سلام مهمان گرامی ، خوش آمدید. آیا این نخستین بازدید شماست ؟ وارد شده یا عضو شوید
با سلام مهمان گرامی ،
اطلاعات کاربری به ما نشان می دهد که شما در انجــمن های زیبـــایی و سلامت عضو نشده اید برای اینکه از امکانات این تالار گفتگو استفاده کنید ، باید عضو شوید.

پس هر چه زود تر اقدام به عضــویت نمائید و یا وارد شوید.

انجــمن های زیبـــایی و سلامت

انجمن های زیبایی سلامت زیباشو

توجه: دوره آموزش فرمولاسیون رنگهای زیبای مو انجمن زیباشو ๑۩۞۩.... لطفا پرسش های خود در زمینه رنگ مو را فقط اینجا مطرح کنید..... ۩۞۩๑ ๑❀95❀ مسـابـقــه : عکس از سفره هفــت سیـن ❀95❀
 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
2015/09/29, ساعت 12:37
ارسال: #61
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
دلتنگی امروز هفتم مهر 1394 و 29 سپتامبر

میگن پول چرک کف دسته. . چیزای مادی ارزش نداره. پول خوشبختی نمیاره... ولی من اعتراف می کنم که من لحظاتی که خوشبختی رو حس کردم واسه پول بود. همین کلمه ی سه حرفی باعث بهترین روزای عمرم شد... پ واو لام...و الان البته بدترین روزای عمرم. همین کلمه ی سه حرفی به من عشق داد... بهترین هدیه ی خدا رو ... عین شین قاف... و البته بدترین روزای خدارو ... و شدیدا به یه کلمه دیگه رسیدم. به ی حس. خالی شدم. ت ه ی... و هنوزم گاهی اذیتم می کنه و میرسم به یه سه حرفی دیگه... الف شین کاف... ولی بازم میگم که همون پ واو لام باعث شد روزای خوشبختی رو تجربه کنم... هرچند کوتاه .

پی نوشت1: بزرگی میگه داشتن پول خوشبختی نمی آورد ولی نداشتن آن مسلما بدبختی نمی اورد...
پی نوشت 2: عزیز دیگه ای میگه: درسته که پول خوشبختی نمیاره ولی گریه کردن پشت فرمون یه مرسدس بنز راحت تر از گریه کردن روی یه دوچرخه س.

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط ساریانا
2015/10/12, ساعت 00:32
ارسال: #62
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
پ نوشت سه پست قبلی : یک رو باید اصلاح کنم. میگه نداشتنش مسلما بدبختی می اورد .

19مهرماه
11 اکتبر
2015-1394
من این روزا یه حال دیگه ای دارم ً... یعنی شاعرش یا خواننده ش حال دیگه ای داشته ؟ وقتی شاعر این جمله رو میگفت حالش چه طوری بوده؟ اخه... منم این روزا یه حال دیگه ای دارم... ولی نه از اون حال ها ... خدا با من چای نمینوشه ... ولئ یه حال دیگه ای دارم . از اونایی که حال هیچی نیست ... از اونایی که هندزفریت فقط بفهمه ... این روزا حال پشت فرمونم ندارم . من عاشق رانندگی بودم ؟ این روزا دلم اتوبوس تندروهم نه... ترن هم نه.... یه اتوبوس ساده میخواد که بشینم اون ردیف اخر و تا اخرین ایستگاهش برم.... بعدم راننده بگه اخرشه و منم پیاده شم.... الان دلم میخواد دنیا واسته .... عجیب این روزا حال شاعرا رو میفهمم... میخوام داد بزنم... وایسا دنیا ... من میخوام پیاده شم ... دوست دارم راننده بگه اخرشه و منم پیاده شم ... فردا میرم بام .... همونجایی که اخرین بارش ... میرم همون بالا .... ....


پ.ن1. اولین اشاره ، ترانه ای از ابی بود...
پ.ن2: بعدی هم رضاصادقی
پ.ن3: بام تهران...

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط @Raha@
2015/10/18, ساعت 07:20
ارسال: #63
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
ﺍﻭﻥ ﺩﺧﺘﺮﯼﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ ﺷﺐ ?ﺑﯿﺎﺩﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﻫﺮ دیقه ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﯽ ﺩﻡ ﺩﺭﻭﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺧﯿﻠﯽ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﻩ ...

ﺍﻭﻥ ﺩُﺧ ﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ 
ﮐﻨﺘﺮﻟﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﺎ ﺩﺧﺘﺮﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺯﻧﮓ ﻧﺰﻧی ﭘﯿﺪﺍﺷﻮﻥ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺧﯿﻠﯽ 
ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﻩ .......

ﺍﻭﻥ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﻣﯿﺎﺩ ﭘﯿﺸﺘﻮﻥ ﻣﻮﻫﺎﺷﻮ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺑﺎﻻ ﺑﺴﺘﻪیا فقط فرق کج ساده باز کرده ﻭ ﮐﻞ 
ﺁﺭﺍﯾﺸﺶ ﺭﮊ ﻟﺐ ﻭ ﺭﯾﻤﻠﻪ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ 7 ﻗﻠﻢ ﺁﺭایش ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭ ﻣﻌﻠﻮﻡ 
ﻧﯿﺴﺖ ﻣﻮﻫﺎﺵﻣﺎﻝ ﺧﻮﺩﺷﻪ ﯾﺎ ﻧﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﻩ .......

ﺍﻭﻥ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﮔﻪ ﺑﺎ 
ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺒﯿﻨﺘﺘﻮﻥ ﺗﺎ یه ﻫﻔﺘﻪ ﻏﺬﺍ? ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻩﻭ ﺁﻫﻨﮓ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﺪﻩ ﻭ ﺑﺎ 
ﻫﻤﻪ ﻗﻬﺮ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﺎ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﮔﻪ ﺑﺎ ﯼ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺒﯿﻨﺘﺖ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﺷﮑﺎﻝ ﻧﺪﺍﺭﻩ 
ﺟﻮﻭﻧﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﻩ ........

ﺍﻭﻥ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﻫﻞ ﻣﯿﺲ ﮐﺎﻝ ﻭ ﭼﺎﭘﯿﺪﻥ ﻭ 
ﻋﺸﻮﻩ ﺍﻭﻣﺪﻥ ﺍﻟﮑﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺎ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺩﻓﻌﻪ ﺑﻬﺘﻮﻥ ﻣﯿﺲ ﻣﯿﻨﺪﺍﺯﻩ ﻭ 
ﻣﯿﮕﻪ ﻋﺸﻘﻢ ﺷﺎﺭﮊ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﻩ ......

ﺍﻭﻥ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﻋﺸﻘﺸﻮ ﺍﺯ ﺭﻭ 
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻭ ﭘﻮﻝ? ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﮔﻪ ﺑﺎ ﯼ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻣﺪﻝ 
ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﺮﯼ ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ ﻣﯿﮕﻪ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻧﻤﯿﺎﻡ ﺧﯿﻠﯽ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﻩ .......

ﻭﻟﯽ بعضیا 
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺩُﺧﺘﺮﺍﯼ ﻧﻮﻉ ﺩﻭﻡ ﺧﻮﺵ ﻣﯿﮕﺬﺭﻭﻧﻨﺪ!!!

ﺑﻌضیا ﺫﺍﺗﺸﻮﻥ ﻫَرﺯﻩ پَسندﻩ..

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
2015/10/20, ساعت 11:10
ارسال: #64
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
28مهر94
20اکتبر
شدیدا گلوم درد میکنه . تقصیر این هواست فکر کنم. نمیدونم اصلا چرا باید اینجا شنبه صبح تا شب بباره؟ که نتیجش بیرون زدنم بشه و حالا انقد حالم بد باشه؟
نمی دونم شایدم بارون مقصر نیس منم که با هوای بارونی دیوونه میشم. یه سری دوستام بهم میگن فراموشش کن . زندگیتو از اول بساز . چرا انقد بهش فکر می کنی؟ میدونی ؟ این که من بهت فکر میکنم و تکذیب نمی کنم. ولی نه مث اون تیرماه لعنتی. نه با اون انگیزه نه با اون کیفیت... زخم ها مدلای مختلف دارن. بعضی زخم ها رو میری چسب و باند و ... میزنی. بعضیا رم روشونو باز می زاری. جای زخم هم همینطوره. بعضیا رو با انواع پماد و لیزر جاشون و از بین می بری و بعضیام نه نسبت بهشون بی تفاوتی. حالا فکر کنم می ذونی چرا بهت فکر می کنم. تو از اون زخم هایی هستی که گزاشتم باز بمونی و بدنم خودش ترمیمت کنه. جوش خوردنشو تیکه تیکه حس کردم و درد کشیدم . الان دیگه جوش خورده. جاشم از بین نبردم. ولی ... ولی گاهی روشو از عمد گاز می گیرم که دردم بگیره باز. اره جنبه های مازوخیسم و دارم. اما چه اهمیتی داره؟ من باید یادم بمونه. از اون اشتباهاست که نباید فراموشش کنم. اون تیر و مرداد و چند ماه بعدش هم... دوست داشتم بازم باهات باشم.... هرجوری هست... ولی الان نه... یادت باشه هرچقدم حسرتتو خورده باشم من بالا آوردمت... همون شب که.... حالا مطمین باش چیزی که بالا آوردم و نمی خورم... میگفتن بی لیاقت بودی قبول نکردم حرفاشونو اون اوایل.... ولی ... خوذتم گفتی... همین چند روز قبل... جمعه ای که فرداش بارون اومد... و منم گفتم اره بودی... و تو هم جا خوردی... حتی کج شدن دهنتم حس کردم مث عادتت وقتای حرس خوردنت... گفتی خوبه و لبخند زدی... منم خندیدم و فقط نگات کردم . می دونی؟ اگه قرار باشه تموم ادمای دنیا برام دل بسوزونن توی لعنتی نه. اگه غرورم پیش همه ادما بشکنه ولی تو یکی نباید بفهمی... باید همینجوری جا بخوری و دهنت کج شه. حتی اگه بعدش اونقد سریع رانندگی کنم که جریمه شم... حتی اگه روز بعدش کلی تو بارون راه برم و لعنتت کنم . حتی اگه حالم الان بد باشه... پس جمع کن خودتو . من همونم و همون غرورمو دارم . درسته الان فقط مال توست و واسه بقیه حس ترحم دارم... ولی واسه تو یکی همونم.

پ. ن : روز بارونی تو فرشته مهر اون سال.... و روز بارونی تو فرشته شنبه ی امسال...25مهر

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
2015/10/20, ساعت 14:22
ارسال: #65
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
(2015/10/20 ساعت 11:10 )سهابانو نوشته شده توسط:  
28مهر94
20اکتبر
شدیدا گلوم درد میکنه . تقصیر این هواست فکر کنم. نمیدونم اصلا چرا باید اینجا شنبه صبح تا شب بباره؟ که نتیجش بیرون زدنم بشه و حالا انقد حالم بد باشه؟
نمی دونم شایدم بارون مقصر نیس منم که با هوای بارونی دیوونه میشم. یه سری دوستام بهم میگن فراموشش کن . زندگیتو از اول بساز . چرا انقد بهش فکر می کنی؟ میدونی ؟ این که من بهت فکر میکنم و تکذیب نمی کنم. ولی نه مث اون تیرماه لعنتی. نه با اون انگیزه نه با اون کیفیت... زخم ها مدلای مختلف دارن. بعضی زخم ها رو میری چسب و باند و ... میزنی. بعضیا رم روشونو باز می زاری. جای زخم هم همینطوره. بعضیا رو با انواع پماد و لیزر جاشون و از بین می بری و بعضیام نه نسبت بهشون بی تفاوتی. حالا فکر کنم می ذونی چرا بهت فکر می کنم. تو از اون زخم هایی هستی که گزاشتم باز بمونی و بدنم خودش ترمیمت کنه. جوش خوردنشو تیکه تیکه حس کردم و درد کشیدم . الان دیگه جوش خورده. جاشم از بین نبردم. ولی ... ولی گاهی روشو از عمد گاز می گیرم که دردم بگیره باز. اره جنبه های مازوخیسم و دارم. اما چه اهمیتی داره؟ من باید یادم بمونه. از اون اشتباهاست که نباید فراموشش کنم. اون تیر و مرداد و چند ماه بعدش هم... دوست داشتم بازم باهات باشم.... هرجوری هست... ولی الان نه... یادت باشه هرچقدم حسرتتو خورده باشم من بالا آوردمت... همون شب که.... حالا مطمین باش چیزی که بالا آوردم و نمی خورم... میگفتن بی لیاقت بودی قبول نکردم حرفاشونو اون اوایل.... ولی ... خوذتم گفتی... همین چند روز قبل... جمعه ای که فرداش بارون اومد... و منم گفتم اره بودی... و تو هم جا خوردی... حتی کج شدن دهنتم حس کردم مث عادتت وقتای حرس خوردنت... گفتی خوبه و لبخند زدی... منم خندیدم و فقط نگات کردم . می دونی؟ اگه قرار باشه تموم ادمای دنیا برام دل بسوزونن توی لعنتی نه. اگه غرورم پیش همه ادما بشکنه ولی تو یکی نباید بفهمی... باید همینجوری جا بخوری و دهنت کج شه. حتی اگه بعدش اونقد سریع رانندگی کنم که جریمه شم... حتی اگه روز بعدش کلی تو بارون راه برم و لعنتت کنم . حتی اگه حالم الان بد باشه... پس جمع کن خودتو . من همونم و همون غرورمو دارم . درسته الان فقط مال توست و واسه بقیه حس ترحم دارم... ولی واسه تو یکی همونم.

پ. ن : روز بارونی تو فرشته مهر اون سال.... و روز بارونی تو فرشته شنبه ی امسال...25مهر


واقعا عالی بود مرسییییییtabriktabriktabrik
طراحی فروشگاه اینترنتی
2015/10/21, ساعت 13:02
ارسال: #66
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
ممنون عزیزم. تو کوچه پس کوچه ها. (تو موضوعات من دنبالش بگردین هست. سهابانو------- تمامی موضوعات---------بدون پلاک. اونجا نظراتتون و بزارید. ممنون می شمHeartHeartHeart

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط ساریانا
2015/10/31, ساعت 13:50
ارسال: #67
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
روزهای بارانی را خیلی دوست دارم...
معلوم نمی شود منتظر تاکسی هستی یا آواره ی خیابان ها...
بخار هوا مال سرماست یا دود سیگار!!
روی گونه ات اشک است یا دانه های باران...

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط ساریانا ، @Raha@ ، kazemtaheri
2015/11/21, ساعت 11:20
ارسال: #68
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
شنیده ام

موی بلند

زنان عاشق را زیباتر می کند

برای همین است

موهایم را کوتاه کرده ام

این وصله ها

به آغوش تنهایی من نمی چسبد...


خیلی وقته تصمیممو گرفتم... فقط اگه بابا می ذاشت...

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
 سپاس شده توسط kazemtaheri
2016/01/21, ساعت 15:05
ارسال: #69
RE: دلنوشته های سهابانو (دلتنگی امروز من...)
من عادتم شده تنها بدون تو

هر روز راه برم تو این پیاده رو

من عادتم شده چیزی نخوام ازت

فکر منو نکن خوبم گلم فقط

دلواپس توام که ساده میشکنی کوه غمی ولی حرفی نمیزنی

میترسم از پس دردات بر نیای من عادتم شده چیزی ازم نخوای

دلواپس توام که ساده میشکنی

کوه غمی ولی حرفی نمیزنی

میترسم از پس دردات بر نیای

من عادتم شده چیزی ازم نخوای



دردا و خستگی مال خودت شده

چیزی نمیگی و اصرار بیخوده

اصرار میکنم انکار میکنی

حرفای قبلتو تکرار میکنی

اینکه تو میگی من تنها کس توام

دنیاییه ولی دلواپس توام

دلواپس توام که ساده میشکنی کوه غمی ولی حرفی نمیزنی

میترسم از پس دردات بر نیای من عادتم شده چیزی ازم نخوای



دلواپس توام که ساده میشکنی

کوه غمی ولی حرفی نمیزنی

میترسم از پسه دردات بر نیای

من عادتم شده چیزی ازم نخوایمن عادتم شده تنها بدونه تو

هر روز راه برم تو این پیاده رو

من عادتم شده چیزی نخوام ازت

فکر منو نکن خوبم گلم فقط

دلواپسه توام که ساده میشکنی کوه غمی ولی حرفی نمیزنی

میترسم از پسه دردات بر نیای من عادتم شده چیزی ازم نخوای

دلواپسه توام که ساده میشکنی

کوه غمی ولی حرفی نمیزنی

میترسم از پسه دردات بر نیای

من عادتم شده چیزی ازم نخوای

تکست آهنگ دلواپسی مسعود امامی

دردامو خستگی ماله خودت شده

چیزی نمیگیو اصرار بیخوده

اصرار میکنم انکار میکنی

حرفای قبلتو تکرار میکنی

اینکه تو میگی من تنها کس توام

دنیاییه ولی دلواپسه توام

دلواپسه توام که ساده میشکنی کوه غمی ولی حرفی نمیزنی

میترسم از پسه دردات بر نیای من عادتم شده چیزی ازم نخوای

دلواپسه توام که ساده میشکنی

کوه غمی ولی حرفی نمیزنی

میترسم از پسه دردات بر نیای

من عادتم شده چیزی ازم نخوای

" آنجا كه راه نيست ، خداوند راه را مي گشايد... "
« قدیمی تر | تازه‌ تر »
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  دلنوشته های من _ الناز_ elnazaghili 7 3,162 2016/01/04 ساعت 23:45
آخرین ارسال: abnabat
  ܓ☼ .... دلنوشته های علیرضا .... ܓ☼ علیرضا 17 11,944 2015/07/11 ساعت 06:26
آخرین ارسال: علیرضا
  دلنوشته های دختر روستا دخترروستا 0 2,214 2015/03/05 ساعت 13:09
آخرین ارسال: دخترروستا
  دلنوشته های امیر امیر... 421 150,963 2015/01/14 ساعت 15:05
آخرین ارسال: امیر...
  دلنوشته های ستاره ستاره23 10 7,450 2014/12/17 ساعت 15:51
آخرین ارسال: ستاره23
  دلنوشته های sara2 sara2 27 11,639 2014/12/05 ساعت 14:22
آخرین ارسال: sara2
  .....♥♥♥دلنوشته های مانا♥♥♥...... *mana* 4 6,258 2014/11/30 ساعت 23:34
آخرین ارسال: *mana*

پرش به انجمن: