفاً اینجوری ما خانوما رو اذیت نکنید

    [پاسخ]

  3. qt گفت:

    سلام
    من با دوس دخترم از طریق واتس اپ کات کردیم البته این کات کردن یکطرفه و خواست ایشون بوده
    حالا هی چند با ازش پرسیدم ک علت این تصمیمشو بهم بگه چی بوده نمیگه و تلفنم جواب نمیده منم بخدا نمیدونم چرا یهو این تصمیمو گرفت!!!
    خیلی دوسش دارم خاطرشم خیلی میخوام خودشم میدونه
    حالا میخوام باز برش گردونم لطفا راهنماییم کنید چیکار کنم؟
    ممنون

    [پاسخ]

  4. mehdi گفت:

    با سلام با توجه به اوضاع جامعه به نظر بنده اگر به ۴۰ سال قبل بر بگردیم روابط بر اساس شناخت خانواده باشد واگر نیاز به ازدواج کردن داشته باشیم با محوریت خانواده باشد خیلی از این مشکلات پیش نمی اید این روابط کار درستی نیست ودر کل یکی از علت های زیاد شدن طلاق وجدانی در جامعه است

    [پاسخ]

  5. مهدی گفت:

    نمیدونم من که قطعا می‌بخشیم اما بهش حق میدم تمام قولای که روز اول بهش دادم که رعایت کنم بارها و بارها انگار که از قصد باشه زیر پا گذاشتم اینم بگم من خیلی احساسی هستم بهم میگفت خلی تو و از خولبودنت خوشم میاد که عین خودمی والا آدم عاقل که زیاده

    [پاسخ]

  6. مهدی گفت:

    سلام حدود یه سالی با یه خانم تو دانشگاه خیلی دوست بودیم البته کاملا و کاملا پاک که من آبجی صداش میکردم البته دخترا اکثرا با من خوبه رابطشون و بارها ازشون شنیدم که بر خلاف رفتارتون دلتون خیلی پاکه و واقعا هم جز به نگاه خواهرانه به هیچ کدوم نگاهی نداشتم دروغ که نمیگم عین واقعیت تو یه روز از حرفامون نمیدونم چی شد به اون خانم پیشنهاد نزدیکتر شدن دادم اولش گفت در همین حد خوبه وازاین حرفا به هر حال وارده رابطه شدیم البته بازم خیلی محترمانه و پاک که حتی یه گل که میخواستم بزارم لای موهاش دسم هم بهش نخورد نه من میخواستم نه اون دوست داشت ولی از اول اون همش میگفت عاشق نیستما ولی من تمام اشتباهاتی رو که شما جزو ۱۰اشتباه گفتید بارها و بارها تکرار کردم و حتی خواسته بود تو دانشگاه خیلی رسمی برخورد کنم درست برعکس رفتار کردم و… که واقعا دست خودم نبود تا اینکه یه روز که حالم خیلی بد بود یکی یه قرص داد خوردم مثلا شنگول بشم منم خر خوردم آنقدر تو جندتا کلاس مختلف پاپیش شدم و گیر دادم بهش حالا چیا تو حال بدم گفتم اصلا یادم نمیاد کلا بچها فهمیدن اونم طفلک گفت شب بهت زنگ میزنم شب که کاره من به شستشوی معده کشید زنگ زد چندتا بدوبیراه گفت و قطع کرد صبح یه ذره بهتر که شدم از یکی از همکلاسی‌ها خواست بهش بگه به من زنگ بزنه زد اما هر چی خواستم حرف بزنم فقط با اعصبانی میگفت من از دیروز شما رو نمیشناسم فقط خداحافظی کن خواستم بگم قرص خوردم گفت به من ربطی نداره آبروی من رفته حتی حاضر نشد بگه چه کارای کردم اون روز کذای گفت از دیگران بپرس حالا قرار خطمم بیاره بده بهم چکار کنم آیا اصل امیدی به بازگشت با این حجم اعصبانی هست حتی ازم خواست دیگه سر راهش قرار نگیرم چه برسه به احوال پرسی و گفت کلاساش جوری برمی‌داره باهام نیفته آیا نیاز به زمان داره یا من تو این مدت باید چکار کنم اینم بگم هرچی ناز کرد کشیدم هر چی گفت گفتم باشه فقط سر اینکه از رفتارش با پسرای دیگه یا پسرا با این ناراحت میشدم کوتاه نیومدم و ناراحت میشد که خودم میتونم جوابشو بدم منم میگفتم چون مهمی برام از این یه قلم کوتاه نمیام حالا ۳شنبه کلاس داریم تو رو خدا زودتر جواب بدید اورژانسی نرم دوباره گند بزنم یا شر راه بندازه آبرومون رو ببره

    [پاسخ]

  7. Mobin گفت:

    سلام تورو خدا جواب بدید کمکم کنید بدجور گیرافتادم داغون شدم یکی رو از ته دل دوسش دارم عاشقشم عشق اول و آخرمه یه بار رفت و ازدواج کرد زندگیش سخت بود ازم خواهش کرد ببخشمش بخشیدمش و طلاق گرفت اومد پیشم تقریبا دوسال باهم رابطه داشتیم تا اینکه یکی منو امتحان کرد واقعیتش جواب چندتا از سوالهاش رو دادم حتی راجب سکس چت صحبت کرد جواب چندتا از سوالهاش رو دادم بعدش بهش گفتم یکی دیگه رو دوس دارم برو ولم کن فقط یه شب باهاش حرف زدم و بلوکش کردم اونم رفت همه چت هارو واسش فرستاده اونم رفت و جدا شد خیلی التماسش کردم گریه کردم برگرده زندگیم بدون‌اون معنی نداره خیلی دوسش دارم خودمو واسش کوچیک کردم فقط برگرده ولی اون میگه خیانت کردی توروخدا بهم بگید چیکار کنم چند دفعه خواستم خودکشی کنم چون زندگیم بدون اون ارزش نداره خواهشا کمکم کنید چون میگه دلمو شکوندی نمیبخشمت پس من چی که هزار بار دلم ازش سکست ولی هر دفعه بخشیدمش

    [پاسخ]

  8. Hami گفت:

    سلام من یه پسر ۳۰ً ساله هستم با یه دختری اشنا شدم که کاملا منطقی هست ما نزدیک پنج سال باهم عاشقانه بودیم و همدیگرو خیلی دوست داشتیم و میخواستیم باهم ازدواج کنیم با همه چیز من میساخت دارو ندارم باهم دعوامون میشد اشکش در میومد تا اینکه من چند سال رفته بودم رو مغزش که باهم از ایران بریم خلاصه موافقت کرد که من برم اونجا همه چیز رو بررسی کنم و اوکی کنم و بعد بیام دنبالش که ببرمش خلاصه من از ایران اومدم و جفتمون خیلی دلتنگی میکردیم و من خیلی وقتها که تو ایران بودم خیلی اذیتش میکردم طوری که به قول خودش دلش میشکست و اینم بگم من هروقت امیدم رو تو زندگی از دست میدادم بهش میگفتم برو من زندگیم درست نمیشه و اونم هی میگفت نگو خلاصه روزی که من ایران نبودم یه جرو بحث مسخره کردیم و من بهش گفتم برو چند روزی ازش خبری نشد و وقتی من پیگیر شدم دیدم میگه دیگه بر نمیگردم دیگه همه چیز تموم شد و من بریدم به دست و پاش افتادم قبول نکرد خانوادم پا در میونی کردن قبول نکرد دوستم پا در میونی کرد قبول نکرد خیلی راه هارو رفتیم و گفت من بر نمیگردم دیگه تمومه همه چیز من میدونم منو خیلی دوست داره و داره اذیت میشه خودمم همینجور باید چیکار کنم که بر گرده ایا باید رهاش کنم هرچند که این داستان یک ماهی میشه درگیرشم و اینکه این وسطها خیلی ها بهم گفتن رهاش کن اگه خواست خودش بر میگرده اگه نه که نه ولی دلم طاقت نمیاره اصلا حاظر نیست بعده شش ماه که برگشتم منو ببینه و حتی باهام حرف هم نمیزنه به نظر شما ایا راهی هست که برگرده با وجود اینکه میدونم دلش ازم شکسته و خیلی ادم منطقی هست و من احساسی بهم گفت دلم دیگه ازت بریده دیگه نمیتونم باهات ادامه بدم لطفا بک کارشناس یا کسی که این مدلی تجربه داره بهم کمک کنه زندگیم مختل شده و حتی دوستی ما به خاطر مسایل مالیه من انقدر طولانی شد من خودم بهش گفتم که مشکل از منه و رفتارهای من و کلی ازش عذر خواهی کردم و به دست و پاش افتادم اما قبول نکرد سره یک مساله مسخره کارمون به اینجا کشید لطفا بهم زودتر جواب بدین که باید چیکار کنم خیلی اسیب دیده هستم تو رابطه قبلیم هم شکست خوردم العانم اینجوری شده داغونم واقعا گیجم نمیدونم باید چیکار کنم حتی بهم میگه نه زنگ بهم بزن نه پی ام بده من واقعا باید چیکار کنم دوسش دارم

    [پاسخ]

  9. مهرداد گفت:

    سلام من ۶ سال با دختری هستم قبل من با کسای که میشناختم دوست بود بهد گذشت که با هم‌بودیم علاقه مند شدم الان تو دو راهی هستم فکر این که با اشناهم بود نمیتونم واسه ازدواج یه سمتم جدای نمیتونم واقعا شرایط بدی هستم چون الان واقعا بدونه هیچ خیانتی باهام بوده و میدونم دوسم داره .نمیتونم جدا شم نمیتونم ناراحتیشو تحمل کنم جرعت اینم ندارم بگم نمیتونم کنار بیام از یه سمتم این همه خاطره و….کمک کنین .

    [پاسخ]

  10. پوریا گفت:

    سلام ببخشید جواب ایک پیان رو حتما به ابمیلم بفرستید خیلی خیلی به کمک شما احتیاج دارم

    من حدود چند ۲سال پیش از یک دختری خوشم اومده بود خیلی راستش بعد نمیدونم چرا ناگهانی دیگه با من حرف نزد الان بعد این چند سال تصمیم گرفتم که دوباره باهاش ارتباط برقرار کنم راستش خیلی دوست دارم دوباره پیشم برگرده خیلی ازش خوشم میاد ناگهانی بامن حرف نزن خیلی خیلی خیلی کم هم دیگه رو میبینیم ومن واقعا ازش خوشم میاد (((به نظر شما من اول چجوری باهاش صحبت کنم چطوری ((مثل سلام…….چه خبر )))) تروخدا کمکم کنید

    [پاسخ]

  11. sani گفت:

    خوبی ک از حد بگذرد نادان خیال بد کند.خب مثل خودش رفتار کن اگ محلت نمیزاره تو هم محلش نذار.پسرا عاشق دخترای مغرورن .تو همه چیزتو واسه این پسره رو کردی دیگه چیزی نداری ک پسره بخواد ب خاطرش بجنگه.مغرور باش همین

    [پاسخ]

  12. کوثر گفت:

    سلام یکی بم راهنمایی کنه چه کنم یه دوستی دارم پسره بعد خیلی برام مهمه ب عنوانه یه دوست همدم دوسش دارم یه دو باری یه حرفی زدم خیلی ناراحت شد در ضمن واقعا قصدی نداشتما بعدم موقعی بود که حال روحیم اوکی نبود ولی اون بخشیدم فرصت داد ولی سری اخر بخاطر یه عصبانیت اومدم بلاکش کردم چون حرصم گرفت دراصل من زود قضاوت کردم ولی خب وقتی فهمیدم اشتباه از من بود دیگه اون گفت مزاحمت نمیشم برا همیشه خداحافظ بعد حرفش ازش معذرت خواهی کردما اما خب جوابمو نداد یبارم بعد دوهفته با دوستم پیش قدم شدم ینی حرف بزنم اما باز چیزی که میخواستم نشد ولی خب حالمو بعد رفتنم ححالمو از دوستم پرسید
    توروخدا راهنماییم کنید واقعا عذاب وجدان گرفتم دوس ندارم نباشه کنارم

    [پاسخ]

  13. فریما گفت:

    Atefeh:
    من ۲۶سالمه و حدود ۴ماه که بایک فرد مشهور در ارتباط هستم البته ایشون اهل کشوره کره جنوبی هستن اکثر شبا بیدار میمونه و بهم پیام میده و اما یهو میره و تا یه هفته یا تا چند روز نمیاد و اینکه ایشون سرباز هستن و ۳۰سالشونه و من بهشون گفتم ک ممکنه رابطمون از دوستی ساده به رابطه ای عمیقتر مبدل بشه ک ایشون گفتن که ممکن هست ولی من وقتشو ندارم … و دخترا دوست دارند که خیلی براشون وقت بزاری. من خیلی ازش خوشم میادو هرطور حساب میکنم اون ی چهره شناخته شده جهانیه پولداره و هزار تا کشته مرده داره ولی من فقط یه ته قیافه دارم و بس حتی بخواد بیاد ایرانم باز نمیتونم ببینمش من واقعا گیج شدم نه میتونم ولش کنم نه میتونم با این فکرو خیالا باهاش باشم ینی وقتایی ک نیست من صدهزار بار چکش میکنم الانم چند روزه رفته و من فک میکنم دیگ کلا رفته و دارم دیوونه میشم ،من چیکار کنم ،انقدم مغرورم نمیتونم بش بگم بشدت بش علاقمندم نگرانم نکنه حرفی بزنه ک روحیمو خراب کنه هرچند خیلی باشخصیته و همیشه به من میگه خیلی دختر حساسی هستی .من چکار کنم ممکنه یروز بهم علاقمند بشه یا ممکنه الان بهم علاقه داشته باشه؟من چند بار بش گفتم ک اگ مزاحمتم بم بگو اونم گفته اگ مزاحم بودی پیام نمیدادم من خودم دوست دارم ک بهم پیام بدیم ،من دگ مخم کار نمیکنه … شما راهنماییم کنید.

    [پاسخ]

  14. مهرداد گفت:

    سلام
    ببین اونی که با یه موضوع کوچیک میذار میره یا قهر میکنه مطمئن باش اصلا دوستت نداره فقط واسه اینکه اوقات بیکاریش رو پر کنه باهاته
    پس بهتر دورش رو خط بکشی چون زندگی شوخی بردار نیست برادرم

    [پاسخ]

  15. مهرداد گفت:

    سلام.دوست داشتن فقط این نیست که حتما بهش برسی اگه واقعا دوسش داری به خواسته اش احترام بذار.میدونم برات سخته اونو کنار دیگری ببینی اما کاری کن که خودش یروزی از اینکه تو رو پس زده پشیمون بشه.راحت تر بگم براش قهرمان بشو

    [پاسخ]

  16. _____ گفت:

    من با یه پسر بودم روزی از خودش بم گفت برو اخه مجازی بود ولی من واقعا میخواستمش خودشم از اول یه جوری رفتار میکرد که انگار واقعا عاشقمه
    ولی بم گفت هرچی دلت میخواد بگو بعد برو
    واقعا چن روزشده نمیتونم زندگی کنم
    یه کمکی بکنید

    [پاسخ]

  17. تنها گفت:

    سلام من ی پسریو خیلی دوسش داشتم اونم همینطور ی شب بش گفتم ک از کسی پیشنهاد دارم و بش گفتم نه نمیخوامو شرایطم خوب نیس و از چتم عکس گرفتمو واسه عشقم فرستادم،میخواسم خودمو بیشتر تو دلش جا کنم اما بدتر شدو دیگه گف نمیخواد با من باشه،من خیلی دوسش دارم هرچی زنگ میزنم پیام میدم جواب نمیده

    [پاسخ]

  18. سامان گفت:

    سلام من چند ماه بادختری بودم یه چند روز هرچی زنگ زدم جواب نداد بعد جواب داد گفت من از این رابطه خسته شدم ولم کن من ول نکردم یه چند روز بعد پیام دادام هرچی از دهنش در اومد بهم گفت کمکم کنید لطفا چیکارکنم برگرد

    [پاسخ]

  19. Asal گفت:

    رهاش کن، دوست نداشته منتظر فرصت بوده وگرنه میبخشید، همه توو عصبانیت یه چیزایی میگن تو اصلا مقصر نیستی، اگر اون این کارو کرده بود تو می بخشیدی

    [پاسخ]

  20. جلال گفت:

    سلام. من نزدیک یک ساله توی فضای مجازی با به دختری آشنا شدم. خیلی دوسش دارم. اولاش،فقط،به عنوان دوس دختر میخواستمش. ولی وقتی فهمیدم همکلاسی نامزد پسر عمومه و دیدمش،عاشقش،شدم. جوری که فکر کردن به اون شده شب و روزم . ولی اون به من میگه نمیخوام نه به انوان نامزد و نه به عنوان دوسپسر. جواب تلفنم رو نمیده و پیامامو خیلی خلاصه و کوتاه و هر ده تا پیامیمو یکیسو جواب میده. ازم خوشش نمیاد،ولی من عاشقشم. حاضرم براش هر کاری کنم. به هر راهی متوصل شدم که اونو مال خودم کنم اما اون راحت میگه نمیخوامت. شبا بدون خدافظی میره و صبح که بیدار میشه اگه من پیام ندم اون عمرا پیام بده. اگه یه روز بهش،پیام ندم میمیرم. هر کاری میکنم راضی نمیشه بیام ببینمش. کادوهایی که براش،میگیرم رو نمیخواد و پسشون میزنه و نمیاد،اصلا بگیرتشون. حتی میگم میدم به کسی بیاره ولی اونم قبول نمیکنه. فکر اون شده شب و روزم. تازگیا فهمیدم که با چندتا پسر تو مجازی دوست شده و عکس و شماره بهشون داده. تا با یه پسری سرگرم هست اصلا به پیامای من توجه نمیکنه. اون منو نمیخواد. چیکار کنم که دلسو به دست بیارم. راهنمایی کنید دوستان

    [پاسخ]

  21. سلام من عاشق دختریم که ار فامیلای دورمونه تو مشهد سر یه چیز الکی باهم قهر کردیم هرکاری می کنم دیگه باهام اشتی نمی کنه باید چیکار کنم

    [پاسخ]

  22. سلام من عاشق دختریم که ار فامیلای دورمونه تو مشهد سر یه چیز الکی باهم قهر کردیم هرکاری می کنم دیگه باهام اشتی نمی کنه باید چیکار کنم؟

    [پاسخ]

  23. مهدی گفت:

    با عرض سلام من۳۸سالمه ی بار ازدواج کردم ولی بعد از ۴سال از جدایم با دختری دوست شدم ۶سال باهم بودیم واقعا مهربون بود عاشقانه منو دوست داشت منم دوستش داشتم تا اینکه دانشگاه آلمان پذیرش گرفت گفت کارهای تورو هم میکنم میبرمت از آلمان چند بار اومد ایران بخاطر من به عشق سلام کردنش تو واتس آپ از خواب بیدار میشدم تا اینکه ی مدت دیدم سرد باهام برخورد میکنه ی روز سلام نکرد بیدارشده بود بهش گفتم چرا سلام نکردی گفت دیگه سلام نمیکنم چون میخوام خداحافظی کنم حالا چند وقته رفته و من ۵کیلو لاغر شدم دارم از بین میرم یکی بگه چیکار کنم ممنون میشم

    [پاسخ]

  24. نیلوفر گفت:

    سلام من با یک فردی دوست شدم که رابطمون اولاش خیلی خوب بود .درسته خیلی دعوا داشتیم ولی بازم من عاشقش شدده بودم و هر سری کوتا میومدم تا این که یک ماه و نیم از رابطمون گذشت رابطمون عوض شد اونی من عاشقش بودم کلا عوض شده بود اخلاقش دو هفته یه بار از هم خبر می گرفتیم و همیشه من اول یه آهنگی چیزی براش میفرستادم بعد با هم یکم حرف میزدیم خدا میدونه چقد من التماسش کردم بمونه نره چون عاشقشم حتی یک لحظه هم نمیتونم تصور کنم که دیگه تو زندگیم نباشه الانم سه هفته شده از هم خبر نداریم یه پیام دادم بعد دو روز سین کرد هیچی نگفت واقعا دارم دیوونه میشم شاید دست به خودکشی بزنم خواهشا یه راه حلی بهم بدین که بتونم برش گردونم😢

    [پاسخ]

  25. aref گفت:

    سلام شش ماه نامزد بودیم سر یه موضوع پیش پا افتاده چند ما با هم ارتباط نداشتیم حتی حلقه نامزدیو برگردانده ولی من دوسش دارم جواب تماس و پیامامو نمیده از طریق بزرگ ترا اقدام کرده پدر بزرگش میگه هماهنگ کردن برید عقد کنید ولی خودش پیام فرستاد حق ندارید بیاید چکار کنم تو دوتا شهر دور از هم زندگی میکنیم

    [پاسخ]

  26. arec گفت:

    سلام شش ماه نامزد کرده بودیم که سر یه موضوع چند ماه بهش زنگ نزدم اونم به من زنگ نزد الان حلقه نامزدیم رو برگردانده ولی من هنوز دوسش دارم از طریق بزرگترا اقدام کردم و خودم زنگ میزنم جواب نمیده واقعا دیگه نمیدونم چکار کنم عذرخوهی هامم رو قبول نکرده باید چیکار کنم توی دو شهر دور از هم زنرگی میکنیم

    [پاسخ]

  27. Maryam گفت:

    وضعیتت مثل منه:)

    [پاسخ]

  28. Maryam گفت:

    ینی میشه منم بیام اینجا بنویسم عشقم برگشته:)

    [پاسخ]

  29. es گفت:

    سلام من ٢ ماه هست که با دوست دخترم تموم کردیم ینع اون گفت سرد شده زمان میخوست از من ( چه کار کنم؟؟)

    [پاسخ]

  30. sani گفت:

    سلام من با یه پسری مدت یک سال نیمه دوست بودیم از اول قصدمون ازدواج بود رابتمون پاک بود….ولی سر یک اشتباه ایشون من خیلی شکاک شدم سر هر چیزی بحث میکردم گیر میدادم هر بار خودم پشیمون میشدم میگفتم دیگه تکرار نمیکنم منو میبخشید این بارو آخری گفت آگه یکبار دیگه تکرار کنی همش شکاکی کنی بحث کنی برای همیشه میرم…..و الان ۱۵روزه ترکم کرده به هرا دریک زدم التماس کردم نشد منو از همه جا بلاک کرده و خودشو نشون نمیده چکار کنم خیلی داغونم خواستم حتی خودکشی کنم

    [پاسخ]

  31. بنده گفت:

    سلام علیکم.
    اصلا خواهر من این دوستیا رو خدا باطل میدونه درواقع تجاوز از حدود حق.سوره ایه ۳۱٫بعد نه سیقه محرمیت بین شماها بوده امدن شمارا از پیشانی…برای همین اثار بدی تو زندگی ادم دارد

    [پاسخ]

  32. نازی گفت:

    سلام توروخدا راهنمایی کنید من و پسرعموم سه ساله همدیگرو میخوایم اما من اینقدر باهاش گرم بودم و بش محبت کردم که اون سرد شده اونقدر سرد شده که خودش گف نمیدونم چمه مثل روز اول دوست ندارم کمکم کنید چه کنم که جلب توجه کنم و باز مثل روز اول که شدیدا عاشقم بود عاشقم بشه و بیاد طرفم و جذبم بشه

    [پاسخ]

پاسخ دادن به qt لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *