آرشیو در ‘داستان کوتاه’

اصلی ترین کار!

1x1.trans اصلی ترین کار!یک شب، ساکنان کره زمین، با پدیده عجیب و منحصربه ‏فردى رو به رو شدند. اول صداى مهیبى به گوش رسید و سپس یک شى‏ء بزرگ، مانند یک بشقاب پرنده، بر زمین فرود آمد! در اول همه از آن مىیترسیدند، ولى بعد که با وسایل مجهز به آن نزدیک شدند دیدند جایى براى ترس و وحشت وجود ندارد چون آن شى‏ء، صرفاً یک دستگاه بزرگ و بى ‏خطر است. مدت‏ها طول کشید تا افراد کره زمین بتوانند چیزى را که روى دستگاه نوشته شده بود به زبان زمینى ترجمه کنند. حدس مى ‏زنید روى دستگاه چه عبارتى نوشته بود؟ خیلى ساده، نوشته شده بود: «اصلى ‏ترین کار». ادامه مطلب »

راز نور و نان

1x1.trans راز نور و ناناین همه گندم، این همه کشتزارهای طلایی، این همه خوشه در باد را که می خورد؟ آدم است، آدم است که می خورد
این همه گنج آویخته بر درخت، این همه ریشه در خاک را که می خورد؟ آدم است، آدم است که می خورد
این همه مرغ هوا و این همه ماهی دریا، این همه زنده بر زمین را که می خورد؟ آدم است ، آدم است که می خورد ادامه مطلب »

بهشت همان قلب توست

1x1.trans بهشت همان قلب توست

پیامبری از کنار خانه ما رد شد. باران گرفت. مادرم گفت: چه بارانی می آید. پدرم گفت: بهار است. و ما نمی دانستیم باران و بهار نام دیگر آن پیامبر است.
پیامبری از کنار خانه ما رد شد. لباسهای ما خاکی بود. او خاک روی لباسهایمان را به اشارتی تکانید. لباس ما از جنس ابریشم و نور شد و ما قلبمان را از زیر لباسمان دیدیم. ادامه مطلب »

وسعت زیبا دیدن

1x1.trans  وسعت زیبا دیدندر یک بیمارستان دو بیمار به نام های تام و جک وجود داشتن که تام اجازه حرکت کردن نداشت
ولی جک که تختش کنار پنجره بود می تونست هر کاری بکنه .
جک هرروز می رفت کنار پنجره و از زیبایی های طبیعت برای تام تعریف می کرد . ادامه مطلب »

میراث پدر علیه السلام

1x1.trans میراث پدر علیه السلامسهراب نیستم و پدرم تهمتن نبود.اما زخمی در پهلو دارم. زخمی که به دشنه ای تیز، پدر ، برایم به یادگار گذاشته است.
هزار سال است که از زخم پهلوی من خون می چکد و من نوشدارو ندارم.
پدرم وصیت کرده است که هرگز برای نوشدارو برابر هیچ کیکاووسی ، گردن کج نکنم. و گفته است که زخم در پهلو و تیر در گرده ، خوشتر تا طلب نوشدارو از ناکسان و کسان. زیرا درد است که مرد، می زاید و زخم است که انسان می آفریند. ادامه مطلب »

صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود

1x1.trans صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود

حتماً همه می‌دانیم که شب یلدا جدا از اینکه بلندترین شب سال است، چه تاریخچه‌ای دارد. شاید هم، همه ندانیم!واژه یلدا به معنای زایش، زادروز و تولد است. ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‌شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می‌کردند. روز بعد از شب یلدا تعطیلی عمومی بود و مردم به استراحت می‌پرداختند. این روز را خرم روز یا خره روز می‌نامیدند. ادامه مطلب »

Host by Abtin Web | Designed by: Mohammad Bina | Thanks to Mehdi Bina | SiteMap in XML