سلام مهمان گرامی ، خوش آمدید. آیا این نخستین بازدید شماست ؟ وارد شده یا عضو شوید
با سلام مهمان گرامی ،
اطلاعات کاربری به ما نشان می دهد که شما در انجــمن های زیبـــایی و سلامت عضو نشده اید برای اینکه از امکانات این تالار گفتگو استفاده کنید ، باید عضو شوید.

پس هر چه زود تر اقدام به عضــویت نمائید و یا وارد شوید.

انجــمن های زیبـــایی و سلامت

انجمن های زیبایی سلامت زیباشو

توجه: دوره آموزش فرمولاسیون رنگهای زیبای مو انجمن زیباشو ๑۩۞۩.... لطفا پرسش های خود در زمینه رنگ مو را فقط اینجا مطرح کنید..... ۩۞۩๑ ๑❀95❀ مسـابـقــه : عکس از سفره هفــت سیـن ❀95❀
 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
2015/07/26, ساعت 14:58
ارسال: #51
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
دیروز رفتم اونجا. حالم خوب نبود. رگه هایی از مازوخیسم در من دیده میشه. با تموم خستگیم پارک وی و قدم به قدم متر زدم و به تک تک درختای ولیعصر نگاه کردم. یادمه یه روزایی تو پارک وی اونقدر حالم خوب بود که به تعداد تمام برگهای درختا می خندیدم. هیچ فکر نمی کردم یه روزی سنگفرشای خیابونم بهم دهن کجی کنن . شدیدا حس و حالم خوش نیست
حس و حالم خوش نیست
بی تو دل داغونه
یکی باید باشه
توروبرگردونه...

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط ساریانا ، kazemtaheri ، **AVA**
2015/08/03, ساعت 10:19
ارسال: #52
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)

یادم باشه خدا رو شکر کنم

برای اینکه گاهی وقتا

همه ی دعاهام و مستجاب نکرده

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط ساریانا ، kazemtaheri ، **AVA**
2015/08/09, ساعت 10:19
ارسال: #53
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
بی رحمانه ترین جنایت این است که....
وارد زندگی کسی بشوی...
وابسته اش کنی...
و بعد از مدتی آنقدر زندگی اش را خالی کنی که یک عمر چشم انتظار، لب پنجره نفرینت کند.......
هیچ چیز بدتر از قتل احساس یک آدم ساده نیست...

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط **AVA** ، ساریانا ، kazemtaheri
2015/08/15, ساعت 13:06
ارسال: #54
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
من نمیگم کـِـ کنـــارم باش↻
حتے نمیگم بااینــ واون نباشــــ!!!
فقط میگم اگ یه روزی ➽یکے
دلتوشکستــــ ــــ
☜بیاد ِکسی کــِـ دلشوشیکوندے باش . .

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط ساریانا ، kazemtaheri
2015/08/17, ساعت 12:55
ارسال: #55
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
دوشنبه 26 مرداد
17آگوست

"تو از چشمای من خوندی که از این زندگی خسته م"...
این یعنی چی؟ یعنی میشه کسی از چشای ادم بخونه ک از این زندگی خستس؟ پس چرا هیشکی تو زندگی من اینجوری نیس؟ یعنی اینها بلد نیستن؟ یا اونقد خوب نقش بازی می کنم که چشامم باورشون شده ک همه چی خوبه؟ اصلا مگه دلم باورکرده که همه چی خوبه؟ مگه چشمنا اینه ی دل نیستن؟ یعنی چشام نیاز ب دکتر دارن تا اینه ی خوبی باشن؟ یا شایدم اطرافیان من اون مدلی نیستن ... ولی مدل جالبیه . منم دوست داشتم اینجوری. یکی که بفهمتت حتی اگه نگی... فقط از چشات... نمی دونم. شایدم باید بابا بجای وقت روانشناس وقت چشم پزشک بگیره برام ک معلوم شه اخر... خدا جونم هیشکی ام نبینه تو که میبینی تو چشام نه؟ یا درست میشه و یا اینکه" چشمامو می بندی و این قصه تموم میشه..."

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط kazemtaheri ، ساریانا
2015/08/22, ساعت 13:30
ارسال: #56
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)

همه یهویی ها خوبن :
یهویی بغل کردن
یهویی بوسیدن
یهویی دیدن
یهویی سورپرایز کردن
یهویی بیرون رفتن
یهویی دوست داشتن
یهویی عاشق شدن
اما امان از یهویی رفتن !!!

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط kazemtaheri ، ساریانا
2015/08/28, ساعت 06:07
ارسال: #57
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
متنفرم ازخاطراتی که وقتی یادشون میفتم باخودم میگم...واااای من چقدر{احمق}بودم!!!!

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط kazemtaheri ، ساریانا
2015/08/30, ساعت 04:09
ارسال: #58
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
ساعت سه صبحه . یعنی بدن من هرچی بی نظمیه داره . الان چرا خواب نیستم ؟ عین بقیه ؟ الان دوباره دوره بیخوابیامه و سومین شب متوالیه ک چش رو هم نذاشتم . دارم فکر میکنم . ب اینده ... هه. اینده . همون اینده ای ک روزی کلی بهش امید داشتم . همون ک کلی براش نقشه داشتم. همون روزایی ک خوابم سرجاش بود... خوراکم سرجاش بود... از نگاه کردن ب اینه نمیترسیدم. بابا برام وقت روانشناس نمی گرفت.... گذشت . جالبه که اینده ی منم گذشت ... و الان دارم ب همون اینده ای ک ب گذشته ها پیوسته فکر میکنم . مسخره س . مث همه چیزای مسخره دیکه ... بگذریم ... اهااااااااااای... باید بهت اعتماد کنم؟!!!!!؟!!!

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط ساریانا
2015/09/13, ساعت 11:21
ارسال: #59
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)

ڪاش
دستــــــهـــــای خــــــــُــــــــــدا
انتــــــهاـــــےِ ســـــر بـــــه زیـــــرـــــےهـــــاـــــےِ مـــــرا
بـــــــه ســـــــر روـــــےِ بــــــازوی تــــــــــو بــــــودن‌هـــــا
گـــــــره بــــــــزنـــــــد ..

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط ساریانا
2015/09/23, ساعت 15:53
ارسال: #60
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
دلتنگی امروز :

آغوش نا امنه تو یادم داد :
هر جا هوا خوبه خطرناکه

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط ساریانا
« قدیمی تر | تازه‌ تر »
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  دلنوشته های من _ الناز_ elnazaghili 7 4,020 2016/01/04 ساعت 23:45
آخرین ارسال: abnabat
  ܓ☼ .... دلنوشته های علیرضا .... ܓ☼ علیرضا 17 13,462 2015/07/11 ساعت 06:26
آخرین ارسال: علیرضا
  دلنوشته های دختر روستا دخترروستا 0 2,510 2015/03/05 ساعت 13:09
آخرین ارسال: دخترروستا
  دلنوشته های امیر امیر... 421 175,021 2015/01/14 ساعت 15:05
آخرین ارسال: امیر...
  دلنوشته های ستاره ستاره23 10 8,360 2014/12/17 ساعت 15:51
آخرین ارسال: ستاره23
  دلنوشته های sara2 sara2 27 13,885 2014/12/05 ساعت 14:22
آخرین ارسال: sara2
  .....♥♥♥دلنوشته های مانا♥♥♥...... *mana* 4 6,840 2014/11/30 ساعت 23:34
آخرین ارسال: *mana*

پرش به انجمن: