سلام مهمان گرامی ، خوش آمدید. آیا این نخستین بازدید شماست ؟ وارد شده یا عضو شوید
با سلام مهمان گرامی ،
اطلاعات کاربری به ما نشان می دهد که شما در انجــمن های زیبـــایی و سلامت عضو نشده اید برای اینکه از امکانات این تالار گفتگو استفاده کنید ، باید عضو شوید.

پس هر چه زود تر اقدام به عضــویت نمائید و یا وارد شوید.

انجــمن های زیبـــایی و سلامت

انجمن های زیبایی سلامت زیباشو

توجه: دوره آموزش فرمولاسیون رنگهای زیبای مو انجمن زیباشو ๑۩۞۩.... لطفا پرسش های خود در زمینه رنگ مو را فقط اینجا مطرح کنید..... ۩۞۩๑ ๑❀95❀ مسـابـقــه : عکس از سفره هفــت سیـن ❀95❀
 
 
امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دل نوشته های parisaaaa
2014/12/01, ساعت 13:44
ارسال: #51
RE: دل نوشته های parisaaaa
مــیــگـــــَــــن؛وروجـَـکـَــَـم✘

مــیگن;از چـِــشام شــِــیـْـطـَــنـَـتْ مــیـبــاره✘

مـیگن ;خـِــیـــلــــــــے حـــاضــِــر جـَــوابــــَــم✘

مـيگن ;زبـــــــــــون دارم ايـــن هــــــوا

میگن ;هـــَــمـــیــشـِــہ شـــادَم

میگن ;صـِــدا خـَـنـْـدِهـ هـــات هـَــمــیــشـِــگــیــِـه✘

میگن ;زلـــــــــــــــــــزلــــــــــه ام

✘ولــى✘لامَصــــبـــا هـَ‌مـَشـــــــــــــــون ظـــاهـِـــر بــینــَـن✘ْ

↚هــــيــشــكـــى نــِــمــیـــگـــِـہ;

چــِــرا چــِـشـــام ایـنـْـقــَــد غــَــــــــــم داره؟؟؟✔️

خدایا منو ببخش بخاطر تمام درهایی که کوبیدم و خونه تو نبود..Heart
 سپاس شده توسط sahar1992 ، negar din ، mamadreza
2014/12/01, ساعت 13:45
ارسال: #52
RE: دل نوشته های parisaaaa
پاییز که میشه منم پا به پای اسمون میبارم ...

زیر گریه های آسمون، روی سنگ فرشای اون خیابون همیشگی !

با یه هدفون توی گوشم ...

با قدم های آروم و بلند ...

میزم سمت همون کافه ای که همیشه با هم میرفتیم ...

هنوزم دوتا شکلات داغ سفارش میدم ...

هنوزم مثل همون موقع ها برات صندلی رو عقب میکشم ...

میشینم روبروی صندلی خالی

برات زیرلب آهنگی که دوس داشتی رو میخونم و لبخند میزنم ...

یه لبخند که اگه خودت بودی و میدیدیش برام گریه میکردی ...

مثل همون مرد کافه چی که هروقت میرم اونجا با دلسوزی نگام میکنه ...

شاید فکر میکنه دیوونم ...

شایدم میدونه چه مرگمه ...

اره شاید دیوونم ...

نمیدونم !

نمیدونی چقدر جای تو کنار تو روی صندلی روبروییم خالیه

جای تو کنار

پاییز و

من و

بارون ،

خالیه ... !

خدایا منو ببخش بخاطر تمام درهایی که کوبیدم و خونه تو نبود..Heart
 سپاس شده توسط sahar1992 ، negar din ، mamadreza
2014/12/01, ساعت 13:45
ارسال: #53
RE: دل نوشته های parisaaaa
وقتی با سرد شدن هوا اونم سرد میشه ...

وقتی واسه آخرین بار میبینیش ...

وقتی که دیگه حوصله تورو هم نداره ...

وقتی با چندتا جمله عربی میشه مال یکی دیگه ...

وقتی میفهمی که اون دیگه مال تو نمیشه ...

وقتی میدونی همه چیز تمومه ولی بازم تلاش میکنی ...

وقتی بعد از اون تنها بودن رو به همه چیز ترجیح میدی ...

وقتی دلت واسه بغلش لک میزنه ...

وقتی که دلت جایی گیره که همه زندگیتو نخ کش کرده ...

وقتی براش بازم پست میذاری ولی نه لایکت میکنه نه کامنت میذاره !

وقتی دلت میخواد تو چشاش زل بزنی بگی لعنتی دوست دارم !ولی نمیتونی ...

وقتی دیگه حتی بهت فکرم نمیکنه ... اما بازم ... به یادشی ...

وقتی زیر بارون به یادش هق هق میزنی که کسی نفهمه اشکه یا قطره بارون ...

اه ...

لعنت به این وقتیها ...

خدایا منو ببخش بخاطر تمام درهایی که کوبیدم و خونه تو نبود..Heart
 سپاس شده توسط sahar1992 ، negar din ، mamadreza
2014/12/01, ساعت 13:45
ارسال: #54
RE: دل نوشته های parisaaaa
سال پیش در همین شب های بارانی باهم دستانمان را بالا برده بودیم و خدا را به خدا بودنش قسم میدادیم که دستانمان را زودتر به هم برساند ...

تو به مردانگی ات قسم خوردی که سال دیگر تنها قرآن سر نمیگیریم ...

من هم تنها اعتماد کردم ...

امسال همچنان تنها فریاد میزنم

از خدا کمک میخواهم

امــّـــا

تنها اشــک میریزم ...

خدا را به یگانگی اش قسم میدهم که تنهایم نگذارد ...

دانه دانه اشک هایم سرازیر میشوند ...

سر میخورند

درست به جایی میرسند که تو همیشه میبوسیدی ...

میخواهم ببخشم ...

کسی را که مردانه دروغ گفت !

کسی که قولهایش را فراموش کرد

کسی که قسم خورده بود اجازه نمیدهد کسی اشکم را در بیاورد اما خود مسبب دانه دانه اشکهایم شد ...

میخواهم ببخشم ...

خداوندا ...

من نمیتوانم !

اما تو ببخش ...

خدایا منو ببخش بخاطر تمام درهایی که کوبیدم و خونه تو نبود..Heart
 سپاس شده توسط sahar1992 ، negar din ، mamadreza
2014/12/01, ساعت 13:47
ارسال: #55
RE: دل نوشته های parisaaaa
همه چی از یه بطری بازی شروع شد . . .

کمی بعد از نیمه شب . . . !

روی یک میز شش نفره؛ همه مست و خراب . . . !

بطری چرخید، چرخید و چرخید . . . !

همه چشمها به چرخشش بود . . . !

حرکتش کم شد و کمتر و کمتر . . . !

تا بالاخره ایستاد . . . !

سرش به طرف من بود

به هر حال من باید اطاعت میکردم . . .

رسید به اون . . . !

نگام کرد و خندید . . . !

دلیل خنده هاشو نمیفهمیدم تا اینکه ساکت شد و خیره به من . . . !

به لباش چشم دوخته بودم منتظر اینکه بگه :

رو دستات راه برو یا صورتت رو با سس بشور . . . !

یا یه چیزی مثل همینا . . .

که یهو کوبید رو میز و ابروهاشو تو هم کرد . . .

حــکــم . . . !

" عاشقــم شو "

و من باید عمل میکردم . . .

این قــانــون بازی بود . . . !



دیر کردیم و باز هم زود است . . . !

خدایا منو ببخش بخاطر تمام درهایی که کوبیدم و خونه تو نبود..Heart
 سپاس شده توسط sahar1992 ، negar din ، mamadreza
2014/12/01, ساعت 13:48
ارسال: #56
RE: دل نوشته های parisaaaa
به خنده گفت : شماره ام را حفظی ؟!

من هم با اطمینان شروع به شمردن کردم

...093...

در جواب چشمان بهت زده اش تنها سرم را پایین انداختم ...

تو به من بگو هنوز شماره تو را به اشتباه گفتن بدبختی من است یا ...

او ... ؟

خدایا منو ببخش بخاطر تمام درهایی که کوبیدم و خونه تو نبود..Heart
 سپاس شده توسط sahar1992 ، negar din ، mamadreza
2014/12/01, ساعت 13:48
ارسال: #57
RE: دل نوشته های parisaaaa
اولین روز بارانی را بخاطر داری؟

غافلگیر شدیم ...

چتر نداشتیم ...

خندیدیم ...

دویدیم و به شالاپ شولوپ های گل آلود عشق ورزیدیم ...

دومین روز بارانی چطور ؟

پیش بینی اش را کرده بودی ...

چتر اورده بودی

من غافلگیر شدم ...

سعی میکردی من خیس نشوم . شانه سمت چپ تو کاملا خیس شده بود ...

سومین روز چطور؟

گفتی سرت در میکند ...

حوصله نداشتی سرما بخوری ...

چتر را کاملا بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد ...

و چند روز پیش را چطور ؟

به خاطر داری ؟

که با یک چتر اضافه امدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دور تر برویم ...

فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم ...

تنها برو !

خدایا منو ببخش بخاطر تمام درهایی که کوبیدم و خونه تو نبود..Heart
 سپاس شده توسط sahar1992 ، negar din ، mamadreza
2014/12/01, ساعت 13:49
ارسال: #58
RE: دل نوشته های parisaaaa
یه وقتایی دلت میخواد ...

غرورتو بشکنی ...

چند بار واسش مینویسی دل تنگشی ...

امّا هر بار پاک میکنی و میگی هیچی ...

میگی هیچی چون میترسی ...

میترسی اون دلتنگت نباشه ...

نمیگی دلتنگشی و بعد با خودت میگی

بذار یه بار اون بگه دلتنگمه ...

با خودت میجنگی ...

با احساست ...

میخوای غرورتو له کنی که نباشه

میخوای دوست داشتنش همه چیزت بشه ...

اما باز اون ترس میاد سراغت ...

ترس پس زدنت ...

ترس همراه نبودنش ...

ترس از دلتنگ نبودنش ...

گاهی وقتا یه عالمه حرف داری واسش ...

کلی احساس و عشق ...

اما ترجیح میدی همه رو خاموش کنی

با سکوت ...

ترجیح میدی هیچی نگی ...

وقتی میدونی درک نمیکنه حستو ...

حس نمیکنه عشقتو ...

لعنت به این وقتا ... !

خدایا منو ببخش بخاطر تمام درهایی که کوبیدم و خونه تو نبود..Heart
 سپاس شده توسط sahar1992 ، negar din ، mamadreza
2014/12/01, ساعت 13:49
ارسال: #59
RE: دل نوشته های parisaaaa
* از وقتــــــــــــــــی

** تَموم کردیـــــــــــــم ،

* تَموم کـ ـــــَــــ ــــردم ... !

حــالــا ...

منــــــم و ایـــــــن گیتـــــــــــار عاصــــــــــی

شــــــش تا سیم و یه سر انگـــــــشت ...

خدایا منو ببخش بخاطر تمام درهایی که کوبیدم و خونه تو نبود..Heart
 سپاس شده توسط sahar1992 ، negar din ، mamadreza
2014/12/04, ساعت 14:44
ارسال: #60
RE: دل نوشته های parisaaaa

خدایا منو ببخش بخاطر تمام درهایی که کوبیدم و خونه تو نبود..Heart
 سپاس شده توسط mamadreza ، negar din
« قدیمی تر | تازه‌ تر »
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 2 مهمان
 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  ❤️ نوشته های کاظم. / kazemtaheri 71 38,751 2019/03/02 ساعت 00:29
آخرین ارسال: kazemtaheri
Photo ❤️دل نوشته های بنیامین_رامین❤️ BENYAMIN 2 2,983 2017/02/22 ساعت 20:05
آخرین ارسال: BENYAMIN
  ܓ♥•٠· دل نوشته های یلدا ܓ♥•٠· سارا نت 79 50,398 2015/08/17 ساعت 23:14
آخرین ارسال: سارا نت
  دل نوشته های رعنا @Raha@ 9 8,203 2015/05/16 ساعت 02:17
آخرین ارسال: @Raha@
  دل نوشته های یک دختر hanas 5 4,733 2015/03/06 ساعت 23:25
آخرین ارسال: hanas
Heart ღ╬♥═╬ღ¸...دل نوشته ها برای خدا....¸ღ╬♥═╬ღ شمیم 35 27,794 2015/01/12 ساعت 14:52
آخرین ارسال: فرشته پاک
  【 ܓ☼】..دل نوشته های سونیا..【 ܓ☼】 Sonya 24 15,813 2014/12/28 ساعت 22:11
آخرین ارسال: Sonya
  ˙·٠•●♥ دل نوشته های سوگلی ♥●•٠·˙ Sepid 19 18,166 2014/12/02 ساعت 09:58
آخرین ارسال: Sepid
  دل نوشته های sahar1992 sahar1992 8 6,215 2014/11/11 ساعت 02:04
آخرین ارسال: sahar1992
  دل نوشته ها برای پدر و مادر Sonya 16 20,750 2014/09/22 ساعت 01:06
آخرین ارسال: سارا نت

پرش به انجمن: