سلام مهمان گرامی ، خوش آمدید. آیا این نخستین بازدید شماست ؟ وارد شده یا عضو شوید
با سلام مهمان گرامی ،
اطلاعات کاربری به ما نشان می دهد که شما در انجــمن های زیبـــایی و سلامت عضو نشده اید برای اینکه از امکانات این تالار گفتگو استفاده کنید ، باید عضو شوید.

پس هر چه زود تر اقدام به عضــویت نمائید و یا وارد شوید.

انجــمن های زیبـــایی و سلامت

انجمن های زیبایی سلامت زیباشو

توجه: دوره آموزش فرمولاسیون رنگهای زیبای مو انجمن زیباشو ๑۩۞۩.... لطفا پرسش های خود در زمینه رنگ مو را فقط اینجا مطرح کنید..... ۩۞۩๑ ๑❀95❀ مسـابـقــه : عکس از سفره هفــت سیـن ❀95❀
 
 
امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مدلسازی با etabs
۱۳۹۲/۱۲/۱۴, ساعت ۱۳:۴۲
ارسال: #1
Thumbs Down مدلسازی با etabs

شروع به مدلسازی کامپیوتری سازه با نرم افزار ETABS
در اینجا وارد جزییات مدلسازی در نرم افزار نمیشویم و تنها برخی کلیات بیان میشود. برای یادگیری نرم افزار ETABS میتوانید از کتابهای مختلفی که در بازار موجود است و به طور خاص مجموعه 4 جلدی حسن باجی یا دو جلدی سیفی - هادیزاده استفاده نمایید و یا از جزوات رایگان مختلفی که در این زمینه در اینترنت وجود دارد استفاده کنید.
ایجاد فایل جدید
بعد از باز کردن نرم افزار از منوی FILE/NEW MODEL شروع به ساخت یک فایل جدید میکنید. اگر فایل دیگری نزدیک به فایل خود ( از نظر تنظیمات کلی مثل حالات بار و ترکیبات بارگذاری ، مشخصات مصالح ، تنظیمات طرح لرزه ای و ... ) دارید بهتر است با انتخاب choose .edb فایل مشابه را فراخوانی کرده و تنظیمات آن فایل را به عنوان پیش فرض فایل جدید خود نمایید. در اینجا فرض میشود که شما میخواهید فایل را از خودتان از ابتدا بسازید و مراحل کاری آن فهرست وار توضیح داده میشود.
معرفی محورها و مشخصات ارتفاعی طبقات
محورهایی که قبلاً در اتوکد ایجاد کرده اید در نرم افزار نیز به عنوان خطوط راهنما یا Grid Line باید در شروع کار ایجاد نمایید. سعی کنید که نامگذاری محورها در نرم افزار و فایل اتوکد یکسان باشد و همچنین از ایجاد محورهای اضافه بر انچه که در فایل اتوکد ایجاد کرده اید خودداری کنید. تشابه در فایل اتوکد و ETABS باعث سادگی کار طراحی و جلوگیری از ایجاد خطا توسط شما در حین این فرآیند میشود.
همزمان با معرفی Gride Line باید مشخصات طبقات از لحاظ تعداد طبقات و ارتفاع هر طبقه هم معرفی شود. در این زمینه به نکات زیر هم توجه شود :
1- تراز کف اولین طبقه ( زیر زمین با پارکینگ ) را نسبت به تراز داده شده در نقشه معماری بین 30 تا 50 سانتیمتر کمتر ( پایینتر ) در نظر بگیرید. این اختلاف تراز به دلایل مختلفی است. از جمله میتوان به ایجاد فضای مناسب برای کفسازی ، پنهان شدن سخت کننده های صفحه ستونها در این فضا و نمایان نشدن آن در فضای معماری ، کمک به رعایت عمق یخبندان اشاره کرد.
2- ترازهای استفاده شده در فایل ETABS را حتی الامکان با ترازهای استفاده شده در نقشه معماری مشابه در نظر بگیرید.
3- ارتفاع هر طبقه در واقع همان ارتفاع کف تا کف هر طبقه با طبقه بعدی خود است. این ارتفاع توجه شود که با ارتفاع ازاد طبقه اشتباه نشود.
4- اگر وزن طبقه خرپشته کمتر از 25 درصد وزن بام است مطابق مبحث ششم این طبقه به عنوان طبقه جداگانه لازم نیست که در احتساب نیروی زلزله محسوب شود. به همین جهت بهتر است که خرپشته به عنوان یک طبقه مجزا در نظر گرفته نشود. در این حالت وزن خرپشته به صورت دستی به ستونهای آن در طبقه بام اعمال میشود. طراحی خود خرپشته نیز به صورت دستی انجام خواهد شد. مدلسازی خرپشته در صورتی که بخواهیم سازه را به روش تحلیل دینامیکی مورد آنالیز لرزه ای قرار دهیم و یا محاسبه نیروی زلزله را با استفاده از گزینه های محاسبه خودکار نیروی زلزله انجام دهیم ایجاد خطا در محاسبه نیروهای زلزله مینماید.
5- اگر در قسمتی از طبقات دارای اختلاف سطح در یک طبقه باشیم و یا دارای نیم طبقه باشیم کل این مجموعه به عنوان یک طبقه به نرم افزار معرفی میشود. ترازی که باید به عنوان تراز طبقه معرفی شود تراز قسمت بالاتر طبقه است. بقیه قسمتها را بعداً میشود با استفاده از گزینه Reference plane مدل کرد. ایجاد تراز های جداگانه به عنوان طبقه برای هر تکه از طبقه بعداً باعث چند تکه شدن بادبندها و ستونهای طبقه و اخلال در روند طراحی آنها میشود.

معرفی مشخصات مصالح به نرم افزار
اگر از یک فایل مشابه برای مدلسازی کمک گرفته اید این مشخصات نیازی به معرفی ندارد. اما اگر از یک فایل خالی شروع به مدلسازی کرده اید باید این مشخصات از طریق منوی Define/Material Properties قابل تعریف به برنامه است. اگر فرض کنیم که از فولاد st37 برای سازه فلزی و بتن C21 ( با مقاومت فشاری 21 مگاپاسکال ) با آرماتور S400 ( با مقاومت تسلیم 400 مگاپاسکال ) برای سازه بتنی استفاده کرده باشیم مشخصاتی که برای این دو مصالح باید وارد کنیم ( بر حسب واحدهای kgf , cm ) است.
معرفی مشخصات مقاطع مورد استفاده جهت تیرها ، ستونها و بادبندها
اگر از یک فایل آماده استفاده کرده اید نیازی به انجام این مرحله نیست. اما اگر از یک فایل خالی شروع به انجام سخت فایل کرده اید این مرحله هم باید انجام شود. برای این کار باید به قسمت Define/Frame Section... بروید. روش ساخت مقاطع مختلف در مراجع مختلفی که در بخشهای قبل اشاره شد قابل مطالعه است. در اینجا فقط به برخی نکات خاص و مهمتر اشاره میشود :
1- مقاطع اشتالی مثل IPE ، IPB , تک و جفت نبشی ، تک ناودانی از جداول آماده ضمیمه خود برنامه قابل Import است. مقاطع غیراشتالی مثل مقاطع I شکل ، مقاطع جعبه ای ( مستطیلی توخالی ) ، ناودانی ، سپری ، تک نبشی ، دوبل نبشی ( حالت T شکل ) و مقاطع لوله ای شکل هم با مشخصات دلخواه کاربر قابل اضافه شدن میباشند. برای سازه های بتنی نیز مقاطع T شکل ، مستطیلی و دایره ای با مشخصات دلخواه کاربر قابل اضافه شدن است. برای اینکه از مقاطع اجرایی و اقتصادی استفاده کنید بهتر است که با بازار آهن و میلگرد و موجودی و قیمت پروفیلها آشنا باشید. با جستجو در گوگل چند سایت در این زمینه خواهید یافت. برای نمونه میتوانید به سایت زیر مراجعه نمایید :
سایت جامعه اطلاع رسانی اهن آلات ایران
2- مقاطع غیر اشتالی یا ترکیبی که با روشهای بالا قابل مدلسازی نباشد را بهتر است با استفاده از گزینه SD SECTION (SECTION DESIGNER) مدل کرد. روش مدلسازی با استفاده از این گزینه در کتابهای مختلف آموزشی ETABS توضیح داده شده است. هر چند تمام مقاطع توسط این روش قابل تعریف است ولی توصیه میشود که مقاطعی که به روشهای معمول توضیح داده شده در بالا قابل تعریف است به این روش ساخته نشود. اشکال عمده ای که این روش دارد اینست که نرم افزار مقاطع ساخته شده به این روش را نمیتواند تشخیص دهد که دارای شرایط فشردگی میباشند یا خیر و به همین جهت به طور پیش فرض این مقاطع را غیرفشرده فرض میکند. در نتیجه در برخی قسمتها که لازم است حتماً مقطع فشرده باشد در صورت انتخاب مقطع ساخته شده به روش SD نرم افزار پیام خطا میدهد.
3- برای اینکه مقطعی اقتصادی توسط نرم افزار برای شما انتخاب شود میتوانید از گزینه AUTOSELECT LIST استفاده کنید. این گزینه برای سازه های بتنی قابل استفاده نیست و فقط برای مقاطع فولادی قابل استفاده است. برای این کار باید اول مقاطع مورد نظر خود را به روشهای معمول به نرم افزار معرفی کنید و سپس از این مقاطع یک لیست به صورت اتوسلکت انتخاب نمایید. توصیه میشود که سه لیست اتوسلکت به صورت جداگانه برای تیرها ، ستونها و بادبندها ( در صورت وجود ) ایجاد کنید. در هر لیست فقط مقاطعی که در عمل برای آن اعضا قابل استفاده است استفاده کنید و مقاطع اضافه و غیراجرایی را اضافه نکنید.
4- مقاطعی که به نرم افزار معرفی میکنید سعی کنید مقاطعی اجرایی و با تعدادی محدود باشند. از تعریف مقاطع متعدد که در عمل مجبور شوید در نقشه آنها را اجرایی ( تیپ بندی ) کرده و به مقطع دیگری تغییر دهید خودداری کنید. سعی کنید تا آنجا که ممکن است مقاطع استفاده شده در نرم افزار با مقاطع نقشه یکسان باشد.
5- در معرفی مقاطع به نرم افزار چون ابتدا مشخص نیست که چه مقاطعی جوابگو خواهند بود باید یک فرایند سعی و خطا را پیش گرفت. به همین جهت ممکن است بعد از طراحی اولیه مجبور شویم در مقاطع اولیه تغییراتی بدهیم و یا به آن مقاطع ، مقاطع جدیدی اضافه کنیم.
6-برای مدلسازی اعضای مرکبی که با قید یا لقمه به هم متصل میشود نباید قیدها مدل شوند و تنها مدلسازی اصل مقطع کفایت میکند. تنها در صورتی که دو مقطع با ورق سراسری به هم متصل شوند این ورق در نرم افزار مدل میشود. توجه نمایید که برنامه قابلیت طراحی قیدهای اتصال را ندارد و طراحی قیدها باید به صورت دستی خارج از نرم افزار انجام شود.
7- مدلسازی صحیح تیرهای لانه زنبوری در نرم افزار امکان پذیر نیست. در صورت تمایل به استفاده از این تیرها یا باید از سوراخ داخل آنها صرفنظر کرده و به صورت I شکل مدل کرد و یا سوراخ را سراسری فرض کرد و به صورت دو قطعه T شکل ذر SD آن را مدل کرد. راههای دیگری هم هست که البته ساده نیست. به هر حال توجه کنید که در نرم افزار اکثر ضوابط این تیرها علی الخصوص کنترل خمش ثانویه ناشی از برش کنترل نمیشود و این کنترلها باید به صورت دستی خارج از برنامه انجام شود. توصیه اکید میشود که از این مقاطع جز برای تیرهای فرعی استفاده نشود. توجه شود که برای تیرهای متصل به بادبند و تیرهایی که جزیی از سیستم قاب خمشی هستند اساساً استفاده از این مقاطع ممنوع میباشد.
8- در معرفی مقاطع به نرم افزار باید محدودیتهای آیین نامه ای را هم در نظر گرفت. ضمن اینکه برای هر سیستم سازه ای معمولاً مقاطعی خاص از لحاظ اقتصادی و رعایت ضوابط ایین نامه ای مناسبتر است. برای این منظور بهتر است در انتخاب مقاطع به نکات زیر توجه شود :
الف - برای تیرهای سقف کامپوزیت اگر تیر عملکرد کامپوزیت داشته باشد به نرم افزار فقط مقاطع I شکل را برای این تیرها معرفی نمایید. مقاطع I شکل ساخته شده با SD مورد قبول قرار نمیگیرد.
ب- در سیستم قاب ساده ساختمانی و مهاربند همگرای معمولی مقاطع زیر برای بخشهای مختلف سازه توصیه میشود :
تیرها : I شکل و یا دوبل I بدون ورق تقویت و یا با ورق تقویت دوبل در بالا و پایین مقطع. ورقها را به صورت یکسان در بالا و پایین فرض کنید. ( اگر غیر I شکل باشد باید با SD مقطع را ساخت )
بادبندها : برای بادبندها مقاطع دوبل ناودانی یا دوبل نبشی ( به صورت باکس لوزی شکل و یا به صورت سپری شکل ) . این مقاطع باید با کمک SD ساخته شوند و یا با مقداری اعماض به صورت باکس یا سپری ( در مورد دوبل نبشی به حالت T شکل ) مدل شوند.
ستونها : مقاطع دوبل IPE ترجیحاً به صورت پابسته بدون ورق تقویت و یا با ورق تقویت بر روی دو بال و به موازات جانها میتواند مناسب باشد. این مقاطع باید به صورت SD ساخته شود. اگر با این مقاطع به جواب مناسب رسیده نشد میشود از مقاطع باکس تیرورقی استفاده کرد. استفاده از مقاطع 4 نبشی با 4 ورق تقویتی در 4 وجه هم میتواند مفید باشد. در صورت استفاده از مقاطع 4 نبشی ساخت آنها باید به صورتت SD انجام شود.
ج-در سیستم قاب ساده با مهاربندهای واگرای در حد شکلپذیری کم مقاطع پیشنهادی مشابه حالت قبل است. به این نکته باید توجه ویژه شود که تیر متصل به بادبند در این سیستم باید حتماً مقطع فشرده باشد.
د-در سیستم قاب خمشی متوسط مقاطع زیر پیشنهاد میشود :
- برای تیرها حتماً باید مقطع فشرده استفاده شود. استفاده از مقاطع لانه زنبوری مجاز نمیباشد. مقاطع تک IPE و دوبل IPE مقاطع مناسبی هستند. در صورتی که این مقاطع جوابگو نبودند میشود از تیرورقهای I شکل استفاده نمود. در این حالت برای ارضای شرایط فشردگی باید نسبت عرض به ضخامت بال را به عدد 22 و نسبت ارتفاع به ضخامت جان را به عدد 110 محدود نمود ( با فرض استفاده از فولاد ST37 ). اگر دارای ورق تقویت است نسبت عرض به ضخامت باید به عدد 32 محدود شود.
- برای ستونها هم باید مقاطع فشرده استفاده شود. استفاده از مقاطع پاباز در صورتی مجاز است که تیرهای با اتصال گیردار به ستون عمود بر قیدهای ستون باشند. اگر در هر دو جهت قاب خمشی داشته باشیم استفاده از مقاطع پاباز مجاز نیست. برای این ستونها استفاده از مقاطع I شکل ( به طور مثال IPB ) ، مقاطع باکس تیرورق ( به صورت جعبه ای ) و یا مقاطع صلیبی مناسبتر از بقیه است. برای حالتی که تنها در یک جهت قاب خمشی داشته باشیم استفاده از مقطع I شکل مناسبتر است و برای حالتی که هر دو جهت قاب خمشی است استفاده از دو مقطع جعبه ای و صلیبی مناسبتر است. ( در مقطع صلیبی یک مقطع I شکل خواهیم داشت که عمود بر جان آنها دو مقطع T شکل در چپ و راست آن متصل شده است). در مقاطع جعبه ای توجه کنید که برای ارضای شرایط فشردگی نسبت عرض آزاد مقطع به ضخامت هر تکه از مقطع از عدد 32 ( برای فولاد ST37 ) بیشتر نشود. برای مقاطع صلیبی محدودیتها مشابه مقطع I شکل است. جز آنکه مقدار مجاز برای جان آنها به دو برابر حالت قبل ( عدد 220 ) افزایش مییابد. ( البته جهت رعایت بقیه ضوابط بهتر است در هر صورت نسبت ارتفاع به ضخامت جان مقاطع به عدد 65 محدود شود).
ه- در قابهای خمشی ویژه کلیت مشابه قابهای خمشی متوسط میباشد. جز اینکه تیرها و ستونها به جای فشرده باید فشرده لرزه ای باشند. استفاده از مقاطع پاباز برای ستونها به هیچوجه مجاز نیست. ضوابط مقاطع فشرده لرزه ای در بند 10-3-4-2 و جدول 10-3-1 ذکر گردیده است. بر این اساس در مقاطع I شکل نسبت عرض به ضخامت بال به عدد 18 و نسبت ارتفاع جان به ضخامت به عدد 72 محدود میشود ( برای جان مقطع صلیبی این عدد قاعدتاً باید نصف شود) . برای مقاطع جعبه ای هم نسبت عرض آزاد بال به ضخامت به عدد 19 محدود میشود.
و-برای سیستم قاب مهاربندی همگرای ویژه میشود مشابه سیستم همگرای معمولی عمل کرد. البته باید به نکات زیر هم توجه کرد :
- باید توجه کرد که بادبندها حتماً باید فشرده لرزه ای باشند. اگر از مقاطع دوبل ناودانی یا نبشی استفاده میکنید با فرض عدم اتصال مستقیم دو مقطع به یکدیگر و اتصال با لقمه ، نسبت عرض به ضخامت بال ناودانی و نبشی را به عدد 9 و ارتفاع ازاد به ضخامت جان ناودانی را به عدد 72 محدود شده باشد. قبل از مدلسازی حتماً این ضوابط کنترل شود و سپس آنها را در نرم افزار با معادلسازی به صورت باکس یا سپری ( در مورد دوبل نبشی T شکل ) مدل کرد و یا کلاً از حالت SD جهت مدلسازی کمک گرفت.
- ستونهای متصل به مهاربند باید مشابه قاب خمشی ویژه فشرده لرزه ای باشند. در این حالت اگر از مقاطع دوبل یا تیرورقی استفاده میشود اتصال قطعات به یکدیگر باید با جوش سراسری انجام شود و یا اینکه هر یک از اجزای تشکیل دهنده ستون باید جداگانه شرایط مقطع فشرده لرزه ای را تامین نمایند. برای این ستونها استفاده از مقطع I شکل یا باکس با رعایت شرط فوق مناسب است. برای بقیه ستونهای غیرمتصل به بادبند میتوان از همان مقاطع قاب ساده و مهاربند با حد شکلپذیری کم استفاده کرد.
ز-در سیستم سازه ای قاب با مهاربند همگرای ویژه در انتخاب مقاطع باید به نکات زیر توجه کرد :
- در مورد تیرهای متصل به مهاربند باید از مقاطع I شکل با شرایط فشرده لرزه ای مذکور در قسمتهای قبل استفاده کرد. برای بقیه تیرها که به بادبند متصل نیستند محدودیت ویژه ای مطرح نیست و میشود مشابه سیستم قاب ساده با مهاربند هم محور با حد شکلپذیری کم عمل کرد.
- بادبندها باید به صورت مقطع فشرده ( و نه فشرده لرزه ای ) باشند. در این رابطه در قسمتهای قبل توضیحات کافی داده شده است. مقاطع دوبل ناودانی و نبشی ( به صورت لوزی یا سپری ) برای آنها مناسب است. بهتر است مقطع در ابتدا توسط کاربر برای فشردگی کنترل شود و سپس با مقاطع جعبه ای یا سپری شکل ( برای دوبل نبشی T شکل ) معادلسازی شود و به برنامه معرفی شود.
- ستونهای متصل به بادبند باید مثل حالت قبل فشرده لرزه ای باشند. توضیحات مشابه حالت سیستم مهاربند همگرای ویژه است.
ح- در مورد ساختمانهای بتنی توصیه میشود که برای سعی اول از مقاطع مربع شکل برای ستونها و مستطیلی برای تیرها استفاده شود. محدودیتهای ابعادی این مقاطع بر حسب سطح شکلپذیری در فصل بیستم آیین نامه آبا در چند بخش در زیر عناوین محدودیتهای هندسی ذکر شده است. توصیه میشود که در مورد ستونها عرض ستون از 35 یا 40 سانتیمتر کمتر فرض نشود. عرض تیرها نیز به جهت رعایت مسایل اجرایی از عرض ستون بیشتر در نظر گرفته نشود. در مورد دیوارهای برشی هم حداقل عرض اجرایی 20 سانتیمتر فرض شود. اگر دیوار برشی نیاز به اجزای مرزی داشته باشد ( که این مساله بعد از آنالیز اولیه سازه قابل کنترل است ) عرض اجزای مرزی حداقل باید 30 سانتیمتر فرض شود. در مورد ستونهای بتنی در هنگام معرفی مقاطع بهتر است بین دو گزینه REINFORCED TO BE CHECKED و REINFORCED TO BE DESIGNED گزینه دوم که اجازه طراحی میلگرد را به نرم افزار میدهد انتخاب شود. در مورد تیرها و ستونهای بتنی هم باید ضرایب ترک خوردگی به شرحی که در قسمت بعدی بیان میشود در هنگام معرفی مقطع اعمال گردد. سعی شود که برای ستونها و تیرها تنوع ابعادی زیادی انتخاب نشود و چند تیپ محدود برای آنها کفایت میکند. بهتر است در سازه های با ارتفاع متوسط ( 5-6 طبقه ) ابعاد ستون در ارتفاع ثابت باشد و ستون کاهش ابعادی در طبقات بالا پیدا نکند و فقط آرماتورهای آن کاهش یابد.
9- در انتخاب مقاطع باید محدودیتهای اجرایی را نیز در نظر گرفت. مثلاً نباید ابعاد تیرها و ستونها به گونه ای در نظر گرفته شوند که در کاربریهای معماری ایجاد اخلال نمایند. ( به طور مثال ابعاد ستون باید به گونه ای باشد که در طبقه پارکینگ برای عبور ماشین ها ایجاد مزاحمت نکند و یا ارتفاع تیرها به گونه ای باشد که بیرون زدگی آن از زیر سقف ایجاد نمایی زشت ننماید. در اینگونه موارد باید هماهنگی لازم بین مهندس سازه و معمار وجود داشته باشد.)
10- در معرفی مقاطع فولادی تیرورقی باید محدودیتهای اجرایی و آیین نامه ای جهت جوش مقاطع به یکدیگر را هم در نظر داشت. به طور خاص ضخامت قطعاتی که به هم جوش میشوند نباید فاصله زیادی به یکدیگر داشته باشند تا جوشکاری آنها دچار مشکل نشود.
11- برای ستونهای سازه هایی که سیستم سازه ای در یک یا دو جهت ترکیب بیش از یک سیستم سازه ای است باید از توضیحات و ضوابط ذکر شده در بالا حالتی را در نظر گرفت که ضوابط تمام سیستمهایی که ستون شامل آنهاست را ارضا نماید. یعنی اگر برای سیستم جهت x باید مقطع فشرده و برای جهت y باید فشرده لرزه ای باشد حالت محافظه کارانه یعنی فشرده لرزه ای انتخاب میشود و مقطعی انتخاب میشود که شرایط فشرده لرزه ای را داشته باشد.
اعمال ضرایب ترک خوردگی برای مقاطع تیر و ستون در سازه بتنی در هنگام معرفی مقاطع
در هنگامی که مقاطع بتنی برای تیرها و ستونها معرفی میشود لازم است که ضرایب ترک خوردگی را برای آنها اعمال نمود. این ضریب برای ستونها عدد 0.7 است که برای هر دو آیتم Moment of Inertia about 2 Axis و Moment of Inertia about 3 Axis اعمال میشود. برای تیرها این ضریب برابر 0.35 است و فقط برای آیتم Moment of Inertia about 3 Axis اعمال میشود. برای تیرها علاوه بر ضریب فوق باید یک ضریب دیگر برای اصلاح جرم و وزن هم اعمال شود. این مساله به این علت است که بخشی از ارتفاع تیر با دال سقف همپوشانی دارد و برنامه این وزن را دوبار محاسبه میکند. این ضریب اصلاح برای تیرهای مستطیلی برابر نسبت ارتفاع تیر از زیر تیر تا زیر دال به ارتفاع کل تیر است. به طور مثال برای یک تیر با ارتفاع 50 سانتیمتر و ضخامت دال 5 سانتیمتری این نسبت برابر 0.9 خواهد شد.
در دو شکل زیر اعمال ضرایب اصلاح برای یک تیر و یک ستون به صورت نمونه نمایش داده شده است. تیر دارای مقطع 30*50 سانتیمتر میباشد.
ضرایب ترک خوردگی در مورد دیوارهای برشی بستگی به ترک خوردن یا ترک نخوردن دیوار دارد و باید پس از آنالیز سازه و تعیین این مساله با توجه به نتایج نرم افزار اقدام به اعمال آن نمایید.
توجه کنید که اعمال ضوابط ترک خوردگی غیر از منوی Define/Frame Section از طریق منوی Assign/Frame Line/Frame Property Modifier هم امکان پذیر است که البته از این دو روش فقط یکی باید اعمال شود و اعمال همزمان هر دو باعث ضرب شدن ضرایب در هم و تغییر آن نسبت به مقدار پیش فرض میشود.
معرفی مشخصات مناسب برای المانهای سقف و دیواربرشی

برای معرفی المانهای سقف باید به بخش Define/Wall/Slab/Deck Sections... مراجعه نمایید. المانهای مربوط به سقفهای تیرچه ای ( تیرچه بلوک ، تیرچه فلزی ، کامپوزیت با ضخامت ثابت و متغیر ، سقفهای با ورقهای سبک موجدار و .... ) با استفاده از گزینه add new deck و معرفی سقف دال با ضخامت ثابت با استفاده از add new slab و دیوارها با گزینه add new wall امکان پذیر است. در این مورد لازم است که به نکات زیر هم توجه شود:
1- طراحی دال سقف در ETABS انجام نمیشود و نرم افزار فقط کار توزیع بار را انجام میدهد.
2- در مورد دالها اگر المانها شکل مستطیلی و یا نزدیک به مستطیل داشته باشند استفاده از گزینه membrane مناسب خواهد بود که در این حالت توزیع بار به صورت سهم بارگیر بر اساس سطوحی که از تقاطع نیمساز زوایای رئوس هر پنل دال به دست می اید خواهد بود. این روش برای پنلهای با شکل چند ضلعی نامنظم نامناسب خواهد بود و بهتر است در این حالت از گزینه shell استفاده شود در این حالت باید مش بندی سقف هم به طور مناسبی انجام شود. ( جزییات آن در کتابهای مختلف ذکر شده است). توجه شود که در حالت استفاده از گزینه membrane به عنوان ضخمت دال تنها گزینه membrane دارای اهمیت است ( هر چند که میتوان در قسمت Bending هم همان عدد را برای ضخامت وارد نمود.)
3- در مورد دیوارهای برشی در اکثر موارد با تقریبی مناسب میتوان دیوار را دارای عملکرد Membrane فرض کرد و از سختی خارج از صفحه آن صرفنظر کرد. جز در مورد دیوارهای برشی که به صورت دیوار حائل نیز عمل میکنند و دیوارهایی که دارای سوراخ هستند. ( به دلیل مشبندی در ارتفاع آن و امکان گزارش WARNING در خروجی نرم افزار در هنگام آنالیز در صورت عدم مدلسازی به صورت Shell )
معرفی حالات بارگذاری استاتیکی

بارگذاری لرزه ای سازه به دو روش استاتیکی و دینامیکی امکانپذیر است. صرفنظر از اینکه کدام روش را باید استفاده کنیم بهتر است به طور مشترک حالات بار زیر را با مراجعه به قسمت Define/Static Load Cases... معرفی نمایید ( این حالات بار با این فرض است که از بار باد و اثر نیروی زلزله قائم میشود صرفنظر کرد ) :
1- حالت بار استاتیکی Dead : این حالت از نوع Dead تعریف میشود. وزن سازه شامل تیرها ، ستونها ، بادبندها و دالها و دیوارهای سقف را با وارد کردن عدد یک برای Self Weight Multiplier در این حالت بار محاسبه نمایید. اگر سازه دارای سقف کامپوزیت نباشد تمام بارهای مرده در این حالت بار تعریف میشود. اگر دارای سقف کامپوزیت هستید تنها بارهای مرده ای که قبل از رسیدن بتن به مقاومت اولیه به سازه وارد میشود ( موسوم به بارهای مرده گروه یک ) را در این حالت بار وارد نمایید. این بار مرده شامل همان وزن اسکلت و دالهای سقف و دیوار است.
2- حالت بار استاتیکی SD : این حالت بار از نوع Super Dead است و تنها برای سازه با سقف کامپوزیت تعریف میشود. این حالت بار شامل بارهای مرده گروه دو میشود ( کفسازی ، دیوارهای غیرسازه ای و .... ).
3- حالت بار استاتیکی Live : این حالت بار استاتیکی از نوع Live بوده و شامل بارهای زنده ای میباشد که مطابق بند 6-3-8 از مبحث ششم قابل کاهش نباشند. البته میشود در جهت اطمینان تمام بارهای زنده را صرفنظر از امکان یا عدم امکان کاهش سربار در همین حالت بار معرفی کرد.
4- حالت بار استاتیکی RL : این حالت بار استاتیکی از نوع Reducible Live میباشد. این حالت بار شامل بارهای زنده ای میباشد که قابلیت کاهش سربار زنده بر اساس بند 6-3-8 مبحث ششم را دارند. اگر از کاهش سربار صرفنظر کرده اید نیازی به این حالت بار نیست.
5- حالت بار استاتیکی EX : این حالت بار از نوع QUAKE بوده و جهت اعمال بار زلزله در جهت X سازه و بدون اعمال برون از مرکزیت اتفاقی میباشد.
6- حالت بار استاتیکی EY : این حالت بار از نوع QUAKE بوده و جهت اعمال بار زلزله در جهت Y سازه و بدون اعمال برون از مرکزیت اتفاقی میباشد.
7- حالت بار استاتیکی ENX : این حالت بار از نوع QUAKE بوده و جهت اعمال بار زلزله در جهت X سازه و با اعمال 5 درصد برون از مرکزیت اتفاقی در جهت منفی میباشد.
8- حالت بار استاتیکی EPX : این حالت بار از نوع QUAKE بوده و جهت اعمال بار زلزله در جهت X سازه و با اعمال 5 درصد برون از مرکزیت اتفاقی در جهت مثبت میباشد.
9- حالت بار استاتیکی ENY : این حالت بار از نوع QUAKE بوده و جهت اعمال بار زلزله در جهت Y سازه و با اعمال 5 درصد برون از مرکزیت اتفاقی در جهت منفی میباشد.
10- حالت بار استاتیکی EPY : این حالت بار از نوع QUAKE بوده و جهت اعمال بار زلزله در جهت Y سازه و با اعمال 5 درصد برون از مرکزیت اتفاقی در جهت مثبت میباشد.
11- حالت بار استاتیکی ADDMASS : این حالت بار از نوع OTHER میباشد. از این حالت بار فقط جهت محاسبه جرم دقیق وزن بام ناشی از عدم محاسبه خودکار نصف جرم دیوارهای طبقه قبل از بام در طبقه بام میباشد. این حالت بار در ترکیب بارهای طراحی سازه وارد نخواهد شد.
موارد بالا برای طراحی سازه با استفاده از آیین نامه aisc-asd89 ( به روش تنش مجاز) میباشد. جهت طراحی سازه استفاده از آیین نامه فوق و آیین نامه aisc360/IBC2006 متداولتر از بقیه آِیین نامه ها میباشد. معمولاً در صورت استفاده از روش تنش مجاز مورد اول و در صورت استفاده از روش حالات حدی مورد دوم مناسبتر است. در اینجا فعلاً فرض میکنیم که همه سازه ها با تمام سیستمهای سازه ای جز سازه ای که در یکی از دو جهت خود شامل بادبندهای برون محور در حد شکلپذیری ویژه است با آیین نامه اول و به روش تنش مجاز و سازه شامل بادبندهای برون محور ویژه با آیین نامه دوم و به روش حالت حدی طراحی میشود. در حالت دوم جهت در نظر گرفتن اثراتی نظیر خطای ساخت که باعث برون از مرکزیت بار محوری ستونها نسبت به مرکز ستون و در نتیجه ایجاد لنگرهای اضافه در آنها میشود باید بارهایی از نوع notional معرفی شوند. بار NOTIONAL بر اساس مبحث دهم در هر طبقه به صورت ک بار جانبی به مقدار 0.002 کل بار محوری ثقلی آن طبقه در هر یک از دو جهت اصلی X و Y سازه باید اعمال شود. این حالات بار تنها در ترکیب بارهای ثقلی مشارکت خواهند داشت و وارد ترکیب بارهای شامل بار زلزله نخواهند شد. بر این اساس به ازای هر حالت استاتیکی دو حالت بار NOTIONAL باید تعریف نماییم. یکی برای اعمال بار جانبی در جهت x و دیگری جهت اعمال بار جانبی در جهت محور y . چون در اینجا 4 حالت بار استاتیکی داریم باید 8 حالت بار NOTIONAL تعریف شود. بر این اساس حالات بار زیر به 11 حالت توضیح داده شده در مرحله قبل اضافه میشود:
12- حالت بار NXDEAD : متناظر با حالت بار DEAD در حهت X
13- حالت بار NYDEAD : متناظر با حالت بار DEAD در حهت Y
14- حالت بار NXSD : متناظر با حالت بار SD در حهت X
15- حالت بار NYSD : متناظر با حالت بار SD در حهت Y
16- حالت بار NXLIVE : متناظر با حالت بار LIVE در حهت X
17- حالت بار NYLIVE : متناظر با حالت بار LIVE در حهت Y
18- حالت بار NXRL : متناظر با حالت بار RL در حهت X
19- حالت بار NYRL : متناظر با حالت بار RL در حهت Y
معرفی خودکار نیروی زلزله به نرم افزار

برای معرفی نیروی زلزله به نرم افراز معمولاً کافیست که ضریب زلزله با توجه به ضوباط مبحث ششم محاسبه شود و به نرم افزار فقط همین ضریب معرفی شود. اگر بر اساس مبحث ششم مقدار نیروی شلاقی صفر باشد ( این حالت وقتی پیش می آید که زمان تناوب سازه کمتر از 0.7 ثانیه باشد) کافی است که در قسمت AUTO LATERAL LOAD گزینه USER COEFFICIENT انتخاب شود. در غیر این صورت باید از یکی از دو گزینه ubc94 و ubc97 استفاده نماییم. در حالت دوم میشود مطابق توضیحاتی که در مراجع مختلف موجود است عمل نمود و یا به تاپیکهای زیر مراجعه نمود:
نحوه اعمال نیروی شلاقی در ETABS با استفاده از آیین نامه UBC97
نحوه اعمال نیروی شلاقی در ETABS با استفاده از آیین نامه UBC94
در حالت اول به طور مثال برای حالت بار EPY باید با کلیک بر روی MODIFY LATERAL LOAD.. به صفحه جدیدی که باز میشود مراجعه نموده و با فرض اینکه مثلاً ضریب زلزله 0.1375 باشد و مقدار درصد برون از مرکزیت 5 درصد باشد و سازه 4 طبقه باشد به شرح شکل ضمیمه گزینه ها را انتخاب نمود.
نکته 1: در صورت استفاده از ایین نامه aisc360 در تعریف دو حالت بار EX و EY که فاقد برون از مرکزیت اتفاقی هستند ضریب زلزله را در عدد 0.3 ضرب کنید. ( دلیل این مساله بعداً توضیح داده خواهد شد.)
نکته 2 : اگر بر اساس بند 6-7-2-5-10-4 مبحث ششم برای ساختمان تا 5 طبقه یا کوتاهتر از 18 متر بشود از لنگر پیچشی صرفنظر کرد میشود در تعریف حالات بار زلزله مقدار برون از مرکزیت اتفاقی را به عدد 0 ویرایش کرد. این مساله در ابتدا مشخص نیست و باید بعد از آنالیز و طراحی اولیه سازه در مورد آن بررسی لازم انجام شود. به همین جهت در ابتدا این برون از مرکزیت بهتر است اعمال شود. البته میشود در جهت اطمینان کلاً این برون از مرکزیت اتفاقی همیشه برای تمام سازه ها اعمال شود.
نحوه تعریف محاسبه خودکار حالات بار NOTIONAL
این مساله همانطور که اشاره شد برای طراحی حالات حدی دارای اهمیت است و برای طراحی به روش تنش مجاز با استفاده از آیین نامه AISC-ASD89 دارای اهمیت نیست و لزومی به تعریف این حالات بار نیست. نرم افزار قابلیت محاسبه خودکار نیرو در این حالات بار را نیز دارد. برای این منظور برای هر یک از این حالات بار در قسمت AUTO LATERAL LOAD گزینه AUTO را انتخاب نموده و سپس به قسمت MODIFY LATERAL LOAD... مراجعه نموده و در پنجره جدید حالت بار ثقلی متناظر ، نسبت بار NOTIONAL به بار ثقلی متناظر و جهتی که این بار قرار است اعمال شود را معرفی میکنیم.
معرفی حالات بار دینامیکی

اگر بر اساس بند 6-7-2-1-3 مبحث ششم لازم باشد که سازه بر اساس روش دینامیکی، تحلیل شود باید علاوه بر حالت بارهای استاتیکی بارهای دینامیکی هم به نرم افزار معرفی شود. استفاده از روش استاتیکی برای ساختمانهای منظم تا 5 طبقه یا کمتر از 18 متر از تراز پایه و یا برای برای سازه های منظم با ارتفاع کمتر از 50 متر از تراز پایه مجاز است. غیر از آن باید سازه حتماً به روش دینامیکی تحلیل شود. البته حتی اگر استفاده از روش تحلیل استاتیکی هم مجاز باشد بهتر است که از روش دنیامیکی جهت تحلیل استفاده کنیم. در این حالت اگر سازه منظم باشد میشود بر اساس بند 6-7-2-6-2-4 الف-2 مقدار برش پایه دینامیکی را نسبت به برش پایه استاتیکی تا 10 درصد کاهش داد که این باعث اقتصادی شدن طرح سازه خواهد شد. تشخیص منظم یا نامنظم بودن سازه بر اساس ضوابط بند 6-7-1-8-1 مبحث ششم باید انجام شود. برخی از شرایط ذکر شده در این بند همان ابتدا قابل تشخیص است ولی برخی دیگر مثل کنترل فاصله بین مرکز جرم و سختی سازه و همچنین کنترل نسبت تغییر مکان جانبی ماکسیمم به تغییر مکان میانگین در طبقه باید بعد از آنالیز سازه انجام شود. در این مورد باید در ابتدا یک حدس اولیه داشته باشیم و سپس بعد از آنالیز و طراحی اولیه سازه به صورت دقیقتر صحت حدس اولیه را بررسی کرد.
جهت تحلیل دینامیکی سازه به دو روش تحلیل طیفی و تحلیل تاریخجه زمانی میتوان عمل کرد که روش اول متداولتر است و در اینجا نیز همین روش توضیح داده میشود. به این منظور باید به شرح زیر عمل کنیم:
1- ابتدا باید طیف طرح استاندارد مبحث ششم را در بیرون از برنامه تهیه کنیم و سپس به داخل برنامه ایمپورت کنیم. طیف طرح استاندارد مطابق بند 6-7-2-6-1-2 و بر اساس ضوابط عنوان شده در 6-7-2-5 مبحث ششم قابل تهیه است. برای این منظور میشود از فایل اکسل ضمیمه شده هم استفاده کرد. در صورت استفاده از فایل اکسل باید به شیت تحت نام اطلاعات ورودی مراجعه کرده و اطلاعات خانه های آبی رنگ را وارد نمود. اگر ضریب رفتار سازه برای هر دو جهت اصلی آن یکسان است یک بار تولید طیف طرح استاندارد توسط این فایل کفایت میکند و در غیر این صورت باید دو طیف استاندارد جداگانه تهیه شود. در قسمت Tmax حداکثر مقدار زمان تناوبی که ممکن است در مودهای مختلف برای سازه پیش آید را باید وارد نمایید. برای این منظور عددی بین 5 تا 10 ثانیه معمولاً کفایت میکند و نیازی به اعداد بزگتر نیست. پس از وارد کردن اطلاعات در این شیت به طور خودکار محاسبات انجام شده و اعداد طیف طرح در شیت تحت نام « اعداد مربوط به طیف طرح» ساخته میشود. به شیت مذکور مراجعه کرده و ستونهای A و B را کپی کرده و در یک فایل نوت پد خالی که قبلاً باز کرده اید PASTE نمایید. فایل را به اسمی دلخواه ( به طور مثال SPEC1 ) ذخیره نمایید.
2- بعد از ساخت طیف طرح استاندارد باید آن را به داخل برنامه ایمپورت نماییم. برای این منظور به منوی Define/Responce Spectrum Functions... مراجعه میکنیم. در اینجا در قسمت بالا سمت راست از منوی Choose Function Type to Add گزینه Spectrum From File را انتخاب کرده و سپس بر روی Add New Function کلیک مینماییم. در اینجا ( مطابق شکل اول از ضمیمه ) در قسمت Function Name یک اسم دلخواه ( مثلاً Spec1 ) انتخاب کرده و در زیر آن سمت راست گزینه Period vs Value را انتخاب نمایید. و سپس بر روی دکمه Browse کلیک کرده و فایل نوتپدی که در مرحله قبل ساخته اید از روی کامپیوتر خود فراخوانی نمایید. سپس در پایین صفحه بر روی دکمه Display Graf کلیک نمایید تا نموداری مشابه نمودار ترسیم شده در فایل اکسل ظاهر شود. اگر نمودار با نمودار شیت اکسل متفاوت باشد در این فرایند اشتباهی رخ داده است که باید بازگشته و اصلاح نماییم. سپس بر روی دکمه Convert to User Defined ( وسط سمت چپ صفحه ) کلیک نمایید تا صفحه جدیدی ظاهر شود ( همانند شکل دوم ضمیمه شده ) و بالاخره بر روی دکمه OK کلیک مینماییم تا فرآیند معرفی طیف طرح استاندارد به اتمام برسد. اگر ضریب رفتار برای دو جهت اصلی سازه متفاوت باشد این فرآیند باید یک بار دیگر برای جهت دیگر سازه تکرار شود.
3- پس از وراد کردن طیف طرح استاندارد باید به قسمت Define Response Spectrum Cases رفته و حالات مختلف بار دینامیکی را به نرم افزار معرفی نماییم. در این زمینه قبلا در تاپیکهای دیگر به طور مفصل بحث شده است. روشهای مختلفی برای معرفی حالات دینامیکی بار وجود دارد. در اینجا به یکی از این روشها که شرایط مورد نظر آیین نامه برای سازه های نامنظم را هم تامین میکند و همچنین در آن حداقل برون از مرکزیت اتفاقی هم اعمال میشود اشاره میکنیم. در قسمت Define/Response Spectrum Cases بر روی دکمه Add New Spectrum کلیک میکنیم و در چهار مرحله چهار طیف دینامیکی را به نامهای SPECX و SPECY و SPECX2 و SPECY2 با در نظر گرفتن 5درصد برون از مرکزیت اتفاقی ( برای دو تای اول ) و بدون در نظر گرفتن برون از مرکزیت اتفاقی ( برای دوتای دوم ) و میرایی 5 درصد معرفی میکنیم ( شکلهای ضمیمه سوم و چهارم و پنجم و ششم ). طیف اول برای جهت X ، طیف دوم برای جهت Y با در نظر گرفتن برون از مرکزیت اتفاقی است. طیف سوم و چهارم هم با دو طیف اول مشابهند ولی در آنها برون از مرکزیت اتفاقی اعمال نشده است. از این جهت طیف دوم برای وقتی استفاده میشود که مطابق بند 6-7-2-1-3 نیاز به اعمال 100 درصد نیروی زلزله در یک جهت با 30 درصد نیروی زلزله در جهت متعامد باشد و مطابق تبصره 2 همین بند برای جهت 30 درصد نیازی به اعمال برون از مرکزیت اتفاقی نباشد. اگر سازه شامل این بند نباشد نیازی به تعریف طیفهای سوم و چهارم نیست اما اعمال آن در جهت اطمینان است. ( توجه کنید که در قسمت SCALE FACTOR باید عدد شتاب جاذبه بر حسب واحد برنامه وارد شود. این عدد 9.81 متر بر محدور ثانیه میباشد که در صورتی که از واحد دیگری استفاده شده باشد باید متناسب با ان عدد دیگر استفاده شود. )
به این ترتیب حالات بار استاتیکی به برنامه معرفی میشود.

معرفی گزینه محاسبه خودکار جرم سازه

جهت محاسبه نیروی زلزله لازم است که جرم موثر سازه محاسبه گردد. برای این منظور به قسمت Display/Mass Source میرویم و مطابق شکل ضمیمه آن را تکمیل میکنیم. در اینجا با فرض مشارکت 20 درصدی بار زنده در جرم موثر سازه این قسمت تکمیل شده است. برای کاربریهای مسکونی و بامهای مسطح این درصد 20 درصد است. برای برخی کاربریهای دیگر این مقدار 40 ، 60 یا حتی 100 درصد خواهد بود. برای این منظور باید به مبحث ششم ( جدول 6-7-1 ) مراجعه کرد. اگر در سازه کاربریهایی مختلف با درصدهای مشارکت مختلف وجود داشته باشد در هنگام معرفی حالات بار به ازای هر کاربری با درصد مشارکت خاص باید یک حالت بار زنده خاص تعریف کرد و بار زنده آن قسمت در آن حالت خاص تعریف شود و در اینجا هم هر بار زنده با درصد مشارکت خود اضافه شود.

آدم ها فقط آدم هستند نه بیشتر و نه کمتر
کمتر از چیزی که هستند نگاهشان کنی:آنها راشکسته ای
و بیش تر از آن حسابشان کنی آنها تورا میشکنند


: http://8pic.ir/
 سپاس شده توسط Sonya ، sahar naz ، *mana* ، Sepid ، نثار
۱۳۹۲/۱۲/۱۴, ساعت ۱۳:۴۳
ارسال: #2
RE: مدلسازی با etabs
معرفی ترکیب بارهای طراحی به برنامه

برای معرفی ترکیب بارهای طراحی باید به قسمت Define/Load combination مراجعه نماییم.
ترکیب بارهایی که به برنامه معرفی میکنیم بستگی به آیین نامه طراحی و روش طراحی ( تنش مجاز یا حالات حدی ) دارد. یکسری ترکیب بار پیش فرض هم در برنامه قابل ایجاد است که در اکثر موارد این ترکیب بارها با آنچه که مورد نظر ما بر طبق آیین نامه های ایران است متفاوت میباشد و به همین جهت استفاده از ترکیب بارهای پیش فرض برنامه توصیه نمیشود. در ادامه ترکیب بارهایی که به برنامه برای چند حالت خاص باید معرفی شود ذکر میگردد. قابل ذکر است که این ترکیب بارها برای حالتی است که به دلیل استفاده از سقف کامپوزیت بار SD از نوع SUPER DEAD و برای کاهش سربار بار زنده RL از نوع Reducible Live تعریف شده باشد. اگر به هر دلیل نیازی به تعریف این حالات بار نباشد این حالات بار از ترکیب بارهای زیر هم حذف میشوند و به برنامه معرفی نمیشوند
ضمن اینکه فرض میشود فعلاً نیازی به اثر بار قائم زلزله نمیباشد. فرض شده است که سازه نیاز به اثر 100 درصد نیروی زلزله در یک جهت با 30 درصد نیروی زلزله در جهت متعامد میباشد. اگر نیازی به اعمال این ترکیب نبود میشود بدون تغییر در این ترکیب بارها با مراجعه به قسمت معرفی حالت بار مقدار ضریب زلزله برای دو حالت EX و EY را به عدد صفر و یا عددی کوچک نزدیک به صفر ویرایش کرد. فرض شده است که اثر برون از مرکزیت اتفاقی برای سازه لازم بوده است. اگر مطابق مبحث ششم نیازی به این مساله نباشد بدون تغییر در این ترکیب بارها میشود به قسمت معرفی حالات بار مراجعه کرد و در تمام حالات بار زلزله مقدار برون از مرکزیت را به عدد 0 ویرایش کرد.

ترکیب بارهای طراحی برای طراحی اسکلت فلزی با آیین نامه AISC-ASD89 به روش تحلیل استاتیکی
در این حالت باید دو سری ترکیب بار عادی و تشدید یافته به برنامه معرفی شود. سری اول که ترکیب بارهای عادی میباشد برای طراحی تمامی سازه مورد استفاده قرار میگیرد و سری دوم که ترکیب بارهای تشدید یافته است دقیقاً همان ترکیب بارهای عادی میباشد که در آن ضریب بارهای زلزله در ضریب امگاصفر ( ضریب اضافه مقاومت - قابل استخراج از جدول 10-3-2 مبحث دهم ) ضرب میشود. از ترکیب بارهای تشدید یافته تنها برای طراحی دوباره ستونها علاوه بر ترکیب بارهای عادی استفاده میشود. در این حالت تنها تنشهای ناشی از بارهای محوری لحاظ میشود و با تنشهای خمشی و برشی کاری نخواهیم داشت. این کنترل بر اساس ضابطه بند 10-3-6-1 مبحث دهم میباشد. از این ترکیب بارها جهت طراحی وصله ستونها و همچنین صفحه ستونها نیز استفاده خواهد شد. در اینجا فقط ترکیب بارهای عادی که شامل 34 ترکیب بار خواهد بود ذکر میگردد و ترکیب بارهای تشدید یافته که آنها نیز 34 ترکیب بار میباشند دگر ذکر نمیگردد. ( در حالت ترکیب بار تشدید یافته دو ترکیب بار اول که فقط شامل بارهای ثقلی هستند با حالت عادی مشترک است) . توجه شود که چون در حالت استفاده از آیین نامه AISC-ASD89 برای ترکیب بارهای زلزله به طور خودکار 33 درصد افزایش تنش خواهیم داشت دیگر ضریب 0.75 ضرب نخواهد شد.
ترکیب بارهای عادی به شرح زیر میباشند :
DEAD+SD
DEAD+SD+LIVE+RL
DEAD+SD+ENX+0.3EY
DEAD+SD+ENX-0.3EY
DEAD+SD-ENX+0.3EY
DEAD+SD-ENX-0.3EY
DEAD+SD+EPX+0.3EY
DEAD+SD+EPX-0.3EY
DEAD+SD-EPX+0.3EY
DEAD+SD-EPX-0.3EY
DEAD+SD+ENY+0.3EX
DEAD+SD+ENY-0.3EX
DEAD+SD-ENY+0.3EX
DEAD+SD-ENY-0.3EX
DEAD+SD+EPY+0.3EX
DEAD+SD+EPY-0.3EX
DEAD+SD-EPY+0.3EX
DEAD+SD-EPY-0.3EX
DEAD+SD+LIVE+RL+ENX+0.3EY
DEAD+SD+LIVE+RL+ENX-0.3EY
DEAD+SD+LIVE+RL-ENX+0.3EY
DEAD+SD+LIVE+RL-ENX-0.3EY
DEAD+SD+LIVE+RL+EPX+0.3EY
DEAD+SD+LIVE+RL+EPX-0.3EY
DEAD+SD+LIVE+RL-EPX+0.3EY
DEAD+SD+LIVE+RL-EPX-0.3EY
DEAD+SD+LIVE+RL+ENY+0.3EX
DEAD+SD+LIVE+RL+ENY-0.3EX
DEAD+SD+LIVE+RL-ENY+0.3EX
DEAD+SD+LIVE+RL-ENY-0.3EX
DEAD+SD+LIVE+RL+EPY+0.3EX
DEAD+SD+LIVE+RL+EPY-0.3EX
DEAD+SD+LIVE+RL-EPY+0.3EX
DEAD+SD+LIVE+RL-EPY-0.3EX

همانطور که گفته شد از ضرب کردن ضریب اضافه مقاومت در بارهای زلزله ترکیب بارهای تشدیدیافته هم ساخته خواهد شد. به طور مثال برای سازه ای با سیستم قاب ساده و مهاربند هم محور در حد شکلپذیری کم که ضریب اضافه مقاومت آن طبق جدول 10-3-2 برابر عدد 2 است ، ترکیب بارهای تشدی یافته به شرح زیر خواهند بود :
DEAD+SD
DEAD+SD+LIVE+RL
DEAD+SD+2ENX+0.6EY
DEAD+SD+2ENX-0.6EY
DEAD+SD-2ENX+0.6EY
DEAD+SD-2ENX-0.6EY
DEAD+SD+2EPX+0.6EY
DEAD+SD+2EPX-0.6EY
DEAD+SD-2EPX+0.6EY
DEAD+SD-2EPX-0.6EY
DEAD+SD+2ENY+0.6EX
DEAD+SD+2ENY-0.6EX
DEAD+SD-2ENY+0.6EX
DEAD+SD-2ENY-0.6EX
DEAD+SD+2EPY+0.6EX
DEAD+SD+2EPY-0.6EX
DEAD+SD-2EPY+0.6EX
DEAD+SD-2EPY-0.6EX
DEAD+SD+LIVE+RL+2ENX+0.6EY
DEAD+SD+LIVE+RL+2ENX-0.6EY
DEAD+SD+LIVE+RL-2ENX+0.6EY
DEAD+SD+LIVE+RL-2ENX-0.6EY
DEAD+SD+LIVE+RL+2EPX+0.6EY
DEAD+SD+LIVE+RL+2EPX-0.6EY
DEAD+SD+LIVE+RL-2EPX+0.6EY
DEAD+SD+LIVE+RL-2EPX-0.6EY
DEAD+SD+LIVE+RL+2ENY+0.6EX
DEAD+SD+LIVE+RL+2ENY-0.6EX
DEAD+SD+LIVE+RL-2ENY+0.6EX
DEAD+SD+LIVE+RL-2ENY-0.6EX
DEAD+SD+LIVE+RL+2EPY+0.6EX
DEAD+SD+LIVE+RL+2EPY-0.6EX
DEAD+SD+LIVE+RL-2EPY+0.6EX
DEAD+SD+LIVE+RL-2EPY-0.6EX

آدم ها فقط آدم هستند نه بیشتر و نه کمتر
کمتر از چیزی که هستند نگاهشان کنی:آنها راشکسته ای
و بیش تر از آن حسابشان کنی آنها تورا میشکنند


: http://8pic.ir/
 سپاس شده توسط Sonya ، sahar naz ، *mana* ، Sepid ، نثار
۱۳۹۲/۱۲/۱۴, ساعت ۱۳:۴۵
ارسال: #3
RE: مدلسازی با etabs
ترکیب بارهای طراحی سازه فلزی بر اساس آیین نامه AISC360/IBC2006 به روش حالات حدی برای حالت تحلیل استاتیکی

در این روش تعداد ترکیب بارها 40 عدد است. دلیل افزایش تعداد ترکیب بارها وجود بارهای از نوع NOTIONAL است که باید با ترکیب بارهای ثقلی ترکیب شوند. به ازای هر ترکیب بار ثقلی در این صورت 4 ترکیب بار خواهیم داشت. این به خاطر آنست که بارهای NOTIONALباید یک بار با علامت مثبت و یک بار هم با علامت منفی برای جهت X و به همین شکل دوباره این دو حالت برای جهت Y تکرار شوند که حاصل آن 4 ترکیب به ازای هر ترکیب بار ثقلی حالت قبل است. در این روش دیگر نیازی به ترکیب بارهای تشدید یافته نیست و این ترکیب بارها توسط نرم افزار به صورت خودکار ایجاد میگردد. فقط کافیست که ضرییب اضافه مقاومت توسط کاربر به نرم افزار معرفی شود ( روش معرفی این ضریب به برنامه بعداً شرح داده خواهد شد). در این حالت برای معرفی حالات بار EX و EY ضریب زلزله در ضریب 0.3 ضرب شده اند و به همین جهت دیگر لازم نیست که در ترکیب بارها دوباره این ضریب دوباره اعمال شود. دلیل انجام این کار اینست که چون ترکیب بارهای تشدید یافته به صورت خودکار توسط نرم افزار ایجاد میشود اگر ضریب 0.3 در ضریب زلزله ضرب نشود ، در ایجاد ترکیب بار تشدید یافته توسط نرم افزار به جای آنکه 30 درصد بار زلزله در ضریب اضافه مقاومت ضرب شود ، تمام آن در این ضریب ضرب میشود که محافظه کارانه خواهد بود. ترکیب بارها بر اساس جدول 10-2-1-2 مبحث دهم با در نظر گرفتن اثر 100-30 ( مطابق مبحث ششم) اعمال شده اند. این ترکیب بارها به شرح زیرند :


1.4*(DEAD+SD+NXSD+NXDEAD )
1.4*(DEAD+SD-NXSD-NXDEAD )
1.4*(DEAD+SD+NYSD+NYDEAD )
1.4*(DEAD+SD-NYSD-NYDEAD )
1.25*(DEAD+SD+NXSD+NXDEAD )+1.5(LIVE+RL+NXLIVE+NXRL)
1.25*(DEAD+SD-NXSD-NXDEAD )+1.5(LIVE+RL-NXLIVE-NXRL)
1.25*(DEAD+SD+NYSD+NYDEAD )+1.5(LIVE+RL+NYLIVE+NYRL)
1.25*(DEAD+SD-NYSD-NYDEAD )+1.5(LIVE+RL-NYLIVE-NYRL
0.85*(DEAD+SD )+1.2(ENX+EY)
0.85*(DEAD+SD )+1.2(ENX-EY)
0.85*(DEAD+SD )+1.2(-ENX+EY)
0.85*(DEAD+SD )+1.2(-ENX-EY)
0.85*(DEAD+SD )+1.2(EPX+EY)
0.85*(DEAD+SD )+1.2(EPX-EY)
0.85*(DEAD+SD )+1.2(-EPX+EY)
0.85*(DEAD+SD )+1.2(-EPX-EY)
0.85*(DEAD+SD )+1.2(ENY+EX)
0.85*(DEAD+SD )+1.2(ENY-EX)
0.85*(DEAD+SD )+1.2(-ENY+EX)
0.85*(DEAD+SD )+1.2(-ENY-EX)
0.85*(DEAD+SD )+1.2(EPY+EX)
0.85*(DEAD+SD )+1.2(EPY-EX)
0.85*(DEAD+SD )+1.2(-EPY+EX)
0.85*(DEAD+SD )+1.2(-EPY-EX)
(DEAD+SD )+1.2(LIVE+RL)+1.2(ENX+EY)
(DEAD+SD )+1.2(LIVE+RL)+1.2(ENX-EY)
(DEAD+SD )+1.2(LIVE+RL)+1.2(-ENX+EY)
(DEAD+SD )+1.2(LIVE+RL)+1.2(-ENX-EY)
(DEAD+SD )+1.2(LIVE+RL)+1.2(EPX+EY)
(DEAD+SD )+1.2(LIVE+RL)+1.2(EPX-EY)
(DEAD+SD )+1.2(LIVE+RL)+1.2(-EPX+EY)
(DEAD+SD )+1.2(LIVE+RL)+1.2(-EPX-EY)
(DEAD+SD )+1.2(LIVE+RL)+1.2(ENY+EX)
(DEAD+SD )+1.2(LIVE+RL)+1.2(ENY-EX)
(DEAD+SD )+1.2(LIVE+RL)+1.2(-ENY+EX)
(DEAD+SD )+1.2(LIVE+RL)+1.2(-ENY-EX)
(DEAD+SD )+1.2(LIVE+RL)+1.2(EPY+EX)
(DEAD+SD )+1.2(LIVE+RL)+1.2(EPY-EX)
(DEAD+SD )+1.2(LIVE+RL)+1.2(-EPY+EX)
(DEAD+SD )+1.2(LIVE+RL)+1.2(-EPY-EX)

ترکیب بارهای طراحی برای روش تحلیل دینامیکی

در قسمتهای قبل ترکیب بارهای طراحی برای روش تحلیل استاتیکی ارایه شد. در اینجا این ترکیب بارها برای تحلیل دینامیکی هم ارایه میشود. ترکیب بارهای روش دینامیکی کمتر از استاتیکی است. در این روش دیگر نیازی به در نظر گرفتن بارهای دینامیکی با علامت منفی نیست و خود نرم افزار به صورت خودکار این کار را انجام میدهد. تعداد حالات بار دینامیکی هم نسبت به استاتیکی کمتر است. در حالتی که ترکیب بار 100-30 مطابق مبحث ششم اجباری نیست ترکیب بارهای شامل حالت بار دینامیکی SPECXY را میتوان حذف کرد. همانند توضیحات داده شده برای روش استاتیکی در حالتی که بار SD و RL را تعریف نکرده ایم تبعاً از ترکیب بارها هم آنها را حذف میکنیم.

ترکیب بارها برای حالت استفاده از آیین نامه AISC-ASD89 برای طراحی سازه فلزی

این ترکیب بارها به شرح زیر هستند :
DEAD+SD
DEAD+SD+RL+LIVE
DEAD+SD+SPECX
DEAD+SD+SPECY
DEAD+SD+(SPECX+0.3*SPECY2)
DEAD+SD+(SPECY+0.3*SPECX2)
DEAD+SD+RL+LIVE+SPECX
DEAD+SD+RL+LIVE+SPECY
DEAD+SD+RL+LIVE+(SPECX+0.3SPECY2)
DEAD+SD+RL+LIVE+|(SPECY+0.3*SPECX2)

مانند روش استاتیکی هم باید ترکیب بارهای تشدید یافته هم ساخته شود. این ترکیب بارها مشابه حالت بالا است جز آنکه ضریب بار زلزله در ضریب اضافه مقاومت که از جدول 10-3-2 استخراج میشود ضرب شود. اگر این ضریب را 2 فرض کنیم این ترکیب بارها به شرح زیر خواهند بود :
DEAD+SD
DEAD+SD+RL+LIVE
DEAD+SD+2SPECX
DEAD+SD+2SPECY
DEAD+SD+2(SPECX+0.3*SPECY2)
DEAD+SD+2(SPECY+0.3*SPECX2)
DEAD+SD+RL+LIVE+2SPECX
DEAD+SD+RL+LIVE+2SPECY
DEAD+SD+RL+LIVE+2(SPECX+0.3SPECY2)
DEAD+SD+RL+LIVE+2(SPECY+0.3*SPECX2)


ترکیب بارهای طراحی برای حالت استفاده از آیین نامه AISC360/IBC2006 برای طراحی سازه فلزی به روش حالات حدی
این ترکیب بارها به شرح زیر میباشند :
1.4*(DEAD+SD+NXSD+NXDEAD )
1.4*(DEAD+SD-NXSD-NXDEAD )
1.4*(DEAD+SD+NYSD+NYDEAD )
1.4*(DEAD+SD-NYSD-NYDEAD )
1.25*(DEAD+SD+NXSD+NXDEAD )+1.5(LIVE+RL+NXLIVE+NXRL)
1.25*(DEAD+SD-NXSD-NXDEAD )+1.5(LIVE+RL-NXLIVE-NXRL)
1.25*(DEAD+SD+NYSD+NYDEAD )+1.5(LIVE+RL+NYLIVE+NYRL)
1.25*(DEAD+SD-NYSD-NYDEAD )+1.5(LIVE+RL-NYLIVE-NYRL)
0.85*(DEAD+SD )+1.2SPECX
0.85*(DEAD+SD )+1.2SPECY
0.85*(DEAD+SD )+1.2(SPECX+SPECY2)
0.85*(DEAD+SD )+1.2(SPECY+SPECX2)
(DEAD+SD )+1.2(LIVE+RL)+1.2SPECX
(DEAD+SD )+1.2(LIVE+RL)+1.2SPECY
(DEAD+SD )+1.2(LIVE+RL)+1.2(SPECX+SPECY2)
(DEAD+SD )+1.2(LIVE+RL)+1.2(SPECY+SPECX2)

ترکیب بارهای طراحی به روش دینامیکی برای طراحی سازه های بتنی با کمک آیین نامه ACI318-08/IBC2009

این ترکیب بارها به شرح زیر میباشند :

1.4(DEAD+SD)
1.2(DEAD+SD)+1.6(LIVE+RL)
1.2(DEAD+SD)+(LIVE+RL)+1.4SPECX
1.2(DEAD+SD)+(LIVE+RL)+1.4SPECY
1.2(DEAD+SD)+(LIVE+RL)+1.4(SPECX+SPECY2)
1.2(DEAD+SD)+(LIVE+RL)+1.4(SPECY+SPECX2)
1.2(DEAD+SD)+1.4SPECX
1.2(DEAD+SD)+1.4SPECY
1.2(DEAD+SD)+1.4(SPECX+SPECY2)
1.2(DEAD+SD)+1.4(SPECY+SPECX2)

انجام تنظیمات طراحی لرزه ای

برای این کار باید به بخش Define /Special Seismic Load Effects... مراجعه کنید. این تنظیمات برای طراحی با آیین نامه AISC-ASD89 دارای اهمیت نیست. این تنظیمات بر اساس شکل زیر انجام دهید. در قسمت Omega Factor (System Overstrength Factor ) باید ضریب اضافه مقاومت را برای طراحی سازه های فولادی بر اساس اعداد جدول 10-3-2 وارد نماییم. برای آنکه بین ضوابط مبحث دهم و آیین نامه AISC360 اختلاف وجود دارد جهت انطباق ضوابط این ضریب را نسبت به مبحث دهم 20 درصد بالاتر وارد کنید. مثلاً اگر این ضریب طبق مبحث دهم برابر 2 است آن را به برنامه 2.4 معرفی کنید. اگر سازه ترکیبی از چند سیستم سازه ای باشد یا باید در جهت اطمینان عدد بزرگتر را به برنامه معرفی کرد و یا اینکه بیش از یک فایل محاسباتی درست کنیم و در هر فایل تنظیمات مربوط به یکی از سیستمهای سازه ای را وارد کنیم و طراحی در هر فایل فقط برای آن سیستم سازه ای خاص انجام شود و در آخر برای اعضا پوش نتایج چند فایل در نظر گرفته شود ( یعنی مقطع اعضا به گونه ای انتخاب میشوند که شرایط تمامی فایلها به طور همزمان برآورده شود).
برای طراحی سازه فلزی با آیین نامه AISC-ASD89 و همچنین طراحی سازه بتنی این ضریب دارای اهمیت نیست. اگر برای برخی حالات خاص نیاز به غیر فعال کردن ضوابط طرح لرزه ای داشته باشیم ( مانند طراحی قاب خمشی در سیستم دوگانه برای حالتی که برای 25 درصد نیروی زلزله طراحی میشود) میشود در قسمت بالای صفحه گزینه Do not Include Special Seismic Design Data را انتخاب نمود تا در طراحی سازه تنها ضوابط عادی آیین نامه ای رعایت گردد.

آدم ها فقط آدم هستند نه بیشتر و نه کمتر
کمتر از چیزی که هستند نگاهشان کنی:آنها راشکسته ای
و بیش تر از آن حسابشان کنی آنها تورا میشکنند


: http://8pic.ir/
 سپاس شده توسط *mana* ، نثار
۱۳۹۲/۱۲/۱۴, ساعت ۱۳:۴۶
ارسال: #4
RE: مدلسازی با etabs
شروع به مدلسازی سازه

بعد از انجام تنظیمات کلی در منوی Define باید شروع به کار مدلسازی سازه نمایید. اصول مدلسازی نرم افزاری سازه در کتابهای مختلف مورد اشاره قرار گرفته است و در اینجا وارد این بحث نمیشویم. در اینجا فقط به برخی نکات کلی اشاره ای فهرست وار میشود :
1- مدلسازی را از اعضای خطی شروع نمودده و به ترتیب ستونها ، تیرها و بادبندها ( در صورت وجود ) را ترسیم نمایید. در صورت تیپ بودن طبقات با هم میتوانید از گزینه های سمت راست صفحه قسمت پایین ( one story , similar stories , all stories ) برای سرعت بخشیدن به مدلسازی کمک بگیرید.
2- در مدلسازی اعضای خطی ، تیرها و ستونهای سازه بتنی را کلاً به صورت continuous ( پیوسته ) تعریف کنید. در مورد تیرهای بتنی که به ستون متصل نمیشوند باید توجه نمود که اگر این تیرها به تیرهای اصلی با اتصال گیردار متصل شوند باعث ایجاد پیچش در تیر اصلی میشوند که باید تمهیدات لازم برای تحمل پیچش در این تیر ( نظیر در نظر گرفتن ابعاد بزرگتر در تیر و اضافه کردن خاموتهای بسته پیچشی به خاموتهای برشی تیر ) پیش بینی شود. اگر هم این اتصال برای جلوگیری از پیچش به صورت مفصلی تعریف میشود باید برای آن در نقشه دتایل مناسب برای عملکرد مفصلی پیش بینی شود ( در این مورد در تاپیکهای مختلف از سایت بحث شده است). پیشنهاد میشود که فرض اول برای این تیرها اتصال گیردار باشد و در صورت تامین نشدن شرایطی معقول برای آن به گزینه دوم که تعریف مفصلی اتصال باشد مراجعه نمود. برای سازه های فلزی کلیه ستونها و تیرهایی که جزیی از قاب خمشی هستند را به صورت Continuous و بادبندها و تیرهایی که جزیی از سیستم قاب ساده میباشند را به صورت اتصال مفصلی ( Pinned ) معرفی نمایید. در مورد تیرهایی که جزیی از قابهای مهاربندی شده واگرا در حد شکلیپذیری ویژه میباشند در صورتی که قطعه رابط تیر مستقیماً به ستون متصل میشود ( همانند شکل بالای نشان داده شده در شکل 10-3-11 در مبحث دهم صفحه 400 ) اتصال تیر به ستون در این انتها باید به صورت گیردار معرفی شود. در مورد تیرهای مورب تصمیم به گیردار یا مفصلی تعریف کردن اتصال آن به ستون در حالتی که سیستم سازه ای در یک جهت قاب خمشی در جهت دیگر قاب مفصلی است به قضاوت مهندسی بستگی دارد. در این مورد باید توجه نمود که در صورت تعریف اتصال به صورت گیردار آیا دتایل مناسب برای این اتصال قابل تعریف است یا خیر. بهتر است در این گونه موارد بر اساس زاویه تیر با دو راستای اصلی تصمیم گرفته شود. اگر زاویه تیر با جهت خمشی کمتر از 45 درجه باشد اتصال گیردار برای آن احتمالاً مناسبتر خواهد بود و در غیر اینصورت بهتر است اتصال آن به ستون مفصلی باشد. تیرهای فلزی که به جای ستون به تیر اصلی متصل میشوند را باید در انتهایی که به تیر متصل میشوند به صورت مفصلی تعریف نماییم. اگر این تیر به صورت یک تیر در مورد تیرهای طره اگر تیر طره فاقد دستک باشد اتصال آن به ستون مفصلی و در غیر این صورت گیردار باید تعریف شود. تیرهای فرعی ( در صورت موجود بودن ) دارای اتصال مفصلی خواهند بود.
3- در صورت وجود دستک این دستک بهتر است به گره متصل شود ( منظور از گره محل اتصال تیر به ستون میباشد). اتصال دستک به غیر از گره باعث ایجاد لنگر در ستون و بالا رفتن سایز ستون میشود.
4- تیرهای خورجینی در نرم افزار قابلیت مدلسازی را ندارد. علاوه بر آن این تیرها عملکرد مناسبی هم ندارند به همین جهت از استفاده از این سیستم سعی کنید که خودداری نمایید. برای طره ها که به دلایل مشکلات معماری به جای استفاده از دستک مجبور به اجرای تیر خورجینی هستید ، طراحی تیر خورجینی را به صورت دستی انجام دهید و در نرم افزار جهت پایدارسازی سازه از دستک استفاده کنید.
5- در انتخاب شکل بادبندها به محدودیتهای مبحث دهم در این مورد توجه کنید. به طور مثال برای بادبندهای هم محور فقط از نوع شورون ( 7 و 8 ) ، ضربدری و قطری و نوع K ( فقط برای سازه های تا دو سقف ) استفاده کنید. به دلیل ضوابط سختگیرانه آیین نامه بهتر است که از سیستم بادبندی شورون استفاده ننمایید.
5- برای مقاطع اعضا ( در سازه فلزی ) بهتر است از گزینه های Auto select List استفاده نمایید. بهتر است که در مراحل قبل سه لیست از مقاطع مناسب برای بادبندها ، تیرها و ستونها ساخته باشید و در هنگام ترسیم اعضا این مقاطع را به انها اختصاص دهید. در مورد مقاطع مناسب قبلاً در مراحل قبل راهنمایی شده است.
6- تیرهای فرعی ( تیرچه ها ) در سقفهای تیرچه بلوک و تیرچه کرومیت نیازی به ترسیم نیست. این تیرچه ها به صورت دستی باید خارج از برنامه طراحی شوند ( در این مورد در قسمتهای بعدی راهنمایی خواهد شد). در مورد سقف کامپوزیت به دو روش میشود عمل کرد. در روش اول همانند سقفهای تیرچه بلوک و تیرچه کرومیت این تیرها مدل نمیشوند و طراحی آنها به صورت دستی خارج از برنامه انجام میشود. در روش دوم تیرها مدل میشوند و طراحی آنها در نرم افزار انجام میشود. بهتر است که از روش دوم استفاده شود. ( در این صورت تیرهای فرعی در فواصلی در حدود حداکثر 12 برابر ضخامت دال سقف ترسیم میگردند. در مورد جهت تیرچه ها در مراحل قبلی راهنمایی شده است).
7- در مورد مدلسازی و طراحی راه پله ها هم روشهای متفاوتی وجود دارد. یک روش مدلسازی آن به صورت دستی در خارج از برنامه است. در این حالت در برنامه واکنشهای ناشی از تیرهای راه پله به صورت بار نقطه ای به تیرها و ستونهای کنار باکس راه پله منتقل میگردد. در روش دوم راه پله نیز دقیقاً در همان جایی که در اجرا وجود دارد مدل و بارگذاری میشود و طراحی در برنامه انجام میشود. روش سومی که در اینجا من پیشنهاد میکنم و یک روش بینابینی است مدلسازی راه پله به صورت تصویر تیرهای آن در پلان طبقه است. یعنی به جای آنکه تیر در محل واقعی خود بین دو طبقه متوالی ترسیم شود تصویر آن بر روی سقف طبقات ترسیم و بارگذاری میگردد. دراین روش با توجه به اینکه طول تیر نسبت به مقدار واقعی آن کمتر خواهد بود بهتر است در بارگذاری و انتخاب مقاطع مناسب برای تیرهای مجموعه راه پله به صورت محافظه کارانه عمل شود و یا اینکه طراحی مجموعه تیرهای راه پله به صورت دستی هم انجام شود ( در مورد طراحی تیرهای راه پله هم مطالب خوبی در انجمن سایت موجود است ).
8- در مورد تیرهای داخل دیوار برشی ( در صورت وجود ) بحثهای مختلفی وجود دارد که در سایت میتوانید پیگیری نمایید. این بحثها را توصیه مینمایم پیگیری نمایید. تیرهای داخل دیوار برشی را مدل نمایید و به آنها مقطع از نوع None اختصاص دهید.
9-بعد از مدلسازی اعضای خطی باید به مدلسازی سقفها بپردازید. در این مورد باید جهت توزیع بار را هم جهت با جهت تیرچه ها معرفی کنید. در سقف کامپوزیت اگر تیرهای فرعی را مدل کرده اید جهت توزیع بار را عمود بر راستای تیرهای فرعی در نظر بگیرید. در غیر این صورت این جهت باید هم جهت با تیرهای فرعی مدل نشده باشد. محل داکتها مثل داکت آسانسور هم به صورت opening باید مدل شوند.
10- در صورتی که بخشی از سازه در ترازی غیر از ترازهای طبقات قرار داشته باشد ( به طور مثال تیرهای پله در حالتی که در مکان واقعی خود مدل شود ) ، قبل از مدلسازی آنها باید در ترازهای مورد نظر ایجاد Reference Plane نمایید. برای این منظور میتوانید به منوی Edit/Edit Reference Planes رفته و ترازهای مورد نظر خود را اضافه نمایید.
11- بعد از مدلسازی سقفها باید به سراغ مدلسازی دیوارهای برشی ( در صورت وجود برویم ). نکات مربوط به ترسیم دیوارها در منابع مختلف ذکر شده است. در صورت وجود دیوار سوراخ ( در و پنجره ) در دیوار برشی آنها نیز باید در مدل در نظر گرفته شوند.
12- همانطور که در قسمتهای قبل هم اشاره شده است اگر خرپشته وزنی کمتر از 25 درصد وزن بام است بهتر است که خرپشته مدل نشود و بار ناشی از آن به صورت بار نقطه ای به ستونهای طبقه پایین آن اعمال گردد.

آدم ها فقط آدم هستند نه بیشتر و نه کمتر
کمتر از چیزی که هستند نگاهشان کنی:آنها راشکسته ای
و بیش تر از آن حسابشان کنی آنها تورا میشکنند


: http://8pic.ir/
 سپاس شده توسط *mana* ، نثار
۱۳۹۲/۱۲/۱۴, ساعت ۱۳:۴۷
ارسال: #5
RE: مدلسازی با etabs
تعریف شرایط تکیه گاهی برای اتصال ستونها به پی

در مورد نوع اتصال ستونها به پی بحثهای مختلفی وجود دارد که در سایت نیز در دسترس است. اما به نظر میرسد که اتصال ستونها به پی در اکثریت موارد به صورت گیردار است. به همین جهت جدا از اینکه سازه بتنی است یا فولاد
تغییر در شرایط انتهایی اعضا در صورت لزوم

در صورتی که اتصال برخی از اعضا ( به صورت دو سر پیوسته و یا دو سر مفصل ) در هنگام ترسیم با آنچه مطلوب ماست متفاوت باشد باید در این مرحله این شرایط به حالت مطلوب تغییر یابد. برای این منظور باید به قسمت Assign/Frame /Line/Frame releases/Partial Fixity... مراجعه نموده و به شکل مورد نظر شرایط را تعریف نمود. در شکلهای ضمیمه این شرایط برای به ترتیب حالات دوسرگیردار ، دو سر مفصل ، ابتدای مفصلی و انتهای گیردار و ابتدای گیردار و انتهای مفصلی نمایش داده شده اند. توجه کنید که شرایط آزادی پیچشی فقط در یکی از دو انتها به طور دلخواه قابل تعریف است.
تغییر در نحوه قرارگیری محورهای اصلی اعضا

در هنگام ترسیم اعضای خطی و صفحه ای نحوه قرارگیری آنها ( به طور مثال اینکه بال آنها موازی کدام راستا باشد ) قابل تعیین است. در این مرحله در صورت لزوم این پیش فرضهای ترسیمی برای اعضای خطی و صفحه ای قابل تغییر است. برای تغییر محورها برای اعضای خطی به قسمت Assign/Frame/Line/Local Axes و برای اعضای صفحه ای باید به قسمت Assign/Shell/Area/Local Axes مراجعه نماییم. در این مورد باید توجه کنیم که محورهای اعضای خطی در نرم افزار به صورت محورهای 1 و 2 و 3 نمایش داده میشود. محور 1 در راستای طولی عضو ، محور 2 به موازی جهت عمودی مقطع عضو ( به طور مثال در مقاطع I شکل موازی جان آنها ) و محور 3 موازی راستای افقی عضو ( به طور مثال در مقاطع I شکل موازی بال آنها ) میباشد. به بیان دیگر محورهای 2 و 3 را میشود به ترتیب با راستاهای معمول y و x چایگزین کرد. در مورد ستونها باید توجه کرد که منظور از محور اصلی آنها محور 2 آنها میباشد و نه محور 3 .
در مورد دیوارهای برشی محور 1 موازی راستای افقی دیوار و در صفحه دیوار ، محور دو در راستای محور Z و محور 3 آن عمود بر صفحه دیوار است.
محورهای 1 و 2 و 3 در نرم افزار به ترتیب با رنگهای قرمز ، آبی و سفید نمایش داده میشوند.

تعریف نواحی گیرداری انتهایی اعضا

یکی از نکات مهم معرفی نواحی گیرداری است. این مساله به این دلیل است که طول واقعی اعضا یا همان طول آزاد اعضا نسبت به طول محور تا محور اندکی کمتر است و این مساله بر روی نتایج آنالیز و طراحی تاثیرگذار است. برای تعریف این نواحی باید ضمن انتخاب عضو یا اعضای مورد نظر به قسمت Assign/Frame/Line/End (Length) Offsets مراجعه نماییم. در این قسمت به دو شکل میشود این نواحی را تعریف کرد. روش پیش فرض استفاده از روش اتوماتیک ( Automatic From Connectivity ) است. این روش فقط برای تیرهای متصل به ستونها و ستونها قابل استفاده است. برای بادبندها و اتصال تیرها به تیرها این گزینه قابل به نتیجه ای منجر نخواهد شد. در تیرها در هر یک از دو انتها به اندازه نصف بعد ستون در راستای تیر از طول عضو کاسته میشود و برای ستونها نیز در انتهای آنها به اندازه ارتفاع بلندترین تیر متصل به آنها ناحیه گیرداری لحاظ میشود. این گزینه برای بادبندها و تیرهای فولادی که جزیی از قاب خمشی هستند مناسب نیستند. برای اینها میشود از گزینه دوم یعنی Define Lengths استفاده کرد. در این حالت خود کاربر باید این طولها را بر اساس قضاوت مهندسی تعیین و به نرم افزار معرفی نماید. برای بادبندها علاوه بر طولی که به خاطر ضخامت تیر یا ستونی که به آن متصل میشود کاسته میشود بخشی از ورق اتصال هم به عنوان ناحیه گیرداری قابل فرض است. هر چند بنا بر حساسیت عضو بادبند شاید بهتر باشد که این ناحیه در جهت اطمینان به عنوان ناحیه گیرداری محسوب نشود ( در صورت محسوب شدن از طول بادبند جهت محاسبه مقدار لاغری عضو کاسته میشود). در مورد تیرهای فولادی با اتصال گیردار در قابهای خمشی باید به بند 10-3-8-1-2-1ب محل مفصل پلاستیک در تیرها باید نسبت به لبه ستون فاصله حداقل نصف ارتفاع تیر و حداکثر تمام ارتفاع تیر باشد. این ناحیه تا محل آکس ستون باید به صورت ناحیه صلب معرفی شود. چون مقطع تیر و ستون در ابتدای طراحی مشخص نیست مقدار این طول گیرداری باید بر اساس قضاوت مهندسی و حدس اولیه تعیین شود. بعد از طراحی سازه و مشخص شدن مقاطع تیر و ستون باید مقدار دقیق آن به سازه تعریف و دوباره سازه طبق اطلاعات اصلاح شده طرحی مجدد شود. به طور مثال اگر بعد ستون به موازات تیر 30 سانتیمتر باشد و ارتفاع تیر 24 سانتیمتر باشد این طول باید مقداری بین 27 تا 42 سانتیمتر به نرم افزار معرفی شود. بهتر است برای شروع عددی به همه این تیرها اختصاص داده شود و بعداً در یک فرآیند سعی و خطا این اعداد اصلاح و واقعی شوند. در قسمت Rigid-zone Factor هم باید عددی به عنوان میزان گیرداری این ناحیه معرفی شود. این عدد 0.5 توصیه میشود. بر اساس منوال نرم افزار این عدد فقط در محاسبات مربوط به تغییر شکل خمشی و برشی عضو تاثیر دارد و در محاسبات تنش و همچنین تغییر شکلهای محوری و پیچشی تاثیری ندارد. با تعریف عدد 0.5 از کل طولی که به عنوان ناحیه گیرداری معرفی میشود 50 درصد آن به طول گیردار در نظر گرفته میشود و از کل طول تیر جهت محاسبات سختی برشی و خمشی عضو در محاسبات تغییر شکل کاسته میشود. عدد 1 به معنی گیرداری کامل و عدد 0 به معنی عدم گیرداری است. این گزینه فقط برای حالتی قابل استفاده است که گزینه Define Lengths تیک زده شده باشد و برای حالت محاسبه اتوماتیک کاربردی ندارد. توضیحات زیر هم به نقل از منوال نرم افزار در این مورد قابل توجه است :
Rigid zone factor

If the Define Lengths check box is checked and you want to specify a rigid zone for the frame element, enter a value between 0 and 1 in the rigid zone factor edit box. The rigid-zone factor specifies the fraction of each end offset assumed to be rigid for bending and shear deformations. When a fraction of the end offset is specified rigid, the outside portion of the end offset is assumed rigid, that is, the portion at the end of the frame member. By default ETABS assumes the rigid end factor to be zero, that is, the end offsets are fully flexible and they have the same frame section properties as are assigned to the rest of the member.

The rigid zones of the end offsets never affect axial and torsional deformations. The full element length is always assumed to be flexible for those deformations
.
اختصاص دیافراگم صلب یا انعطاف پذیر به سقفها

با توجه به سختی قابل توجه سقفها عموماً میشود آنها را به صورت جسمی صلب در نظر گرفت. ضوابط مربوط به دیافراگمها در بند 6-7-2-7 مبحث ششم ذکر شده است. به طور خاص ضابطه صلب یا انعطافپذیر بودن سقف در بند 6-7-2-7-4 مبحث ششم ذکر شده است. در پیوست 6 از آیین نامه 2800 هم به طور مفصل در این مورد بحث شده است. در کتابهای مختلف از جمله کتاب اصول مهندسی زلزله کاربردی نوشته مهندس نوید سیاه پلو هم به این موضوع پرداخته شده است و یک مثال کاربردی هم در آن وجود دارد که میتواند مفید باشد. با نرم افزار ETABS هم این قابلیت برای کنترل صلبیت یا عدم صلبیت سقف وجود دارد ( در آینده سعی میشود که با مثال این مساله توضیح داده شود ). به هر حال اگر سقف بتنی ابعاد کوچکی در طول و عرض خود نداشته باشد و یا گشایشهای بزرگ و متوالی در آن وجود نداشته باشد میشود به صلبیت آن اطمینان کرد و در نرم افزار از گزینه دیافراگم صلب ( Rigid ) استفاده نمود. در غیر این صورت باید از گزینه صلب انعطاف پذیر ( Semi Rigid ) استفاده کرد. در حالت اول کل نیروی زلزله به مرکز جرم طبقه منتقل شده و به نسبت سختی بین عناصر مقاوم توزیع میشود و در حالت دوم نیرو به نسبت جرم بین نقاط مختلف سقف توزیع شده و از آنجا این نیرو با آنالیز سختی عناصر مختلف و با در نظر گرفتن اینکه دیگر سقف صلب نیست بین عناصر مقاوم مختلف توزیع میشود.
برای معرفی دیافراگم صلب یا غیرصلب عناصر سطحی در هر طبقه را انتخاب نمایید و به قسمت Assign/Shell/Area/Diaphragms بروید. به طور پیش فرض یک دیافراگم صلب به نام D1 وجود دارد و میتوانید از آن برای تمام طبقات استفاده کنید. تنها در موارد زیر لازم است که علاوه بر دیافراگم صلب D1 دیافراگم صلب دیگری تعریف نمایید:
1- وجود درز انقطاع در ساختمان که باعث عدم پیوستگی بین سقفها در یک طبقه میشود. در این حالت باید هر قسمت از سقفها به یک دیافراگم صلب اختصاص داده شود ( البته به شرط آنکه کل سازه در یک فایل مدلسازی شود.معمولاً در این حالت برای تکه از سازه یک فایل جداگانه تهیه میشود )
2- وجود اختلاف تراز در طبقه به گونه ای که بین بخشهای مختلف سقف در ترازها مختلف ایجاد عدم پیوستگی نماید.
3- هر مورد دیگری که باعث عدم پیوستگی بخشهای مختلف سقف از هم بشود.
نکته مهم : در صورتی که در سازه از بادبندهای برونمحور ( EBF ) استفاده شده باشد با توجه به اینکه در طراحی تیرهای متصل به این بادبندها باید نیروی محوری ناشی از زلزله دیده شود و در صورت در نظر گرفتن سقف صلب این مساله نادیده گرفته میشود باید به نکات زیر در این زمینه توجه شود :
1- المانی که به سقف این پانلها اختصاص داده میشود باید با بقیه متفاوت باشد. برای این المانها باید یک عنصر سطحی با ضخامتی نزدیک به صفر وارد شود (عدد صفر مورد قبول قرار نمیگیرد )
2- چون وزن این پانل به درستی محاسبه میشود و این وزن تقریباً صفر فرض میشود وزن ناشی از دال سقف باید به وزن مرده سقف به صورت دستی بعداً در هنگام بارگذاری اضافه شود.
3- تمام نقاط موجود بر روی تیر متصل به بادبند EBF ( به جز یکی از دو انتهای آن) را انتخاب کرده و به منوی Assign/Joint/Point/Diaphragms رفته و گزینه Disconnect From All Diaphragms را تیک میزنیم.

تغییر در مقاطع اعضا در صورت لزوم

در همان مرحله ترسیم اعضای خطی و صفحه ای میشود مقاطع آنها را تعیین کرد. در صورتی که مقطع اولیه اختصاص داده شده به برخی از آنها مطلوب ما نباشد میشود در این مرحله با مراجعه قسمت Assign/Frame/Line/Frame Section مقطع اعضای خطی ( تیر ، ستون و بادبند ) و با مراجعه به قسمت Assign/Shell/Area/Wall/Slab/Deck Section... مقطع المانهای سقف و دیوار را تغییر داد.

مش بندی المانهای تشکیل دهنده دیوارهای برشی

در صورت وجود دیوار برشی در سازه این المانها باید به نحو مناسبی جهت رسیدن به جوابهای معقول مشبندی شوند. مشبندی المانهای دیوار با مراجعه به قسمت Edit/Mesh Areas امکانپذیر است. برای مشبندی اولیه دیوارهایی که دارای گشایش ناشی از در یا پنجره هستند در محل تقاطع گوشه های سوارخ و دیوار به قسمت Edit/Mesh Walls for Opening مراجعه نمایید.
در مشبندی دیوارهایی که حاوی سوراخ نیستند استفاده از همان گزینه اول مناسب خواهد بود. در این دبوارها بهتر است که مشبندی تنها در جهت عرضی دیوار انجام شود و در راستای ارتفاع دیوار مش بندی لزومی ندارد. هر چقدر تعداد المانهای بیشتر شود دقت محاسبات بیشتر خواهد شد. به طور مثال در شکل اول این مش بندی به صورت 5 قسمت در راستای طولی و یک قسمت در راستای ارتفاع نمایش داده شده است. در مورد دیوارهایی که دارای گشایش هستند بعد از یک بار مش بندی از طریق منوی Edit/Mesh Walls for Opening در صورت لزوم و بزرگ بودن المانهای به دست آمده باز هم باید دوباره مشبندی را از طریق منوی اولی یعنی قسمت Edit/Mesh Areas انجام دهیم. باید توجه نمایید که در نرم افزار تنها تغییر شکلهای برشی دیده میشود و از اثرات تغییر شکلهای خمشی صرفنظر میشود. اگر نسبت طول به عرض المان دیوار از سه بیشتر باشد تغییر شکل خمشی غالب خواهد بود و باید تقسیم بندی ادامه یابد. برای قسمتهایی از دیوار که در بالا و پایین در و پنجره قرار میگیرند ( اصطلاحاً تیر همبند یا SPANDREL ) تقسیم بندی در طول قطعه و برای بقیه قطعات تقسیم بندی در ارتفاع باید انجام شود. این تقسیم بندی باید به گونه ای انجام شود که نسبت بعد بزرگ به کوچک المان از سه کوچکتر شود. در تیرهای همبند نسبت طول به ارتفاع المان باید از سه کمتر شود و در قسمتهای دیگر دیوار سوراخدار نسبت ارتفاع به عرض المان دیورا باید از سه کمتر شود.
بعد از مش بندی دیوارها یک سری نقاط در تراز فونداسیون ایجاد میشوند که این نقاط باید همانند بقیه نقاط در این تراز با مراجعه به قسمت Assign/Joint/Point/Restraint (Supports).... مقید شوند. تکیه گاهی که اینجا تعریف میشود به صورت گیردار کامل باید تعریف شود ( تعریف این تکیه گاه به صورت مفصلی هم معمولاً در نتایج نرم افزار باعث تغییر قابل ملاحظه نسبت به حالت قبل نخواهد شد.)

آدم ها فقط آدم هستند نه بیشتر و نه کمتر
کمتر از چیزی که هستند نگاهشان کنی:آنها راشکسته ای
و بیش تر از آن حسابشان کنی آنها تورا میشکنند


: http://8pic.ir/
 سپاس شده توسط *mana* ، نثار
۱۳۹۲/۱۲/۱۴, ساعت ۱۳:۴۸
ارسال: #6
RE: مدلسازی با etabs
تعریف Pier و Spandrel برای دیوارهای برشی و المانهای خطی متصل به آنها

این بخش مربوط به سازه های دارای دیوار برشی است و شامل بقیه سازه ها نمیشود. در این مورد هم در کتابهای مختلف به صورت مفصل بحث شده است. المانهای سطحی دیوار برشی و ستونهای متصل به آنها و همچنین تیرهای متصل به دیوار برشی ( در صورت وجود ) باید به صورت Pier و Spandrel نامگذاری شوند. البته در هنگام ترسیم آنها امکان نامگذاری خودکار آنها وجود دارد.
اختصاص Pier برای المانهای سطحی دیوار از طریق منوی Assign/Shell/Area/Pier Label ... و اختصای آن برای عناصر خطی ( ستونهای متصل به دیوار برشی ) از طریق منوی Assign/Frame/Line/Pier Label... امکانپذیر است. برای تیرهای همبند هم باید گزینه Spandrel تعریف شود. بخش سطحی آنها از طریق منوی Assign/Shell/Area/Spandrel Label... و برای بخش خطی آن ( تیری که در تراز طبقه قرار دارد البته در صورت وجود ) از طریق منوی Assign/Frame/Line/Spandrel Label این کار امکانپذیر است. نکات دیگری که در این زمینه قابل ذکر است به شرح زیر است :
1- این اسم گذاری ربطی به نتایج انالیز نرم افزار ندارد و این اسم گذاری روشی است برای مشاهده نتایج طراحی نرم افزار . عدم نامگذاری تمام یا بخشی از سیستم دیوار برشی باعث عدم طراحی آن قسمتها توسط نرم افزار میشود. پس بر این اساس برای مشاهده نتایج طراحی باید این نامگذاری را انجام دهیم
2- هر جز از سیستم میتواند یک بار به عنوان Pier و یک بار دیگر به عنوان Spandrel نامگذاری شود. اما معمولاً نامگذاری تیرهای همبند ( قسمت های بالا و پایین سوراخها در دیوار برشی ) به عنوان Spandrel و قسمتهای دگر به عنوان Pier کفایت میکند. در واقع Spandrel برای اجزایی است که عملکرد تیری در آنها غالب است و Pier برای اجزای دیگری است که عملکرد ستونی در آنها غالب است.
3 - در هر دهانه بهتر است که ستون های دو سمت دیوار با خود دیوار نامی مشابه به عنوان Pier داشته باشند. ستونهایی که محل تقاطع حداقل دو دیوار برشی هستند را میتوان به دلخواه به نام یکی از این چند دیوار نامگذاری کرد.
4- در هر دهانه مشابهت نامگذاری عناصر Pier در طبقات مختلف اشکالی ایجاد نخواهد کرد. اما اگر به دلیل وجود سوراخ در دیوار مقطع دیوار در ارتفاع یک طبقه متغیر باشد بهتر است برای رسیدن به جوابهای مناسب طراحی در ارتفاع طبقه برای هر قسمت نامی مجزا انتخاب شود. همچنین بهتر است که نام دو جزء دیوار در دو سمت راست و چپ یک سوراخ متفاوت باشد و تا برای هر یک از این دو بخش نتایج طراحی به صورت جداگانه توسط نرم افزار گزارش شود. در کل باید توجه کرد که در دیوارهای دارای سوراخ در ارتفاع آن طبقه قسمتی از دیوار به عنوان Pier بحرانی تر است که مجاور سوراخ با عرض بیشتری باشد ( یا به بیان دیگر عرض مقطع خالص آن قسمت کمتر از قسمتها دیگر در آن طبقه باشد )
5- در صورتی که در دهانه های مجاور دیوار برشی به گونه ای قرار گیرد که عملاً آن دیوارها با هم یکپارچه باشند میشود که نامگذاری یکسانی برای آنها به عنوان Pier انجام شود اما برا آنکه بشود نتایج طراحی را راحتتر برای هر بخش به دست آورد بهتر است که برای هر دهانه نامگداری مجزایی انجام شود.
بارگذاری سازه

مرحله مهم دیگری که قبل از آنالیز مدل باید انجام شود بارگذاری سازه میباشد. در این زمینه معمولاً انجام دو مرحله بارگذاری مرده و زنده کفایت خواهد کرد. بارهای زلزله نیز که به صورت خودکار توسط نرم افزار اعمال میشود. در این زمینه نیز در مراجع مختلف به صورت مفصل بحث شده است. برخی نکات مهم در این زمینه را در اینجا اشاره میکنم :
1- بارهای گسترده زنده و مرده که به سقف وارد میشوند باید پس از انتخاب المانهای سقف مورد نظر از طریق منوی Assign/Shell/Area Loads/Uniform در پنجره ای که باز میشود قابل اعمال است ( همانند شکل اول ). در این زمینه توجه کیند که اگر قبلاً باری عناصر وارد کرده اید و میخواهید بار جدیدی را به بار قبلی اضافه کنید باید از گزینه Add to Existing Loads استفاده کنید. اگر میخواهید بار جدید جایگزین بار قبلی شود گزینه Replace Existing Load را انتخاب کنید و اگر میخواهید بار موجود بر عنصر مورد ( تنها در همان حالت بارگذاری ) پاک شود گزینه Delete Existing Load را تیک بزنید. جهت پیش فرض بارها Gravity است که به این ترتیب برای بارها باید عدد مثبت را اعمال کنید. در اعمال بارها به واحد برنامه که در قسمت بالا سمت راست پنجره قابل تغییر است هم توجه کنید.
2- در اعمال مرده به سقفها توجه کنید که وزن دال سقف و تیرهای فرعی ( در صورت مدلسازی ) و بقیه عناصر اسکلت سازه توسط خود برنامه محاسبه میشود و اگر در ابتدای پروژه وزن سقف را با احتساب این عناصر محاسبه کرده اید در این بخش حتماً باید وزن اجزای مذکور را کم کرده و سپس به برنامه معرفی کنید. در مورد سقفهای تیرچه بلوک و تیرچه کرومیت هم همین مساله وجود دارد. البته در این حالت دیگر وزن بلوکهای بین تیرچه ها نباید کاسته شود و وزن این بلوکها باید به سقف اعمال شود. در حالت استفاده از سقف کامپوزیت بار مرده گروه یک همان وزن دال سقف به همراه تیرهای فرعی خواهد بود که خود برنامه محاسبه میکند و دیگر نیازی به اضافه کردن باری به عنوان بار مرده گروه یک ( برای حالت بار Dead ) نیست. البته اگر تیرهای فرعی مدل نشده اند باید وزن متر مربع تیرها را اضافه کنیم. در مورد پنلهای مجاور بادبندهای با سیستم برون محور در سطح شکلپذیری ویژه قبلاً توضیحاتی داده شده است که باید در اینجا برای بارگذاری این پنلها مورد نظر قرار گیرد. در تیرهای کامپوزیت معمولاً فقط اعمال مرده گروه دو در حالت بار SD ( از نوع Super Dead ) کفایت میکند. برای سقف غیرکامپوزیت حالت بار فوق وجود ندارد و کلیه بارهای مرده سقف در حالت بار Dead اعمال میشود.
3-در اعمال بار زنده باید توجه کرد که بار زنده هر پنل جزو کدام حالت بار زنده تعریف شده است. به طور مثال برای سقفهای طبقات مسکونی این بار زنده چون قابلیت کاهش سربار زنده را دارد باید در حالت بار RL ( از نوع Reducible Live ) تعریف شود. برای سقف بام چون این مساله مجاز نیست باید بار زنده را در حالت بار Live ( از نوع Live و بدون قابلیت کاهش سربار ) اختصاص داد.
4- توجه نمایید که بخشی از بار مرده گسترده سقف مربوط به بار معادل تیغه ها میباشد.
5- اگر در سقف داکتهای برای نورگیر یا آسانسور دارید و آنها را به صورت opening مدل کرده اید از اعمال بار بر این المانها خودداری نمایید. در صورت اعمال بار بر این المانها توسط نرم افزار در هنگام آنالیز سازه یک پیام اخطار ( Warning ) داده خواهد شد.
6-بارگذاری مربوط به بار دیوارهای پیرامونی از طریق منوی Assign/Frame/Line Loads/Distributed... امکانپذیر است. در این حالت پنجره ای مشابه شکل ضمیمه ( شکل دوم ) ظاهر خواهد شد. بار ناشی از دیوارها به صورت یک بار گسترده یکنواخت خطی در قسمت پایین صفحه در قسمت Uniform Load قابل اعمال است. اگر بار دیوار یکنخواخت نباشد و یا به تمام طول دیوار وارد نشده باشد باید از گزینه های قسمت بالای آن یعنی قسمت Trapezoidel Loads قابل اعمال است. وزن دیوار در هر متر طول هم از ضرب وزن متر مربع دیوار در ارتفاع دیوار به دست می آید. در اینجا باید توجه کرد که دو ارتفاع قابل در نظر گرفتن است. یکی کل ارتفاع طبقه ( ارتفاع کف تا کف ) که شامل ضخامت سقف هم میشود و دیگری ارتفاع آزاد طبقه (که شامل ضخامت سقف نمیشود ) . دیوارهای پیرامونی تا زیر سقف ادامه می یابند اما قسمتی از اجزای دیوار ( مثل سنگ نما ) در بخش ضخامت سقف هم ادامه دارد. به همین جهت بهتر است ارتفاعی که در نظر گرفته میشود اندکی بیشتر از ارتفاع آزاد کف تا سقف در نظر گرفته شود. این بار با توجه به اینکه در حهت Gravity است باید مثبت وارد شود.
7- در مورد اعمال بار دیوارهای پیرامونی باید توجه کرد مقدار این بار در بام که تنها شامل وزن جانپناه است با بقیه طبقات متفاوت است. همچنین باید توجه کرد که دیوارهای سمت نما و غیرنما وزنهای متفاوتی دارند. اما میشود با توجه به اینکه قسمت نما دارای درصد قابل ملاحظه ای در و پنجره است در جهت اطمینان از کاهش وزن دیوار به خاطر این گشایشها صرفنظر کرد و در عوض وزن آنها را مشابه دیوارهای سمت غیرنما که سبکترند در نظر گرفت.
8- در اعمال بار دیوارها باید به بار ناشی از دیوارهای پیرامون راه پله هم توجه کرد. بار این دیوارها هم مشابه دیوارهای پیرامونی قابل اعمال است.
9- در صورت وجود دیوار برشی در سازه وزن ناشی از این دیوارها به صورت خودکار توسط برنامه محاسبه میشود و نیازی به اعمال بار دیوار به تیرها در قسمتهایی که دیوار برشی وجود دارد نیست.
10- در طبقه بام در حالت بار Addmass که از نوع Other تعریف شده است فقط جهت اصلاح جرم طبقه بام باید نصف وزن دیوارهای طبقه پایین به صورت بار گسترده خطی به تیرهای پیرامونی بام و نصف وزن معادل تیغه ها در طبقه زیر بام به صورت بار گسترده سطحی به المانهای سقف در بام اعمال شود.
11- چون خرپشته را مدل نمیکنیم وزن این طبقه را باید محاسبه کرده و با توجه به سطح بارگیر به صورت بارهایی نقطه ای در جهت محور Z ( با علامت منفی ) به نقاط انتهایی ستونهای طبقه بام در محلی ستونها به سمت خرپشته دیگر مدل نشده اند و قطع شده اند اعمال شوند. برای اعمال این بار باید نقاط انتهایی این ستونها انتخاب شده و به قسمت Assign/Joint/Point Loads/Forces... مراجعه نماییم و بار متمرکز مورد نظر را در قسمت Force Global Z با علامت منفی اعمال کنیم (توجه کنید که در اینجا جهت مثبت محور Z رو به بالا است و نه پایین و باید بار با علامت منفی اعمال شود). این کار باید برای تمام حالات بارگذاری ثقلی و برای هر یک از این نقاط تکرار شود. ( شکل سوم )
12- اگر بارهای خاص دیگری هم به سازه وارد شده باشد که در قسمتهای قبل به آن اشاره نشده باشد باید در بارگذاری مد نظر داشت. مثلاً اگر قسمتی از سازه به دلایلی در مدل دیده نشده است بار آن باید به شکلی به نرم افزار معرفی شود. ( همانند قسمت خرپشته که مدل نشده است و روش اعمال بار آن در قسمت قبل توضیح داده شد.)

آدم ها فقط آدم هستند نه بیشتر و نه کمتر
کمتر از چیزی که هستند نگاهشان کنی:آنها راشکسته ای
و بیش تر از آن حسابشان کنی آنها تورا میشکنند


: http://8pic.ir/
 سپاس شده توسط *mana* ، Sepid ، نثار
۱۳۹۲/۱۲/۱۴, ساعت ۱۳:۴۹
ارسال: #7
RE: مدلسازی با etabs
تنظیمات آنالیز سازه

یکی از کارهایی که قبل از اقدام به آنالیز سازه باید انجام شود تنظیمات خاصی است که در منوی Analysis/Set Analysisi Option است ( شکل ضمیمه اول ) . در قسمت بالای صفحه ای که ظاهر میشود 4 گزینه مختلف وجود دارد که از بین این 4 گزینه ، با توجه به اینکه سازه به صورت سه بعدی مدل شده است گزینه اول ( Full 3d ) انتخاب میشود. در قسمت پایین آن گزینه Dynamic Analysis وجود دارد. این گزینه ویژه روش تحلیل دینامیکی سازه است. اما برای روش تحلیل استاتیکی هم بهتر است که این گزینه تیک زده شود. در صورت تیک زدن آن میشود زمان تناوب اصلی سازه به روش تحلیلی برای هر یک از دو جهت اصلی سازه استخراج شود و با زمانهای تناوب تجربی سازه که در هنگام محاسبه ضریب زلزله به صورت دستی از یکی از سه رابطه تجربی اریه شده در مبحث ششم ( روابط 6-7-6 تا 6-7-8 ) مقایسه شود. در تبصره 1 بند 6-7-2-5-6 مبحث ششم استفاده از زمان تناوب تحلیلی مجاز دانسته شده است با این شرط که این زمان تناوب از مقدار تجربی بیش از 1.25 برابر نباشد. در هنگام محاسبه ضریب زلزله با توجه به نامشخص بودن زمان تناوب تحلیلی مقدار زمان تناوب تجربی محاسبه شده و در ضریب 1.25 ضرب میشود. بعد از آنالیز سازه باید مقدار تحلیلی را با 1.25 برابر مقدار تجربی مقایسه کنیم. اگر از این مقدار بیشتر باشد فرض اولیه صحیح است و در غیر این صورت باید در محاسبه ضریب زلزله بازبینی انجام شود. ( معمولاً زمان تناوب تحلیلی با اختلاف قابل ملاحظه ای بیشتر از مقدار تجربی آن است و در این مرحله مشکل خاصی پیش نمی آید و محاسبه اولیه معمولاً صحیح خواهد بود. ) توجه گردد که مشاهده زمان تناوب تحلیلی سازه باید وقتی صورت گیرد که سازه به طور کامل طراحی شده باشد و مقاطع آن نهایی شده باشد. در مشاهده زمان تناوب سازه های بتنی باید به تبصره 2 بند 6-7-2-5-6 مبحث ششم هم توجه کرد. در این مورد در بخشهای آینده بیشتر توضیح داده خواهد شد.
بعد از تیک زدن گزینه Dynamic Analysis بر روی دکمه روبه روی آن یعنی Set Dyanamic Parameters کلیک میکنیم تا صفحه جدیدی ظاهر شود ( شکل دوم ضمیمه ). در مورد پارامترهای این صفحه در کتابهای مختلف توضیح داده شده است. پیش فرضهای این صفحه معمولاً مناسب است و تنها باید در قسمت Number Of modes باید عدد مناسب وارد شود. اگر فقط مشاهده زمان تناوب مودهای اصلی سازه در دو جهت اصلی مورد نظر باشد انتخاب عدد 2 یا 3 معمولاً کافی خواهد بود. انتخاب اعداد بزرگتر فقط بر حجم فایلهای آنالیز سازه و زمان آنالیز فایل می افزاید. در صورتی که از روش تحلیل دینامیکی استفاده کرده باشیم تعداد مودهای نوسان حداقل باید به مقداری وارد شود که شرایط بند 6-7-2-6-2-2 تامین گردد. تخمین این تعداد مود نوسان در ابتدای کار باید با قضاوت مهندسی و حدس اولیه انجام شود. اگر این عدد به بزرگترین مقدار ممکن یعنی کل تعداد مودهای نوسان سازه ویرایش شود دیگر نیازی به این تخمین نیست. تعداد مودهای نوسان یک سازه اگر سقفها به صورت صلب معرفی شده باشند سه برابر تعداد طبقات و در غیر این صورت شش برابر تعداد طبقات است. بعد از وارد کردن این عدد بر دکمه OK کلیک کرده و به صفحه قبل باز میگردیم.
گزینه دیگری که بعد از گزینه تحلیل دینامیکی وجود دارد ، گزینه Include P-Delta میباشد. این گزینه برای تحلیل پی - دلتا در سازه است ( این اثر در کتابهای مختلف از جمله یکی از پیوستهای آیین نامه 2800 به طور کامل توضیح داده شده است). در سازه های فولادی در صورتی که با آیین نامه Aisc-Asd89 طراحی میشوند نیازی به این گزینه نیست و این گزینه تیک زده نمیشود. در این حالت روابط طراحی اعضا به گونه ای در نظر گرفته شده است که این اثر به طور خودکار در نظر گرفته شود. در صورت طراحی سازه فلزی با آیین نامه AISC360/IBC2006 و همچنین سازه های بتنی باید این گزینه تیک زده شود. پس از آن باید دکمه سمت راست آن تحت عنوان Set P-Delta Parameters کلیک شود تا صفحه جدیدی ( همانند شکل سوم ضمیمه ) باز شود. در مورد گزینه های این صفحه نیز در کتابهای مختلف بحث شده است. گزینه Non-Iterative Based on Mass یک گزینه تقریبی برای در نظر گرفتن اثر پی- دلتا میباشد. گزینه دوم که معمولتر است ( Iterative - Based on Load Combination ) باعث در نظر گرفتن این اثر به صورت دقیقتر با روش سعی و خطا خواهد شد. در این حالت باید در قسمت Maximum Iteration عدد مناسبی انتخاب شود. اعداد کوچک ممکن است باعث شود که این آنالیز به نتیجه ای مناسب و صحیح نرسد و اعداد بزرگ هم زمان آنالیز برنامه و حجم فایلهای آنالیز را بالا میبرد. به طور مثال در شکل نمایش داده شده عدد 20 انتخاب شده است. گزینه Relative Tolerance - Displacement هم گزینه ای است که بر اساس آن طبق مقایسه نتایج انالیز در هر سعی با سعی قبل با عدد مذکور تصمیم گرفته میشود که سعی و خطا را متوقف یا ادامه دهد. برای این گزینه مقدار پیش فرض معمولاً مناسب است. در قسمت زیر آن ( P-Delta Load Combination ) باید ترکیب باری که تحت آن این اثر کنترل شود را وارد کنید. این ترکیب بار باید شامل تمام بارهای ثقلی وارد بر سازه باشد. اما در مورد ضرایب ترکیب بار اختلاف نظر وجود دارد. برخی معتقدند که در تمام حالات این ضرایب باید یک وارد شوند و برخی دیگر اعتقاد دارند که این ضرایب باید همان ضرایب بارهای ثقلی در ترکیب بار ثقلی باشد. برخی هم معتقدند که به جای انتخاب و اعمال ضرایب بار از ترکیب بار ثقلی بدون حضور بارهای جانبی ، باید ضرایب را از ترکیب باری که شامل بارهای زلزله نیز میباشد انتخاب کرد. به نظر میرسد که فرض سوم با توجه به اینکه اساساً اثر پی دلتا برای اثرات زلزله است و در فقدان بارهای زلزله این اثر بی معنی است ، منطقیتر از بقیه باشد. به همین جهت باید به ترکیب بارهای مختلف که شامل بار زلزله هستند مراجعه کرده و بحرانیترین حالت که در آن ضرایب بارهای مرده و زنده بیشتر از بقیه است را انتخاب کنیم. در حالت استفاده از آیین نامه AISC360-05/IBC2006 با فرض استفاده از ترکیب بارهای محبث دهم بزرگترین ضرایب مرده و زنده به ترتیب برابر یک ( برای بارهای مرده ) و 1.2 ( برای بارهای زنده) خواهد بود. در سازه های بتنی هم در صورت استفاده از آیین نامه ACI318-08/IBC2009 بزرگترین ضرایب مربوط به بارهای مرده و زنده در ترکیب بارهای شامل زلزله به ترتیب 1.2 ( برای بارهای مرده ) و یک ( برای بارهای زنده) خواهد بود. ( در شکل ضمیمه ضرایب برای سازه فلزی بر اساس آیین نامه AISC 360/IBC 2006 تنظیم شده است. برای سازه بتنی با آیین نامه ACI318-08/IBC2009 باید از ضرایب مورد اشاره در بالا استفاده کرد). پس از انجام تنظیمات OK کرده به صفحه قبل بازگشته و آنجا نیز OK کرده و به صفحه اصلی باز میگردیم.
انجام تنظیمات مربوط به کاهش سربار زنده

اگر بار زنده وارد بر تمام یا برخی کف ها مطابق بند 6-3-8 قابل کاهش باشد و در هنگام معرفی حالات بار استاتیکی بار زنده ای از نوع Reducible Live تعریف شده باشد باید تنظیمات مربوط به کاهش سربار زنده در قسمت Options/Preferences…/Live Load Reduction… انجام شود. در این حالت پنجره ای مطابق شکل ضمیمه ( اولین شکل ) ظاهر خواهد شد. در این پنجره باید تنظیمات به گونه ای انجام شود که نزدیک ترین حالت به شرایط مبحث ششم در بند قسمت 6-3-8 تامین شود. در این بند کاهش سربار برای تیرها بر اساس رابطه 6-3-1 و برای ستونها و دیوارها ماکسیمم مقدار ناشی از رابطه مذکور و حالات ب ذکر شده در بند 6-3-8-3 انجام میپذیرد. شرایط رابطه 6-3-1 با انتخاب گزینه User Defined Curves (By Trib Area) و شرایط حالات ب ذکر شده در بند 6-3-8-3 با انتخاب گزینه User Defined by Stories Supported قابل تحقق است ؛ اما نکته ای که اینجا وجود دارد این است که هر دو ضابطه به طور همزمان قابل تامین نیست. با توجه به اینکه نادیده گرفتن هر کدام از این دو ضابطه در جهت اطمینان است بهتر است که به یکی از دو ضابطه بسنده کنیم. از این دو ضابطه بهتر است حالت اول هم شامل تیرها و هم شامل ستونها میشود را انتخاب کنیم و گزینه User Defined Curves (By Trib Area ) را انتخاب کرده و سپس در قسمت پایین صفحه بر روی دکمه Define کلیک نماییم تا صفحه جدیدی ( مطابق شکل دوم ضمیمه ) ظاهر شود.
در پنجره جدیدی که ظاهر میشود باید ضرایب مربوط به کاهش سربار را به نرم افزار معرفی کنیم. این ضرایب بستگی به سطح بارگیر دارد. در مبحث ششم این ضرایب تنها بر اساس رابطه 6-3-1 و مستقل از نسبت بار مرده به زنده محاسبه میشود. اما در نرم افزار این ضرایب علاوه بر سطح بارگیر به نسبت بار مرده و زند هم بستگی دارد. به نرم افزار حداقل دو منحنی به ازای دو نسبت مختلف بار مرده به زنده باید معرفی شود. برای آنکه کاهش سربار مستقل از نسبت بار مرده به زنده باشد باید دو منحنی که به نرم افزار معرفی میشود با هم یکسان باشد. برای این کار یک بار منحنی را برای یک نسبت کوچک بار مرده به زنده ( DL/LL Ratio ) معرفی میکنیم و بار دوم این منحنی را برای یک عدد بزرگ. به طور مثال بار اول برای نسبت 0.1 و بار دوم برای نسبت 10 منحنی را معرفی میکنیم. برای معرفی اعداد هم باید از رابطه 6-3-1 کمک بگیریم. فقط باید توجه کنیم که اعدادی که به نرم افزار معرفی میشود اعدادی است که در بار زنده ضرب میشود و عدد ناشی از رابطه مبحث ششم مقدار کاهش سربار به صورت درصد است که باید عدد به دست آمده از این رابطه از 100 کاسته شده و سپس بر 100 تقسیم شود و به نرم افزار معرفی شود. توجه کنید که حداکثر مقدار کاهش سربار 50 درصد است یا به بیان دیگر ضرایبی که به نرم افزار معرفی میشوند حداقل باید برابر 0.5 باشند. اعدادی که به طور نمونه باید به نرم افزار معرفی نمایید به شرح زیر است ( عدد سمت راست را در قسمت Trib Area و دومی را در قسمت Reduction Factor به نرم افزار معرفی نمایید) :
18 و 1
25 و 0.9
36 و 0.8
49 و 0.73
64 و 0.675
81 و 0.63
100 و 0.6
121 و 0.57
144 و 0.55
169 و 0.53
196 و 0.51
225 و 0.5
بعد از وارد کردن این اعداد باید به شکل مشابه شکل ضمیمه سوم برسیم. بعد از این مرحله مقدار DL/LL Ratio را عددی بزرگ به طور مثال 10 انتخاب میکنیم و بر روی دکمه Add Curve در بالای صفحه کلیک میکنم و همین اعداد را دوباره معرفی میکنیم تا منحنی دوم هم مشابه منحنی اول به نرم افزار معرفی شود و بعد از آن بر دکمه OK کلیک کرده و به صفحه قبل بازمیگردیم ( شکل ضمیمه اول ). در این صفحه تنها تغییر دیگری که باید ایجاد کنیم اینست که در قسمت Application to Column گزینه Apply to All Forces/Component را انتخاب کنیم تا کاهش سربار در ستونها علاوه بر نیروی محوری شامل لنگرهای خمشی و پیچشی و نیروهای برشی نیز بشود و بعد از OK را کلیک کرده و به محیط اصلی نرم افزار بازمیگردیم.

کنترل مدل قبل از آنالیز سازه

قبل از اینکه مدل را آنالیز نماییم لازم است از درستی مدلسازی مطمئن شویم. برای این موضوع انجام کارهای زیر توصیه میشود :
1- از منو View/Set Building View Options… میتوان موارد زیادی را به صورت تصویری کنترل نمود. در این حالت پنجره ای باز میشود ( مشابه شکل ضمیمه اول ) که با تیک زدن مواردی دلخواه میتوان مواردی نظیر مقاطع اختصاص داده شده به اعضا ، شرایط تکیه گاهی اعضا و اتصالات اعضا به یکدیگر ، نواحی گیرداری انتهایی ، دیافراگم صلب ، اسامی اختصاص داده شده به عناصر Pier و Spandrel و ... را به صورت تصویری کنترل نمود.
2- با مراجعه به منوی Display/Show Loads/Joint/Point… مقادیر بارهای نقطه ای اعمال شده به سازه (نظیر بارهای ناشی از وزن خرپشته که به صورت نقطه ای به ستونهای طبقه بام وارد شده اند) قابل کنترل و مشاهده است. ( شکل ضمیمه دوم )
3- از طریق منوی Display/Show Loads/Frame/Line… بارهای اختصاص داده شده به اعضای خطی ( تیرها ) قابل مشاهده و کنترل است ( شکل ضمیمه سوم). در این زمینه به طور نمونه به بارهای دیوارهای پیرامونی میشود اشاره کرد.
4- از طریق منوی Display/Show Loads/Shell/Area… بارهای گسترده اعمال شده به عناصر سطحی (سقفها ) قابل مشاهده و کنترل است ( شکل ضمیمه چهارم ) . نمونه این بارها ، بارهای گسترده مرده و زنده وارد به سقفها میباشد.
5- از طریق منویAnalyze/Check Model… هم در پنجره ای که باز میشود با تیک زدن تمام موارد و OK کردن میشود از عدم وجود برخی خطاهای فاحش در مدلسازی ( مثل روی هم افتادن برخی اعضا روی هم ) مطمئن شد( شکل ضمیمه پنجم). در صورت وجود ایراد در صفحه بعدی که ظاهر میشود ایرادات با جزییات ذکر میشوند و اگر ایرادی وجود نداشته باشد پیام زیر ظاهر خواهد شد:
Model has been checked, No warning messages
البته توجه کنید که کنترل فوق به معنی عدم وجود هیچ اشکال در مدلسازی نیست و این کنترل تنها برخی اشتباهات فاحش را تشخیص میدهد.
6- هر چند کنترل موارد فوق برای اطمینان از صحت مدلسازی معمولاً کفایت میکند ولی از طریق منوی Display/Show Tables… ( شکل ضمیمه ششم) و تیک زدن گزینه های مختلف اطلاعات مختلف مدلسازی را به صورت متنی و جدولبندی شده مشاهده نمود.

پس از طی کردن مراحل فوق و اطمینان از صحت مدلسازی و رفع ایرادات احتمالی میتوان به مرحله آنالیز مدل رفت.


آنالیز سازه و مشاهده نتایج آنالیز

بعد از انجام تمام مراحل فوق میتوان آنالیز سازه را انجام داد. آنالیز مدل از طریق دکمه F5 یا مراجعه به منوی A/Run Analysis امکانپذیر است. با انجام اینکار آنالیز سازه شروع میشود و برحسب اینکه مدل تا چه حد پیچیده و سنگین باشد و سرعت کامپیوتر شما تا چه حد باشد از چند ثانیه تا چند دقیقه متغیر است. بعد از اتمام آنالیز سازه برای اینکه مطمئن باشید این آنالیز بدون مشکل انجام شده است به منوی File/Last Analysis Run Log... مراجعه نمایید که در این حالت یک فایل متنی معمولاً در محیط notepad یا wordpad باز میشود که فرآیند آنالیز سازه در آن درج شده است. باید متن را به دقت مشاهده کرده و مطمئن شویم که در متن پیام خطا ( Error ) و یا اخطار ( Warning ) وجود ندارد. در صورت وجود باید مطابق توضیحات درج شده در فایل به دنبال رفع اشکال مدل باشیم در غیر این صورت مدل بدون مشکل آنالیز شده است. پیامهای اخطاری که بعضاً داده میشود در صورتی که با مشاهده نتایج آنالیز سازه مطمئن شویم که جوابها با قضاوت مهندسی قابل اطمینان هستند در برخی مواقع قابل صرفنظر میباشند.
بعد از آنالیز سازه با مراجعه به منوهای زیر نتایج آنالیز سازه به شکلهای مختلف قابل مشاهده هستند :
منوی Dispaly/Show Deformed Shape برای مشاهده تغییر شکلهای سازه ( علی الخصوص مشاهده تغییر شکلهای جانبی ناشی از بارهای زلزله و مقایسه با مقادیر مجاز آیین نامه ای - شکل ضمیمه اول )
منوی Display/Show Mode Shape... برای مشاهده مودهای مختلف نوسانی و زمانهای تناوب آنها در حالتی که آنالیز دینامیکی فعال شده است. (شکل ضمیمه دوم)
منوی Display/Show Memeber Forces/Stress Diagram/Support/Spring Reactions... به طور خاص برای مشاهده واکنشهای تکیه گاهی ( شکل ضمیمه سوم)
منوی Display/Show Memeber Forces/Stress Diagram/Frame/Pier/Spandrel Forces... برای مشاهده دیاگرامهای خمش، برش ، نیروی محوری ، پیچش برای اعضای خطی (تیر- ستون و بادبند ) ، اعضای سطحی ( به طور خاص اجزای Pier و Spandrel در دیوارهای برشی ) . ( شکل ضمیمه چهارم )
منوی Display/Show Memeber Forces/Stress Diagram/Shell Stresses/Forces... برای مشاهده تنشها و نیروها در قسمتهای مختلف المانها پوسته ای ( به طور خاص در دیوارهای برشی جهت کنترل ترک خوردگی یا عدم ترک خوردگی دیوار برشی ). ( شکل ضمیمه پنجم )
منوی Display/Show Tables برای مشاهده نتایج آنالیز مدل به صورت متنی و جدولبندی شده ( شکل ضمیمه ششم)
این کنترلها برای اطمینان از صحت نتایج انجام میشود و البته لازم است که جهت این مساله نتایج دستی برای برخی اجزا به صورت دقیق یا حداقل تقریبی موجود باشد و یا با قضاوت مهندسی بتوان محدوده ای از جوابها را برای هر یک از این اجزا حدس زد. در مراحل بعدی نیز ممکن است نیاز شود که به این منوها مراجعه شده و نتایج آنالیز سازه اسختراج شود.

آدم ها فقط آدم هستند نه بیشتر و نه کمتر
کمتر از چیزی که هستند نگاهشان کنی:آنها راشکسته ای
و بیش تر از آن حسابشان کنی آنها تورا میشکنند


: http://8pic.ir/
 سپاس شده توسط *mana* ، نثار
۱۳۹۲/۱۲/۱۴, ساعت ۱۳:۵۱ (آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۳۹۲/۱۲/۱۴ ساعت ۱۳:۵۲ ، توسط @Raha@.)
ارسال: #8
RE: مدلسازی با etabs
بررسی ترک خوردگی یا عدم ترک خوردگی دیوارهای برشی بتنی

برای سازه هایی که دارای دیوار برشی هستند لازم است که ضراب ترکخوردگی نیز اعمال شود. این ضرایب بر حسب اینکه دیوار دچار ترک خوردگی شده باشد یا خیر متفاوت است. برای دیوارهای ترک خورده جهت آنالیز و طراحی سازه از ضریب 0.35 و برای دیوارهای ترک نخورده از ضریب 0.7 استفاده میشود. برای بررسی ترک خوردگی دیوارها باید در ترکیب بارهای بحرانی ( ترکیب بارهایی که در آنها بیشترین تنش کششی در دیوار به وجود می آید ) مقدار تنشهای کششی ماکسیمم را مشاهده کرده و با تنش کششی ترک خوردگی بتن ( که از رابطه 9-14-3 مبحث نهم بر حسب واحد نیوتن بر میلی متر مربع به دست می آید ) مقایسه نمود. در صورتی که مقدار تنش موجود از تنش ترک خوردگی مذکور کمتر باشد دیوار ترک نخورده و در غیر این صورت دیوار ترک خورده است. ترکیب بارهایی که طبق آنها این کنترل انجام میشود همان ترکیب بارهای طراحی سازه است که در قسمتهای قبل به آنها اشاره شده است. انتخاب ترکیب بار باید به گونه ای انجام شود که کمترین بار فشاری در دیوارها ایجاد شود. به همین جهت بهتر است که از ترکیب بارهایی استفاده کنیم که شامل بار زنده نباشند و همچنین ضریب بار مرده آنها حداقل باشد. از بین این ترکیب بارها باید ترکیب باری انتخاب شود که شامل حالت بار زلزله به موازات راستای دیوار مورد نظر باشد. یعنی اگر دیوار در راستای محور X باشد باید ترکیب باری که شامل زلزله جهت است و یا زلزله جهت X در آن ضریب بزرگتری دارد استفاده شود. همچنین با توجه به اینکه در هر جهت دو حالت بار زلزله با برون از مرکزیتهای مثبت و منفی تعریف کرده ایم باید از بین این دو حالتی که اثر بیشتری روی دیوار مورد نظر دارد استفاده شود. در این مورد میتوان به شرح زیر عمل کرد :
دیوارهای جهت X در سمت پایین مرکز سختی : ENX
دیوارهای جهت X در سمت بالای مرکز سختی: EPX
دیوارهای جهت Y در سمت چپ مرکز سختی: ENX
دیوارهای جهت Y در سمت راست مرکز سختی : EPX
بر این اساس به عنوان جمعبندی به نظر میرسد که برای هر یک از 4 حالت فوق به ترتیب یکی از ترکیب بارهای زیر بحرانی تر خواهد بود ( برای هر حالت باید هر دو ترکیب بار کنترل شود ) :
حالت اول :
0.9(DEAD+SD)+1.4(ENX+EY)
0.9(DEAD+SD)+1.4(ENX-EY)
0.9(DEAD+SD)+1.4(-ENX+EY)
0.9(DEAD+SD)+1.4(-ENX-EY)
حالت دوم :
0.9(DEAD+SD)+1.4(EPX+EY)
0.9(DEAD+SD)+1.4(EPX-EY)
0.9(DEAD+SD)+1.4(-EPX+EY)
0.9(DEAD+SD)+1.4(-EPX-EY)
حالت سوم :
0.9(DEAD+SD)+1.4(ENY+EX)
0.9(DEAD+SD)+1.4(ENY-EX)
0.9(DEAD+SD)+1.4(-ENY+EX)
0.9(DEAD+SD)+1.4(-ENY-EX)
حالت چهارم :
0.9(DEAD+SD)+1.4(EPY+EX)
0.9(DEAD+SD)+1.4(EPY-EX)
0.9(DEAD+SD)+1.4(-EPY+EX)
0.9(DEAD+SD)+1.4(-EPY-EX
برای مشاهده تنشها در دیوار تحت هر یک از این ترکیب بارها هم باید به منوی Display/Show Memeber Forces/Stress Diagram.../Shell Stresses /Forces... مراجعه نماییم. ( شکل ضمیمه ) . در پنجره ظاهر شده ترکیب بار مورد نظر را انتخاب کرده و در ناحیه Component Type گزینه Stresses را فعال کنید. گزینه S22 که نشان دهنده تنش قائم دیوار است باید انتخاب گردد. برای اینکه بتوان به راحتی نواحی کششی که دارای تنش بیش از مقدار تنش ترک خوردگی بتن هستند را تشخیص داد بهتر است که در قسمت Contour Range برای مقادیر Min و Max به ترتیب همان تنش ترک خوردگی و تنش ترک خوردگی به اضافه عددی کوچک ( مثلاً 0.01 ) را انتخاب کنید. (در شکل ضمیمه با فرض اینکه تنش ترک خوردگی 27.5 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع باشد این دو عدد 27.5 و 27.51 انتخاب شده است. در این مورد به واحد برنامه هم باید توجه شود). در قسمت Stress Averaging هم بهتر است گزینه at All Joints انتخاب شود.
بعد از کنترل این موضوع برای تمام ترکیب بارهای مورد اشاره و در تمام دیوارها قفل برنامه را باز کرده و به قسمت قبل از آنالیز برنامه برمیگردیم و به شرحی که در قسمت بعید می آید ضرایب ترک خوردگی را اعمال مینماییم.
توجه شود که ممکن است دیوار در طبقات پایین ترک خورده و در طبقات بالا ترک خورده باشد که در ان صورت برای هر یک از طبقات ضرایب ترک خوردگی خاص آن اعمال میشود.
جزییات کاملتر در این زمینه در مراجعه مختلف از جمله کتاب سوم از مجموعه 4 جلدی دکتر باجی آورده شده است.
اعمال ضرایب ترک خوردگی به دیوارهای برشی و ستونهای متصل به آنها

بعد از مشخص شدن تکلیف ترک خوردگی یا عدم ترک خوردگی دیوارها باید قفل برنامه را باز کرده و به مرحله قبل از آنالیز سازه برگردیم و این ضرایب را به دیوارهای برشی و ستونهای متصل به آنها که جزیی از سیستم دیوار برشی میباشند اعمال نماییم. برای اعمال ضرایب ترک خوردگی به دیوارها بعد از انتخاب آنها باید به منوی Assign/Shell/Area/Shell Stiffness Modifiers...( شکل ضمیمه اول) و برای ستونهای متصل به آنها به منوی Assign/Frame/Line/Frame Property Modifiers... ( شکل ضمیمه دوم ) مراجعه نماییم.
اطلاعات این دو پنجره بر حسب ترک خوردگی یا عدم ترک خوردگی عضو مورد نظر باید پر شود. در این مورد در کتابهای مختلف راهنمایی شده است. به طور خلاصه به شرط آنکه برای دیوارها از المان Membrane استفاده شده باشد این ضرایب در حالات مختلف به شکل زیر باید وارد شود :
دیوار ترک نخورده :
Membrane f22 Modifier = 0.7
دیوار ترک خورده :
Membrane f22 Modifier = 0.35
در این حالت مابقی آیتمها نقش زیادی نخواهند داشت و نیازی به اعمال ضریب نیست ( مشابه شکل ضمیمه سوم که برای حالت ترک نخورده تنظیم شده است)
اگر دیوار حالت Shell داشته باشد با توجه به اینکه در جهت خمش خارج از صفحه به طور منطقی ترک دیوار محتمل است باید از ضریب ترک خوردگی 0.35 علاوه بر ضریب مورد اشاره بالا برای آیتمهای m11 , m22 , m12 هم وارد شود.
ستون متصل به دیوار در حالت ترک نخورده :
در این حالت علاوه بر ممان اینرسی باید مساحت نیز در ضریب اصلاح ضرب شود. این به دلیل نقش مهم مساحت ستون در محاسبه ممان اینرسی کل دیوار است. برای ضریب اصلاح ممان اینرسی هم ، حول محوری این ضریب را اعمال کنیم که در محاسبه ممان اینرسی دیوار موثر است. پس باید این اصلاح را حول محوری که عمود بر صفحه دیوار است اعمال کنیم. چون قبلاً یک ضریب 0.7 از طریق منوی Define برای ستونها اعمال کرده ایم برای ضریب ترک خوردگی ممان اینرسی اگر دیوار ترک نخورده باشد دیگر لازم به اعمال ضریب دوم نیست. اما اگر دیوار ترک خورده باشد باید یک ضریب 0.5 را اعمال کنیم که تا در ضریب 0.7 قبل ضرب شده و عدد 0.35 که مورد نظر است نتیجه شود. به این ترتیب خواهیم داشت :
Cross - Section (axial ) Area = 0.7
دیوار ترک خورده :
Cross - Section (axial ) Area = 0.35
Moment of Inertia about 2 axis = 0.5 ( اگر محور 2 ستون عمود بر صفحه دیوار باشد )
Moment of Inertia about 3 axis = 0.5 ( اگر محور 3 ستون عمود بر صفحه دیوار باشد )
نکته : اگر در حالت بالا ستون در دو صفحه عمود بر هم متصل به دیوار برشی باشد باید هر دو ضریب اعمال شود.
در شکل ضمیمه چهارم این تنظیمات برای یک دیوار ترک خورده برای حالتی که محور 2 آن عمود بر صفحه دیوار باشد نمایش داده شده است.
تیرهای همبند در دیوارهای برشی دارای گشایش :
در این تیرها آنچه نقش تعیین کننده را دارد عنصر f11 میباشد. پس ضریب اصلاح را برای این گزینه وارد میکنیم. چون عنصر حالت مشابه تیر را دارد در هر صورت مقدار ضریب ترک خوردگی را برای آن برابر 035 وارد میکنیم ( مشابه شکل ضمیمه پنجم )
بعد از تنظیم ضرایب ترک خوردگی برای تمام دیوارها در تمام طبقات دکمه F5 را فشار داده و مدل را دوباره آنالیز میکنیم.
ایران سازه

آدم ها فقط آدم هستند نه بیشتر و نه کمتر
کمتر از چیزی که هستند نگاهشان کنی:آنها راشکسته ای
و بیش تر از آن حسابشان کنی آنها تورا میشکنند


: http://8pic.ir/
 سپاس شده توسط *mana* ، نثار
۱۳۹۲/۱۲/۱۴, ساعت ۱۳:۵۳
ارسال: #9
RE: مدلسازی با etabs
تنظیمات آیین نامه AISC360/IBC2006 در منوی Options/Preferences... برای طراحی سازه های فلزی به روش LRFD

در مورد به طور مفصل در تاپیک زیر بحث شده است :
طراحی سازه های فولادی بر اساس ضوابط آیین نامه AISC360-05/IBC2006 به روش LRFD در ETABS

در اینجا به طور کاملاً خلاصه این مساله پرداخته میشود.
این تنظیمات در قسمت Options/Preferences/Steel Frame Design قابل دسترس است. اگر فرض کینم که سازه شامل بادبندهای EBF در حد شکلپذیری زیاد به این روش طراحی شوند این تنظیمات باید به شکل زیر نسبت به پیش فرضها تغییر نمایند ( شکل ضمیمه ) :
در قسمت Design Code آیین نامه AISC360/IBC2006 را انتخاب نمایید.
در قسمت SEISMIC DESIGN CATEGORY گزینه EBF را انتخاب نمایید. برای قابهای خمشی ویژه گزینه SMF ، برای قابهای خمشی با حد شکلپذیری متوسط گزینه OMF ، برای سیستم قاب ساده و مهاربند هم محور در حد شکلپذیری زیاد گزینه SCBF و همین سیستم در حد شکلپذیری کم گزینه OCBF انتخاب شود
در قسمت System Sds عدد 0 را وراد نمایید.
در قسمت System Omega0 ضریب اضافه مقاومت مستخرج از جدول 10-3-2 مبحث دهم را در ضریب 1.2 ضرب کرده و وارد نمایید. برای سیستم قاب ساده و مهاربند های برون محور در حد شکلپذیری ویژه این عدد از مبحث دهم 2 استخراج میشود که در اینجا باید عدد 2.4 وارد شود.
برای گزینه System Cd عدد 0.7R را وارد کنید که در اینجا R ضریب رفتار سازه است که از جدول 6-7-6 مبحث ششم استخراج میشود. این ضریب تنها برای قابهای با مهاربند واگرای ویژه دارای اهمیت است. فرض کنید که برای این سیستم ضریب رفتار برابر 7 باشد و بر این اساس برای این سیستم عدد 4.9 را وارد نمایید.
در قسمت Design Provision گزینه LRFD را انتخاب نمایید تا طراحی به روش حالات حدی انجام شود.
در قسمت Design Analysis Method گزینه Effective Length و در قسمت Second Order Method گزینه General 2nd Order را انتخاب نمایید.
قسمت Is Doubler Plate Plug Welded ? برای حالتی است که اتصال تیر به ستون گیردار باشد. در این حالت ممکن است لازم باشد که در جان ستون از ورق مضاعف کننده استفاده شود. اگر این ورق به جان ستون جوش انگشتانه میشود گزینه Yes و در غیر این صورت گزینه No را انتخاب نمایید. این گزینه فقط برای ستونهای I شکل دارای اهمیت است و برای مابقی ستونها این کنترل انجام نمیشود. در صورتی که اتصال تیر به ستون گیردار نیست این گزینه اهمیتی نخواهد داشت.
در قسمت Reduce HSS Thickness گزینه No را انتخاب نمایید.
در قسمت Consider Deflection گزینه Yes را انتخاب نمایید. برای 6 گزینه زیر آن نیز مطابق شکل ضمیمه عمل نمایید ( توضیحات مشابه همانی است که در مورد آیین نامه AISC-ASD89 در قسمتهای قبل گفته شده است )
در قسمت Pattern Live Load عدد 0.75 را قبول نمایید. ( توضیحات آن قبلاً داده شده است)
در قسمت Stress Ratio Limit عدد یک را وارد نمایید.( توضیحات قبلاً داده شده است)
قسمت Maximum Auto Iteration توضیحاتی مشابه آیین نامه AISC-ASD89 دارد. برای آن عددی دلخواه و به طور مثال 5 را وارد نمایید.
نکته مهم : اگر در دو جهت اصلی از دو سیستم سازه ای مختلف استفاده کرده اید باید دو فایل ایجاد نمایید و در هر فایل این قسمت را مطابق سیستم سازه ای خاص آن جهت پر نمایید. در هر یک از این دو فایل تنها ترکیب بارهای ثقلی به اضافه ترکیب بارهایی که در آن زلزله آن جهت قالب است را لحاظ نمایید. بعد از طراحی سازه در هر دو فایل برای هر یک از اعضا مقطعی که برای هر دو فایل جوابگو باشد را انتخاب نمایید. مقاطع هر دو فایل را به گونه ای انتخاب کنید که با هم یکسان شود. در واقع برای هر عضو باید مقطعی اختیار شده باشد که هم برای فایل اول و هم فایل دوم جوابگو باشد.

آدم ها فقط آدم هستند نه بیشتر و نه کمتر
کمتر از چیزی که هستند نگاهشان کنی:آنها راشکسته ای
و بیش تر از آن حسابشان کنی آنها تورا میشکنند


: http://8pic.ir/
 سپاس شده توسط Sonya ، sahar naz ، *mana* ، نثار
۱۳۹۲/۱۲/۱۴, ساعت ۱۳:۵۸
ارسال: #10
RE: مدلسازی با etabs
بابا ایول رها جون...اینا رو که نوشتی خودتم واردی؟؟؟
من قبلا زیاد ایتبس کار میکردم ولی حالا دیگه زیاد سروکارم نمیوفته باهاش و کلا فراموش کردم....خوب کردی مطالبشو گذاشتی....خسته نباشی


خداوندا ؛
آرامشي عطا كن تا بپذيرم آنچه را كه نميتوانم تغيير دهم.
شهامتي ده كه تغيير دهم آنچه را كه ميتوانم.
و دانشي كه تفاوت اين دو را بدانم...
 سپاس شده توسط Sonya ، @Raha@ ، *mana* ، نثار
« قدیمی تر | تازه‌ تر »
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
 


پرش به انجمن: