<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای: انتخاب برای ازدواجی موفق	</title>
	<atom:link href="http://www.zibasho.com/archives/6680/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.zibasho.com/archives/6680</link>
	<description>زیبایی فراتر از ظاهر است و هر آنچه زیبائیست برآزنده شماست</description>
	<lastBuildDate>Thu, 31 Oct 2013 13:43:40 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.1.9</generator>
	<item>
		<title>
		توسط: azam		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/6680/comment-page-1#comment-36441</link>

		<dc:creator><![CDATA[azam]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 31 Oct 2013 13:43:40 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/?p=6680#comment-36441</guid>

					<description><![CDATA[????]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>????</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: آنید		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/6680/comment-page-1#comment-34571</link>

		<dc:creator><![CDATA[آنید]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 18 Sep 2013 21:13:54 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/?p=6680#comment-34571</guid>

					<description><![CDATA[با سلام من دختری هستم 26 ساله با پسری اشنا شدم 8 ماه از من کوچیکتره ولی از نظر اون ایراد نداره برای تشکیل زندگی از نظر مالی از ما سرترن به نظر شما این ازدواج موفق میشه]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام من دختری هستم ۲۶ ساله با پسری اشنا شدم ۸ ماه از من کوچیکتره ولی از نظر اون ایراد نداره برای تشکیل زندگی از نظر مالی از ما سرترن به نظر شما این ازدواج موفق میشه</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: مانا		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/6680/comment-page-1#comment-34344</link>

		<dc:creator><![CDATA[مانا]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Sep 2013 20:17:30 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/?p=6680#comment-34344</guid>

					<description><![CDATA[در پاسخ به &lt;a href=&quot;http://www.zibasho.com/archives/6680/comment-page-1#comment-34333&quot;&gt;شقایق&lt;/a&gt;.

سلام.به خونوادت اطلاع بده]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در پاسخ به <a href="http://www.zibasho.com/archives/6680/comment-page-1#comment-34333">شقایق</a>.</p>
<p>سلام.به خونوادت اطلاع بده</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: شقایق		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/6680/comment-page-1#comment-34333</link>

		<dc:creator><![CDATA[شقایق]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Sep 2013 19:34:06 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/?p=6680#comment-34333</guid>

					<description><![CDATA[سلام من دختری هستم 18ساله ک امسال کنکور دارم. با ی پسری اشناشدم 2ماهه ک 23سالشه..شدیدا منو دوسم داره ولی من نمیتونم ب هیچ پسری اعتمادکنم خودشم میدونه ولی خیلی تلاش میکنه ک منوقانع کنه..اون حتی منو باخونوادش اشناکرده قصدشم ازدواجه خواهرشم منوخیلی دوس داره...با باباش رودروایسی داش ولی منو بهشون گف.الان من نگران میشم هی میگه چطوری بت ثابت کنم بیام باخونوادت صبت کنم؟ولی من مخالفت میکنم چون ی خواهر بزرگتز ازخودم دارم .بد گفتم بده کنکور قبلش اصلا...نمیدونم چی کنم.دختری هستم ک با بابام ومامانم خیلی راحتم همه چیو بهشون میگم ولی الان نتونستم بگم بهشون اذیت میشم .واقعانمیدونم چی کنم.ب نظرتون بگم بیاد باخونوادم صبت کنه؟میدونم بابامینا راضی میشن ولی اجیم خیلی روم غیرتیه:(کمکم کنید 
بازم سوالی هس بپرسین جواب بدم]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام من دختری هستم ۱۸ساله ک امسال کنکور دارم. با ی پسری اشناشدم ۲ماهه ک ۲۳سالشه..شدیدا منو دوسم داره ولی من نمیتونم ب هیچ پسری اعتمادکنم خودشم میدونه ولی خیلی تلاش میکنه ک منوقانع کنه..اون حتی منو باخونوادش اشناکرده قصدشم ازدواجه خواهرشم منوخیلی دوس داره&#8230;با باباش رودروایسی داش ولی منو بهشون گف.الان من نگران میشم هی میگه چطوری بت ثابت کنم بیام باخونوادت صبت کنم؟ولی من مخالفت میکنم چون ی خواهر بزرگتز ازخودم دارم .بد گفتم بده کنکور قبلش اصلا&#8230;نمیدونم چی کنم.دختری هستم ک با بابام ومامانم خیلی راحتم همه چیو بهشون میگم ولی الان نتونستم بگم بهشون اذیت میشم .واقعانمیدونم چی کنم.ب نظرتون بگم بیاد باخونوادم صبت کنه؟میدونم بابامینا راضی میشن ولی اجیم خیلی روم غیرتیه:(کمکم کنید<br />
بازم سوالی هس بپرسین جواب بدم</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: وحید		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/6680/comment-page-1#comment-24736</link>

		<dc:creator><![CDATA[وحید]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 29 Apr 2013 21:20:04 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/?p=6680#comment-24736</guid>

					<description><![CDATA[در پاسخ به &lt;a href=&quot;http://www.zibasho.com/archives/6680/comment-page-1#comment-13182&quot;&gt;دنیا&lt;/a&gt;.

سلام خواهر من
منم پسری 25 ساله هستم با همان شرایط واز اون بهتر هم کار هم درس هم تدریس و...منم با دختری همسن خودم آشنا شدم برای ازدواج بعده مدتی که باهاش بودم همه معیارامون باهم خوند و عینه همون دختری بود که آرزوشو داشتم.بعد قول ازدواج دادم ولی تاریخ معلوم نکردم.وهیچ رابه لمسی هم نداشتیم و اتفاقنم خیلی دوستش داشتم.ولی.........همیشه گوشه ذهنم سن وقیافش برام مسئله ساز بود ولی میگم خانوادشم خیلی خوب بود به هرحال منم مث اون آقازود عصبانی میشدم ولی دلیلشمبعده ناراحتیم توجیه میکردم اونم اینکه تماما قبولش نکرده بودم وگرنه هیچ وقت به عزیزترین کس آدم قصد ناراحت شدنشو نداره و دلیل بعدی از این روش متوجه میشدم که چقد منو دوست داره و بنوعی برام مهم بود که دختری که دوستم داشته باشه و.... برام همیشه وفاداره و دلایل دیگه ..   .خلاصه میکنم من خانوادمو فرستادم دیدم خانوادمم از قیافش و سنش مخالفت کرد وشدشدم شد البنه دختره متوسط بودا خواستگارم بدلیل تک دختریش زیاد داشت حالا به هر دلیل خانوادمو نتونستم راضی کنم باز میتونم به خاطر اون خانوادمو پس بزنم که خانوادمو ذره ذره وجودم دوستشون دارم به این امید که بعدا آشتی میکنیم.ولی خودمم تو ذهنم هم سنش و هم قیافش قاطی کرده بود و بالاخره تصمیم به جدایی گرفتم.از من گفتن با خانوادش حتما تو جریان باش که قبولت کنن وبیشتر ازهمه خوده پسره قبولت کنه به زبان نه چون شاید رودر واسی داره مث من.حتما این کارو بکن که خانوادش بدونن.ما هردو الان بیشتر خودم عذاب وجدان و سختی نبودش اذیتم میکنه اگرچه تو دانشگاه دخترای بیشتری بهم پیشنهاد دادن ولی اصلا نمی تونم و .................توعذابمممممممممم  بهم باورکن هرجور شده خانوادشو تو جریان بذار بعدا عذاب میکشی هرچقدرم طول بدی عذابت سختر میشه.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در پاسخ به <a href="http://www.zibasho.com/archives/6680/comment-page-1#comment-13182">دنیا</a>.</p>
<p>سلام خواهر من<br />
منم پسری ۲۵ ساله هستم با همان شرایط واز اون بهتر هم کار هم درس هم تدریس و&#8230;منم با دختری همسن خودم آشنا شدم برای ازدواج بعده مدتی که باهاش بودم همه معیارامون باهم خوند و عینه همون دختری بود که آرزوشو داشتم.بعد قول ازدواج دادم ولی تاریخ معلوم نکردم.وهیچ رابه لمسی هم نداشتیم و اتفاقنم خیلی دوستش داشتم.ولی&#8230;&#8230;&#8230;همیشه گوشه ذهنم سن وقیافش برام مسئله ساز بود ولی میگم خانوادشم خیلی خوب بود به هرحال منم مث اون آقازود عصبانی میشدم ولی دلیلشمبعده ناراحتیم توجیه میکردم اونم اینکه تماما قبولش نکرده بودم وگرنه هیچ وقت به عزیزترین کس آدم قصد ناراحت شدنشو نداره و دلیل بعدی از این روش متوجه میشدم که چقد منو دوست داره و بنوعی برام مهم بود که دختری که دوستم داشته باشه و&#8230;. برام همیشه وفاداره و دلایل دیگه ..   .خلاصه میکنم من خانوادمو فرستادم دیدم خانوادمم از قیافش و سنش مخالفت کرد وشدشدم شد البنه دختره متوسط بودا خواستگارم بدلیل تک دختریش زیاد داشت حالا به هر دلیل خانوادمو نتونستم راضی کنم باز میتونم به خاطر اون خانوادمو پس بزنم که خانوادمو ذره ذره وجودم دوستشون دارم به این امید که بعدا آشتی میکنیم.ولی خودمم تو ذهنم هم سنش و هم قیافش قاطی کرده بود و بالاخره تصمیم به جدایی گرفتم.از من گفتن با خانوادش حتما تو جریان باش که قبولت کنن وبیشتر ازهمه خوده پسره قبولت کنه به زبان نه چون شاید رودر واسی داره مث من.حتما این کارو بکن که خانوادش بدونن.ما هردو الان بیشتر خودم عذاب وجدان و سختی نبودش اذیتم میکنه اگرچه تو دانشگاه دخترای بیشتری بهم پیشنهاد دادن ولی اصلا نمی تونم و &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..توعذابمممممممممم  بهم باورکن هرجور شده خانوادشو تو جریان بذار بعدا عذاب میکشی هرچقدرم طول بدی عذابت سختر میشه.</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: قادر		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/6680/comment-page-1#comment-18627</link>

		<dc:creator><![CDATA[قادر]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 23 Dec 2012 08:16:12 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/?p=6680#comment-18627</guid>

					<description><![CDATA[سلام .من نظز بعضیهارو خوندم ومطالبی که گفته شده بودرابررسی کردم .اما چند نکته است که باید بگم 1-دونفر قبل از ازدواج باید یک چیز روبدونن برای چی بدنیا امده اند2- چقدر از عمرشان باقیست 3- چه جوری میخوان زندگی کنن 4-ایا ازنظراحساس وعشق چقدر روراست هستن (یعنی چقدر بهم علاقه دارند وچقدر میتونن همدیگرودرک کنن وتحمل کنن).زندگی یک فرصت است برای هر فرد روزی ما متولد شدیم وروزی هم ازاین دنیا میریم .اگریک خانم تحصیل کرده عشقش وتقدیرش این باشد که بایک بیسواد ازدواج کند ایا باتقدیرش مقابل بمثل خواهد کرد شاید خیلی ها بگن بله چون زحمت کشیده ورفته دانشگاه وازنظرتحصیلات خودش رابالا کشیده .اما به نظر من اگردونفر همدیگرو دوست داشته باشند وهدفی را دنبال کنن به ارزوهاشون میرسن .1- وقتی مردی برای خواستگاری دختری میرود اولین احساسش این است که باکسی ازدواج کند که باروحیات اوسازگار باشد وبتونه زندگی ارومی داشته باشد واین ربطی به ثروتمند.متوسط وفقیر وبیسواد ویا تحصیل کرده نداردهمه این جوری هستن .ایا بهترنیست ازهمدیگرحمایت معنوی کنیم تابتونیم به قله های افتخار دست یابیم .ازقدیم گفتن یک دست صدا ندارد.مایک مثلی هم داریم میگن مردکارگر است وزن بنا.سعی کنیم زندگیهارو بسازیم  البته صادقانه .نه بادروغ ونیرنگ .خوشبخت ترین افردا کسانی هستن که قلبشان تسخیر یک نفر شده و تحمل دوری از همدیگرو ندارند وقربون صدقه هم میرن .وگرنه شاید همین یک ساعت بعد اخرین نفسای ماباشدو مابی خبر .ایا این طور نیست؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام .من نظز بعضیهارو خوندم ومطالبی که گفته شده بودرابررسی کردم .اما چند نکته است که باید بگم ۱-دونفر قبل از ازدواج باید یک چیز روبدونن برای چی بدنیا امده اند۲- چقدر از عمرشان باقیست ۳- چه جوری میخوان زندگی کنن ۴-ایا ازنظراحساس وعشق چقدر روراست هستن (یعنی چقدر بهم علاقه دارند وچقدر میتونن همدیگرودرک کنن وتحمل کنن).زندگی یک فرصت است برای هر فرد روزی ما متولد شدیم وروزی هم ازاین دنیا میریم .اگریک خانم تحصیل کرده عشقش وتقدیرش این باشد که بایک بیسواد ازدواج کند ایا باتقدیرش مقابل بمثل خواهد کرد شاید خیلی ها بگن بله چون زحمت کشیده ورفته دانشگاه وازنظرتحصیلات خودش رابالا کشیده .اما به نظر من اگردونفر همدیگرو دوست داشته باشند وهدفی را دنبال کنن به ارزوهاشون میرسن .۱- وقتی مردی برای خواستگاری دختری میرود اولین احساسش این است که باکسی ازدواج کند که باروحیات اوسازگار باشد وبتونه زندگی ارومی داشته باشد واین ربطی به ثروتمند.متوسط وفقیر وبیسواد ویا تحصیل کرده نداردهمه این جوری هستن .ایا بهترنیست ازهمدیگرحمایت معنوی کنیم تابتونیم به قله های افتخار دست یابیم .ازقدیم گفتن یک دست صدا ندارد.مایک مثلی هم داریم میگن مردکارگر است وزن بنا.سعی کنیم زندگیهارو بسازیم  البته صادقانه .نه بادروغ ونیرنگ .خوشبخت ترین افردا کسانی هستن که قلبشان تسخیر یک نفر شده و تحمل دوری از همدیگرو ندارند وقربون صدقه هم میرن .وگرنه شاید همین یک ساعت بعد اخرین نفسای ماباشدو مابی خبر .ایا این طور نیست؟</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: بهنوش		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/6680/comment-page-1#comment-17151</link>

		<dc:creator><![CDATA[بهنوش]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 11 Nov 2012 15:51:09 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/?p=6680#comment-17151</guid>

					<description><![CDATA[دوستان عزیزم عاقلانه و منطقی تصمیم بگیرید]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دوستان عزیزم عاقلانه و منطقی تصمیم بگیرید</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: مهدیس		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/6680/comment-page-1#comment-15151</link>

		<dc:creator><![CDATA[مهدیس]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 24 Sep 2012 08:42:07 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/?p=6680#comment-15151</guid>

					<description><![CDATA[در پاسخ به &lt;a href=&quot;http://www.zibasho.com/archives/6680/comment-page-1#comment-13105&quot;&gt;ملودی&lt;/a&gt;.

سلام عزیزم....من 23 سالمه شاید سن زیادی نداشته باشم..ولی تجربه های زیادی داشتم.به نظر من بهتره دست از این پسر بکشی و خودت رو بالا بکشی.این پسر اگر برات ارزشو احترام قائل باشه هیچ وقت بهت دروغ نمیگه..احساسات رو بزار کنار...بزار اگر واقعا دوستت داره بهت احترام بزاره وبیاد با خونوادت صحبت کنه ..چون امکان داره بعد از یه مدتی ولت کنه و بزنه زیر همه چی..از همین الان اعتماد به نفست رو ببر بالا..نزار کسی با احساساتت بازی کنه ..به کسی اجازه نده باهات عین دخترای تو خیابونی رفتار کنه...اینو مطمئن باش اگر پسری دختری رو دوست داشته باشه خودشو به آب و آتیش میزنه تا بهش برسه پس نگران از دست دادنش نباش....برای عشق و علاقه ای که بهش داری از خدا بخواه بهترین راه رو بهت نشون بده نه اینکه خودت کاری کنی که شاید بعدا به ضررت تموم بشه.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در پاسخ به <a href="http://www.zibasho.com/archives/6680/comment-page-1#comment-13105">ملودی</a>.</p>
<p>سلام عزیزم&#8230;.من ۲۳ سالمه شاید سن زیادی نداشته باشم..ولی تجربه های زیادی داشتم.به نظر من بهتره دست از این پسر بکشی و خودت رو بالا بکشی.این پسر اگر برات ارزشو احترام قائل باشه هیچ وقت بهت دروغ نمیگه..احساسات رو بزار کنار&#8230;بزار اگر واقعا دوستت داره بهت احترام بزاره وبیاد با خونوادت صحبت کنه ..چون امکان داره بعد از یه مدتی ولت کنه و بزنه زیر همه چی..از همین الان اعتماد به نفست رو ببر بالا..نزار کسی با احساساتت بازی کنه ..به کسی اجازه نده باهات عین دخترای تو خیابونی رفتار کنه&#8230;اینو مطمئن باش اگر پسری دختری رو دوست داشته باشه خودشو به آب و آتیش میزنه تا بهش برسه پس نگران از دست دادنش نباش&#8230;.برای عشق و علاقه ای که بهش داری از خدا بخواه بهترین راه رو بهت نشون بده نه اینکه خودت کاری کنی که شاید بعدا به ضررت تموم بشه.</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: بهار		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/6680/comment-page-1#comment-13769</link>

		<dc:creator><![CDATA[بهار]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 29 Aug 2012 22:10:20 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/?p=6680#comment-13769</guid>

					<description><![CDATA[با سلام دختری 19ساله هستم ولی کسی که دوسش دارم 29 سالشه
از نظر خانوادگی و اخلافی با هم میسازیم تنها مشکل ازدواج قبلی او هست که چند ساله بیش ظلاق گرفت. چطور خانوادمو راضی کنم؟؟؟؟؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام دختری ۱۹ساله هستم ولی کسی که دوسش دارم ۲۹ سالشه<br />
از نظر خانوادگی و اخلافی با هم میسازیم تنها مشکل ازدواج قبلی او هست که چند ساله بیش ظلاق گرفت. چطور خانوادمو راضی کنم؟؟؟؟؟</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: حسن کریمی از تبریز		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/6680/comment-page-1#comment-13204</link>

		<dc:creator><![CDATA[حسن کریمی از تبریز]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 Aug 2012 17:56:24 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/?p=6680#comment-13204</guid>

					<description><![CDATA[سلام 3ساله بایه دختری دوست شدم که تصمیم به ازدواج گرفتیم ولی دختره 6سال از من بزرگتره میخواستم راهنماییم کنین ایا من میتونم با اوخوشبخت بشم یانه سن دختره 33ساله وازدواجم نکرده مرسی از راهنمایتون]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام ۳ساله بایه دختری دوست شدم که تصمیم به ازدواج گرفتیم ولی دختره ۶سال از من بزرگتره میخواستم راهنماییم کنین ایا من میتونم با اوخوشبخت بشم یانه سن دختره ۳۳ساله وازدواجم نکرده مرسی از راهنمایتون</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
