تبدیل شدن یک انسان معمولی به یک انسان متعالی

اگر این کار را انجام بدهم،دیگران چه فکر می کنند؟اگر قبول کنم با او ازدواج کنم،دیگران چه خواهند گفت؟ این سوال ها خیلی مخرب و باز دارنده اند.ارزشها و اهداف زندگی تان را خودتان انتخاب کنید و به همان ارزش ها پایبند باشید و طبق آن ها عمل کنید.بسیاری از مواقع افراد به صورت مردم پسند عمل می کنند.بیشتر افراد به خاطر مهر طلبی طوری رفتار می کنند که دیگران رفتار آن ها را تایید کنند.انسان سالم به خاطر نظرات ،القائات وانتظارات دیگران زندگی نمی کند و فردیت و هویت خودش را فراموش نمی کند.انتقاد و تعریف و تمجید دیگران اعتماد به نفس او را تحت تاثیر قرار نمی دهد. انسان سالم می خواهد خودش باشد و دیگران هم اگر می خواهند او را دوست داشته باشند ،باید او را همان طور که هست ، دوست داشته باشند ،او به خاطر جلب توجه و تایید و علاقه دیگران ارزش هایش را زیر پا نمی گذارد و به چیزی که نیست تظاهر نمی کند .

افرادی که بر خلاف ارزش هایشان عمل می کنند و شخصیتی از خودشان به نمایش می گذارند که خود واقعی شان نیست ،شاید تایید و احترام دیگران را جلب کنند اما احساس خوشبختی نمی کنند چون می دانند دیگران واقعا آن ها را تایید نمی کنند بلکه تمام تایید ها ،تشویق ها و احترام ها به شخصیت غیر واقعی ای که ساخته اند تعلق دارد نه خود واقعی شان.

انسان سالم خودش را مسئول خواست ها،نیاز ها،انگیزه ها،امیال و آرزوهایش می داند و از دیگران توقع ندارد که او را به اهداف و آرزوهایش برسانند.او نسبت به هدف و انگیزه و خواسته هایی که دارد متعهد است و تلاش می کند به آن ها دست پیدا کند.
دنیای درون خودتان و دیگران را به رسمیت بشناسید و شرایطی فراهم کنید تا دیگران هم دنیای درون شما را درک کنند . بیشتر مشکلاتی که بوجود می آیند ،به خاطر پیش داوری ها ،قضاوت ها و کلیشه های فکری اشتباه است .
چشم شما  اشتباه نمی بیند.گوش شما اشتباه نمی شنود اما داوری ها اشتباه است و کلیشه های فکری موجب می شود درک درستی از واقعیت نداشته باشید.
لازم نیست درباره آنچه که می بینید و می شنوید،قضاوت کنید. کافی است فقط بیننده و شنونده ی خوبی باشید.خوب ببنیند و خوب بشنوید بدون اینکه کلیشه های فکری گذشته تان را دخالت دهید .پذیرش چرا جواب من را آنطوری داد؟چرا دروغ گفت؟چرا با من این طورری رفتار کرد؟
خدا این هیاهو را دوست دارد،این تفاوت ها را دوست دارد وگر نه همه را کامل و شبیه هم می آفرید.نخواه دنیا را عوض کنی ، این دست تو نیست ،مسئولیت رفتار و برخوردهای دیگران با تو نیست .پس تو چرا حرص می خوری؟از محیط ،شرایط و اطرافیان انتظار نداشته باش آن طوری باشند که تو دوست داری.پدر ،مادر ،خواهر،برادر ،خاله ،عمو،همسر و فرزندت را همان طوری که هستند بپذیر.توانایی ها و نقاط قوت و ضعف و ناتوانی هایت را بشناس.به خودت بگو قبول دارم یک کمی حسودم و گاهی عقده حقارت دارم اما می خواهم پیشرفت کنم.همین پذیرش موجب می شود به آرامش برسی و روحت آرام بگیرد.احساس امنیت و آرامش ،انرژی ،توانایی و قدرت لازم برای رسیدن به هدف را تامین می کند.پذیرش با قبول داشتن فرق می کند.اینکه شما واقعیتی را بپذیرید،به این معنا نیست که که حتما آن را قبول دارید . لازم نیست تمام شرایط ،اطرافیان و رفتارهای آنها را قبول داشته باشید؛کافی است آن ها را همانطور که هستند بپذیرید..جایگاه و نقش خودتان را بشناسید و با استفاده از توانایی ها و انرژی های خدادادی تان تلاش کنید به هدفتان برسید . از خودتان و شرایط توقع غیر واقعی نداشته باشید و انتظار نداشته باشید همه چیز مطابق میل شما باشد.قبول کنید که زندگی در کنار شادی و موفقیت و خوشی ؛ رنج ،درد ،ناکامی و شکست هم دارد .اجازه ندهید این رنج ها و ناکامی شما را از پا درآورد بیمار و افسرده تان کند.

منبع : زیباشو دات کام

شما ممکن است این را هم بپسندید

۲ پاسخ‌ها

  1. mohammad taqi گفت:

    salam besyaar yak zibaa darid khosh bahaa shoma in qader ba insanha komak mekonin

    [پاسخ]

  2. فرزانه گفت:

    عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بود”” کلا همه ی مقالاتتون مفید و پرباره!!! مرسی:)

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *