سلام مهمان گرامی ، خوش آمدید. آیا این نخستین بازدید شماست ؟ وارد شده یا عضو شوید
با سلام مهمان گرامی ،
اطلاعات کاربری به ما نشان می دهد که شما در انجــمن های زیبـــایی و سلامت عضو نشده اید برای اینکه از امکانات این تالار گفتگو استفاده کنید ، باید عضو شوید.

پس هر چه زود تر اقدام به عضــویت نمائید و یا وارد شوید.

انجــمن های زیبـــایی و سلامت

انجمن های زیبایی سلامت زیباشو

توجه: دوره آموزش فرمولاسیون رنگهای زیبای مو انجمن زیباشو ๑۩۞۩.... لطفا پرسش های خود در زمینه رنگ مو را فقط اینجا مطرح کنید..... ۩۞۩๑ ๑❀95❀ مسـابـقــه : عکس از سفره هفــت سیـن ❀95❀
 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
2015/06/16, ساعت 11:34
ارسال: #41
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط Sonya ، *mana* ، ساریانا
2015/06/25, ساعت 10:17
ارسال: #42
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
سخت گذشت تا فهمیدم

هیچ چیز

از هیچکس

بعید نیست ..

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط @Raha@ ، Sonya ، ساریانا ، علیرضا ، *mana*
2015/06/29, ساعت 10:58
ارسال: #43
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
دلتنگی امروز من...
دوشنبه 8 تیرماه...
بعد از مدتی دوباره اومدم... یعنی یه جورایی هوایی شدم و اومدم. یعنی اینجا بودما ولی اینجوری اومدم. می دونی؟ من فکر می کنم دلتنگی همیشه نباید واسه یکی دیگه باشه .. من مدتیه دلم برای خودم تنگ شده... اونیکه نمی ترسید زیر چشاش گود شه چون اصلا دلیلی براش وجود نداشت... اونی که می تونست بخنده نه الکیا، راستکی. عجیب دلم واسه خودمه اون روزا تنگ شده. عجیب دلم میخواد وقتی میرم جلوی اینه نبینم چشام گود افتاده و بعد بخاطر این که نیفتاده شکر کنم خدارو... جالبه . همه دعا دعا می کنن گریه و بیخوابی نداشته باشن و من ... دعا می کنم اگه داشتمم این چیزاش سراغم نیاد... خدایا می گن گفتی که هرکی خوب تره ناراحتیاش بیشتره، الان دقیقا کی و داری گول می زنی؟ من که خوب نیست یعنی نبودم الانم حوصله فکر کردن به اینو ندارم که ببینم هستم یا نه... ولی خدایا منو تو که خوب می دونیم این ناراحتیا مال اون خوب خوباست... همونا که دعاشون بسقف خونه نرسیده براورده میشه... همونا که چند وقتیه انقدر به اونا می رسی که از من غافل شدی... خدایا نمی خوام و نمی تونم خودمو گول بزنم که چون خوبم اینهمه... و خدا جونم تو می دونی معنی این سه نقطه هارو...
خدایا حواسم هست که حواست نیست...

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط علیرضا ، Sonya ، *mana* ، ساریانا
2015/07/02, ساعت 10:40
ارسال: #44
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
با یاد خدا...
11 تیر
دلتنگی همیشه...
موندم علت ها رو ...رسما رفتم تو شیشه تا این کناریم تو تاکسی بهم نخوره... همچین نشسته انگار مثلا 4 دیواری اختیاری!!!! این چه وضعشه؟ نشد. امروز اصن نشد اژانس بگیرم یعنی ماشین نداشت منم دیرم می شد... اومدم سر خیابون . شانسم هیچ تاکسی ای جلوش خالی نبود... تازه پشت هم فقط یه نفر جا داشتن وگر نه عین خیلی وقتا یا جلو می نشستم یا عقب دو نفر حساب می کردم... امروز کلا مود خوش شانسی نیست.. دیرمم بود بی خیال شدم و سوار شدم. منم این روزا قاطی ام شدید. اعصاب ندارم. در حالت عادی که خوب باشم هم اجازه نمی دم کسی به این بهونه ها ببخشید بهم بچسبونه خودشو . والا. کی اینجا می خواد عین کشورای دیگه شه؟
یادمه تو ابوظبی بعداز رسیدن نوبتم نشستم تو تاکسی منتظر بودم پرشه تا حرکت کنه New-smiles (21) . خیلی یعنی... هنوزم فکر می کنم می گم خوبه رانندهه نفهمید... ای خدا یعنی میشه اینجام اونطوری شه؟ ولی خوشحالم نذاشتم یه تیکه لباسشم بهم بخورهTroll (28)

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط علیرضا ، Sonya ، *mana* ، ساریانا
2015/07/03, ساعت 00:24
ارسال: #45
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
خدایا نمیشه یکم این فیلم زندگیمو بزنی جلو ؟؟؟؟؟؟ اینجا خیلی خش داره . اصلا مبهمه . خسته کنندس . خودت خسته نشدی ؟ یکم جلوتر بود کاش ... یا شایدم عقب تر ... هی گفتیم بزرگ شیم بلکه بهتر شه . الان میگم کاش بزرگ نبودم . انقده بزرگ شدم که حتی نتونم خودمو بزنم ب بچگی ... یهو بزرگ شدن با همه بدیش بهم هجوم اورد. ن میتونم برم عقب نه ردش میکنی بره جلو . اینجا خیلی بده . اونقدی بزرگ شدم ک روم نمیشه خودم و بزنم ب کوچیکی . و طوری ام میس ک اونقده بزرگ باشم ک بعضی دردا برام درد نباشه ... خدایا میدونی حال این روزام و ... حواسم هست که حواست نیس خدا ...

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط Sonya ، @Raha@ ، *mana* ، ساریانا
2015/07/11, ساعت 11:40
ارسال: #46
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
امروزی که نمی خوام حتی تاریخشم خدایا می دونی چه روزیه. یعنی دیروز بود اون روز... ولی راستش دستم به نوشتن نمی رفت. هرچی بود تو فکرم بود. ینی داشت منفجر میشد مغزم اما نتونستم خواستما اما نتونستم بنویسم چیزی. نوز دهم تیر ماه . دیروز بود. ینی تقویم می گه . من که هنوزم تو همونم. ی روزایی خوووووووووب یاد آدم میمونه. حالا یا از خوشی یا از ناخوشی... و ناخوشی دیروز چند سالیه که بامنه . اینکه می گن فراموش میشه دروغ محضه... فقط یه تاریخ می تونه هرچی رشتی رو پنبه کنه. باورت می شه؟ یه عدد ساده تورو پرت کنه به ی فراموشی. گند بزنه به تموم تلاش هات و بی خیال شدنات. فقط یه روز یه تاریخ میتونه حال روزاتو خراب کنه حتی وقتی که می گذره... معلومه که از اون خوشیا نبوده...

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط Sonya ، kazemtaheri ، *mana* ، ساریانا
2015/07/13, ساعت 19:33
ارسال: #47
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
آی رفیق
ای کــسی که دم از رفــاقــت ميزدی...
لااقل هر39 روز يکبار احوالی ازم بگــير
که اگر مرده بودم به چهلمم برسی...

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط ساریانا ، علیرضا ، kazemtaheri
2015/07/14, ساعت 11:09
ارسال: #48
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
دلتنگی امروز...

دوباره باز ، تموم انتظارمو ، تموم خاطراتمو ، قدم زدم
کنار تو ، تو این خیال لعنتی ، نه این دفعه به راحتی ، قدم زدم

بارون اومد ، رو گونه های خستمو ، با این دل شکستمو ، قدم زدم
نبودنت، مثل یه کابوسه برام ، همش تو انتظار تو ، قدم زدم

به هم زدم ، کاشکی بدونی حالمو ، که سردو بی قرارمو ، قدم زدم
دوس داشتنت ، نهایت رفاقتت ، بمونه تا قیامتت ، قدم زدم

بارون اومد ، رو شونه های خستمو ، با این دل شکستمو ، قدم زدم
نبودنت، مثل یه کابوسه برام ، همش تو انتظار تو ، قدم زدم

دوباره باز ، تموم انتظارمو ، قدم زدم
کنار تو ، تو این خیال لعنتی ، نه این دفعه به راحتی …

قدم زدم اما فرقش با این شعر نبودن بارونشه... اونم نعمتیه مال خودش که انگار قراره واسه من نباشه... خیلی وقته چیزای خوب رفتن... مثلا همین بارون، چیز خوبیه دیگه ، اما رفته. میگن ادمای خوبم زود میرن پیش خدا... سوالی که با قدمهام به ذهنم میاد اینه که توام خوب بودی که رفتی؟!!!
طبق یه قانون هرچیزی درسته مگر اینکه خلافش ثابت بشه، توام الان اینو نقض کردی. همین که چیزای خوب، کسای خوب... میرن... همون استثنائه تویی...

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط kazemtaheri ، ساریانا
2015/07/17, ساعت 14:29
ارسال: #49
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
ای خدا دلگیرم ازت .... دسنم ب نوشتن نمیره . ولش ‌ خدایا فقط بدون ک میدونم حواست نیسست ...

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط ساریانا ، kazemtaheri
2015/07/21, ساعت 10:38
ارسال: #50
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
با یاد خدا

30تیر- سه شنبه
خدا رو شکر این ماه داره تموم میشه . نه که مرداد خبری باشه ها نه خدا جون مهم گذشتنه. نمی دونم این روزا با خودم چند چندم. اصلا چی کارم و چی می خوام . یعنی می دونم چی می خوام ها تلاشم می کنم ولی ی جورایی انگار طبق ی قانونی بهش نمی رسم. اصلا سیستمم مختل شده فکر کنم باید تعویض بشم خدا. معنی خواب و خوراک برای من تعریف نشده انگار. یعنی چی ؟ این خیلی مسخره س ک خوابیدن اهمیتی برام نداره یا مث بقیه دوس ندارم بعد ی روز سخت استراحت کنم. یا بعد چند ساعت گرسنگی غذا بخورم. نم یدونم. اصلا تعویض میشه کرد بعضی چیزارو؟ ما که اونطوری نیستیم که گارانتی داشته باشیم!!!!!!!!
پس چطوری باید عوض بشیم . پیش کی؟ می دونی ؟ حس میکنم اینکه من می خوام کافی نیست. خب توام باید بخوای. خدایا یه فکری بحال قطعات منم بکن . باید تعویض شه . یکمم سوخت می خوام. راستش... دیگه نمی کشم. انگار سوختم تموم شده ... فکر نمی کنم زیادم برات خرج برداره . تو فقط احساسمو یکم عوض کنی درست میشه . اونقدرام خراب نیستم. حسم که تعمیر بشه عوض میشم. می تونم منم . دیگه وقتت و واسه عیب یابیم نگیر . می دونم خیلیا تو وبتن. مخصوصا اونبنده خوب خوبات. پس منم این ی کارو برام کنی کافیه ب بقیه میرسی ...

خدایا حواست بهم باشه...

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط Sonya ، kazemtaheri
« قدیمی تر | تازه‌ تر »
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  دلنوشته های من _ الناز_ elnazaghili 7 3,245 2016/01/04 ساعت 23:45
آخرین ارسال: abnabat
  ܓ☼ .... دلنوشته های علیرضا .... ܓ☼ علیرضا 17 12,096 2015/07/11 ساعت 06:26
آخرین ارسال: علیرضا
  دلنوشته های دختر روستا دخترروستا 0 2,249 2015/03/05 ساعت 13:09
آخرین ارسال: دخترروستا
  دلنوشته های امیر امیر... 421 152,920 2015/01/14 ساعت 15:05
آخرین ارسال: امیر...
  دلنوشته های ستاره ستاره23 10 7,544 2014/12/17 ساعت 15:51
آخرین ارسال: ستاره23
  دلنوشته های sara2 sara2 27 11,844 2014/12/05 ساعت 14:22
آخرین ارسال: sara2
  .....♥♥♥دلنوشته های مانا♥♥♥...... *mana* 4 6,326 2014/11/30 ساعت 23:34
آخرین ارسال: *mana*

پرش به انجمن: