سلام مهمان گرامی ، خوش آمدید. آیا این نخستین بازدید شماست ؟ وارد شده یا عضو شوید
با سلام مهمان گرامی ،
اطلاعات کاربری به ما نشان می دهد که شما در انجــمن های زیبـــایی و سلامت عضو نشده اید برای اینکه از امکانات این تالار گفتگو استفاده کنید ، باید عضو شوید.

پس هر چه زود تر اقدام به عضــویت نمائید و یا وارد شوید.

انجــمن های زیبـــایی و سلامت

انجمن های زیبایی سلامت زیباشو

توجه: دوره آموزش فرمولاسیون رنگهای زیبای مو انجمن زیباشو ๑۩۞۩.... لطفا پرسش های خود در زمینه رنگ مو را فقط اینجا مطرح کنید..... ۩۞۩๑ ๑❀95❀ مسـابـقــه : عکس از سفره هفــت سیـن ❀95❀
 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دل نوشته ها برای پدر و مادر
2013/12/11, ساعت 21:27 (آخرین ویرایش در این ارسال: 2013/12/11 ساعت 21:34 ، توسط Sonya.)
ارسال: #1
دل نوشته ها برای پدر و مادر
Heartدوستان توی این تاپیک میخوام حرف دلمونو نسبت به پدر و مادرمون بیان کنیم...حرفایی که هیچوقت نتونستیم بیانشون کنیم
حالا با هر روشی


تو 10 سالگي : " مامان ، بابا عاشقتونم"
تو 15 سالگي : " ولم کنين "
تو 20 سالگي : " مامان و بابا هميشه ميرن رو اعصابم"
... ... ...
تو 25 سالگي : " بايد از اين خونه بزنم بيرون"
تو 30 سالگي : " حق با شما بود"
تو 35 سالگي : "ميخوام برم خونه پدر و مادرم "
تو 40 سالگي : " نميخوام پدر و مادرم رو از دست بدم!!!!"
تو هفتاد سالگي : " من حاضرم همه زندگيم رو بدم تا پدر و مادرم الان اينجا باشن ...!
بيايد ازهمين حالا قدر پدرو مادرامونو بدونيم...
از اعماق وجودم اعتقاد دارم که هر روز، روز توست ...


دست پر مهر مادر
تنها دستي ست،
که اگر کوتاه از دنيا هم باشد،
از تمام دستها بلند تر است...

Yahoos (45)Yahoos (45)Yahoos (45)Yahoos (45)

(( قند )) خون مادر بالاست .
دلش اما هميشه (( شور )) مي زند براي ما ؛
اشک*هاي مادر , مرواريد شده است در صدف چشمانش ؛
دکترها اسمش را گذاشته*اند آب مرواريد!
حرف*ها دارد چشمان مادر ؛ گويي زيرنويس فارسي دارد!
دستانش را نوازش مي کنم ؛ داستاني دارد دستانش .

Yahoos (45)Yahoos (45)Yahoos (45)Yahoos (45)

پدر گفت: مادرت به آسمان ها رفته. عمه گفت: مادرت به یک سفر دور و دراز رفته. خاله گفت: مادرت آن ستاره ی پر نور کنار ماه است. دختر بچه گفت: مادرم زیر خاک رفته است.

عمه گفت: آفرین، چه بچه واقع بینی، چقدر سریع با مسئله کنار آمد.

دختر بچه از فردای آن دفن مادرش، هر روز پدرش را وادار می کرد او را سر قبر مادرش ببرد. آن جا ابتدا خاک گور را صاف می کرد، بعد آن را آب پاشی می کرد و کمی با مادرش حرف می زد.

هفته ی سوم، وقتی آب را روی قبر مادرش می ریخت، به پدرش گفت: پس چرا مادرم ســـــــــــــــبز نمی شود؟

 سپاس شده توسط *mana* ، yasi ، Sepid ، مهسا* ، گل مریم ، Fatemehh ، دریاآرام ، baran ، سارا نت
2013/12/11, ساعت 23:12
ارسال: #2
RE: دل نوشته ها برای پدر و مادر
Undecided من خیلی حرفا دارم.اینا رو خوندم دلم درد گرفتUndecided
مامان من مهربون ترین مادر دنیاست شاید باورتون نشه اما همه میدونن چقد بی ریا و مهربون و چر از احساسه اما احساسشو بروز نمیده.مثلا بغلم نمیکنه نازم نمی کنه نه که الان ها از چند سال پیشم همینطور یادمه اما میدوووووونم خیلی دوستم داره ها.ولی خب اخلاقش اینطوریه.من همیشه دوست داشتم باهام صمیمی تر باشه که بتونم راحت باهاش درد و دل کنم اما اینطوری هم نیست چن اصلا روش با ما باز نیست
عااااااااااااااااااااااشقشم بخدا

قدر زمان حال را بدانید که گذشته هرگز برنمی گردد و آینده شاید نیاید.
 سپاس شده توسط Sepid ، Sonya ، گل مریم ، دریاآرام ، سارا نت
2013/12/11, ساعت 23:52
ارسال: #3
RE: دل نوشته ها برای پدر و مادر
مامان وبابای من هم خیلی مهربونن ولی ماسفانه من هیچ وقت نتونستم قدرشونو بدونم ..خصوصا الان که از هم دوریم خیلی سخته ...باور کنید من هرروز باید صدای مادرم از پشت تلفن بشنوم اگه باهاش حرف نزنم مریض میشم ...

 سپاس شده توسط Sonya ، *mana* ، گل مریم ، Fatemehh ، دریاآرام ، سارا نت
2013/12/12, ساعت 00:27
ارسال: #4
RE: دل نوشته ها برای پدر و مادر
مانا جون مامان منم مثل مامان توا... خیلی وقتا ارزوم بوده که فقط دستشو رو سرم بکشه تا از غم و ناراحتی در بیام .....
ولی منم الان مثل سوگلیم باید حتما هر روز صبح باهاش حرف بزنم...
2روز پیش یه کاری کردم(گلی بد)مامانمو رنجوندم...تا شب انقدر گریه کردمممممممممم شوهرم میخواست دیگه بفرستتم برم پیششون

 سپاس شده توسط *mana* ، گل مریم ، Sepid ، دریاآرام ، سارا نت
2013/12/12, ساعت 01:09
ارسال: #5
RE: دل نوشته ها برای پدر و مادر
گلی منم دل میشکونم اما میبشخنم.آخه مهربونن.اصلا یه چیزیه که مامان باباها حس خاصی نسبت به بچه هاشون دارن که اون حس رو بچه ها به مامان بابا ها ندارن اما به بچه های خودشون دارنUndecided
مامانم اینا میدونن من حساسم یادمه چن سال پیش نمی دونم سر چه موضوعی من رنجیده بودم و گریه میکردم مامانم که باز نمی تونست حسشو بهم ابراز کنه اومد کارم نشست باهام کلی گریه کردUndecided
ولی واقعا هیچ کس پدر و مادر ادم نمیشهHeart

قدر زمان حال را بدانید که گذشته هرگز برنمی گردد و آینده شاید نیاید.
 سپاس شده توسط مهسا* ، گل مریم ، Sepid ، Sonya ، دریاآرام ، سارا نت
2013/12/12, ساعت 02:17
ارسال: #6
RE: دل نوشته ها برای پدر و مادر
خدا همه ي پدر مادرها رو حفظ كنه...
عاشقشونمHeart
 سپاس شده توسط *mana* ، گل مریم ، Sepid ، Sonya ، دریاآرام
2013/12/12, ساعت 06:37 (آخرین ویرایش در این ارسال: 2013/12/12 ساعت 06:55 ، توسط گل مریم.)
ارسال: #7
RE: دل نوشته ها برای پدر و مادر
مامان و بابای فداکار دوستتون دارم.Heart
بیشتر از همه حتی خودم،دوستتون دارم.منو بخاطر بی حرمتی هام و قدرنشناسی هام و همه خبط و خطاهام ببخشین.
خدا حفظتون کنه.

بیشتر می جوئیم و کمتر می یابیم؛وقتی تو را در نظر نداریم...
 سپاس شده توسط *mana* ، Sepid ، Sonya ، دریاآرام ، سارا نت
2013/12/12, ساعت 13:10
ارسال: #8
RE: دل نوشته ها برای پدر و مادر
منم همیشه دل میشکنوم بعضی و قتا از خودم بدم میاد با این اخلاقم خیلی زود جوش میزنم نمیتونم کنترل کنم چند بار شده صدامو هم میبرم بالا ولی اون اصلا نا راحت نمیشه ولی با پدرم نه اینجوری رفتار نمی کنم چون زیاد با پدرم صمیمی نیستم من بهترین پدر و مادر دنیارو دارم ..تحمل ندارم اونا رو ناراحت یا مریض ببینم ...امیدوارم خدا به همه پدرو مادرا عمر طولانی و با عزت عطا کنه انشاالله مادر و پدر عزیزتر از جانم دوستتون دارمHeart

 سپاس شده توسط *mana* ، Sonya ، دریاآرام
2013/12/12, ساعت 18:50
ارسال: #9
RE: دل نوشته ها برای پدر و مادر
من مامان فوت شده ولی خیلی وقتا با عکسش حرف میزنم میدونم میفهمه.با بامم میدونم دوسم داره ها ولی همس دوست داشتم دستمو بگیره با هام حرف بزنه ولی همیشه یه دیواری بینمونه

Zibasho-smile (10)
به جای پاک کردن اشکهایت آنهایی که باعث گریه ات شده اند را پاک کن....
 سپاس شده توسط *mana* ، مهسا* ، Sonya ، Sepid ، دریاآرام
2013/12/12, ساعت 20:48 (آخرین ویرایش در این ارسال: 2013/12/12 ساعت 20:50 ، توسط مهسا*.)
ارسال: #10
RE: دل نوشته ها برای پدر و مادر
خدا رحمت كنه مادرتو فاطمه جونHeart

منم گاهي با صداي بلند جواب مامانمو ميدم كه بعدش خيلي ناراحت ميشم ميشينم گريه ميكنم...البته خيلي كم پيش مياد
بخدا خيلي ماهه ي روز نباشه ديوونه ميشم...اميدوارم ببخشتم بابت بديام
ولي منم مثه شماها زياد با بابام صميمي نيستم
 سپاس شده توسط *mana* ، Sonya ، Sepid ، دریاآرام
« قدیمی تر | تازه‌ تر »
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  ❤️ نوشته های کاظم. / kazemtaheri 71 37,072 2019/03/02 ساعت 00:29
آخرین ارسال: kazemtaheri
Photo ❤️دل نوشته های بنیامین_رامین❤️ BENYAMIN 2 2,872 2017/02/22 ساعت 20:05
آخرین ارسال: BENYAMIN
  ܓ♥•٠· دل نوشته های یلدا ܓ♥•٠· سارا نت 79 48,887 2015/08/17 ساعت 23:14
آخرین ارسال: سارا نت
  دل نوشته های رعنا @Raha@ 9 7,970 2015/05/16 ساعت 02:17
آخرین ارسال: @Raha@
  دل نوشته های یک دختر hanas 5 4,573 2015/03/06 ساعت 23:25
آخرین ارسال: hanas
Heart ღ╬♥═╬ღ¸...دل نوشته ها برای خدا....¸ღ╬♥═╬ღ شمیم 35 27,240 2015/01/12 ساعت 14:52
آخرین ارسال: فرشته پاک
  【 ܓ☼】..دل نوشته های سونیا..【 ܓ☼】 Sonya 24 15,357 2014/12/28 ساعت 22:11
آخرین ارسال: Sonya
  دل نوشته های parisaaaa parisaaaa 67 29,558 2014/12/13 ساعت 03:25
آخرین ارسال: parisaaaa
  ˙·٠•●♥ دل نوشته های سوگلی ♥●•٠·˙ Sepid 19 17,780 2014/12/02 ساعت 09:58
آخرین ارسال: Sepid
  دل نوشته های sahar1992 sahar1992 8 6,021 2014/11/11 ساعت 02:04
آخرین ارسال: sahar1992

پرش به انجمن: