برخی تفکرات نادرست خانمها از آقایان

125330068815 Optimized برخی تفکرات نادرست خانمها از آقایانتجربه‌های من با دختران و زنانی که معمولا به عنوان مراجع به من مراجعه می‌کنند مرا بر آن داشت که موضوع این مقاله را براساس تجربه‌های آنان تنظیم کنم. شاید هم بر اساس تجربه‌های خودم از اشتباهات همجنسانمان. اشتباهاتی که هر روز تکرار می‌شوند و رابطه‌ ما با همسران و کلا ارتباطمان را با جنس مخالف تیره و تار کرده یا روابط ناکام کننده‌ای را برایمان رقم می‌زنند. متاسفانه وقتی روابط ناامیدکننده یا آزاردهنده می‌شوند، زنان می‌خواهند همه تقصیرها را به گردن مردان بیاندازند و مردان هم زنان را مقصر می‌دانند. اما به نظر من تقصیر کار واقعی ناآگاهی هر دو جنس از ویژگی‌ها و خواسته‌های طرفین است.

برای این مقاله دو تا از اشتباهات رایج در روابط جنس مخالف را برایتان انتخاب کرده‌ام. به این دو اشتباه توجه کنید:

معمولا وقتی به دخترها می‌گویم دنبال مردها راه نیفتند و با پیشنهادات خود آنها را سر در گم نکنند، با این نوع اعتراضات از جانب دخترها روبرو می‌شوم:
دوره زمانه عوض شده و دخترها هم حق انتخاب دارند.
چرا فقط پسرها باید دختر مورد علاقه خود را انتخاب کنند؟ دخترها هم می‌توانند این کار را انجام دهند!
اگر دنبال پسر مورد نظرمان نباشیم، او به ما توجه نخواهد کرد.
اگر به پسر مورد علاقه‌مان پیشنهاد ازدواج ندهی ، دخترهای دیگر این کار را انجام می‌دهند!

باید بگویم منکر حق انتخاب دخترها نیستم اما بستر این حق انتخاب باید مناسب و از قبل فراهم شده باشد وگرنه حق انتخاب دختر تبدیل می‌شود به حق انزجار پسر! شاید در بستر فرهنگی ما، پسرها تظاهر کنند که از دخترهای جسور و با اعتماد به نفس خوششان می‌آید و حتی ادعا کنند که از پیشنهاد ازدواج یک دختر خوشحال شده‌اند اما این نظرها و ادعاها در بیش از نود و پنج درصد موارد به ازدواج ختم نمی‌شود. پسر‌ها به دلیل ذات و ماهیت خود مایلند در رابطه با جنس مخالف، فاعلانه و فعالانه عمل کنند، وقتی دختری فاعل می‌شود و در ارتباط با یک پسر فعالانه عمل می‌کند، پسرها خواهی نخواهی از او می‌ترسند یا فرار می‌کنند. ممکن است در دل او را تحسین کنند یا برای یک ارتباط موقت او را بپسندند، اما دوست ندارند با زنی ازدواج کنند که مانند مردها عمل می‌کند، مانند مردها پیشنهاد می‌دهد و مانند مردها رابطه را اداره می‌کند. آنها ناخودآگاه گمان می‌کنند چنین زنی از نظر درصد زنانگی در سطح پایین‌تری است و مردانگی‌اش بیشتر است. ممکن است این زن، همکار یا مدیر خوبی باشد اما نمی‌تواند همسر خوبی باشد. چون در بستر فرهنگی ما این رسم، یعنی رسم پیشنهاد دادن دختر به پسر هنوز جا نیافتاده و فقط ظاهرا بدان توجه می‌شود و در واقع پشت ادعاهای روشنفکرانه به غلط از آن برداشت می‌شود.
در این جا برخی جملات پسرها را در همین زمینه گردآوری کرده‌ام. سوالی که از تعدادی پسرهای بین ۲۵ تا ۳۵ ساله شد این بود که آیا حاضرید با دختری که به شما پیشنهاد ازدواج می‌دهد ازدواج کنید؟ به جواب‌های آنها توجه کنید:
نه ، ترجیح می‌دهم خودم همسرم را انتخاب کنم و معمولا چنین پیشنهاداتی را از این گوش شنیده و از گوش دیگر بیرون می‌کنم.
از دخترهایی که پیشنهاد ازدواج می‌دهند خوشم نمی‌آید. احساس می‌کنم این دخترها خواستگار دیگری ندارند و می‌خواهند خود را به من بچسبانند و تحمیل کنند.
نه، من به این دخترها می‌گویم دخترهای «آویزون». این‌ها آن قدر به این پسر و آن پسر گیر می‌دهند تا بالاخره شوهر کنند. هدف این‌ها فقط و فقط شوهر کردن است. آنها کسی را دوست ندارند. فقط ازدواج را دوست دارند.
بله، اشکالی ندارد اما من هم حق انتخاب دارم. اگر از او خوشم نیاید صرفا به خاطر پیشنهاد او تن به ازدواج نخواهم داد.
مادرم می‌گوید از دخترهایی که دنبالت راه می‌افتند پرهیز کن. حتما برایت نقشه‌ای در سر دارند.
دختر اگر نجیب باشد به پسر پیشنهاد نمی‌دهد!
معمولا این طور دخترها سلطه گرند. من با دختر سلطه‌گر ازدواج نمی‌کنم. این‌ها بعدها هم در زندگی می‌خواهند حرف خودشان را پیش ببرند.
من احساساتی نیستم. با عقلم تصمیم می‌گیرم. دخترها احساساتی‌اند. از روی احساس به ما پیشنهاد می‌دهند اما من از روی عقل پیشنهاد را بررسی می‌کنم.
هر وقت دختری به من پیشنهاد ازدواج داده، بلافاصله رابطه‌ام را با او قطع کرده‌ام و گفته‌ام که به هیچ عنوان قصد ازدواج ندارم.
بله، معمولا چنین دخترهایی قابل اتکا هستند و در زندگی هم می‌توانند همه چیز را به تنهایی اداره کنند و من می‌توانم کار خودم را بکنم!
هر دختری هم به من پیشنهاد بدهد من با دختری ازدواج خواهم کرد که خانواده‌ام به من پیشنهاد بدهند. چون آنها زن‌ها را بهتر از من می‌شناسند.

تعداد این پاسخ‌ها بسیار زیاد است. من در صدد نیستم که به شما بگویم پیشنهاد دادن یک دختر به یک پسر، در ذات خود کار بدی است. تنها می‌خواهم بستر این پیشنهاد را در فرهنگ و در کشور ما بشناسید و با چشم باز تصمیم بگیرید. در برخی جوامع ، پدر یا فامیل دختر می‌توانند پیشنهاد کنند که مردی با دخترشان ازدواج کند. در برخی فرهنگ‌ها خود دختر هم می‌تواند به این کار اقدام کند اما فعلا در کشور ما تعداد پسرهایی که بدین ترتیب تن به ازدواج بدهند بسیار اندک است و متاسفانه چنین ازدواج‌هایی در دراز مدت از نظر پسرها، ارزشمند نخواهد بود.
توجه داشته باشید که شاید پسر‌ها پاسخ‌هایی مشابه آنچه در بالا برایتان گرد آورده‌ام را به یک دختر ندهند. احتمالا آنها از روی ادب به دخترها نمی‌گویند که نظرشان در باره دختری که دنبال آنها راه می‌افتد و با انواع روش‌ها آنها را به ازدواج دعوت یا اجبار می‌کند چیست اما عملشان بر اساس همان پاسخ‌ها و در واقع بر اساس بستر اعتقاد و فرهنگ آنها شکل می‌گیرد. ضمن این که در کشور ما، خانواده‌های پسرها نیز از چنین عروس‌هایی استقبال نمی‌کنند و خود این عدم استقبال، مشکلات عدیده را در ازدواج‌ها فراهم می‌آورد. مشکلاتی که در آینده گریبان دخترها را می‌گیرد.

محبت زیاده از حد، قبل از ازدواج ممنوع!

وقتی دختری، پسری را دوست دارد اغلب می‌خواهد از انواع روش‌ها به او محبت کند و عشق و علاقه خود را ابراز نماید. ابراز عشق و محبت هم در ذات خود کار بدی نیست اما ببینیم نظر پسرها در باره این نوع ابراز‌ها چیست؟
• وقتی دختری به من ابراز محبت می‌کند می‌دانم که مرا دوست دارد. دخترها احساسی‌تر هستند و زود دوست داشتن خود را نشان می‌دهند. اما اگر با کسی مواجه شوند که پولدارتر از من باشد و خانه و ماشین گران‌تری داشته باشد، بلافاصله این ابراز محبت به او انتقال پیدا می‌کند!
روی محبت خانم‌ها نباید حساب کرد! آنها احساسی‌اند و هر ساعت ممکن است به کسی ابراز علاقه کنند.
دختر خوب دختری است که با محبت باشد. اما با محبت بودن دختر، دلیل بر این نیست که با او ازدواج کنم. مشخصات دیگر او برایم مهم است.
دختر‌هایی که زیاد محبت می‌کنند قصد دارند هر طور شده با ما ازدواج کنند. وگرنه چرا باید به این شکل به ما محبت کنند.
همه دختر‌ها به من محبت می‌کنند. آنها می‌گویند من دوست داشتنی‌ام! محبت دخترها برایم طبیعی است.
ترجیح می‌دهم با دختر با محبت ازدواج کنم نه با دختر سرد و بی محبت.
به محبت الکی نمی‌توان اتکا کرد. محبت واقعی در طول زمان و در سختی‌ها خودش را نشان می‌دهد. اگر محبت دخترها واقعی بود تا به آنها می‌گفتیم قصد ازدواج نداریم، ما را رها نمی‌کردند!
محبت باید دوطرفه باشد. چه فایده دارد که دختری که دوستش نداریم هی به ما محبت کند؟
دختری هست که مرا دوست دارد و مدام به من محبت می‌کند. دختر خوبی است اما خانواده‌ام موافق ازدواج ما نیستند. من هم نمی‌توانم بدون توافق خانواده‌ام با او ازدواج کنم و این محبت‌های او در من احساس گناه ایجاد می‌کند. چون می‌دانم سرانجام باید او را رها کنم.
وقتی دختری زیاد محبت می‌کند علامت این است که ما را دوست دارد. پس ما هم می‌توانیم از او سوء استفاده‌مان را بکنیم. این استفاده کار بدی نیست. خود او با محبتش دارد به ما علامت می‌دهد!

باید از دخترها به خاطر نوشتن برخی از نظرات پسرها پوزش بخواهم اما تعداد دخترهایی که از روی احساس و گاه بی‌تفکر کافی به پسرها علاقمند می‌شوند زیاد است و می‌خواهم لااقل در این مقاله سعی کنم پشت پرده تفکرات برخی از پسرها را به آنها نشان دهم. متاسفانه درصدی از پسرها هستند که هر در باغ سبزی از جانب دختر را علامتی برای سوء استفاده تلقی می‌کنند. نمی‌گویم همه پسرها چنین‌اند، اما هوشیاری و عقل قبل از ازدواج، حکم می‌کند که به خاطر خودتان هم که شده از ابراز محبت‌های زیاده از حد قبل از ازدواج به چنین پسرانی پرهیز کنید. همچنین در جامعه ما هنوز هم تعداد خانواده‌هایی که به پسران خود اعتماد به نفس کاذب می‌دهند زیاد است. برای چنین پسرهایی ابراز محبت شما کاری عادی است و حتی حق خود می‌دانند که هر زنی باید به آنها توجه و محبت کند، بدون این که خود آنها هم خود را ارتقا دهند و برای طرف مقابل کاری انجام دهند یا محبتی نشان دهند. من موافق محبت محک خورده و دو طرفه هستم. اگر مطمئن شدید که بین شما و پسری چنین محبتی وجود دارد می‌توانید ابراز علاقه کنید وگرنه متاسفانه این ابراز علاقه، برایتان تضعیف کننده خواهد شد.
این را هم بگویم که همه پسرها این طور نیستند. من با پسرهایی روبرو شده ام که باهوش، مهربان و با فهم و شعورند و با ذهنی باز با محبت جنس مخالف برخورد می‌کنند. اما وجود دسته‌ای از پسرها نباید ما را از وجود دسته‌های دیگر غافل کند. محبت زیاده از حد را برای بعد از ازدواج نگه دارید. متاسفانه برخی از دخترها قبل از ازدواج انواع محبت‌ها را به پسرها ابراز می‌کنند ولی بعد از ازدواجاز آقایان تبدیل می‌شوند به زنی بی‌عاطفه که حاضر نیست یک قدم محبت‌آمیز به سوی همسر بردارد. نه آن درست است و نه این. در ابراز محبت تعادل داشته باشیم.

رکسانا خوشابی کارشناس ارشد مشاوره بالینی

زیبـاشـو دات کام

 

شما ممکن است این را هم بپسندید

۲۱ پاسخ‌ها

  1. رقیه گفت:

    من کلا ترجیح می دم کنار یک مرد ایرانی زندگی نکنم!مردهای ایرانی مرد سالار وسلطه گرند .من نمی فهمم آقایون چرا می خان ما بهشون وابسطه باشیم؟

    [پاسخ]

  2. محنا گفت:

    منم باهات موافقم مائده جون.اگر چه دیر کامنتتو دیدم ولی امیدوارم بخونیش.
    واقعا آدمها خودشون سرنوشتشونو تعیین میکنند با نوع زندگی کردنشون و انتخاب راه و مسیرشون.اگه ادم به خدا توکل کنه راه درست رو پیدا میکنه و به سعادت میرسه.همیشه باید بدونیم اون چیزی که خدا واسه ما میخواد از آرزوهای خودمون بهتر و قشنگتره، باید تسلیم محضش باشیم…البته آرزوهامونو هم بهش بگیم و بعد منتظر باشیم….همین.
    امیدوارم تو و همه دختر پسرایی مثل تو موفق بشن.

    [پاسخ]

  3. شیما گفت:

    ممنون از مطلب بسیار صحیحی که بهش پرداختین…

    [پاسخ]

  4. علی گفت:

    متاسفانه از دین در کشورما مخصوصا در این موارد سو استفاده شده و دیدگاه خانواده ها و جوانان رو در این زمینه خراب کرده
    یکی از مشکلات عمده جوانان در ایران مشکلات جنسی هست که متاسفانه دیدگاه خوبی ازش یاد نمیشه ولی آمارها نشان میده که بیش از ۵۰% طلاق ها به علت همین مشکلات صورت میگیره بدشم مالی
    متاسفانه خیلی از خانواده های سمت دختر ،فرزندان خود را بد بار می آورند به عبارتی همان دوستی خاله خرسه.اما زمان ازدواج متوجه آن میشوند.البته در این میان دانشگاه هم نقش بسزایی داره.باز شدن چشم و گوش خوبه ولی بشرط آنکه جنبه آن هم باشد(برای هردو جنس)
    بشخصه به این نتیجه رسیدم که این عوامل بترتیب خیلی مهم است در روابط
    ۱- اعتماد بنفس
    ۲- پول
    ۳- ظاهر
    البته در درک این مطالب کسانی متوجه میشن که خودشون رسیده باشن بهش تا این هارو تایید کنن.چون حتما منتقد هم داره این مطالب.با تشکر

    [پاسخ]

  5. رامین گفت:

    سلام من ۲۳سالمه و حدودا ۸سالی بود که با دختری دوست بودم اینم بگم رابطه ما نه رابطه جنسی بود ونه از روی هوس,ما بعد از سه ۴ سال تصمیم گرفتیم وقتی درسمون(تحصیلات عالی) تموم شد با هم ازدواج کنیم ولی بعد از اتمام دانشگاهمون پدر اون با خواستگار دخترش که پسر عموش میشد موافقت کرد با اینکه با مخالفت دخترش مواجه شد ولی بالاخره دختر عمو پسرعمو باهم ازدواج کردن من بعد از ۵ماه که نامزد شده بود باهاش تماس گرفتم و مزدوج شدنش رو بهش تبریک گفتم ولی از ازدواجش راضی نیست و حتی در حین صحبت کردن گریه میکرد به نظر شما من باید الان چیکار کنم که بتونم محر و محبتش رو تو دلم کم رنگ کنم اینم بگم برام خیلی سخته فراموشش کنم چون به خاطرش یک بار خودکشی کردم و نمیخوام دوباره این کارو تکرار کنم به نظر شما رابطه دوستی با یه دختر دیگه میتومه برای این کار مناسب باشه یا نه؟رابطه فقط دوستانه باشه نه احساسی و عاطفی.لطفا راهنمایی کنید.

    [پاسخ]

    s پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۲۷:

    عزیزم براش بجنگ اونقدرعشقش روجاربزن که خدابرات کف بزنه نزار۸سال زندگیت هدره اخرقصه روخوب تموم کن تصورزندگی بلاون وبدون اون روکن ارزشش روداره بعداازدواج کرد پشیمون میشی هرکی می خونه برای هردوشون دعاکنه

    [پاسخ]

    hossein پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۵۰:

    حاجی تا دختری نخواد کسی نمیتونه به زور شوهرش بده ،اون در واقع پسرعموشو انتخاب کرد ، بقیه حرف ها که بابام مجبورم کرد و فلان و بیسار کشک می باشد .. متاسفانه ما پسر ها فکر میکنیم فقط خودمون میتونیم راحت از یه دختر دل بکنیم بریم سراغ یکی خوشگلتر و پولدار تر ! دخترها در این زمینه بسیار از پسرها حرفه ای تر می باشند . طرفت صد در صد فکر کرده مرد زندگیش پسرعموش باشه خوشبخت تر خواهد شد ، تو باید به انتخاب اون احترام بذاری و جوری رفتار و زندگی کنی که از اینکه تو رو واسه ادامه زندگی انتخاب نکرده پشیمون بشه ..

    [پاسخ]

    افرا پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۲۳:۵۴:

    سلام اقا hossein
    درسته تا دختری نخواد کسی نمیتونه به زور شوهرش بده ولی میتونن اینقدر فشار روانی بهش وارد کنن که دیگه از جنگیدن برای عشقش خسته بشه یا از روی فداکاری برای خانوادش اینکارو کرده باشه! یا… به هر حال ما که از شرایط دختره خبر نداریم!
    در ضمن احساس دوطرفست وقتی رامین اینقدر دوسش داشته و وقتی اینهمه مدت با هم بودن محاله که دختره به خاطر پول و… رامینو ول کرده باشه!

    [پاسخ]

  6. mina گفت:

    من ۴سال با پسری دوست بودم خیلی هم دوسش داشتم آخرش منو رها کردو رفت شبا به خاطرش گریه میکردم حالا میبینم چه اشتباهی رو مرتکب شدم ممنون از مطالب خوبتون

    [پاسخ]

  7. sara گفت:

    به محبت الکی نمی‌توان اتکا کرد. محبت واقعی در طول زمان و در سختی‌ها خودش را نشان می‌دهد. اگر محبت دخترها واقعی بود تا به آنها می‌گفتیم قصد ازدواج نداریم، ما را رها نمی‌کردند! az in jomle khoshm oomad

    [پاسخ]

  8. باران گفت:

    سلام
    خوشحالم که اتفاقی از سایت شما رو دیدن کردم مطالبی که در رابطه با اشتباهاتی که دخترها در روابطشون انجام میدن رو خوندم ولی بهتر روشهایی هم که دخترها می تونند با رفتارشون در روابطشون موفق تر عمل کنند هم راجع بشون صحبت کنید .من به عنوان ی دختر ۳۱ساله که ۲سال با پسری در ارتباطم ولی هنوز حرفی از ازدواج بین مون نشده در حال حاضر هم بخاطر ادامه تحصیل در خارج از ایران هستم ولی هنوز با هم در ارتباط هستیم و بخاطر تنهاییم خیلی بیشتر از قبل تمایل دارم باهم ازدواج کنیم ولی واقعا نمیدونم باید چطور عنوان کنم و نظرم رو بگم با توجه به اینکه طبق نظر شما اصلا نباید از طرف دختر مطرح شه من رو راهنمایی کنید ممنون .

    [پاسخ]

  9. فاطمه گفت:

    مطالب بسیار عالی و زیبا بود

    [پاسخ]

  10. فرشته گفت:

    سلام من یک ماهه ازدواج کردم در ابتدای زندگی همسرم قسم خورد هیچگونه دخانیاتی مصرف نمیکند ولی هفته قبل ناگهانی وقتی داشتم شلوارشو اتو میکردم یک عدد سیگار پیدا کردم واو درحالی که نگران بود گفت الکی بوده وقول داد دیگه تکرار نشه ولی من کاملا نسبت به او بی اعتماد شدم واز او متنفر خواهش میکنم منو راهنمایی کنید چون نمیتوانم مشکلم را با نزدیکانم در میون بذارم

    [پاسخ]

  11. aida گفت:

    ba salam man sale84be pesari dar haman negahe aval alaghemand shodam mahale kare oo dar kenare kelase amozeshi man bod faghat shoghlash ra midanestam hamin ta inke ba es em es be oo ebraze alaghe kardam va pishnahade ezdevaj dadam va oo rad kard nemidanam chera hemaghat kardam va 2sal bad ham inkar ra kardam ke o aslan javabam ra ham nadad az tarafi hanoz dostash daram va mitarsam baz hemaghat konam
    az tarafi khod ra pishesh kochik kardam aya rahi baraye jobrane shakhsiyate khord shodam dar barabaresh hast?

    [پاسخ]

  12. آزیتا گفت:

    مــــــرسی، عالی بود

    [پاسخ]

  13. Maede گفت:

    به نظر من هرچی که پنهونی وبه دور از چشم خانواده شروع بشه پایان تلخی داره چرا باید واسه ۱عمر زندگی ریسک کنیم وبا احساس تصمیم بگیریم عشق ودوست داشتن اساس زندگیه اما آگاهانه باید تصمیم گرفت وباعشق زندگی رو شروع کرد من خودم ۱دختر۱۹ساله م بخاطر چهره خوب وجذابی که دارم تو دانشگاه وخیابون زیاد بهم توجه میشه امامن اعتقاد دارم عشقی که بخواد بادیدن وظاهر وبی حیایی شروع بشه عشق نیست هوسه من خودم ترجیح میدم با یه پسر باایمان ازدواج کنم دوستیهای قبل ازدواج فقط یه جور وقت تلفیه وخودگول زنیه موقعیت اینجور دوستیها رو زیاد داشتم اما به خدا توکل کردم وقبول نکردم شاید سخت باشه اما اگه همه دروغ بگن خدا که دروغ نمیگه و هوامو داره مرسی از مطالب خوبتون

    [پاسخ]

    e پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۲۰:

    آفرین به تو آجیه گلم .من با حرفات کاملا موافقم و قبول دارم حرفاتو.الی هستم .موفق باشی

    [پاسخ]

  14. fahimeh گفت:

    با سلام.واقعا عالی بود.یک واقعیت را بیان کردید

    [پاسخ]

  15. laura گفت:

    با نظر شما صد در هزار موافقم میشه گفت ۹۰ در صد مردان از دخترانی که پیشقدم در ازدواج و روابط میشوند سواستفاده میکنند.و در مورد بعدی میتوانم بگویم محبت خویش را به یکباره نثار نکنید چرا که هر کسی لیاقتش را ندارد

    [پاسخ]

  16. ehsan گفت:

    از مطالبتون متشکرم خانم دکتر من با دختر خانمى سه سال پیش آشنا شدم البته تلفنى اینترنتى همدیگرو دیدیم منحاضر به ادامه دوستى نبودم با اشکهایی که اون مى ریخت دوباره دوستیمون ادامه یافت دختر خیلى خوبى بود اما طى مدتى من بهش علاقه مند شدم بعد پیشنهاد ازدواج بهش دادم اما گفت پدرو مادرم قبول نمیکنن منم بهش گفتم پس دوستیمون کات بشه بهتره گریه کرد گف نمیشه خیلى خواستگار داشت خیلى باهم صمیمى بودیم با من راجع به خواستگاراش مشورت میکرد تا اینکه یه خواستگار براش اومد خونوادش گفتن باید با اون ازدواج کنه البته من خودم فهمیده بودم ته دلش یکیو میخواست که تحصیل کرده باشه منم بهش گفتم اگه خونوادت تایید کردن باهاش ازدواج کن اونم این کارو کرد الان ی سال بیشتره ازدواج کرده به من زنگ میزد برامیه میکرد میگفت اشتباه کرده تا اینکه ۴ماه پیش گفتم دیگه زنگ نزن الان یک ساله سردر گمم عذاب وجدان دارم همیشه اعصابم خرابه هیچ دخترى به دلم نمیشینه نمی تونم ازدواج بکنم سى سالمه خواهش میکنم راهنماییم کنید دیگه صبر ندارم میخوام بمیرم۰۳

    [پاسخ]

    نجمه پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۳۴:

    واقعا” مطالبتون درست بود من به شخصه یکی رو خیلی دوست دارم خیلیم بهش محبت میکنم اما اون از سرمغرور بودنش یا هرچیزه دیگه کاملا” عادی برخورد میکنه با این مطالب شما به اشتباهات خودم پی بردم.واقعا” خوب بود من داشتم راهمو اشتباه میرفتم.

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *