سلام مهمان گرامی ، خوش آمدید. آیا این نخستین بازدید شماست ؟ وارد شده یا عضو شوید
با سلام مهمان گرامی ،
اطلاعات کاربری به ما نشان می دهد که شما در انجــمن های زیبـــایی و سلامت عضو نشده اید برای اینکه از امکانات این تالار گفتگو استفاده کنید ، باید عضو شوید.

پس هر چه زود تر اقدام به عضــویت نمائید و یا وارد شوید.

انجــمن های زیبـــایی و سلامت

انجمن های زیبایی سلامت زیباشو

توجه: دوره آموزش فرمولاسیون رنگهای زیبای مو انجمن زیباشو ๑۩۞۩.... لطفا پرسش های خود در زمینه رنگ مو را فقط اینجا مطرح کنید..... ۩۞۩๑ ๑❀95❀ مسـابـقــه : عکس از سفره هفــت سیـن ❀95❀
 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
با چه کسانی ازدواج نکنیم؟؟؟؟
2014/02/26, ساعت 11:12 (آخرین ویرایش در این ارسال: 2014/02/26 ساعت 11:19 ، توسط @Raha@.)
ارسال: #1
Shocked با چه کسانی ازدواج نکنیم؟؟؟؟

این پسران خطرناکند!
هر چیزی را که بتوانید به شانس و اقبال حواله کنید یا فکر کنید با صبوری آن را تحمل خواهید کرد، این یکی را نمی توانید. زندگی با فردی که بیمار نیست اما عادی هم به نظر نمی رسد بسیار دشوار و دردسرساز است و بدتر از همه آنکه کمتر کسی می تواند باور کند زندگی شما این همه دردسر پنهان داشته باشد. بنابراین بهتر است چشمان تان را باز کنید تا در چاله افراد مبتلا به اختلال شخصیت نیفتید.
تشخیص بیماری‌های روانی آسان نیست و گذشته از تخصص درمانگر، به بررسی همه‌جانبه شخصیت و سبک زندگی بیمار نیاز دارد. ما هم در این مطلب نمی‌خواهیم تنها با بیان 5 ویژگی، در مورد کسی قضاوت کنیم و مهر بیماری را بر پیشانی او بچسبانیم اما این بار، با بیان اصلی‌ترین شاخصه‌های چند بیماری روانی، از شما می‌خواهیم پیشنهاد ازدواجی که شنیده‌اید را بیشتر بررسی کنید.

شاید پارانوئید است
مثل کارآگاه دنبال اشتباهات شماست
1 - بدون هیچ دلیلی فکر می‌کند دیگران از او سوءاستفاده می‌کنند یا سرش را کلاه می‌گذارند؟
2 - گرچه بسیاری از رازهای شما را می‌داند اما حتی به شما هم سخت اعتماد می‌کند و سفره دلش را برای‌تان باز نمی‌کند؟
3 - وقتی از مشکلی شکایت می‌کنید، فکر می‌کند به او طعنه می‌زنید و او را به خاطر ناتوانایی‌اش مقصر می‌دانید؟

چرا نباید با او ازدواج کنید؟
زندگی با چنین مردی آسان نیست. در تمام لحظاتی که دوستت دارم را از زبان او می‌شنوید، گرفتار یک تعقیب و گریز هم هستید. هرقدر ادعای عاشق بودن او بیشتر شود، شک کردن‌ها و تهدیدهایش هم بیشتر می‌شود. شاید فکر کنید به مرور می‌توانید اعتمادش را به دست بیاورید و زندگی آرامی را در کنارش بسازید، اما اگر این بیماری در زندگی او ریشه دوانده باشد، حتی متخصصان هم از پس محو کردنش به آسانی برنمی‌آیند. چراکه چنین بیماری به درمانگرش هم اعتماد نمی‌کند.

شاید شخصیت بینابینی دارد
تنها و بد دهن است
1 - نمی‌تواند روابطش (نه عاشقانه و نه دوستانه) را حفظ کند و زندگی‌اش پر است از رد پای آدم‌هایی که رفته‌اند؟
2 - از آسیب زدن به خودش نمی‌ترسد، سابقه اعتیاد و رفتارهای پرخطر دارد و سبک زندگی سالمی را انتخاب نمی‌کند؟
3 - بارها اقدام به خودکشی کرده یا از آن حرف زده و با هر ناکامی کوچکی موضوع خودکشی را پیش می‌کشد؟
4 - ثبات عاطفی ندارد، با بهانه‌های کوچک و بی‌اهمیت، آشفته می‌شود و بددهنی می‌کند یا به دیگران حمله می‌کند؟

چرا نباید با او ازدواج کنید؟
احتمالا عاشق شما مدام شما را به بی‌عاطفه بودن متهم می‌کند و شکست در این عشق را دلیل آسیب زدن به خودش می‌داند. تهدیدهایش به خودکشی را جدی بگیرید اما گمان نکنید که شما علت چنین اتفاقی هستید. چنین شخصیتی به ندرت ارتباطی عمیق و همیشگی را ایجاد می‌کند. دلخوری شما از او، این تصور را برایش ایجاد می‌کند که از او بیزارید. اگر می‌خواهید به او نه بگویید، اول با یک روانشناس مشورت کنید.

شاید ضد اجتماعی است
خطرناک است
1 - هرقدر هم که به شما آسیب بزند، پشیمان نمی‌شود و به جای عذرخواهی بهانه‌تراشی می‌کند؟
2 - نه‌تنها برای شما ارزشی قائل نیست، که دیگران هم برایش بی‌ارزشند و برای منافع خود، به راحتی آنها را له می‌کند؟
3 - وارد شغل‌هایی می‌شود که برای اجتماع زیان بارند و اگر شکست بخورد هم درس عبرت نمی‌گیرد؟

چرا نباید با او ازدواج کنید؟
چنین فردی مرزها و چارچوب‌های اجتماعی را نادیده می‌گیرد و به آنها وفادار نمی‌ماند. برای او نظر دیگران مهم نیست و واکنش‌های دیگران روی رفتارهایش تاثیری نمی‌گذارد. روانشناسان «خودمحوری، فقدان وجدان، رفتار تکانشی و جاذبه سطحی» را از ویژگی‌های اصلی این شخصیت می‌دانند. اگر قصد ازدواج با چنین فردی را دارید مراقب باشید، او آنقدر برای محبت آدم‌ها ارزش قائل نیست که با دیدن محبت تغییر کند، پس مراقب باشید قربانی نشوید.

شاید شخصیت نمایشی دارد
پرحرف‌های سطحی
1 - در هر جمعی که بنشیند با صدای بلند از توانایی‌ها و اتفاقات زندگی‌اش حرف می‌زند و برای جلب توجه دیگران تلاش می‌کند؟
2 - زیاد حرف می‌زند اما حرف‌هایش عمق ندارد و نسبت به موضوعات هم دید عمیق و قابل توجهی ندارد؟
3 - در لحظه‌ای که می‌خواهد توجه شما را جلب کند، اگر بی‌توجهی ببیند، زیر و رو می‌شود و حتی در جمع به شما پرخاش می‌کند؟
4 - سبك گفتاری‌اش تاثیرگذار اما فاقد جزئیات است و عقایدش که اغلب تند یا افراطی است، معمولا مبهم و گنگ هستند؟

چرا نباید با او ازدواج کنید؟
شخصیت‌های نمایشی دوست دارند كه دیده شوند و وقتی همه چشم‌ها را متوجه خود ببینند، احساس رضایت می‌کنند اما اگر به اندازه کافی به آنها توجه نکنید کلافه و عصبی می‌شوند. شما نمی‌توانید یک عمر در کنار چنین فردی زندگی کنید، مگر اینکه از یک روانشناس کمک بگیرید. این شخصیت نیاز به درمان دارد و تنها با شنیدن توضیحات شما در مورد اشتباهاتش تغییر نمی‌کند. چرا که خودش را فردی جذاب و حرف‌هایش را شنیدنی می‌داند.

شاید خودشیفته است
فکر می‌کند پادشاه جهان است؟
1 - خود را از همه و حتی از شما بالاتر می‌داند و به دیده تحقیر به دیگران و توانایی‌های‌شان نگاه می‌کند؟
2 - فکر می‌کند همیشه حق با اوست و دیگران در اشتباهند و خودش را همیشه مبرا و بی‌تقصیر می‌داند؟
3 - به دیگران حسادت می‌کند و چشم دیدن پیشرفت کسی را ندارد ، اما می‌گوید دیگران هستند که به او حسادت می‌کنند؟

چرا نباید با او ازدواج کنید؟
شاید در نگاه اول مردی که تا این اندازه به خودش اطمینان دارد برای‌تان جذاب جلوه کند، اما زندگی کردن با یک خودشیفته کار هر کسی نیست. او حتی تمایلی به درمان شدن هم ندارد. چراکه در درجه اول خودش را سالم و بی‌عیب و نقص می‌داند و در درجه دوم دیگران را در اندازه‌ای نمی‌بیند که بخواهند او را درمان کنند. خودشیفته‌ها آرام آرام توجه اطرافیان‌شان را از دست می‌دهند. چراکه انتظارات‌شان از دیگران بسیار بالا و غیرواقعی است.

در چاله نیفتید
اختلالات شخصیت چیزی نیستند که شما بتوانید به طور قطع و یقین درباره آن نظر بدهید. تشخیص این اختلالات در حیطه کار روانشناسان و متخصصان است. شما فقط می توانید نشانه های آزاردهنده را مشاهده کرده و با مشاور مطمئن و با تجربه ای در میان بگذارید.
اختلالات شخصیت طیف دارند. یعنی ممکن است به شکل ضعیف یا قوی در فرد بروز کنند. حتی این اختلالات در برخی افراد در زمان های مختلف افت و خیز دارد. به هر حال آنچه که مهم است، این که خصوصیات اخلاقی یک فرد وقتی به عنوان اختلال شخصیت شناخته می شوند که اولا مشخصه های معینی داشته باشند و ثانیا شدت آنها به گونه ای باشد که زندگی خود و اطرافیانشان را دچار مشکل کند.
این مساله آنقدر جدی است که روانشناسان می گویند بیشتر گزینه های نامناسب برای ازدواج افرادی هستند که اختلال شخصیت دارند یا دارای برخی از ویژگی های اختلال شخصیت هستند. در واقع شما شاید بتوانید برای تفاوت طبقاتی، عدم کفویت یا رشد نیافتگی فرد مقابل کاری بکنید اما با این یکی هیچ کاری نمی توانید انجام دهید چون مبتلایان به اختلالات شخصیت آنقدر سخت درمان هستند که تقریبا روانشناسان از درمان آنها قطع امید کرده اند. چرا؟ به دلیل آنکه هیچ کسی دوست ندارد شخصیتش را تغییر دهد و مبتلایان به این اختلال ها از آنجایی که سال هاست خودشان را با این ویژگی ها شناخته اند، تمایلی به تغییر نشان نمی دهند یا اگر تغییراتی هم در آنها ایجاد شود مقطعی و موقتی خواهد بود.
بسیاری از مشاورین از افرادی که خواهان ازدواج با هم هستند، تست شخصیت می گیرند .اما هر تست شخصیتی قدرت تشخیص اختلالات شخصیت را ندارد . بنابراین انجام تستی که بتواند اختلال شخصیت را قبل از ازدواج آشکار کند، یکی از وظایف اصلی مشاورین ازدواج است.



گردآوری : گروه سبک زندگی سیمرغ

آدم ها فقط آدم هستند نه بیشتر و نه کمتر
کمتر از چیزی که هستند نگاهشان کنی:آنها راشکسته ای
و بیش تر از آن حسابشان کنی آنها تورا میشکنند


 سپاس شده توسط گل مریم ، baran ، BENYAMIN ، نثار ، ملیکا
2014/02/26, ساعت 11:15
ارسال: #2
RE: این پسران خطرناکند
10 وضعیت خطرناک در ازدواج!!
- زیبایی خیره کننده
شما دختر زیبایی هستید و هم خودتان و هم اطرافیانتان انتظار دارید همسری که انتخاب می کنید به اندازه خودتان زیبا باشد؛ شما پسر خوش تیپ و خوش هیکلی هستید و دوست دارید همسری داشته باشید که از این لحاظ هم سطح خودتان باشد؛ شما به تازگی با فردی آشنا شده اید که بسیار زیباست و واقعا شما را مجذوب خودش کرده است؛ همین جا بایستید: شما به شدت در معرض خطر انتخاب نادرست قرار دارید!
شکی نیست که همه ما زیبایی را دوست داریم و به سمت آن جذب می شویم، اما وقتی نقش زیبایی در انتخاب ما بیشتر از حد معقول باشد، دردسرهایمان هم شروع می شود. بهتر است قبل از اینکه کسی را برای خودتان انتخاب کنید، اولویت هایتان را مشخص کنید: با اینکه زیبایی برایتان اهمیت زیادی دارد، اما چه چیزهایی هست که برایتان از زیبایی اهمیت بیشتری دارد؟ چه معیارهایی را حاضرید فدای زیبایی کنید و از چه معیارهایی به هیچ وجه حاضر نیستید بگذرید؟ آیا اگر این فرد این همه زیبا نبود، بازهم او را انسان خوبی می دانستید؟

2 - پرستیژ و موقعیت اجتماعی ویژه
می گویند لازم نیست خانم ها نصف عمرشان را درس بخوانند و زحمت بکشند تا بشوند خانم دکتر، همین که همسر یک دکتر شوند، همه آنها را « خانم دکتر » صدا می زنند.
موقعیت اجتماعی یکی از مواردی است که احتمال خطای ما در انتخاب همسر را به شدت بالا می برد. عناوین و موقعیت های چشمگیر به راحتی می توانند سایر خصوصیات فرد را تحت تاثیر قرار دهد و به عبارتی چشم ما را به روی خیلی چیزها ببندد. در این صورت ما با موقعیت طرف مقابل ازدواج می کنیم، اما با « خود » او زیر یک سقف می رویم – شما در داخل خانه دیگر خانم دکتر نخواهید بود!
اگر در چنین شرایطی قرار گرفتید، فرد را بدون شغل و موقعیت خاصش تصور کنید: آیا اگر چنین موقعیتی را نداشت بازهم برایتان انسان قابل قبولی بود؟ غیر از موقعیت خاص، چه ویژگی های دیگری دارد که شما را به خود جذب می کند؟

3 - شیفتگی و عشق بی اندازه
مسلما عشق یکی از لازمه های ازدواج است، اما قطعا برای ازدواج کافی نیست. اگر فقط از روی عشق ازدواج می کنید، منتظر باشید که روزی فقط به خاطر نفرت از هم جدا شوید!
یکی از خطرناک ترین شرایط انتخاب همسر زمانی برای شما پیش می آید که «عاشق» می شوید. در این حالت شما آن قدر تحت تاثیر هیجانات و احساسات هستید که نمی توانید درست ببینید و درست تصمیم بگیرید. قبول این مساله برای کسانی که در اوج عشق هستند بسیار سخت است. مغز در حالت هیجان زدگی نمی تواند به طور طبیعی فعالیت کند. بنابراین ما به جز خوبی چیزی نمی بینیم.
اگر نخواهیم از اصطلاح « عشق کور » در این مورد استفاده کنیم، می توانیم بگوییم مغز عاشق، همه چیز را از پشت عینک عشق می بیند و از پشت این عینک هم همه چیز بهتر از آنچه که هست دیده می شود مگر بد است؟ نه. فقط مشکل اینجاست که ما نمی توانیم همیشه با این عینک به دنیا نگاه کنیم چه بخواهیم چه نخواهیم این شیفتگی و این هیجانات دیر یا زود فروکش می کند.
اگر عاشق هستید، بهتر است مدتی صبر کنید و از رابطه فاصله بگیرید تا این تب در شما فروکش کند و بتوانید با دخالت بیشتر عقل، درمورد زندگی آینده تان تصمیم گیری کنید.

4 - احساس تنهایی شدید
تنهایی های دوران مجردی گاهی برایمان تحمل ناپذیر می شود. وقتی دوستان متاهل دور هم جمع می شوند اما ما به دلیل مجرد بودن نمی توانیم در جمع شان باشیم. وقتی با جمعی از بچه های فامیل به مسافرت می رویم و همه با همسرشان هستند به جز ما. وقتی همکارانمان آخر وقت در حالی به خانه شان برمی گردند که همسرشان با یک غذای گرم در انتظارشان است اما ما به خانه ای می رویم که در و دیوار منتظرمان است و ...، ته دلمان به این فکر می کنیم که چرا من باید این قدر تنها باشم؟ و درست همین جاست که زنگ های خطر به صدا درمی آید.
تنهایی مفرط ساده تر از آنچه فکرش را بکنید می تواند شما را در معرض انتخاب اشتباه قرار دهد. وقتی در تنهایی به حال خودتان تاسف می خورید، کسی پیدایش می شود که می تواند شما را از دست این غول تنهایی و این همه غم و غصه نجات دهد و ادامه داستان!
افراد تنها به راحتی می توانند تنهایی شان را با دوستان و آشنایان تا حدی برطرف کنند و به فکر حل این مساله از طریق ازدواج نباشند. بعد از اینکه از عمق تنهایی ما کاسته شد، می توانیم تصمیمات بهتری برای خودمان بگیریم.

5 - عجله
*برای من دیگر دارد خیلی دیر می شود* آیا چنین ندایی را از دوستان می شنوید؟
شما آخرین فرزند خانه هستید که مجرد مانده، تنها پسر مجرد فامیل در طیف سنی خودتان هستید، همه دوستانتان ازدواج کرده اند. چشم مادربزرگ و پدربزرگتان به شماست که نوه شان را ببینند. شما خواهر بزرگ تر هستید و ازدواج خواهر کوچکترتان در گرو ازدواج شماست و آخرین آرزوی مادر و پدرتان برای خوشبختی شما این است که شما را در لباس دامادی / عروسی ببینند. یا اصلا سن شما بالا رفته و احساس می کنید برای ازدواجتان دیر شده است. هیچ کدام از این موارد مشکل خاصی به شمار نمی رود؛ به شرطی که شما را وادار به انتخاب عجولانه و نسنجیده نکند.
در هر انتخابی، وقتی ما در شرایط اضطرار و عجله قرار می گیریم، امکان اشتباه کردنمان چندین برابر می شود و زمانی که این انتخاب به بزرگی انتخاب شریک زندگی باشد، حساسیت آن هم چندین برابر می شود. پس ارزشش را دارد که با این فکر مبارزه کنید.

یک راه حل ساده
به همه کسانی که احساس می کنید از سوی آنها تحت فشار هستید – ازجمله ندای درون خودتان – بگویید که اصلا قصد ازدواج ندارید!

6 - سن پایین
شاید خیلی ها طرفدار ازدواج در سن پایین باشند، اما شما اگر فکر می کنید هنوز به سن مناسب ازدواج نرسیده اید، هرگز تن به ازدواج ندهید.
این که دقیقا چه سنی برای ازدواج مناسب است را نمی شود تعیین کرد، این مساله در فرهنگ ها و در افراد مختلف تفاوت زیادی دارد. اما اکثر روان شناسان امروزی معتقدند به طور کلی در جامعه شهری فعلی سنین زیر 20 سال می تواند برای ازدواج پرخطر باشد. ازدواج سالم نیاز به بلوغ های چندگانه دارد که بسیاری از آنها در سنین پایین حاصل نمی شود. بسیاری از افراد در سنین آغاز جوانی هنوز نمی دانند که از زندگی چه می خواهند و در سال های بعد اولویت هایشان تغییرات زیادی پیدا می کند. ضمن اینکه در این سنین معمولا احساسات ما بر عقلمان چیره است.
درصورتی که سن زیادی ندارید اما در موقعیت ازدواج قرار گرفته اید، مشخص کردن برنامه و خواسته های آینده زندگیتان می تواند کمکتان کند: ایا این ازدواج چیزی است که شما را مطابق اهدافتان پیش ببرد؟ آیا اصلا به جایی رسیده اید که بتوانید هدفی کلی برای خود برگزیده و تصویری از آینده تان ترسیم کنید؟

7 - شناخت ناقص
دو سال است که با کسی قرار ازدواج گذاشته اید و به قصد شناخت برای ازدواج با هم در ارتباط بوده اید، اما این ارتباط شما محدود به کافی شاپ رفتن آخر هر هفته همراه دوستان یا ارتباط تلفنی بوده است. بگذارید خیالتان را راحت کنم: اگر 20 سال هم آخر هفته ها با این فرد بیرون بروید،هر روز ساعت ها با او تلفنی صحبت کنید، بازهم شناخت شما نسبت به او کاملا ناقص است!
وقتی با یک نفر ازدواج می کنیم، در واقع با کل وجود او و با همه ابعاد زندگی اش، خانواده اش، گذشته اش، آینده اش، افکار و اخلاقش و همچنین با جسم او ازدواج کرده ایم؛ در مثال بالا شما فقط بُعد « کافی شاپ » یا به عبارتی بُعد « تفریحی » فرد را شناخته اید، یا با شخصیت مجازی او ( که معمولا بسیار متفاوت از شخصیت حقیقی است ) آشنا شده اید و این هرگز شناخت کافی برای یک ازدواج خوب به حساب نمی آید. احتمال شکست در ازدواجی که براساس شناخت کافی صورت نگیرد بسیار بالاست. ما زمانی می توانیم به شناخت کامل تر برسیم که با همه ابعاد وجودی فرد و در شرایط و موقعیت های مختلف رو به رو شده باشیم.

8 - بحران روحی
در رابطه ای شکست خورده اید، هنوز یک ماه از اتمام رابطه قبلی تان نگذشته، هنوز زخم هایی که از ارتباط ناموفق قبلی خورده اید خوب نشده و هنوز غم و غصه دارید و به حال و هوای عادی زندگی تان برنگشته اید: حال شما و نیاز شما به یک همدم را درک می کنم، اما الان اصلا فرصت مناسبی برای تصمیم گیری در مورد ازدواج نیست.
بحران روحی به هر علتی ممکن است ایجاد شود: ممکن است به تازگی عزیزی را از دست داده باشید، از کار اخراج شده باشید، بیمار باشید، پدر و مادرتان از هم جدا شده باشند یا هر مساله دیگری که باعث ناراحتی شما شده باشد. در حالت بحران، ذهن ما فعالیت طبیعی ندارد و امکان اشتباه در این وضعیت بالاست. ممکن است کسی که الان به نظرمان همسر مناسبی می آید، بعد از عبور از بحران، دیگر چندان مناسب به نظر نرسد و خودمان هم ندانیم چه شد که حاضر شدیم با چنین فردی ازدواج کنیم. این نوع ازدواج ها دقیقا مصداق « از چاله به چاه افتادن » است.

9 - سرخوشی و هیجان
در عروسی دخترخاله تان که خیلی به شما خوش گذشته با کسی آشنا شده اید که انگار دقیقا همان کسی است که همیشه در رویاهایتان به دنبالش بودید. احساس بسیار خوبی نسبت به او دارید و وقتی به او فکر می کنید شادی وصف ناپذیری را در خود احساس می کنید. احساس خوبی است! اما اگر هنوز رابطه تان جدی نشده، دست نگه دارید. چون دقیقا در لبه پرتگاه انتخاب غلط قرار گرفته اید!

هیجانات مثبت، درست مثل هیجانات منفی، ما را در معرض انتخاب غلط قرار می دهد. اسم این حالت را « جوزدگی » می گذارم. در بعضی شرایط ما کاملا « جو زده » می شویم و کارهایی می کنیم که شاید در حالت عادی به آن فکر هم نکنیم. وقتی در میهمانی به ما خوش می گذرد، عملکرد مغز ما متفاوت از حالت عادی است و در واقع فیلترهایی که ما برای انتخاب شخص مناسب برای خود داریم تا حد زیادی از کار می افتد. اشتباه بزرگی است که بخواهیم به انتخاب ذهنمان در چنین حالتی اعتماد کنیم.
در این وضعیت بهتر است مدتی صبر کنیم تا مغز به حالت عادی برگردد و مجددا درمورد این شخص فکر کنیم. در اکثر موارد انتخاب های هیجانی بعد از مدتی از چشم مان می افتند.

10 - چشم و هم چشمی
متاسفانه چشم و هم چشمی نیز چشم ما را به روی بسیاری از واقعیات می بندد و امکان درست دیدن را از ما می گیرد. اگر احساس می کنید در شرایطی هستید که میل به کم کردن روی اطرافیان از طریق ازدواجتان دارید، بهتر است دست از هر اقدامی در زمینه ازدواج بردارید.
از کجا می فهمیم که تصمیم گیری ما از روی چشم و هم چشمی است؟ از اینجا که مدام در حال مقایسه کردن مورد خودتان با مورد ازدواج کسی هستید که حسادت شما را برانگیخته و این خیال رهایتان نمی کند که ازدواج شما با این شخص چطور می تواند حال او را بگیرد و دل شما را خنک کند
چشم و هم چشمی به طور خاص درمورد افرادی دیده می شود که از همسر خود جدا شده اند و همسر آنها مجددا ازدواج کرده است. در چنین شرایطی میل شدید به جبران کردن و کم نیاوردن در ما پدید می آید که ضریب خطا در انتخاب را تا حد زیادی بالا می برد. توصیه می شود برای این جبران و رو کم کنی، راه های دیگری به جز ازدواج را درپیش بگیرید.



گردآوری : گروه سبک زندگی سیمرغ

آدم ها فقط آدم هستند نه بیشتر و نه کمتر
کمتر از چیزی که هستند نگاهشان کنی:آنها راشکسته ای
و بیش تر از آن حسابشان کنی آنها تورا میشکنند


 سپاس شده توسط گل مریم ، دریاآرام ، baran ، BENYAMIN ، نثار ، ملیکا
2014/02/26, ساعت 11:16
ارسال: #3
RE: این پسران خطرناکند
این ازدواج ها خطرناک هستند!
اگر شما با این 8 بهانه می خواهید به خواستگارتان جواب مثبت دهید، کمی صبر کنید. ممکن است بعد از ازدواج با چنین دلایلی، آینده خوبی در انتظار تان نباشد.

شاید عاشق نشده باشید اما در ذهن تان دلایلی داشته باشید که شما را به سمت ازدواج هل می دهد. اتفاقاتی که دور و بر تان افتاده یا حرف هایی که می شنوید، شما را از دوران مجردی دلزده می کند و فکر می کنید وقت آن رسیده که رنگی به زندگیتان بدهید و پوشیدن یک لباس سفید رویایی را تجربه کنید. نه گمان می کنید که نیمه گم شده تان پیدا شده و نه در مقابل خودتان مرد رؤیاهایتان را می بینید. اما باز هم احساس می کنید که باید به تنهایی پایان دهید و با گفتن یک بله، زندگیتان را زیر و رو کنید. اگر شما با این 8 بهانه می خواهید به خواستگارتان جواب مثبت دهید، کمی صبر کنید. ممکن است بعد از ازدواج با چنین دلایلی، آینده خوبی در انتظار تان نباشد.


از این خانه خسته ام
نظارتها و سختگیریهای پدر و مادرتان یا اختلافی که با یکی از اعضای خانواده دارید آزارتان می دهد؟ گمان می کنید اگر ازدواج کنید، از شر این حرف و حدیثها راحت می شوید و خودتان برای زندگیتان تصمیم می گیرید؟ دعواهای همیشگی پدر و مادرتان شما را کلافه کرده و دوست دارید از این خانه پر از آشوب بیرون بیایید؟ فشار مالی ای که خانواده را درگیر کرده نمی گذارد به آرزوهایتان برسید و می خواهید از زیر این فشار فرار کنید و فرد دیگری را مسئول زندگی خود کنید؟ اگر چنین دلایلی باعث شده به ازدواج فکر کنید دست نگه دارید. ازدواجی که انگیزه اش بیرون آمدن از خانه پدری باشد، بیشتر از هر شکل دیگری از ازدواج احتمال دارد به شکست ختم شود. روانشناسان می گویند، اگر می خواهید یک ازدواج موفق داشته باشید، باید بدون چنین محرک هایی برای تشکیل زندگی قدم بردارید و در واقع هدف شما از این شروع تازه، تنها عشق تان به همسر آینده تان باشد وگرنه از چاله به چاه می افتید.

می ترسید بهتر از او پیدا نکنید
بعد از مدتها یک موقعیت خوب ازدواج پیدا شده و گمان می کنید اگر به او نه بگویید، دیگر نمی توانید با فرد بهتری آشنا شوید؟ هیچ حسی نسبت به او در دل تان نیست اما وقتی دو دو تا چهارتا می کنید، می بینید که او بهترین گزینه برای ازدواج است؟ اگر با چنین دلایلی به سمت ازدواج می روید، دست نگه دارید؛ شاید حق با شما باشد و نتوانید دیگر به چنین موقعیتی برسید اما آیا ارزش دارد که یک عمر بدون عشق زندگی کنید؟ گمان نکنید خواستگار امروز تان، آخرین فردی است که به شما پیشنهاد ازدواج می دهد. شاید بخت بهتری برای شما وجود داشته باشد و از آن بی خبر باشید.

شناسنامه آزارتان می دهد؟
به سنی رسیده اید که دوستانتان سر خانه و زندگی شان رفته اند و گمان می کنید اگر مجرد بمانید، از قافله آنها عقب می مانید و دیگر جایی در جمع شان ندارید؟ از قضاوت دیگران می ترسید و اینکه در این سن هم به چشم یک فرد مجرد دیده شوید آزارتان می دهد؟ اگر پایان دادن به مجردی تنها انگیزه شما برای ازدواج است، باید بگوییم که در اشتباهید. ترس از تنهایی و نگرانی نسبت به نگاهی که جامعه به شما دارد، دلیلی منطقی برای ازدواج نیست. شاید شما با این انتخاب، به جمع متاهل ها وارد شوید اما ازدواجی که پشت آن انگیزه احساسی دیگری وجود نداشته باشد یا انتخاب فردی که با معیار های تان همخوانی ندارد و تنها قرار است نقش همسری را برایتان ایفا کند، نمی تواند به خوشبختی شما بینجامد.

باید این ارتباط را به جایی برسانم
شاید در دوره نامزدی به سر می برید اما هنوز ذهنتان پر از شک و تردید است؟ یک دنیا اختلاف کوچک و بزرگ دارید که هنوز نتوانسته اید حل شان کنید اما از طرف دیگر، گمان می کنید حالا که حرفتان همه جا پیچیده و همه انتظار دارند شما را زیر یک سقف ببینند، باید به ازدواج تن بدهید؟ احساس می کنید مدت طولانی ای نامزد بوده اید و دیگر نمی توانید بدون او زندگی کنید اما از طرف دیگر تصمیمی که برای ازدواج گرفته اید شما را هیجان زده و خوشحال نمی کند؟ اگر شما با چنین بهانه هایی برای برگزار کردن جشن عروسیتان تدارک می بینید، صبر کنید. دوره نامزدی دوره شناخت است و تنها مقدمه ای برای ازدواج نیست. حالا که این دوره را پشت سر گذاشته اید، باید بتوانید به این سؤال ها پاسخ بدهید: آیا شناختی که از او به دست آورده اید، به شما می گوید که همسر ایده آلی برای تان نخواهد بود؟ آیا هنوز به زمان بیشتری برای شناختنش نیاز دارید و فکر می کنید این دوره برای نامزدیتان کوتاه بوده است؟ اگر پاسخ شما به این دو سؤال مثبت است، قبل از آنکه فاجعه ای بیافرینید، در تصمیم تان تجدید نظر کنید.

می خواهم انتقام بگیرم
یک نامزدی شکست خورده را پشت سر گذاشته اید یا از مردی که چند سال با او زیر یک سقف زندگی کرده اید طلاق گرفته اید؟ یعنی جدایی تلخ و آزاردهنده ای را پشت سر گذاشته اید و می خواهید با ازدواج با فرد دیگری، به این شریک قدیمی نشان دهید که هیچ نیازی به او ندارید و کسی هست که در زندگی شما را شاد کند؟ اگر دلایل شما برای بله گفتن به خواستگار جدید تان اینهاست، بیشتر فکر کنید. لجبازی با فردی دیگر یا انتخاب یک شریک تازه برای فرار از تنهایی، هرگز نمی تواند به خوشبختی شما منجر شود.

چشم دیگران را خیره می کنم
خواستگاری با ویژگیهای ظاهری خوب، شرایط مالی مناسب برایتان پیدا شده و احساس می کنید اگر با او ازدواج کرده و در جمع ها حاضر شوید، حسادت همه آدمهای جمع را متوجه خود می کنید و چشمشان را با این انتخاب شایسته خیره می کنید؟ شما دوست دارید دیگران با دیدن همسرتان یک آه بکشند و به توانایی هایتان در انتخاب چنین همسری احسنت بگویند؟ می خواهید دیگران را شگفت زده کنید اما هنوز آن حسی که باید را به این خواستگار جدید ندارید و در شخصیتش ویژگیهایی می بینید که شما را آزار می دهد؟ اگر شما به خاطر شرایط اجتماعی، ظاهری، خانوادگی و شغلی یک فرد می خواهید با او ازدواج کنید و برای خودتان در کنارش اعتباری بخرید، باید بیشتر حواستان را جمع کنید. درست است که دیگران همسرتان را با این شرایط می بینند اما آنچه در زندگی مشترک شما را راضی نگه می دارد، خود این فرد است که فارغ از شغل،خانواده و پولش در کنار شما می نشیند.

باید جای خالی او را پر کنم
کسی که برایتان بسیار عزیز بوده را از دست داده اید و احساس می کنید دنیا شما را تنها گذاشته؟ از اینکه هر روز به یک خانه بدون او وارد شوید عذاب می کشید و هیچ کس شما را آنطور که می خواهید تسلی نمی دهد؟ فردی پیدا شده که می خواهد در این غم از دست دادن با شما شریک باشد و اجازه دهد که غصه هایتان را با او قسمت کنید؟ شاید شما این احساسات را با عشق اشتباه گرفته باشید و فکر کنید هرکه می تواند شریک خوبی برای غم هایتان باشد، شریک خوبی هم برای زندگیتان خواهد شد؟ اشتباه می کنید! شما در زندگی تنها به کسی احتیاج ندارید که این درد از دست دادن را برایتان تسلی دهد. اگر این احساسات دلیل شما برای انتخاب یک فرد است، باید کمی بیشتر به موقعیتی که دارید فکر کنید و نگذارید که غم هایتان شما را به زندگی ای وارد کنند که تضمینی برای دوامش وجود ندارد.

فکر می کنید بعدا درست می شود؟
نامزد یا خواستگار شما ویژگیهایی دارد که نمی توانید با آنها کنار بیایید؟ برایتان تصمیم می گیرد و شما را به اجرایشان مجبور می کند؟ عقایدتان را نادیده می گیرد و می خواهد مثل او فکر و زندگی کنید؟ شما را از آرزوهایی که دارید محروم می کند و برایتان خط و نشان می کشد؟ بددهن است و حرمتها را نگه نمی دارد؟ خسیس است یا باتنبلی فرصتهایش را از دست می دهد؟ اگر نامزد شما این ویژگیها را دارد و گمان می کنید که بعد از ازدواج می تواند آنها را تغییر دهد اشتباه می کنید. شما باید همسر آینده تان را همانطور که هست ببینید و احساس کنید با همین ویژگیها و شرایطی که دارد برایتان قابل پذیرش است. باور کنید بعد از ازدواج معجزه نمی شود و همسر بدخلق شما، یک شبه به یک فرشته تبدیل نمی شود.



گردآوری : گروه سبک زندگی سیمرغ

آدم ها فقط آدم هستند نه بیشتر و نه کمتر
کمتر از چیزی که هستند نگاهشان کنی:آنها راشکسته ای
و بیش تر از آن حسابشان کنی آنها تورا میشکنند


 سپاس شده توسط گل مریم ، دریاآرام ، baran ، BENYAMIN ، نثار ، ملیکا
2014/02/26, ساعت 11:17
ارسال: #4
RE: این پسران خطرناکند
ازدواج هاى هوسی ، انتخاب های اشتباه!
«هوس» يكى از مهمترين، و در عين حال خطرناك ترين پايه هاى ازدواج است.

«هوس» را نبايد با لذت هاى مشروع جنسى كه انگيزه فطرى ازدواج است اشتباه كرد شك نيست كه اكثريت قريب باتفاق جوانان در ازدواج «لذت جنسى» مى جويند و به حكم فطرت و آفرينش كه چنان غريزه نيرومندى در آنها آفريده، چنان حقى را هم دارند.

اما هوس چيزى بالاتر از اين است.

«هوس» يك سلسله خيالات خام و محاسبات غلط و غير عاقلانه است كه با نوسانات بى رويه و كامجويى هاى شيطنت آميز و حيوانى آميخته است.

تكيه گاه هوس ارزش هاى زودگذر و ناپايدار و احياناً كودكانه يا احمقانه است.


ازدواج هايى كه بر اساس هوس چيده مى شود غالباً به جدايى مى انجامد، زيرا ضامن بقاى آن گاهى چيزهايى است به ناپايدارى يك حباب روى آب، يا يك برق آسمان!

ازدواج هاى هوسى نشانه هاى فراوانى دارد:

مجلات هوسى پر است از اين ازدواج هاى هوسى.

الگوى اين ازدواج ها گاهى فيلم هاى سينما، و گاهى ازدواج ها و طلاق هاى خواننده ها و هنرپيشه ها مى باشد.

غافل از اين كه اين «كاسب كارها»! براى سر و سامان دادن به كسب و كار خود، و آجر نشدن نانشان، بايد هر چند روز، كار تازه اى انجام دهند كه اسم آنها در زبان ها بيفتد، و به همين جهت مجبورند يك روز ازدواج و روز ديگر طلاق بگيرند، تا عكس و تفصيلات اين جدايى، و آن اتّصال زينت بخش صفحات جرايد بازارى گردد و موج تازه و رونق جديدى به كسب و كارشان بيفتد.

اين را نيز مى دانيم كه صحنه ها و چهره هاى سينمايى جز يك مشت صحنه هاى ساختگى، و چهره هاى گريم كرده چيزى نيست، و در آن سوى چهره ها چهره هاى ديگرى وجود دارد.

امّا هوسبازان بى مطالعه همه اينها را جدى گرفته، و شالوده زندگى خود را روى اين «سراب ها» و «حباب ها» مى نهند و به دنبال آن هزار گونه ناراحتى خود و ناراحت كردن ديگران، هزار گونه دربه درى خود و دربه در كردن ديگران به كفّاره اين هوس هاى زودگذر فراهم مى سازند.

نمونه ديگرى از اين ازدواج هاى هوسى آن است كه به خاطر فلان ژست و ادا در كنار دريا، و مثلا ابراز احساس بموقع در هنگام مشاهده فلان مسابقه ورزشى و مانند آن صورت مى گيرد.

ازدواج با فوتبال!

اخيراً خبر جالب و در عين حال تأسف آورى در جرايد به چشم مى خورد:

زنى از دست همسرش به دادگاه شكايت كرده كه شوهرم شيفته مسابقات فوتبال است و تا سرحدّ عشق به آن مهر می ورزد، هر مسابقه در هر كجا تشكيل شود نخستين مشترى پروپا قرص آن، اوست، فرضاً اين توفيق نصيب او نشود كه مسابقه فوتبال را در محل تشكيل مسابقه ببيند بايد به هر قيمتى هست پاى تلويزيون بنشيند و يا به صداى گوينده راديو گوش كند.

مخصوصاً به هنگام تماشاى مسابقات روى شيشه تلويزيون همه چيز حتى شام و خواب و زن و فرزند خود را فراموش مى كند او ميل دارد تمام سخن از فوتبال در ميان باشد، و نه چيز ديگر.

با اين كه خودش پا به توپ نمى زند قسمت زيادى از پول هاى خود را روى شرط بندى فوتبال از دست مى دهد گاهى هم مقروض مى شود!

اى كاش اين عاشق فوتبال با خود «فوتبال» ازدواج مى كرد نه با من.

من از اين زندگى خسته شده ام و دارم خفه مى شوم.

ولى اين خانم كه اكنون از همسرش يك بچه دارد نمى داند كه اصلا همسرش او را به خاطر فوتبال گرفته است!

چه اين كه خودش اعتراف مى كند به تماشاى يك مسابقه فوتبال رفته بودم، و به هنگامى كه براى بازيكنان يك تيم ابراز احساسات مى كردم اين جوان هم براى همان ها ابراز احساسات داشت و از همان جا با او آشنا شدم، و پايه ازدواج ما به اين ترتيب ريخته شد، گويا قدر مشترك روحى آنها همين ابراز احساسات به فلان دسته بازيكنان بوده است!

مى دانيد شوهر او در برابر اين شكايت چه گفت؟

گفت: من اين طورم كه مى بينى مى خواهى بمان و تحمل كن، نمى خواهى راهت را بگير و برو!



ازدواج هاى كاغذى!

ديگر از نمونه هاى ازدواج هاى هوسى ازدواج هايى است كه از صفحات مجلات و جرايد هوسى شروع مى شود.

مثلا فلان آقا در مجله در صفحه مخصوص آگهى هاى ازدواج مى خواند:
«دوشيزه اى هستم 29 ساله! قد... سانتيمتر،درآمد... تومان در ماه، علاقه مند به موسيقى و گردش و تفريح و پيك نيك! خواهان ازدواج با مردى سبزه و گندم گون كه طول قامتش... سانتى متر و خوش تيپ و خوش آهنگ و خوش برخورد و خوش رو و خوش حرف باشد، درآمد مطرح نيست، هر چه آيد خوش آيد!...»

اين آگهى آبدار توجه او را به خود جلب مى كند و چون هم خود را واجد شرايط مى بيند و هم طرف را، از طريق دفتر همان مجله - با حفظ حق دلالى - با او تماس مى گيرد و طرح اين ازدواج ميمون با وساطت همان مجله صورت مى گيرد.

ولى همين كه آبها از آسياب فرو ريخت! و كمى به خود آمدند در فكر فرو مى روند كه مگر مى خواستند تيرآهن و الوار خريدارى كنند كه تنها با طول و عرض و قامت و كمر و لباس قناعت كردند و صفات انسانى كه ضامن اصلى وفادارى و بقاى ازدواج است همه را فراموش نمودند.

ولى چون هيچ يك از اين صفات در متن عقد شرط نشده و نه جزء شرايط خارج عقد بوده و فقدان آنها لطمه اى به صحت ازدواج نمى زند ناچار با اندازه گيرى دقيق طول قامت و دور كمر و ران ها و كم و زياد بودن - ولو به اندازه يك سانتيمتر! - دستاويز مناسبى براى جدايى پيدا مى كنند و سند اين ازدواج كاغذى را از هم پاره كرده، دور مى ريزند و تا مدّت ها در زير بار عواقب و گرفتارى ها و بدهكارى هاى آن خواهند بود.



بعضى از ازدواج ها مخلوطى است از «هوس» و «تجارت» و طبعاً جامع عيوب و بدبختى هاى هر دو است، و از آن بالاتر ازدواج هاى سياسى است، و چه بهتر كه سر بى درد خود را به درد نياوريم و سربسته بگذاريم و بگذريم.

پيشوايان بزرگ ما بيش از هر چيز روى مزاياى روحى و فكرى و اخلاقى دو همسر تكيه كرده اند، به همين دليل توجه به تربيت خانوادگى، اصالت، روح فداكارى، محبّت و صميميت پاكدامنى و نجابت، ايمان و تقوا را از هر چيز لازم تر شمرده اند.

روزى پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) ما به ياران خود فرمود: «از گياهان خوش آب و رنگى كه در نقاط متعفن و آلوده مى رويد بپرهيزيد»!

ياران عرض كردند: منظور شما از چنين گياهان چيست؟
فرمود: منظورم زنان خوش آب و رنگى است كه در محيط هاى ناپاك و خانواده هاى آلوده پرورش يافته اند (و فاقد امتيازات اخلاقى هستند).
گردآوری:گروه سبک زندگی سیمرغ

آدم ها فقط آدم هستند نه بیشتر و نه کمتر
کمتر از چیزی که هستند نگاهشان کنی:آنها راشکسته ای
و بیش تر از آن حسابشان کنی آنها تورا میشکنند


 سپاس شده توسط گل مریم ، mali joon ، BENYAMIN ، نثار ، ملیکا
2014/02/26, ساعت 11:18
ارسال: #5
RE: این پسران خطرناکند
این موقعیت های ازدواج خطرناکند!
هر کس برای ازدواج معیارهایی دارد که به اعتقاد خودش منطقی و اصولی است اما واقعیت این است که حتی منطقی ترین معیارهای ازدواج هم ممکن است با باورهای غلط و تمایلات اشتباهی ترکیب شوند که چشم شما را روی واقعیت ها ببندند.
این احتمال وجود دارد که هر کدام از مجردهای در آستانه ازدواج در شرایطی قرار بگیریند که به اجبار تن به ازدواج دهند و یا در موقیتی قرار داشته باشند که گمان کنند، ازدواج کردن بهترین راه برای خلاصی از موقعیت ناخوشایندشان است. در ادامه وضعیت های خطرناک مورد بررسی قرار می‌گیرد که بهتر است به هنگام مواجهه با آنها به جای تصمیمات غیرمعقول، سعی در رفع و رجوع آن‌ها برآیید.

هر چه زودتر، بهتر
تصور خیلی از افراد درباره سن ازدواج این است که هر چه زودتر اقدام کنند، نتیجه بهتری کسب خواهند کرد. حتی خانواده‌ها هم فرزندانشان را مجاب می‌کنند که ازدواج در سنین پایین به معنای شانس بیشتر برای انتخاب همسری ایده‌آل است و هر چه سن افزایش یابد، میزان انتخاب‌های خوب و مطلوب فرد نیز رو به افول می‌گذارد. قبل از هر چیز باید خود را محک زد. آیا زمان ازدواج‌مان فرا رسیده؟ آیا آمادگی پذیرش زندگی مشترک را داریم؟
نمی‌توان سن مشخصی برای ازدواج تعیین کرد. این مسئله به فرهنگ و آداب و رسوم نیز وابسته است. هر فردی برای ازدواج نیاز دارد بلوغ‌های چندگانه را پشت سر بگذارد و به علاوه شناخت درستی از خویش به دست بیاورد. اولویت‌هایش را تعیین کند و سپس به انتخابی دور از هیجانات کاذب برسد. اما اگر همین حالا در موقعیت ازدواج قرار گرفته باشیم بهترین کاری که می‌توانیم انجام دهیم بررسی ملاک‌هایمان است و پرسیدن چند باره این سوال که آیا فرد موردنظر می‌تواند در پیش بردن اهداف‌مان به ما کمک کند؟

شناخت ناقص
شناخت طرف مقابل هم به اندازه شناخت خود مهم است. اگر در شرایطی هستید که احساس می‌کنید شناخت درستی از وی ندارید بهتر است برای ازدواج عجله نکنید! ممکن است دو نفر در یک رابطه چند ساله احساس کنند آن‌چنان که باید و شاید یکدیگر را شناخته‌اند اما پاسخ کارشناسان به چنین وضعیتی عکس نظر آنهاست. در واقع یک رابطه دوستانه که حتی به قصد ازدواج ایجاد شده باشد نمی‌تواند پاسخگوی شناختی درست و کامل باشد. وقتی با یک نفر ازدواج می کنیم، درواقع با کل وجود او و با همه ابعاد زندگی اش، خانواده اش، گذشته اش، آینده اش، افکار و اخلاقش و همچنین با جسم او ازدواج کرده ایم؛ اما در شناخت های کافی شاپی و رستوران و.. شما تنها بُعد «تفریحی» فرد را شناخته اید، یا با شخصیت مجازی او (که معمولا بسیار متفاوت از شخصیت حقیقی است) آشنا شده اید و این هرگز شناخت کافی برای یک ازدواج خوب به حساب نمی آید.ازدواج پیوندی همه جانبه است که به شناختی عمیق و دوطرفه افراد از یکدیگر نیاز دارد.

ازدواج به امید معجزه تغییر
با فردی مواجه شده اید که بخشی از خواسته ها و نیازهایتان را برآورده می کند. آدم جالبی است اما شخصیت او تفاوت های عمیقی با شخصیت شما دارد.با این حال تصمیم می گیرید دل به دریا بزنید و زندگی را با او شروع کنید به این امید که در طول زندگی بتوانید او را تغییر دهید یا شاید همین تفاوت ها تبدیل به جذابیت های زندگی شما شود.
تصمیم می گیرید با او ازدواج کنید تا با صبوری و محبت نواقص شخصیتی او را که به دلیل محرومیت ها و مشکلات دوران کودکی اش به وجود آمده تغییر دهید.یا او را زیر پر و بال تان بگیرید و بهش اعتماد به نفس دهید و تشویقش کنید تا به راه درست بیاید. تغییر دادن همسر بعد از ازدواج و نادیده گرفتن مشکلات موجود به امید معجزه ای که در آینده رخ دهد و اوضاع را عوض کند!

چشم دوختن به ظواهر افراد
شما گاهی خواسته یا ناخواسته جذب افرادی می شوید که در جایگاه قدرت قرار دارند.یا به خاطر موقعیت شغلی شان برجسته اند یا جذابیت ظاهری شان، محبوبیت شان در جمع و سایر ویژگی هایشان آنها را برجسته کرده است.این فرد کسی است که هر فرد دیگری دوست دارد با او ازدواج کند اما واقعیت این است که هر کسی باید با فردی که برای زندگی با او مناسب است، ازدواج کند!
تناسب در ازدواج بر هر گرایش و تمایل دیگری ارجحیت دارد و کسی که هر مرد و زن دیگری در آرزوی ازدواج با او باشد، تنها با فردی در حد و اندازه های خودش خوشبخت خواهد بود. اگر در چنین شرایطی قرار گرفتید، فرد را بدون آن موقعیت خاصش(شغل، زیبایی، پرستیژ و موقعیت اجتماعی ویژه و...) تصور کنید: آیا اگر چنین موقعیتی را نداشت بازهم برایتان انسان قابل قبولی بود؟ غیر از موقعیت خاص، چه ویژگی های دیگری دارد که شما را به خود جذب می کند؟

بحران روحی
اگر بدانیم همه انسان‌ها با وجود تمام نقاط مثبت‌شان در نهایت دارای عیب و نقص هستند، می‌توانیم بپذیریم که یک آدم کاملاً معمولی که هیچ شناختی از روش‌های درمانی ندارد، نمی‌تواند باعث نجات ما از بحران‌های روحی و افسردگی‌های طولانی مدت باشد. این موقعیت به خصوص درباره افرادی پیش می‌آید که دچار «شکست‌ عاطفی» شده‌اند و گمان می‌کنند با ازدواج می‌توانند از احوالات بدشان نجات یابند که البته چنین گمانی کاملاً نادرست و اشتباه است.این نوع ازدواج ها دقیقا مصداق «از چاله به چاه افتادن» است.

ناجی تمام احوالات بد
شما ازدواج می کنید تا همراه و همدل و شریک زندگی داشته باشید نه این که کسی را از بدبختی نجات دهید. اعتیادش را درمان کنید، تنهایی اش را پایان دهید یا ضعف هایش را بپوشانید.اگر قرار است چنین نقشی برای فرد مقابل ایفا کنید، شما مددکار او هستید نه همسرش. و بعد از مدت کوتاهی از تلاش برای نجات خسته خواهید شد و زندگی تان را خسته کننده و عذاب آور خواهید دید.

احساس تنهایی شدید
تنهایی مفرط ساده تر از آنچه فکرش را بکنید می تواند شما را در معرض انتخاب اشتباه قرار دهد. وقتی در تنهایی به حال خودتان تاسف می خورید، کسی پیدایش می شود که می تواند شما را از دست این غول تنهایی و این همه غم و غصه نجات دهد و ادامه داستان!
افراد تنها به راحتی می توانند تنهایی شان را با دوستان و آشنایان تا حدی برطرف کنند و به فکر حل این مساله از طریق ازدواج نباشند. بعد از اینکه از عمق تنهایی ما کاسته شد، می توانیم تصمیمات بهتری برای خودمان بگیریم.

عجله
در هر انتخابی، وقتی ما در شرایط اضطرار و عجله قرار می گیریم، امکان اشتباه کردنمان چندین برابر می شود و زمانی که این انتخاب به بزرگی انتخاب شریک زندگی باشد، حساسیت آن هم چندین برابر می شود. پس ارزشش را دارد که با این فکر مبارزه کنید. به همه کسانی که احساس می کنید از سوی آنها تحت فشار هستید – ازجمله ندای درون خودتان – بگویید که اصلا قصد ازدواج ندارید!

سرخوشی و هیجان
هیجانات چه از نوع مثبت و چه منفی، می‌توانند ما را در انتخاب دچار اشتباه کنند. اگر در موقعیتی قرار گرفته باشیم که تحت تاثیر هیجانات، تصمیم به ازدواج گرفتیم، درست به این معناست که جوگیر شده‌ایم. اما راه‌حل ساده برای رفع چنین حالتی صبوری است. باید صبر کنیم تا هیجانات‌مان فرو بنشینند و آن‌گاه دوباره تصمیم‌مان را ارزیابی کنیم. در اکثر موارد انتخاب های هیجانی بعد از مدتی از چشم مان می افتند.

چشم و هم چشمی
اگر احساس می کنیم در شرایطی هستیم که میل شدید به جبران کردن و کم کردن روی اطرافیان از طریق ازدواجمان داریم، و یا آنکه مدام در حال مقایسه کردن مورد خودمان با مورد ازدواج کسی هستیم که حسادت ما را برانگیخته ، بهتر است دست از هر اقدامی در زمینه ازدواج برداریم، چون ضریب خطا در این انتخاب تا حد زیادی بالا است.

یا نصیب و یا قسمت!
باور غلط بعدی را کسانی دارند که معتقدند ازدواج تمام و کمال به قسمت بر می گردد و به همین دلیل دور مشورت و مطالعه و تحقیق را خط می کشند. آنها به جای تحقیق استخاره می کنند و به جای مشورت می گویند: یا نصیب و یا قسمت! و صرفا با توجه به کلیات پیش می روند تا در زندگی مشترک بالاخره راهشان را پیدا کنند. برای این افراد، ازدواج یعنی یک تقدیر از پیش تعیین شده نه یک انتخاب.



گردآوری : گروه سبک زندگی سیمرغ

آدم ها فقط آدم هستند نه بیشتر و نه کمتر
کمتر از چیزی که هستند نگاهشان کنی:آنها راشکسته ای
و بیش تر از آن حسابشان کنی آنها تورا میشکنند


 سپاس شده توسط *mana* ، گل مریم ، mali joon ، BENYAMIN ، نثار ، ملیکا ، دریاآرام
2014/10/24, ساعت 23:53
ارسال: #6
RE: با چه کسانی ازدواج نکنیم؟؟؟؟
آره واقعا حرفتون درسته نمیشه که بدون فکر و مشورت تحقیق یک راست رفت سر استخاره گرفتن که استخاره هم اصول و آداب خودشو داره
 سپاس شده توسط BENYAMIN ، ملیکا ، دریاآرام
2014/10/25, ساعت 11:23
ارسال: #7
RE: با چه کسانی ازدواج نکنیم؟؟؟؟
مطالب مفید بودنClap
 سپاس شده توسط دریاآرام
« قدیمی تر | تازه‌ تر »
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  اشاره به مزایای دوران مجردی پیش از ازدواج Afshin 1 1,779 2015/03/07 ساعت 13:31
آخرین ارسال: @Raha@
  3 اشتباه خانمان سوز در ازدواج Afshin 0 1,720 2015/02/25 ساعت 17:43
آخرین ارسال: Afshin
  با کی ازدواج کنید که خوشبخت شوید؟ Afshin 0 2,112 2015/02/11 ساعت 05:57
آخرین ارسال: Afshin
  چرا زنان زیبا با مردان زشت ازدواج می کنند؟ nasem1365 0 2,502 2015/02/08 ساعت 15:42
آخرین ارسال: nasem1365
  ۱۴ سوال سرنوشت‌ساز قبل از ازدواج ! Afshin 0 1,861 2014/12/09 ساعت 16:54
آخرین ارسال: Afshin
  ۲۰ ویژگی افراد نامناسب برای ازدواج Afshin 1 2,467 2014/10/11 ساعت 13:19
آخرین ارسال: mali joon
  ازدواج سفید چه حاصلی دارد؟ @Raha@ 0 1,323 2014/09/29 ساعت 18:08
آخرین ارسال: @Raha@
  مهارت های مهمی که هر دختر و پسری قبل از ازدواج باید بداند Afshin 0 1,924 2014/09/24 ساعت 15:44
آخرین ارسال: Afshin
  دوستی بهتر است یا ازدواج؟ Afshin 4 3,085 2014/09/16 ساعت 14:54
آخرین ارسال: Sepid
Sad ازدواج به این راحتیه؟ vorojak20 12 6,511 2014/08/25 ساعت 20:22
آخرین ارسال: vorojak20

پرش به انجمن: