<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای: چطور رابطه عاطفی ناسالم را تمام کنیم؟	</title>
	<atom:link href="http://www.zibasho.com/archives/9035/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.zibasho.com/archives/9035</link>
	<description>زیبایی فراتر از ظاهر است و هر آنچه زیبائیست برآزنده شماست</description>
	<lastBuildDate>Mon, 29 Apr 2019 18:38:53 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.1.9</generator>
	<item>
		<title>
		توسط: h		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/9035/comment-page-4#comment-65891</link>

		<dc:creator><![CDATA[h]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 29 Apr 2019 18:38:53 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/?p=9035#comment-65891</guid>

					<description><![CDATA[اوهوم دقیقا مریضن]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>اوهوم دقیقا مریضن</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: girl		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/9035/comment-page-3#comment-65888</link>

		<dc:creator><![CDATA[girl]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 11 Apr 2019 12:00:13 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/?p=9035#comment-65888</guid>

					<description><![CDATA[سلام من 4 ماه با یه پسر بودم خعلیم عاشق بودم اما رفت منم رفتم سراغ یه پسر دیگ الان بعد از یک سال برگشته من هنوزم عاشقشم اما با یکی دیگم چطوری با اون کات کنم؟چیکار کنم؟هردوشون رو دوست دارم گیج شدم...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام من ۴ ماه با یه پسر بودم خعلیم عاشق بودم اما رفت منم رفتم سراغ یه پسر دیگ الان بعد از یک سال برگشته من هنوزم عاشقشم اما با یکی دیگم چطوری با اون کات کنم؟چیکار کنم؟هردوشون رو دوست دارم گیج شدم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: نازنین		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/9035/comment-page-3#comment-65836</link>

		<dc:creator><![CDATA[نازنین]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 26 Jan 2019 10:53:56 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/?p=9035#comment-65836</guid>

					<description><![CDATA[سلام دختری هستم سی ساله. شیش ساله با پسری مجازی آشنا شدم وچون مجاری بود واقعیت زندگیمو بهش نگفتم که کی هستم .درواقع هویتمو ازش پنهون داشتم .ولی عاشقانه دوسش داشتم اونم منو دوس داشت . تا اینکه بعد گذشت اینهمه سال ازم خواستگاری کردوگفت براازدواج میخوامت منم که دیدم همه چیز جدیه واقعیتمو بهش گفتم . الان بعد سه ماه از گفتن واقعیت میگذره واون دیگه حرفی از ازدواج نمیزنه تازگیا گفت خونوادم قبول نمیکنن وبهتره مثل سابق دوتا دوس باشیم . الان میخوام بدونم که چه جوری فراموشش کنم برام خیلی سخته حتی نمیتونم تصورش کنم که یه لحظه نباشه آخه این رابطه سه ماه یه طرف اون شیش سال یه طرف . من تو این سه ماه اینقد شیفته اش شدم که دارم دق میکنم از دوریش]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دختری هستم سی ساله. شیش ساله با پسری مجازی آشنا شدم وچون مجاری بود واقعیت زندگیمو بهش نگفتم که کی هستم .درواقع هویتمو ازش پنهون داشتم .ولی عاشقانه دوسش داشتم اونم منو دوس داشت . تا اینکه بعد گذشت اینهمه سال ازم خواستگاری کردوگفت براازدواج میخوامت منم که دیدم همه چیز جدیه واقعیتمو بهش گفتم . الان بعد سه ماه از گفتن واقعیت میگذره واون دیگه حرفی از ازدواج نمیزنه تازگیا گفت خونوادم قبول نمیکنن وبهتره مثل سابق دوتا دوس باشیم . الان میخوام بدونم که چه جوری فراموشش کنم برام خیلی سخته حتی نمیتونم تصورش کنم که یه لحظه نباشه آخه این رابطه سه ماه یه طرف اون شیش سال یه طرف . من تو این سه ماه اینقد شیفته اش شدم که دارم دق میکنم از دوریش</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: شبنم		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/9035/comment-page-3#comment-65623</link>

		<dc:creator><![CDATA[شبنم]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 08 Jul 2018 10:30:21 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/?p=9035#comment-65623</guid>

					<description><![CDATA[دنبال راه حلی هستم از شر کسی راحت شم که میگه عاشقانه ولی مدام بهم تهمت میزنه و منو تهدید به ادامه رابطه می‌کنه. یه بچه هم داره و اوضاع مالیش هم تعریفی ندارن. با وعده وعید منو یک سال و نیم نگه داشته و این آخریا اینقد ازش بدم اومده که نمیتونم حتی قیافشو تحمل کنم. ولی تهدیدم می‌کنه اگه باهام ازدواج نکنی عکساتو نشون خونوادت می‌دم و چکی که از روی محبت و البته احمقی براش کشیدم و می‌ذاره اجرا. وقتی این حرفا رو میزنی بعدش پشیمون می‌شه و عذرخواهی می‌کنه ولی من واقعا دیگه نمیتونم تحملش کن. هر کار کردم بیخیالم شه نمی‌شه. میاد دم خونمون سر کوچمون وایمیسته فک می‌کنه من با کس دیگه رابطه دارم. اگه راهی به دهنتون میرسه بگین تا من از شرش راحت شم دیگه مخم کار نمیکنه.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دنبال راه حلی هستم از شر کسی راحت شم که میگه عاشقانه ولی مدام بهم تهمت میزنه و منو تهدید به ادامه رابطه می‌کنه. یه بچه هم داره و اوضاع مالیش هم تعریفی ندارن. با وعده وعید منو یک سال و نیم نگه داشته و این آخریا اینقد ازش بدم اومده که نمیتونم حتی قیافشو تحمل کنم. ولی تهدیدم می‌کنه اگه باهام ازدواج نکنی عکساتو نشون خونوادت می‌دم و چکی که از روی محبت و البته احمقی براش کشیدم و می‌ذاره اجرا. وقتی این حرفا رو میزنی بعدش پشیمون می‌شه و عذرخواهی می‌کنه ولی من واقعا دیگه نمیتونم تحملش کن. هر کار کردم بیخیالم شه نمی‌شه. میاد دم خونمون سر کوچمون وایمیسته فک می‌کنه من با کس دیگه رابطه دارم. اگه راهی به دهنتون میرسه بگین تا من از شرش راحت شم دیگه مخم کار نمیکنه.</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: ليلا		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/9035/comment-page-3#comment-65599</link>

		<dc:creator><![CDATA[ليلا]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 21 Jun 2018 04:54:22 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/?p=9035#comment-65599</guid>

					<description><![CDATA[دقيقا اين افراد مريضن دست خودشون نيست مريضي ترس از تعهد دارند كه ميگن كاميتمنت فوبيك]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دقیقا این افراد مریضن دست خودشون نیست مریضی ترس از تعهد دارند که میگن کامیتمنت فوبیک</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: B		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/9035/comment-page-3#comment-65578</link>

		<dc:creator><![CDATA[B]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 05 Jun 2018 12:37:49 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/?p=9035#comment-65578</guid>

					<description><![CDATA[سلام ۲۶ سالمه با پسری تو مجازی اشنا شدم ورابطمون ب واقعیت کشید....خیلی دوسش دارم ولی یکارایی میکرد ک همیشه باعث جرو بحث بود بینمون
خیلی چیزایی ازش دیدم و شنیدم ک خودش میگفت دروغه و من نفهمیدم واقعیت ماجرا چیه
چندباری م بهم گفت اعتیاد گرفتم و درحال ترکم
ولی من باور نکردم لازم...حتی مادرمم موضوع رابطمون فهمید و ایشون اومدن خاستگاری 
خانوادم‌تاحدی مخالف ازدواجمون بودن ولی بخاطر روحیه من حرفی نمیزدن...

همینا باعث شد ازش زده بشم و سرد
ازچشمم افتاد دیگه اصلا دوسش ندارم هیچ حسی بهش ندارم دیگه...حالا بعد ۵.۶ ماه برگشته بازم اصرار ک اگه نمونی کنارم خودم میکشم
همش گریه و....
خسته شدم بخدا...روحیه مو باختم 
از طرفی حس عذاب وجدان دارم ک اه نکشه پشتم از طرفی م دیگه دوسش ندارم متنفرم ازش...
نمیدونم چیکار کنم و راهم چیه<img src="https://s.w.org/images/core/emoji/14.0.0/72x72/1f614.png" alt="😔" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام ۲۶ سالمه با پسری تو مجازی اشنا شدم ورابطمون ب واقعیت کشید&#8230;.خیلی دوسش دارم ولی یکارایی میکرد ک همیشه باعث جرو بحث بود بینمون<br />
خیلی چیزایی ازش دیدم و شنیدم ک خودش میگفت دروغه و من نفهمیدم واقعیت ماجرا چیه<br />
چندباری م بهم گفت اعتیاد گرفتم و درحال ترکم<br />
ولی من باور نکردم لازم&#8230;حتی مادرمم موضوع رابطمون فهمید و ایشون اومدن خاستگاری<br />
خانوادم‌تاحدی مخالف ازدواجمون بودن ولی بخاطر روحیه من حرفی نمیزدن&#8230;</p>
<p>همینا باعث شد ازش زده بشم و سرد<br />
ازچشمم افتاد دیگه اصلا دوسش ندارم هیچ حسی بهش ندارم دیگه&#8230;حالا بعد ۵.۶ ماه برگشته بازم اصرار ک اگه نمونی کنارم خودم میکشم<br />
همش گریه و&#8230;.<br />
خسته شدم بخدا&#8230;روحیه مو باختم<br />
از طرفی حس عذاب وجدان دارم ک اه نکشه پشتم از طرفی م دیگه دوسش ندارم متنفرم ازش&#8230;<br />
نمیدونم چیکار کنم و راهم چیه😔</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: Saqi		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/9035/comment-page-3#comment-65554</link>

		<dc:creator><![CDATA[Saqi]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 13 May 2018 09:27:21 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/?p=9035#comment-65554</guid>

					<description><![CDATA[به دوستان عزيزم توصيه ميكنم راجع بيماري كاميتمنت فوبيك حتما تحقيق كنند قبل از ازدواج تا در دام همچين افرادي نيفتن واقعا اين افراد زياد شدند فرار از تعهد اين الراد هرگز ازدواج نميكنند يا وسط راه جا ميزنن مراقب باشيد پيشگيري بهتر از درمانه كسي كه ادعاي عاشقي ميكنه وجا ميزنه از اين افراد بترسيد واقعا خطر ناك هستند]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به دوستان عزیزم توصیه میکنم راجع بیماری کامیتمنت فوبیک حتما تحقیق کنند قبل از ازدواج تا در دام همچین افرادی نیفتن واقعا این افراد زیاد شدند فرار از تعهد این الراد هرگز ازدواج نمیکنند یا وسط راه جا میزنن مراقب باشید پیشگیری بهتر از درمانه کسی که ادعای عاشقی میکنه وجا میزنه از این افراد بترسید واقعا خطر ناک هستند</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: مریم		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/9035/comment-page-3#comment-65543</link>

		<dc:creator><![CDATA[مریم]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 02 May 2018 21:37:28 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/?p=9035#comment-65543</guid>

					<description><![CDATA[خلا عاطفی یا سادگی سن و سال نمیشناسه هر کسی تو هر سن و موقعییتی میتونه نقش قربانی رو بازی کنه]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>خلا عاطفی یا سادگی سن و سال نمیشناسه هر کسی تو هر سن و موقعییتی میتونه نقش قربانی رو بازی کنه</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: مریم		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/9035/comment-page-3#comment-65542</link>

		<dc:creator><![CDATA[مریم]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 02 May 2018 21:28:42 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/?p=9035#comment-65542</guid>

					<description><![CDATA[وقتی ادم با دل خودش ب دلایل فنی مشکل داره دنبال راه حل میگرده ک تازه عایا بشه یا نشه..وگرنه وقتی میبینه طرف مث زامبی فقط افتاده داره خونشو میمکه..ب طور غریزی خود ب خود از زامبی فاصله میگیره....]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی ادم با دل خودش ب دلایل فنی مشکل داره دنبال راه حل میگرده ک تازه عایا بشه یا نشه..وگرنه وقتی میبینه طرف مث زامبی فقط افتاده داره خونشو میمکه..ب طور غریزی خود ب خود از زامبی فاصله میگیره&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
		<item>
		<title>
		توسط: نمیدانم		</title>
		<link>http://www.zibasho.com/archives/9035/comment-page-3#comment-65444</link>

		<dc:creator><![CDATA[نمیدانم]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 21 Feb 2018 20:03:45 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zibasho.com/?p=9035#comment-65444</guid>

					<description><![CDATA[سلام .حال شمابسیاردرناک وپرازاندوه این حق روبه شما میدم که اینقدرناراحت وتامرزخودکشی پیش رفته بودید.ولی بنظرشما روی این کره خاکی چندمیلیون زن ومرد کودک .پیر.جوان خلاصه ...وجوددارن آیا بنظرشما پیری عاشق نبوده یا کودکی بزرگ شه عاشق نمیشه.صدرصد بوده .وخواهدبود اما بایدبخاطرشکست عشقی خودشو به دارآویخت بخاطر یه مرد که اصلن دنبال یه هوس بوده یابخاطریک زن که دنبال پول وامکانتات بوده ارزش داره من میگم نه..ببخشش وبسپارش به اون که این کره خاکی وجهان روآفریده..ویک زندگی جدید باآدمای جدید شروع کن روی پاهای خودت وایستا نگو که بخاطراون یاهیچکس دیگه زندگیم روبه لجن میکشم ..موقعی که آدم یه چیزروازدست میده مطمعن باش قول که یه چیزبهتر(مرد..زن)بهت این زندگی هدیه میده ومطمعن باش اون طرف جای دیگه زیرپای کس دیگه له میشه..اینو برای franyنوشتم به اميديه زندگیه بهتربلندشو...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام .حال شمابسیاردرناک وپرازاندوه این حق روبه شما میدم که اینقدرناراحت وتامرزخودکشی پیش رفته بودید.ولی بنظرشما روی این کره خاکی چندمیلیون زن ومرد کودک .پیر.جوان خلاصه &#8230;وجوددارن آیا بنظرشما پیری عاشق نبوده یا کودکی بزرگ شه عاشق نمیشه.صدرصد بوده .وخواهدبود اما بایدبخاطرشکست عشقی خودشو به دارآویخت بخاطر یه مرد که اصلن دنبال یه هوس بوده یابخاطریک زن که دنبال پول وامکانتات بوده ارزش داره من میگم نه..ببخشش وبسپارش به اون که این کره خاکی وجهان روآفریده..ویک زندگی جدید باآدمای جدید شروع کن روی پاهای خودت وایستا نگو که بخاطراون یاهیچکس دیگه زندگیم روبه لجن میکشم ..موقعی که آدم یه چیزروازدست میده مطمعن باش قول که یه چیزبهتر(مرد..زن)بهت این زندگی هدیه میده ومطمعن باش اون طرف جای دیگه زیرپای کس دیگه له میشه..اینو برای franyنوشتم به امیدیه زندگیه بهتربلندشو&#8230;</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
