سلام مهمان گرامی ، خوش آمدید. آیا این نخستین بازدید شماست ؟ وارد شده یا عضو شوید
با سلام مهمان گرامی ،
اطلاعات کاربری به ما نشان می دهد که شما در انجــمن های زیبـــایی و سلامت عضو نشده اید برای اینکه از امکانات این تالار گفتگو استفاده کنید ، باید عضو شوید.

پس هر چه زود تر اقدام به عضــویت نمائید و یا وارد شوید.

انجــمن های زیبـــایی و سلامت

انجمن های زیبایی سلامت زیباشو

توجه: دوره آموزش فرمولاسیون رنگهای زیبای مو انجمن زیباشو ๑۩۞۩.... لطفا پرسش های خود در زمینه رنگ مو را فقط اینجا مطرح کنید..... ۩۞۩๑ ๑❀95❀ مسـابـقــه : عکس از سفره هفــت سیـن ❀95❀
 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
2015/02/01, ساعت 19:00
ارسال: #11
RE: دلتنگی امروز من...
زودتــــــــر از من
شــــــــال و کلاه می کند
بیقـــــــــرارِ
قرارِ دیــــــــدارِ تو می شــــود
دست و پایش را گم می کند...
دخترک عجولی ست
دل بی تاب من
وقت ملاقات تو!...

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط مهسا ماه ، nasem1365 ، مه لقا ، دریاآرام
2015/02/02, ساعت 13:02 (آخرین ویرایش در این ارسال: 2015/02/02 ساعت 13:03 ، توسط سهابانو.)
ارسال: #12
RE: دلتنگی امروز من...

وقتی کــه نیستی شکـــــ دارم که بیایی
وقتی هم که می آیــــ ی مطمئن نیستـــــــم که میمانی
وقتی هــــم که میروی… … …
نمیدانم که باز میگردی یا نــه
این دو دلــــــــی ها دوراهـــــــی ها دوگانگـــــی ها مرا خواهد کشت..
بیـــــــــــا…
و یا یک بار برای همیشه نیـــــــــــا..!!

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط nasem1365 ، مهسا ماه ، مه لقا ، دریاآرام
2015/02/02, ساعت 21:36 (آخرین ویرایش در این ارسال: 2015/02/02 ساعت 21:37 ، توسط سهابانو.)
ارسال: #13
RE: دلتنگی امروز من...
تو هم بـــــرو . . . ➬

مبادا از انهایی که مرا " تنـــها " گذاشتن جا بمانی!! ➬

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط مهسا ماه ، مه لقا ، دریاآرام
2015/02/03, ساعت 11:06
ارسال: #14
RE: دلتنگی امروز من...
دلتنگی همیشگیم...


کاش انسانیت هم مارکدار بود ....

شاید بعضی ها به تن می کردند ...



" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط مه لقا ، دریاآرام ، Sepid
2015/02/04, ساعت 11:00
ارسال: #15
RE: دلتنگی امروز من...
یه وقتایی که دلت گرفته . . .

بغض داری, آروم نیستی ,دلت براش تنگ شده. . .

حوصله ی هیچکس رو نداری!

به یاد اون لحظه ای بیوفت که بی قراری هاتو دید

اما چشماشو بست و رفت . . .


" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط royaaaaaaaa ، مه لقا ، دریاآرام ، مهسا ماه ، علیرضا
2015/02/05, ساعت 15:18
ارسال: #16
RE: دلتنگی امروز من...
ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺑﺨﻮﺍﻩ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻫﻤﺎﻥ ﻃﻮﺭ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺻﻼﺣﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﺑﭽﯿﻨﺪ ،
ﻧﻪ ﺁﻥ ﻃﻮﺭ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ . .

ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ،
ﺧﺪﺍ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺯ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺵ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﻣﯿﭽﯿﻨﺪ !
ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﺟﺰ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ . . . .

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط مه لقا ، دریاآرام ، افرا
2015/02/08, ساعت 11:17
ارسال: #17
RE: دلتنگی امروز من...

مَن یِه خوبی کـِه دارم اینـــه کـــه نظــَرمو به کسی تحمیــل نمیکنم
کسی کــه نظرش بآمَن مُتفاوتــه خَره !!!
تَموم شُد و رفت...

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط مه لقا ، دریاآرام ، مهسا ماه ، افرا
2015/02/10, ساعت 11:03
ارسال: #18
RE: دلتنگی امروز من...
مداد قرمز

معلم گفت: بنويس سياه و پسرك ننوشت معلم گفت: هر چه مي داني بنويس و پسرك گچ را در دست فشرد

معلم گفت: املائ آن را نمي داني؟ و معلم عصباني بود سياه آسان بود و پسرك چشمانش را به سطل قرمز رنگ كلاس دوخته بود.

معلم سر او داد كشيدو پسرك نگاهش را به دهان قرمز رنگ معلم دوخت و باز جوابي نداد.معلم به تخته كوبيدو پسرك نگاه خود را به سمت انگشتان مشت شده معلم چرخاند و سكوت كرد

معلم بار ديگر فرياد زد: بنويس

گفتم هر چه مي داني بنويس

و پسرك شروع به نوشتن كرد ( كلاغها سياهند ، پيراهن مادرم هميشه سياه است، جلد دفترچه خاطراتم سياه رنگ است. كيف پدر سياه بود، قاب عكس پدر يك نوار سياه دارد. مادرم هميشه مي گويد :پدرت وقتي مرد موهايش هنوز سياه بودچشمهاي من سياه است و شب سياهتر. يكي از ناخن هاي مادر بزرگ سياه شده است. قفل در خانه مان سياه است.) بعد اندكي ايستاد رو به تخته سياه و پشت به كلاس

و سكوت آنقدر سياه بود كه پسرك دوباره گچ را به دست گرفت و نوشت تخته مدرسه هم سياه است و خود نويس من با جوهر سياه مي نويسد. گچ را كنار تخته سياه گذاشت و بر گشت معلم هنوز سرگرم خواندن كلمات بود و پسرك نگاه خود را به بند كفشهاي سياه رنگ خود دوخته بود معلم گفت بنشين

پسرك به سمت نيمكت خود رفت و آرام نشست

معلم كلمات درس جديد را روي تخته مي نوشت و تمام شاگردان با مداد سياه در دفتر چه مشقشان رو نويسي مي كردند

اما پسرك مداد قرمزي برداشت و از آن روزمشقهايش را با مداد قرمز نوشت

معلم ديگر هيچگاه او را به نوشتن كلمه سياه مجبور نكرد و هرگز از مشق نوشتنش با مداد قرمز ايراد نگرفت.

و پسرك مي دانست كه :

قلب معلم هرگز سياه نيست

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط مه لقا ، hoss ، yasi
2015/02/12, ساعت 15:01
ارسال: #19
RE: دلتنگی امروز من...
اگر "تو" را امتحان میگرفتند،

بی شک من

رتبه اول میشدم

...

بس که تکرار کردم

نامت را در مرور خاطرات!


" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط دریاآرام ، مه لقا ، علیرضا
2015/02/17, ساعت 11:08
ارسال: #20
RE: دلتنگی امروز من...
چــقــدِبــگــم اقــاهــواتــوکــردم....
کــاشــ بــیــام بــه کــربــلاتـوبـرنـگــردم....

_________________________________
+الســلـام علـیـک یـاابـاعبــدالله...


" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط دریاآرام ، مه لقا ، علیرضا ، Sepid
« قدیمی تر | تازه‌ تر »
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  دلنوشته های من _ الناز_ elnazaghili 7 3,322 2016/01/04 ساعت 23:45
آخرین ارسال: abnabat
  ܓ☼ .... دلنوشته های علیرضا .... ܓ☼ علیرضا 17 12,213 2015/07/11 ساعت 06:26
آخرین ارسال: علیرضا
  دلنوشته های دختر روستا دخترروستا 0 2,275 2015/03/05 ساعت 13:09
آخرین ارسال: دخترروستا
  دلنوشته های امیر امیر... 421 154,817 2015/01/14 ساعت 15:05
آخرین ارسال: امیر...
  دلنوشته های ستاره ستاره23 10 7,627 2014/12/17 ساعت 15:51
آخرین ارسال: ستاره23
  دلنوشته های sara2 sara2 27 11,998 2014/12/05 ساعت 14:22
آخرین ارسال: sara2
  .....♥♥♥دلنوشته های مانا♥♥♥...... *mana* 4 6,370 2014/11/30 ساعت 23:34
آخرین ارسال: *mana*

پرش به انجمن: