چگونه ارتباطات آسیب دیده یا قطع شده را بهبود بخشیم؟

reconciliation e1319887444159 Optimized چگونه ارتباطات آسیب دیده یا قطع شده را بهبود بخشیم؟هیچ ایامی بدتر از زمانی نیست که ارتباط بین دو دوست یا همکار خوب یا یک زوج عاشق، به هر علتی خراب شده باشد و علیرغم اینکه هر دو طرف از دوری یکدیگر رنج می‌برند اما هیچکدام پیشقدم نشوند تا دوباره این ارتباط آسیب دیده را بهبود بخشند

همیشه برای شروع دوباره امید هست. ارتباطات بین دو نفر که یکدیگر را بسیار دوست دارند، ممکن است ناگهانی و بعضا بدون دلیلی چندان جدی، از بین برود و چیزی جز نفرت باقی نماند. اگر واقعا مایلید که ارتباطات قطع شده خود با دیگران را اصلاح کرده و کدورت‌های ایجاد شده را از میان بردارید تا آخر مطلب با ما باشید.

وقت بگذارید

این قطعی ارتباط، فرقی نمی‌کند یک طرفه باشد یا دو طرفه. هر یک از طرفین باید برای از بین بردن کدورت ایجاد شده و برقراری مجدد ارتباط وقت بگذارند. باید تمام خشم‌هایی که از هم دارند را آزاد کنند و تمام صدماتی را که از یکدیگر دیده‌اند، ‌فراموش کنند تا بتوانند به آرامش برسند و بتوانند تصمیم گیری درستی داشته باشند.

برای برخی مردم گذر از این مرحله، فقط چند روز یا چند هفته طول می‌کشد. برای برخی هم ممکن است ماهها یا حتی سال‌ها طول بکشد. زمان رسیدن به این مرحله اهمیتی ندارد و مستقیما به ویژگی‌های شخصیتی هر کس بستگی دارد.

حساس باشید

اگر آغازگر این جدایی شما بودید قاعدتا زمان رسیدن به مرحله‌ی جبران، برای شما کوتاه‌تر خواهد بود. اگر طرف مقابل شمامایل باشد همه اشکال ارتباطی‌اش با شما را قطع کند، هرگز سعی نکنید او را متقاعد کنید زیرا نمی توانید و نباید کسی را وادار به انجام کاری کنید.

با گام‌ها و اقدامات کوچک شروع کنید

با اقدامات کوچک سعی کنید طرف مقابل خود را از لحاظ ذهنی آماده کنید. مثلا یک ایمیل یا یک پیامک می‌تواند آغازگر خوبی باشد. از گفت و گوی طولانی بپرهیزید زیرا به لحاظ طبیعت انسانی صحبت کردن در باره گذشته،‌ در این مرحله نمی‌تواند ایده خوبی باشد.

عذرخواهی کنید

اگر در شکسته شدن این ارتباط شما مقصر هستید، حتما باید صمیمانه عذرخواهی کنید. اگر رفتار شما طوری باشد که طرف مقابل حس کند که چندان هم از آسیبی که وارد کرده‌اید پشیمان نیستید، این آشتی به وقوع نخواهد پیوست.

مثبت باشید

سعی کنید در کلام و در عمل مثبت باشید. حتی در جایی که طرف مقابل شما هم حضور ندارد، ‌از مسیر مثبت خارج نشوید، ‌زیرا ممکن است حرف‌های احیانا منفی که شما جاهای دیگر و در غیبت دوست خود مطرح کنید هم به طریقی به گوش دوستتان برسد و رغبت او را برای ترمیم این ارتباط از بین ببرد.

با احترام رفتار کنید

اگر واقعا تصمیم دارید ارتباط آسیب دیده‌ای را اصلاح کنید، حتما احترام آمیز رفتار کنید. حتی در حضور دیگران هم بهتر است چیزی در مورد اتفاقاتی که بین شما افتاده صحبت نکنید. به این روش حتی حسادت دیگران را هم بر نمی انگیزید.

صادق باشید

زمانی که موقعیت مناسب شد و خواستید در باره علت کارهایی که کردید که باعث شد به ارتباط‌تان آسیب برسد،صحبت کنید در مورد اشتباهاتی که مرتکب شدید صادق باشید. دروغگویی نه تنها کمکی به شما نمی‌کند بلکه اگر حقیقت ماجرا از جایی دیگر کشف شود، کار بدتر خواهد شد.

پایه و اساس را بر دوستی بگذارید

کلید اصلاح ارتباطات، صرف نظر از اینکه بخواهید صمیمیت گذشته را دوباره پیدا کنید یا حتی صمیمی تر از گذشته بشوید، داشتن یک دوستی قوی و محکم است. بیاموزید که دوستانه صحبت کنید، ‌احترام یکدیگر را حفظ کنید و مانند دوستان خوب به هم بچسبید. بسیاری از زوج‌های موفق زندگی، کاری یا تحقیقاتی، در ابتدا دوستان بسیار خوبی برای هم بوده‌اند.

گرچه حل کردن مشکل یک ارتباط می‌تواند مرحله‌ای بسیار سخت در زندگی باشد اما هر ارتباط شکست خورده‌ای درس‌هایی در مورد خود شما است که شما را برای فصل دیگری در زندگی آماده می‌کند.
هیچگاه از پیشقدم شدن برای زنده کردن یک ارتباط از بین رفته نترسید. یک نفس عمیق بکشید و به خاطر داشته باشید که دوست شما هم منتظر شماست.

برقراری مجدد یک ارتباط می‌تواند تاثیر بسزایی در شادمانی و آرامش بخشیدن به روح شما داشته باشد. داشتن یک دوست خوب و نزدیک، شادی و آرامش خاصی برایتان به ارمغان خواهد آورد.

گاهی اوقات برای جبران یک اشتباه خیلی دیر می‌شود و ناگهان دیگر دوستی وجود ندارد که شما بخواهید برایش جبران اشتباه کنید. پس تا زمان هست و دوست شما هم هست، گذشته‌ها را جبران کنید و با هم سفر خوبی به سوی جاودانگی داشته باشید.

همشهری آنلاین

زیبــا شــو دات کام

شما ممکن است این را هم بپسندید

۲۱۹ پاسخ‌ها

  1. لیلا سادات گفت:

    آقای طاها اینکه گفتی دلت واسش سوخت همش حرفایی هست که میخوای خودتو توجیه کنی،چون خودت هم دوست داشتی باهاش باشی،چه بسا وقتی که با دوستت بوده آرزو داشتی با تو باشه،الانم اشتباه کردی با وجود داشتن نامزد به رابطه باهاش ادامه دادی ،بدتر از اون اینکه تو روند زندگی خودت را ادامه دادی،ازدواج کردی،ماه عسل رفتی ،خوش گذروندی و این وسط یه نفر را اسیر کردی و یه نفر دیگه یعنی خانمت را فریب دادی،اگر واقعا به فکر دختری که زندگیش را تباه کردی هستی ،کلا رابطه باهاش را قطع کن و اگر میخوای یه ذره کوچیک از گذشته به گند کشیده شده ت را جبران کنی ،یه ادم خوب و درست وحسابی را باهاش آشنا کن تا سرش گرم رابطه جدید بشه ،تو رو فراموش کنه و خوشبخت بشه،هر چند که از حرفات معلومه انقدر خودخواهی که هنوز میخوایی با دختر بیچاره باشی و بازیت را ادامه بدی،خدا گناهانت را ببخشه

    [پاسخ]

  2. taha گفت:

    سال ۹۱یه رفیق داشتم که با یه دختره دوست بود همیشه جلوی من باهاش حرف میزد دختره به نظر خیلی خوب و مهربون می اومد ولی رفیقم ادم هوسبازی بود و همش با دخترای دیگه هم حرف میزد تا اینکه یه بار رفیقم گوشیش شارژ نداشت و از من خواست که گوشیمو بهش بدم تا با دختره حرف بزنه منم گوشیمو بهش دادم بعد چند روز که با دختره بحثشون شد و قهر کردن دختره روی گوشی من پیام داد و حالشو پرسید منم که نامزد داشتم نمیخواستم جوابشو بدم ولی از جایی ک میدونستم دختره خیلی گناه داره و یتیمم هست و کسی رو نداره و این پسره هم همش اذیتش میکرد جوابشو دادم حس ترحم نسبت بهش داشتم دلم میخواست قانعش کنم که قدر خودشو بیشتر بدونه و قید همچین پسرایی رو بزنه چنتا پیام به هم دادیم روز بعدش دختره باز بهم پیام داد انگار از حرفای دیروزم خوشش اومده بود و دنبال کسی بود که درکش کنه یه جورایی از پیاماش فهمیدم که به پدرش خیلی وابسته بوده و بعد از فوتش ب شدت کمبود محبت داشت منم بدم نمی اومد که کمی با پیامام بهش دلداری بدم و ارومش کنم چن روزی گذشت خود منم به دختره داشتم عادت میکردم از طرفی هم نامزد داشتم و بهش هم گفتم که نامزد دارم ولی او ازم خواست که باهاش بمونم که از این وضعیت بیاد بیرون منم قبول کردم و باهاش موندم به مدت ۵سال یعنی طوری بهم دیگه عادت کردیم که حتی روزی نبود که یک ساعتشم نمیشد که از هم خبر نداشته باشیم طول مدت این چند سال بارها و بارها با هم بیرون رفتیم با هم رابطه برقرار کردیم تا اینکه من بهش گفتم باید عروسی کنم چون خانوادم واقعا بهم فشار می اوردن از طرفیم میدونستم که با این کارم دختره نابود میشه مجبور شدم بهش نگم و رفتم ماه عسل بعد که برگشتم بهش گفتم الان یک ماهه که خدا فقط میدونه دختره چه حالی داره چندین بار هم بهش پیام دادم که از اون حالت درش بیارم و باهاش حرف بزنم ولی اون میگه که ازم متنفر شده و نمیخواد دیگه باهام باشه میگه تو نابودم کردی یک ماهه که دارم زار زار گریه میکنم دلم براش میسوزه نمیدونم چطوری باید باهاش حرف بزنم تو رو خدا دوریش داره روانیم میکنه یکی بیاد کمکم کنه

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *