می توانید به عشقتان برسید

1x1.trans می توانید به عشقتان برسیدیکی از سوالای که مکرراً پرسیده می‌شود این است که “آیا می‌توانید با استفاده از قانون جاذبه یک فرد خاص را مجذوب خود کرد؟” خوشبختانه پاسخ آن مثبت است.
عشق یکی از مهمترین احساسات موجود در این جهان است. وقتی صحبت از پول، شغل و خیلی چیزهای دیگر به میان می‌آید آدمها برای نشان دادن آن سختی زیادی متحمل نمی‌شوند. اما در مسائل احساسی، اگر آن چیزی که می‌خواهید را به دست نیاورید، دچار درد عمیقی می‌شوید. کسی که دوستش دارید، آن فرد خاص، مهمترین فرد برای شماست و حتی کل دنیا نمی‌تواند برایتان جایگزین او شود. خبر خیلی خیلی خوبی برایتان داریم. شما می‌توانید کسی که دوست دارید را مجذوب خودتان کنید. پس همین امروز روش ما را امتحان کنید.

میل و نا امیدی – باید نا امیدی را کنار بگذارید

بااینکه میل یک انرژی مقدس است و انرژی خلقت محسوب میگردد، ناامیدی دقیقاً عکس آن و انرژی مخرب است. وقتی تمایلات برآورده نشوند، جای آن ناامیدی می‌آید. بااینکه میل و اشتیاق انرژی خوب و پاک است، ناامیدی یک انرژی منفی بسیار قوی است. میل و اشتیاق ارتعاشات جذب کردن را در شما ایجاد می‌کند اما ناامیدی دقیقاً ارتعاشاتی متضاد این یعنی دور کردن را می‌سازد. وقتی عاشق می‌شوید، بذر مقدس میل و اشتیاق در شما کاشته می‌شود. بنا به هر دلیلی اگر این اشتیاق و میل برآورده نشود، ناامیدی وارد می‌شود. پس اولین قدم برای از بین بردن این ناامیدی است. همه ناامیدی‌ها را دور بریزید.

چطور ناامیدی‌ها را از بین ببرید؟

ساده‌ ترین راه برای از میان برداشتن ناامیدی‌ها، فراموش کردن است. خودتان را با نور عشق الهی و معنوی جهان احاطه کنید. یک نور عشق معنوی را تجسم کنید، یک تشعشع از نور عشق خداوندی. خود را تسلیم آن نور کنید. این نور است که شما را خلق کرده است، همه آنچه که دارید را به شما داده و این عشق خیلی ساده دوستتان دارد. این نور بخشنده است، نوری ۱۰۰ درصد پاک است و آنقدر قوی هست تا بتواند واقعیتی زیبا فراتر از تجسمات معمولی شما ایجاد کند. وقتی عاشق می‌شوید این نور خیلی آرام به شما می‌گوید چه بکنید، فقط باید به او گوش دهید. پس همه چیز را فراموش کنید، تسلیم این نور شوید و زندگی جدیدی را شروع کنید. همین امروز خودتان را تسلیم آن نور معنوی کنید و بگذارید آن نور آینده‌ای روشن برایتان بسازد.
وقتی اینکار را کردید، هر وابستگی به نتیجه را از خود دور کنید. حالا قسمت بهتر آن شروع می‌شود.

ساختن یک زندگی زیبای عاشقانه

وقتی هر نوع وابستگی به آن فرد را از خود دور کردید، یک پیام بسیار قوی به جهان فرستاده‌اید که برای شروع یک زندگی زیبای عاشقانه آماده‌اید. اگر قبلاً عشقتان یک‌ طرفه بود، الان وقت آن رسیده که رابطه‌ای دو‌طرفه را تجربه کنید. شما قهرمان  تئاتر ذهن خودتان هستید. فیلم شما در ذهن خودتان است و فیلمتان واقعیت شما را می‌سازد. شما کنترل ۱۰۰ درصد روی تخیلاتتان دارید و از آن برای ساخت واقعیتی به انتخاب خود هوشمندانه استفاده می‌کنید.

حالا تصور کنید که معشوقتان عاشق شماست. قبلاً این شما بودید که عاشق او بودید و حالا تصور کنید که این اوست که عاشق شماست. “معشوقتان عاشق شماست” و می‌بینید که اشتیاق و میلتان برآورده شده است. چه حسی دارید؟ هزار مرتبه با خودتان تکرار کنید، “….. منو دوست داره”. ببیند در ۷-۵ روز آینده چه اتفاقی می‌افتد. تغییر انرژی را در خود مشاهده کنید. ببینید چه حسی دارید. معشوقتان را عاشق خودتان تجسم کنید. احساساتتان را بررسی کنید. در ذهنتان با معشوقتان صحبت کنید. چه حسی دارد؟

اگر این مرحله را به درستی انجام دهید، به خودتان می‌خندید که برای چه اینقدر ناامید بودید. و آنوقت است که دنیا به رویتان لبخند می‌زند. احساس قدرت بیشتری می‌کنید. با خودتان فکر می‌کنید که چرا همه چیز را اینقدر سخت می‌دیده‌اید و چرا قبلاً نمی‌توانسته‌اید فراموش کنید؟

بررسی عشق

این روش‌ها که شما را از احساسات ناامیدانه‌ تان بیرون می‌کشد و باعث می‌شود احساس کنید برنده هستید. این افکار و احساسات مثبت می‌آیند و باعث می‌شوند فکر کنید که آیا آن فرد را بخاطر عشق می‌خواسته‌اید یا فقط به این خاطر که نفستان را ارضا کنید. در بسیاری از موارد، ناامیدی که برمی‌گردد، به دلیل عشق نیست، بلکه به دلیل پیروزی است. حالا در اعماق قلب خود می‌دانید که آیا آن فرد را واقعاً دوست می‌دارید یا نه.

اگر متوجه شدید که عشقتان واقعی است، مرحله زیر خیلی برایتان مهم است:

عشق – قدرت پشت خلقت

درک کنید که عشق قدرتمندترین انرژی در جهان است. با عشق می‌توانید هر چیزی خلق کنید، قلب، روح و فکر هر کسی را به دست آورید. هر روز حدقل ۱۰ دقیقه بنشینید و افکاری عاشقانه به عشقتان بفرستید. با خودتان تصور کنید که با او رابطه‌ای عاشقانه دارید. معشوقتان کاملاً عاشق شماست. چه نوع افکار عاشقانه‌ای برای او می‌فرستید؟

یک گوی صورتی رنگ از انرژی بین دستان خود تجسم کنید که در آن رابطه عاشقانه‌ تان را با آن فرد می‌بینید. این گوی فقط انرژی پاک و مثبت عشق را در خود دارد. افکار، احساسات و نوع رابطه‌ای که با معشوقتان دارید را یادداشت کنید. حالا گوی صورتی رنگ را فراموش کنید. بگذارید به هوا برود. هر وابستگی را رها کنید. و اگر اینکار را به درستی انجام دهید، دیگر هیچ وابستگی برایتان نمی‌ماند زیرا الان جایی هستید که می‌توانید حس رابطه را احساس کنید. اگر تردیدی داشتید با خودتان تکرار کنید، “من تسلیم نور معنویم هستم.” “فقط باید نور معنویم را دوست داشته باشم و از آن سپاسگذار باشم.”

دقت کنید که این هدف فقط و فقط زمانی اتفاق می‌افتد که ارتعاشات احساسات شما بالا باشد. ناامیدی مثل چاهی عمیق است که ارتعاشات آن بسیار پایین است. عشق و حق‌شناسی بالاترین حد ارتعاشات را دارند.
اگر اینکار را درست انجام دهید، احساساتتان در این مرحله باید اینگونه باشند:

۱- ناامیدی صفر. متعجب می‌شوید که آنهمه ناامیدی به کجا رفته است.
۲-شدیداً احساس شادی می‌کنید زیرا رابطه‌ای زیبا و عاشقانه ساخته‌ اید و به روشنی آن را دیده و حس کرده‌اید.
۳- یک رابطه کامل و شاد بین شما و جهان که فقط و فقط شکرگذار آن هستید.

رابطه ایدآل شما خود را نشان خواهد داد. ۶۰،۰۰۰ فکر در روز کارمای (karma) فکر شماست. اگر در ۸۰ درصد از این افکار عشق و حق‌شناسی باشد، رابطه زیبایی که خلق خواهید کرد فرای تصورتان خواهد بود.

مردمان

زیبــا شــو دات کام

موضوعات مرتبط

شما میتوانید دیدگاهتان را بنویسید
آخرین ارسال های انجمن 

۴۱۹ دیدگاه برای “می توانید به عشقتان برسید”

  1. ز.ک می‌گه:

    سلام .خواهش میکنم سریع جواب منو بدید به کمک نیاز دارم.چهار ساله که با یکی دوستم عاشق همدیگه هستیم میخواد بیاد خواستگاریم اما اول باید خواهر بزرگترم ازدواج کنه و این یک رسمه توی فامیلمون.نمیدونم چیکار کنم همش داره میگه با خانوادت صحبت کن اما خانوادم قبول نمیکنن.بگین چیکار کنم؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

  2. شاهین می‌گه:

    سلام.من پسری ۲۱ساله هستم..اول های ترم ۳ دانشگاه عاشق یکی از دخترهای دانشگاه شدم.البته من نصف اخلاقیاتش رو میشناسم بخاطر همین عاشقش شدم.چون واقعا هرکسی مثل اون ندیدم.چندین ماه فقط به فکر اون بودم تا جایی که دگ صبرم به سر رسید و تصمیم گرفتم بهش بگم.دوبار گفتم بهش دوبارش هم منو رد کرد.جوابش درکل اینا بودن:اینکه پسر خوبی هستم و اونم به شخص دگ ای علاقه نداره.اما قسم خورد که به منم علاقه ای نداره و واسه همین بهم جواب رد داد.باوجود اینکه بهش گفتم شما زیاد منو نمیشناسید بایدم علاقه نداشته باشید بذارید لااقل آشنا شیم باهم بعد جواب بدید اما بازم قبول نکرد و گف جوابم در هرصورت نه هست!!خیلی سعی کردم که از فکرش بیام بیرون اما نتیجه ش دقیقا برعکس میشه ینی بیشتر بفکرشم!حتی سعی میکنم تو دانشگاه اصلا همدیگرو نبینیم اما بازم دلم با اونه.با این وجود که بهم نه گفته بازم امیدی هست؟

    [پاسخ]

  3. پویا می‌گه:

    سلام..من پسری هستم ۲۱ ساله و مدت شش ماه با یه دختر بودم که ۶ یا ۷ ماه از خودم بزرگتر بود…خیلی همدیگه رو دیدیم در جریان رابطه خیلی باهم قرار میزاشتیم…اولاش خیلی دوسش داشتم اونم صد برابر بیشتر منو دوس داشت.خلاصه همه چی خوب بود..بعد یه مدت ازش سرد شدم..چون یه دختری بود که میگفت باید قول بدی که تا همیشه باهم باشیم..منم نمیتونستم این قولو بهش بدم نه اینکه ازش بدم بیاد ولی میگفتم شاید یکی ازین بهتر و خوشکل تر برام پیدا شه..خلاصه کم کم رابطه رو سرد کردم تا بعد دو ماه گفتم میخوام جدا شیم ..اونم قبول کرد رفتیم واس اخرین بار همو ببینیم …ولی بعد دیدن دوباره رابطه رو شروع کردیم…تا رابطمون شد شش یا هفت ماه…من درجریان رابطه خیلی باهاش سرد بودم ولی اون منو خیلی دوس داشت..خیلی…حتی کلا دو بار بهش گفتم دوسش دارم…کم کم اونم ازم سرد شد..یه شب زنگ زد گفت میتونی دو سال دیگه باهام ازدواج کنی منم گفتم نه…اونم گفت پس بهتره خدافظی کنیم..اولش من که دوس داشتم خدافظی کنم..گفتم باشه …ولی واقعااااا از لحظه ای که گوشی رو قط کرد تازه فهمیدم چه کسی رو از دس دادم…خیلی پشیمون شدم…سه ماه ازش جدا شدم…تو این سه ماه هی خاستم باهم باشیم اصلا قبول نکرده..میگفت تو چرا باهام سرد بودی..خلاصه من باهاش خوب نبودم تو رابطه..من الان خیلی دوسش دارم ینی عاشقشم ..حسم وابستگس نیست..خیلی دوسش دارم چون بدرد زندگی من میخوره..به نظر شما باید چیکار کنم برگرده پیشم…..؟؟چطوری از دلش در بیارم..ازون لحظه خواستم که حتی ده دقیقه همو ببینیم ولی قبول نکرده…به نظرم دوسم داره غرورسش نمیزاره برگرده..چیکار باید بکنم خاهشن جواب

    [پاسخ]

  4. سونا می‌گه:

    رویای عزیزم

    از نوشته هات متوجه شدم که زیر ۲۰ سال داری . ببین گلم اینطور که تو گفتی یه مدتی هستش همو میشناسین. اولا اینکه هیچ وقت احساسی عمل نکن و به لبخندش دل نبند این کارارو همه پسرا میکنن حتی وقتی از خیابون رد میشی ندیده و نشنهخته طرف سعی میکنه یه جوری با لبخند خودشو نشون بده حالا چون من طرفو نمیشناسم نمیتونم چیزی راجع به شخصیتش بگم. ولی اینو بگم که با توجه به چیزی که نوشتی اون حتما فهمیده بهش علاقه مندی دیگه زیادتر از این خودتو تابلو نکن بزار اون بیاد دنبالت. من با این نتیجه رسیدم پسری که عاشق باشه زیر سنگم باشه عشقشو پیدا میکنه. و اگر که خودت زیر ۱۸ سال هستی که بهت پیشنهاد میککنم عاشق نشی و به فکر درس و مشقت باشی چون برای تو فرصت زیاده و مطمین باش پسر خوبم برای تو زیاد پیدا میشه عزیز دلم

    موفق باشی:)

    [پاسخ]

  5. سونا می‌گه:

    دوست عزیزم، امیدوارم از جوابی که بهت میدم ناراحت نشی. با توجه به اینکه سنت کمه و تازه ۱۶ سال داری فکر نمیکنی بهتره بیشتر راجع به این مساله فکر کنی؟ ۱۶ سال برای فکر کردن به مساله ازدواج خیلی زوده از جوونیت لذت ببر. هیچ میدونی من الان آرزو دارم که ای کاش همسن تو دوست گلم بودم؟خداروشکر من به خیلی چیزایی که وقتی همسن تو بودمو آرزوی داشتنشونو داشتم رسیدم. تو چرا نتونی؟ تنها چیزی که میتونم به عنوان یه خواهر یا ییه دوست بگم اینه که اولا بشین به کارایی که میکنی خوب فکر کن و بعد عمل کن و تا میتونی از زندگیت لذت ببر چون تو فقط یه بار ۱۶ ساله میشی. هیچ وقتم کلمه خودکشی رو به زبون نیار . موفق باشی عزیزم:)

    [پاسخ]

  6. سونا می‌گه:

    با اینکه یه مدتیه این پست منتشر شده ولی خوب من اینو تازه دیدم. دوست عزیزم میشه بگین چند سالتونه که من راهنماییتون کنم؟

    [پاسخ]

  7. Girl می‌گه:

    من یه دختر ۱۶ ساله هستم حدود ۲ ساله عاشق پسر خالم هستم الان ۱ ساله که باهاش در ارتباطم اونم ۵ سالی میشه که دوسم داره مادرش از عشق ما خبر داره ولی خانواده من خبر ندارن…مادر و پدرم اصلا ازش خوششون نمیاد و مطمئنم با ازدواجمون مخالفت میکنن ولی خانواده عشقم راضین و حتی از قبل هم منو برای پسرشون میخواستن…خیلی دوسش دارم چند بار بخاطرم خودکشی کرده منم چند بار خودکشی کردم بخاطرش …خانوادم راضی نمیشن توروخدا کمکم کنین…چیکار کنم…من بدون اون میمیرم…چیکار کنم تا خانوادم راضی شن

    [پاسخ]

  8. رویا می‌گه:

    سلام اگه میشه بهم بگید چجوری بفهمم اون منو دوس داره؟
    فک میکنم حدودا ۲۴سالشه خیلی دوسش دارم.دلم براش تنگ میشه.هر وقت منو میبینه لبخند کوچیکی میزنه.ولی تا حالا پیشنهاد دوستی یا چیزه دیگه ای نداده اصلا باهم دوست نبودیم.همش تو فکرشم حدودا یه ماهه اینطوری شدم.فک کنم اون فهمیده که من دوسش دارم.چیزه زیادی ازش نمیدونم.هیچ وقت پا جلو نذاشته پسر خوبیه.مطمعن نیستم دوس دختر داره یانه.مغروره.به فکر آبروعه.وقتی میبینتم چند ثانیه بهم خیره میشه.واقعا دوسش دارم.ولی حس میکنم اون منو دوس نداره آخه اگه داشت میومد دنبالم خونه رو یاد میگرفت یه پیشنهادی چیزی یه نشونه ای .منم دختر خیلی خوبیم از نظر ظاهری هم خوبم.به نظر شما من چکار کنم؟واقعا به کمکتون احتیاج دارم

    [پاسخ]

  9. عاطفه می‌گه:

    یه مدت کوتاه بایه پسری اشناشدم جفتمون همو دوست داریم اوایل من الکی میگفتم دوسش دارم احسم بهش معلوم نبود از طرفیم دوست داشتم اول اونو شیفته ببینم و مطمعن بشم احساسش دروغ نیست سر بعضی کاراش که ابراز علاقه به حساب میومد دلگیر میشدم و بهش میگفتم از اینکارت اصلا خوشم نیامداونم سریع از دلم در میورد و لی بعد از۳ماه که بهش گفتم خوشم نمیاد پنهون از خانواده باهات حرف بزنم بهتره بیای با خونوادم حرف بزنی امد باپدرم صحبت کرد و بعد از اون به کلی ارتباطمون قطع شد من فکر میکردم این درست ترین کاره نمیخواستم از دستش بدم خیلی دوسش دارم اون روز با یه شماره ناشناس زنگ زد جواب ندادم با یه خط دیگه زنگ زد بازم جواب ندادم تا این که اس داد به علی بگو حق نداری بیای خونه منم زدم اشتباه گرفتید شمارتونو چک کنید زد ارمین شیتان منم مطمعن شدم خودشه میخواد اذیت کنه زدم اگه وحیدی مرد باش نه اینکه خط عوض کنی این عراجیفو بفرستی دیگه هیچی نداد میدونم میخواست صدامو بشنوه آروم شه منم خیلی دوسش دارم اما اونو باسه خودم میخوام میخوام بفهمه دوسش دارم جز اون به هیچکس فکر نمیکنم چیکار کنم صبور بشه دوریمو تحمل کنه باسه منم خیلی سخته وحید

    [پاسخ]

  10. عاطفه می‌گه:

    بهش بگو دوست دارم اما موقعیتم جور نیست تو حاضری به خاطر من صبر کنی؟

    [پاسخ]

  11. ملیسا بانو می‌گه:

    سلام،من دانشجوام و۱۹ سالمه،تو کلاسم متوجه توجه یه آقا پسر حدود۲۶ساله ب خودم شدم،ایشون چشم از من برنمیداشت و حتی درو برام باز میکرد،یه شخصیت مردونه و کاملا متین داره،همیشه اطرافم میدیدمش تا اینکه باعث شد من ب ایشون علاقه مند شم،دیروز بیرون اتفاقی همو دیدیم من حواسم جای دیگه ای بود ایشون سلام دادن و من نتونستم جواب سلامشونو بدم،امروز بعد کلاس بهشون گفتم عذر میخوام دیروز متوجه نشدم،ایشون کاملا اخمو بودن و با گفتن یه اشکالی نداره از من رو برگردوندن.امروز کلا وقتی بهم نگاه میکرد اخم میکرد ب طوری ک دوستام گفتن تو نگاهش دیگه از اون عشق خبری نیس،من بدجور خواطرخواهش شدم،کمکم کنین…نمیتونم اینو تحمل کنم که دیگه دوسم نداره

    [پاسخ]

    سونا پاسخ در تاريخ فروردین ۱۸م, ۱۳۹۵ ۱۲:۴۸:

    ملیسا جان

    اون فهمیده که تو هم دوستش داری. ببین اون ۲۶ سالشه بچه نیست. احتمال زیاد میخواد با قهرش تو رو طرف خودش بکشونه، اولا اینکه پیشنهاد دوستی اگه داد به هیچ وجه باهاش دوست نشو مگر اینکه پیشنهاد جهت آشنایی و به قصد ازدواج باشه که در این صورت حتما خانواده تو در جریان بزار

    من نمیدونم این آقا پسرشخصیتش چطوره ولی قهر برای سلام نکردن و مخصوصا اینکه عذرخواهی کردی زیادیه و بدتر اینکه میگی دیگه نگاهش عاشق نیست. بعضی پسرا ترفندشون همینه اول خودشونو شیفته نشون مین و در ۹۹ درصد موارد دخترا در این موقع خودشونو شیفته نشون نمیدن ولی بعد از یه مدتی پسره که فهمید دختره رو عاشق خودش کرده دوری میکنه. برای شما هم همین صدق میکنه این آقا فهمیده که بهش دل بستی مخصوصا با این عذرخواهی. به هر حال تو راه خودت برو و سفت و سخت باش اصلا واست مهم نباشه مطمین باش برمیگرده تازه تو ۱۹ سالته اگه طوری که میگم باشی و سفت و سخت باشی مطمین باش پیشنهادهای بهتری خواهی داشت.
    موفق باشی عزیزم:)

    [پاسخ]

  12. Mobina می‌گه:

    دوستان سلام

    اینقدر این روزها حالم بده که ساعت ها برای مرگ آرزو میکنم تمام راههای رفته رو من با عقل و تدبیر رفتم تو زندگی یبار اشتباه کردم و تو یه جمع دروغ گفتم شد برام بلای این دنیا کنار این دروغ مردی تو.زندگیم آمد که دنبالم خراب کرد ساعت ها گریه رو برام به یادگار گذاشت من ۳۶سالمه تقریبا دوسال پیش تو یه بازی با یه پسری دوست شدم که ۲۴سالش بود با اسرار ایشون و نه های من بلخره تن به دیدار ایشون دادم وضع مالی عالی داشت خونه و باغ زندگی تا منو دید نشون داد که عاشق شده ماها فقط عشق این آدم هزار چهره رو دیدم تا مطمئن شد منم عاشق اون شدم رفت در کمال ناباوری من اینقدر گریه و التماس برگشت ولی این شد روش آقا هر وقت دلش گرفت آمد هر وقت تنها بود آمد تا امسال تو دانشگاه عاشق یکی شد بهم گفت باهاش حرف بزن منم این کارو کردم تا فقط به عنوان دوست کنارم بمونه قولی که خودش داده بود منم تو اون چند بار جدایی دیده بودم محاله بتونم کسی رو جا گذین کنم برای آینکه اروم بمونم تا فراموش کنم قبول کردم تمام دقیقه ها درد کشیدم ولی تحمل کردم گفتم شاید نامردی این آدم باعث سردی دلم بشه اما افسوس هر روز این زخم عمیقتر میشه پناهم شده خدا و قرآن التماس و گریه تو خفای خودم دیگه بهش پیام هم ندادم ولی نمی تونم فراموش کنم اون خیلی راحت بعد بدست آوردن دختر مورد علاقه ای جدیدش گفت بمونه ابروم میره نمی خوام حتی دوستم باشی سخت بود اما رفتم الانم راهنمایی نمی خوام گفتم که سبک بشم دردم هر ثانیه جیگر منو خون میکنه هزار تا پیشنهاد دارم از آدمهای که شاید لایق باشم اما نفرت من هر روز از دروغ گفتن بیشتر میشه و از آدمها دورتر میشم تو این دور شدن از همه عشقم به اون زیادتر میشه راهی هم ندارم اگه خواندید برام دعا کنید چون دیگه به خود کشی راضی شدم تا قرص اعصاب بخورم و هر روز بدتر شدن خودمو ببین امیدوارم به جای برسیم که هیچ دردی تو دنیا نباشه نه فقر نه این حال و روزها که بخاطر شهوت با احساس آدمها بازی بشه

    [پاسخ]

  13. raha می‌گه:

    سارا جان در کل ذات پسر اینطوری هس که هرچه بهش اهمیت ندی بیشتر بطرفت میاد کمتر بهش ابراز علاقه کن و حتی بعضی وقتا جواب تماسشو نده اینجوری بیشتر عاشقت میشه امتحان کن پشیمون نمیشی

    [پاسخ]

  14. raha می‌گه:

    اقا میلاد کاملا با شما موافقم هیچکس ارزش دوس داشتن نداره
    انشالا که بتونین هرروز نسبت به این مساله قویتر باشید..

    [پاسخ]

  15. raha می‌گه:

    باسلام خسته نباشید
    من دختری ۲۲ ساله ام که برای ادامه تحصیلم از پسری مطمـن مشاوره کردم اونم باکمال میل کمکم کرد بعد مدتی منی که از پسرا متنفر بودم کم کم بهش علاقه مند شدم و بهش ابراز علاقه کردم اما اون بورسیه شده برای فرانسه و گفت که قصد ازدواج ندارم میخام بروم…. الان میخوام بخودم جدبش کنم که بمونه اما بلد نیستم چیکارکنم….لطفا کمکم کنید مرسی

    [پاسخ]

  16. عاشق اون پسر می‌گه:

    چند ماههیه نفرودوست دارم ولی اون اصلا به من توجه نمیکنه .سالی ۲-۳ بار بیشتر نمیبینمش .الانم دلم براش تنگ شده . خیلی زیاد.کاش اونم منو دوست داشت……..

    [پاسخ]

  17. felowerbahar می‌گه:

    سلام خسته نباشیدمن عاشق یه نفری شدم دوسم منوبهش معرفی کرد….بعدازدوماه مامانم اینافهمیدن که حتی ازاس ام اس هاش عکس گرفتن وشماره اش هرجانوشته بودن.منم بهش گفتم اونم گفت خطموعوض میکنم ورفت خطشوواگذارکرد….منم یه موقع طرف مدرسمون دیدمش رفتم کنارش گفتم من دوستت دارم ب خاطرتورگموزدم چروووخطت واگذارکردی گفت گوشی ندارم….کمکم کنیدمیمیرم بدون اون

    [پاسخ]

  18. sh.gmb می‌گه:

    نزدیکه هشت ماهه باهاشم و عاشقشم..اولا حسم بهش قوی نبود فکرم نمیکردم دوسم داشته باشه, بیخیالش بودم کلا ولی اون همیشه پیگیر کارام بود..اما الان عوض شده بعد یه ماه کات و برگشتمون خیلی عوض شده..دیگه حتی به زور بهم پیام میده, الان که عاشقش شدم بیخیالم شده,به خاطرش پیش فالگیر رفتم گفته کسی وارد زندگیش شده: ( ولی به زودی رابطمون خوب میشه از اولش بهتر..خلاصه ناامیدم یکم..به نظرتون از این قانون استفاده کنم جواب میده؟؟دوباره سمتم میاد؟

    [پاسخ]

  19. باران می‌گه:

    سلام من ی دختر ۲۳ ساله هستم
    دو ماه قبل با ی پسر اشنا شدم
    دو هفته اول همه چی عالی بود.ولی نمیدونم یهو چی شد ک الان تموم شده رابطمون
    اینم بگم ک واقعا دوسش دارم و اونم خیلی دوسم داره
    حالا چیکارکنم برگرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

  20. نازگل می‌گه:

    توروخدا ی کاری کنید من به جز کیوان نمیتونم به کس دیگه ای فکر کنم اون همهی وجودمه ما هشت ماه نامزد بودیم یهو تصویرم جلو چشاش سیاه شد دیگه دوست نداره منو ببینه

    [پاسخ]

  21. Negin می‌گه:

    سلام من دقیقا با همین قانون جذب به عشقم رسیدم واقعا راسته روزانه صدبار میگفتن که میاد خونمون تا اینکه ی روز از مدرسه اومدم دیدم خونمونه کم کم به این باور رسیدم که دوستم داره الان به قدری عاشقم شده که اصلا باورم نمیشه به خاطر من پا رو همه چی گذاشته انقدر باید تو زندگیتون ایمان به رسیدن داشته باشین تا اونی که میخوایین بشه مطمئن باش اگه بخواهی اونی میشی که آون میخورد.. شاد باشید با عشقتون

    [پاسخ]

  22. مصطفی می‌گه:

    سلام. ی سال باهاش دوس بودم حدود دو ماه پیش باهاش حسابی دعوام شد.نتونستم رهاش کنم خیلی دوسش دارم جوری ک بدون اون زندگی برام محاله ولی میگ با یکی دگ دوس شده تو این هفته اخیر دوبار اقدام کردم ک برشگردونم اما همه چی خرابتر شد و اخر سر بهم گف ازم متنفره.کلا از دنیای مجازی بلاکم کرده کمکم کنید ک برا بار سوم اقدام اشتباه نکنم حتی ی ثانیه ترس نرسیدن بهش از وجودم بیرون نمیره..دارم داغون میشم..!! Help me

    [پاسخ]

  23. سارا می‌گه:

    بهم گفا دوست داشتم اما میخوام تنها باشم نمیخوام با کسی باشم دو ماه تموم دنبالش رفتم اگه نمیرفتم خودش میومد دنبالم اما الان بعد دو ماه رقتنو زنگ و اس دادن راهی ندارم چیکار کنم برگرده؟

    [پاسخ]

  24. سارا می‌گه:

    من یه سال با کسی دوست بودم از اول بهم گفت فقط دوست باشیم منم قبول کردم ماه دوم سوم گفت ازدواجو هر کاری میکنم بهم برسیم دوماه پیش گفت تموم منم دو ماه دنبالش رفتمو خیلی کارای اشتباه حالا دیگه از من بدش میاد نمیدونم چیکار کنم برگذده ؟ اگخ نمیرفتم دنبالش برمیگشت الان پشیمونم چیکار کنم ؟؟

    [پاسخ]

  25. Saber می‌گه:

    خیلی میخواستمش همه چیز هم خوب بود تا ی مدت اما یهو نفهمیدم چی شد ک اخلاقش عوض شد (اونی ک هر دیقه سوال حالمو میکرد یهو کلا همه چی قطع شد جوری ک هر وقت باهاش حرف میزدم مثل قبلا نبود عوض شده بود ) چند وقته هم ک خودمو گرفتمو کاری بهش ندارم ولی خدایی خیلی دوسش داشتم عشق منو زهرا خانم :) بیخیال ایشالا خوشبخت بشه

    [پاسخ]

  26. پریناز می‌گه:

    سلام.من ۱۳سالم بود عاشق شدم س سال عمرمو پاش گذاشتم اما رفت با کسی دیگ عروسی کرد .بعد از اون نابود شدم خواسم از هر چی پسره انتقام بگیرم با همه دوست میشدم همه همه..حتی یکیشون میخواس بهم تجاوز کنه نتونست ینی نزاشتم تو لجن رفته بودم خیلی بد بود.عاشق نشین ک بعدش مث من اینجور شید .برام دعا کنین خیلی دلم شکسته الان ۱۹سالمه از درون پیرم

    [پاسخ]

  27. تنهای تنها می‌گه:

    بچه ها چیکار کنم من واون به مدت ی سال باهم دوست بودیم ولی الان بخاطر داداشم دیگه باهم نیستیم چیکار کنم پری روزم تولدش بود گوشی نداشتم نتونستم بهش زنگ بزنم و تبریک بگمو یک. م صداشو بشنوم:'(

    [پاسخ]

  28. مهم نیس می‌گه:

    بچه ها چیکار کنم من واون به مدت ی سال باهم دوست بودیم ولی الان بخاطر داداشم دیگه باهم نیستیم چیکار کنم پری روزم تولدش بود گوشی نداشتم نتونستم بهش زنگ بزنم و تبریک بگمو یکم صداشو بشنوم:'(

    [پاسخ]

  29. تنها می‌گه:

    سلام بچه ها منم ی سال بود با کسی دوست بودم و عاشق هم بودیم به خاطر داداشم همه چیز بهم خورد بگید چیکار کنم تا دوباره باهاش صحبت کنم بهش دوباره تولدشو تبریک بگم خیلی غمگینم

    [پاسخ]

  30. فریبا می‌گه:

    سلام حدود یک سال و نیم که با یکی آشنا شدم اما فهمیدم نامزد داره شدید دوسش دارم چی کار کنم؟

    [پاسخ]

  31. Zari می‌گه:

    هه مگه پسراهم دل دارن مگ اونام کاری جز دل شکستن و خورد کردن احساس دخترا دارن هه

    [پاسخ]

  32. عاطفه می‌گه:

    سلام من قبل اینکه مطالب رو بخونم دست و پا شکسته همه اینارو انجام دادم و تاثیر عم داشته و متوجه شدم که فقط یه خواسته نفسانی بوده ولی این سری نیست حس می کنم واقعا عاشقشم نمی تونم فراموشش کنم البته (اون منو دوست داره تا یه حدی و خیلی پیگیر بود )ولی متاسفانه بخاطر غرورم راضی نشدم منم یه قدم جلو بزارم حالا اون داره کم کم بیخیال من میشه و منم نمی تونم فراموشش کنم می خوام بهش بگم ولی نمی دونم می ترسم منو پس بزنه و بگه که اون موقع که من می خواستم تو ناز میکردی دیگه نمی دونم باید چیکار کنم

    [پاسخ]

  33. mohsen می‌گه:

    سلام دوستان… من بیستو سه سالمه دو سال با عشقم بودم الان پنج ماهی هست ک تنهام گزاشته خیلی داغونم زمانی که سرباز بودم خودش توی مترو ازم درخواست دوستی کرد اما الان تنهام گزاشته این بی انصافیه این همه احساستو ابراز کنی ب کسی ک تمااام زندگیته اخرشم تنهاات بزاره و بره… مریض شدم شبا و روزا خواب ندارم همش تو فکرشم انگیزه ی کار کردن هم ندارم دیگه حرفی ک میزد این بود که من لیاقت تو رو ندارم اخه این یعنی چی من چیکار کنم تورو خدا یکی کمکم کنه

    [پاسخ]

  34. سارا می‌گه:

    سلام چرا من هرچی بیشتر جمله .. من رو دوست داره رو تکرار میکنم بیشتر نا امید میشم و احساس میکنم ازش دورتر میشم ??

    [پاسخ]

  35. milad می‌گه:

    عشـــــــــق,,,,چرت ترین واژه ی ممکنه تو ادبیات و لغات,,,,
    راحت گفت ارتباط با جنس مخالف برام عادیه,,
    راحت گفت هیچ فرقی براش ندارم با دیگران,,
    راحت گفت اعتقادمون شبیه هم نیست,,بعد ۳ سال,,,

    لعــــــــــــنت بهت زندگی,,,لعنت بهت

    [پاسخ]

  36. sara می‌گه:

    من حدود چنماهه ی پسرو ک هیچ اطلاعی از علاقه و یا اصلا حتی اینکه میشناسمش یا ن رو نداره رو دوست دارم ، خیلیم حس میکنم حسم بهش قویه ولی به چند دلیل نمیتونم بهش بگم ، من غرورم خیلی برام مهمه و فکر اینکه بهش بگم و قبول نکنه و یا حتی ممکنه مسخرم کنه عذابم میده ، دلیل بعدمم اینه ک موقعیتش خیلی خوبه و شاید فکنه بخاطر موقعیت خوبش رفتم سراغش و باز به این دلیل موردتمسخرش قرار بگیرم ، و اینکه من هیچ اطلاعی ندارم ک کسی تو زندگیش هست یا نه … ک اگه باشه حتی اگه بگم هیچ فایده ای نداره … میخواستم کسی راهنماییم کنه حداقل این ترس ها رو ک دارم از کجا ازشون مطمین شم ک حقیقت داره یا نه … بفهمم کسی تو زندگیش هست یا نه … بخاطر موقعیتش غرور داره یا نه و به کسی اصن اهمیت میده یا نه …

    [پاسخ]

  37. من می‌گه:

    ۹ساله عاشقشم..۹ساله میخوامش..بهش ۳ سال پیش گفتم..گفت جز به چشم آبجی نمیتونم نگات کنم…ریختم تو خودم ۱۵ کیلو کم کردم از درد و غصه..سعی کردم فراموش کنم نشد..هنوزم مث اولا عاشقشم..به خدا و دعا و راز و.نیاز پناه اوردم..نمیدونم احابت میشه یا نه..ولی اگه نشه من دبگه میمیرم..تحمل ندارم دیگه..ی نفر بگه من چی کار کنم

    [پاسخ]

  38. ستاره می‌گه:

    همچین پسرایی تنوع طلبن و عشقشون جز هوس چیزه دیگه ای نیس!!!خوشحال باش ک از زندگیت رفته چون عشقی ک از رو هوس باشه زود گذره شک نکن!پسری ک واقن تورو بخدا این حرفا رو اگه دوست نداشته باشی نمیزنه و تو رو ب نیازش ترجیح میده…..و کسی ک تو رو برا نیازش بخاد بایسی از قبل رابطتو تموم میکردی!
    الانم ک رفته منتشو نکش بدرک ک رفت ارزش خودتو بدون لیاقتت بهتر از ایناس و خدا هم اینو بهت نشون داد ک اون بدردت نمیخوره و باید از تو زندگیت حذف کنی

    [پاسخ]

  39. ستاره می‌گه:

    یخورده بانمک تر باش از خودت بامزگی نشون بده و یخورده هم مغرور باش!زیاد بهش ابراز علاقه نکن تا تشنه بشه یجور خودتو خاص نشون بده

    [پاسخ]

  40. ناشناس.ب می‌گه:

    سلام لطفن بهم کنید که چکار کنم….خیلی داغونم وحالم بده…از دخترا میخام راهنماییم کنن لطفن…
    تو دانشگاه با یه دختر آشنا شدم که ۱۸ ساله بود،ترم اولش بود،بعد از اینکه کلی با خودم کلنجار رفتم که چطور احساسمو بهش بگم،بالاخره بعد از حدود یک ماه تونستم شمارشو بگیرم و باهاش دوست بشم،خیلی دختر خوب ساده و نجیبی بود.سه ماه با هم بودیم و تمامی لطف و محبت و عشقمو به پاش گذاشتم،اونم بهم ابراز علاقه میکرد و دوستم داشت…
    یکروز که به تلگرامش سر زدم،دیدم مخاطبی داره به اسم زندگی من…
    همونجا به خاطر حس خیانتی که بهم شده بود و ناراحت شده بودم بهش گفتم دیگه پیام نده ،اون میگفت چکارشده چرا اینجوری شدی،اول انکار میکرد وقتی گفتم همه چیو فهمیدم،گفت که با اون ۴ ساله رابطه داره ،بعد از ۳ روز پیام دادم که بیام خاستگاری و اون گفت که ما توزندگیمون خوشبخت نمیشیم…
    الان نزدیکه ۱۰ روزه ازش جداشدم و خیلی افسرده شدم،مثه دیوونه ها به یجا زل میزنم و کم خوراک و کم خاب شدم خیلی.همش خاطراتش تو فکرمه و یه لحظه از یادش بیرون نمیام…
    همش با خودم میگم که اگر قسمت جدایی بود ، پس چرا آشنامون کرد…
    هنوزم دوسش دارم و نگرانشم،چون تواینترنت و سایتای دیگه خیلی خوندم این جور روابط طولانی بعدش از هم جدا شدن،میترسم روزی برسه که دیگه خیلی دیر بشه برای برگشتش و اون بعد از جداییش به طرف من برگرده که یا متاهل شده باشم یا دیگه نتونم عشقشو بپذیرم،ولی از خودم مطمعنم که تا آخر عمرمم یادش از قلب و ذهنم پاک نمیشه،اونم خیلی ازم معذرت خواهی کرده و گفته هیچی برام کم نزاشتی تو خیلی خوب بودی این من بودم که باید از اول بهت میگفتم و نمیزاشتم به اینجاها برسه و تاآخر عمرش منو فراموش نمیکنه.
    بگین من چکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟برای برگشتنش کاری انجام بدم یا بزارم مرور زمان مشکلاتو برطرف کنه،یا اون برمیگرده یا من فراموشش میکنم….
    اصن دوستم داره هنوز یا نه………

    [پاسخ]

  41. مهسا می‌گه:

    سلام دوستان خیلی ب کمکمتون نیاز دارم.شیش ماهه با ی پسری دوست شدم و خیلی دوستش دارم ولی حس میکنم براش مهم نیستم ی موقه هایی خیلی مهربونه و قسمم میده ک هیچ وقت ولش نکنم.ولی ی موقه هایی هم شده ک از صبخ تا شب بهم اس نمیده واقعا نمیدونم باهاش چیکار کنم ی موقه هایی ک حرف از جدایی میزد زار زار گریه میکردم.خیلی ناراحتم.الان خیلیوقته ک حرف از جدایی نمیزنه ولی واصعا دگ از دستش خسته شدم شمت بگید چیکار کنم ک فقط ماله من باشه و بهم بیشتر توجه کنه

    [پاسخ]

  42. დmarziდ می‌گه:

    سلام انیسا جان
    دقیقا مثل منی منم عاشق یکی از فامیل هامون هستم حدود۴ماهه که دوسش دارم بعضی وقتا جوری باهام رفتا میکنه که انگار دوسم داره مثلا براش مهمه که چرا گریه میکنم درحالی که دارم واسه اون گریه میکنم ازم میپرسه چرا گریه میکنی وبعضی اوقات جوری رفتار میکنه که انگار احساس تنفر نسبت به من داره در این حد خب من تموم عمرم را ازش متنفر بودم ولی العان عاشقشم نمیتونم بهش بگم چون رو درواسی دارم خیلی داغونم چند بارم میخواستم بهش بگم گریم میگرفت نمیتونستم بگم دارم داغون میشم ۱۴سالمم هست

    [پاسخ]

    آسمون پاسخ در تاريخ تیر ۳۱م, ۱۳۹۴ ۱۹:۰۲:

    عزیزم تو چهارده سالته

    [پاسخ]

  43. დmarziდ می‌گه:

    سلام
    ببین عزیزم توباید برگردی وبگی باید حداقل ۱سال با همدیگه آشنا شین و بعد ازش بپرس چه حسی نسبت به تو داره وقسمش بدی که حس واقعیشو بهت بگه برات دعا میکنم که مشکلت حل شه و اگه واقعا دوست داره باید با پدر مادر صحبت کنی البته میدونم خیلییی سخته ویا میتونی بگی باید خاستگاریت
    اینجوری پیش مامان و بابات هم بد نمیشی ولی اینم بگم اگه اون پسر دوست
    داشت به این راحتی نمی گفت خداحافظ نمیزاشت بری ؛به هر حال برگرد و باهاش آشناشو و سعی کن تصمیم درستی بگیری عزیزم من برات خیلی دعا می کنم من خودم۱۴سالمه و عاشق یکی از اقواممون هستم شب ها به خاطر گریه میکنم خیلی دوسش دارم دلم میخواد باهاش باشم تو هم واسه من دعا کن تا بهش برسم.بای

    [پاسخ]

  44. დmarziდ می‌گه:

    سلام
    من العان مدت ۴ماهه که یکی از اقوام را دوست دارم البته من تمام عمرم را از اون متنفر بودم و هیچ وقت فکر نمیکردم که عاشقش بشم؛خب من اوایل به خاطر اینکه اون سرم غیرتی میشد ازش متنفربودم ولی العان نمیدونم چیشد که یهویی عاشقش شدم ،حتی مامان وبابام فکر میکنن من ازش متنفرم ولی خب واقعا هم متنفر بودم العان حدود۴ماهه که عاشقشم نمیدونم چطوری بهش بفهمونم که دوسش دارم ؛لطفا کمکم کنید دارم میمیرم ،من بیشتر به خاطر رفتارش مهرش احساسش دوسش دارم هیچ وقت به خاطر مال اموالش دوسش نداشتم قسم میخورم که فقط خودشو میخوام فقط خودشو لطفا راهنمایی کنید که چطوری با رفتارم بهش بفهمونم که دوسش دارم.♥♡

    [پاسخ]

  45. شینا می‌گه:

    سلام دوستان
    در حرفهای همه بچه این کلمه تکرار شده که عاشق یکی هستن و اون طرف نمیدونه!
    به نظرم هیچ کدوم از شما ها خودتون رو دوست ندارین و عاشق خودتون نیستین اگه خودتونو دوست داشته باشیم همه هم شما رو دوست دارن وعاشقتون میشن شما کل روزتون رو با این افکار عاشقونه می گذرونین و آهنگ های غمناک گوش میدین چرا؟ به چه قیمتی؟ چرا برای خودتون وقت نمی گذارین ؟
    آِیا مطمئن هستین که این عشق است و هوس نیست؟
    شاید اگه شناخت بیشتری نسبت بهش پیدا کنید این عشق هم کمرگ تر بشه این از ویژگی های دوران جوانی هست و به خاطر غریزه جنسی است و عشق نیست.
    از کجا معلوم اگه به عشقتون برسین در زندگی تون خوشحال باشین. یادتون باشه شما می خواین یک عمر با یکی زندگی کنید پس واقع بین باشین و دست از این افکار عاشقانه افراطی که تنها به خودتون ضرر می زنه بردارین.
    خوش حالی زمانی به دست میاد که شما از درون شاد باشین نه با بودن با کس دیگری

    [پاسخ]

  46. آیدا می‌گه:

    سلام دوستان
    من بعد از یک شکست عشقی خیلی سنگین و بعد ۳،۴ سال خواب و خوراک نداشتن تونستم به یه پسر دیگه علاقه مند بشم و خیلی بهش وابسته شدم اما به خاطر شکست عاطفی که داشت و این که نمیتونست دختره رو فراموش کنه به رابطمون خاتمه داد. ولی هیچ جوره نمیخوام از دستش بدم. چیکار کنم ؟ خواهشا کمکم کنید
    چکار کنم رابطه قبلیشو فراموش کنه و برگرده به من؟

    [پاسخ]

  47. سامان می‌گه:

    سلام بچها خواهشن کمک کنید من عاشق یک دختر تو دانشگاه شدم چند باری با رفیقش بردمشون بیرون از طریق رفیقش بهش گفتم اونم اول میگفت نه راستی دختر ساده ای تازه از روستا اومدن چند باری گفتم گفت فکر میکنم باهاش پیام بازی میکردم میگفت نه ولی همیشه جوابم میداد دوستش میگفت احساس داره بهت که جواب میده چیکار کنم بیاد طرفم

    [پاسخ]

  48. سحر می‌گه:

    نه ساله عاشق یکیم که یه ساله ازدواج کرده ولی فراموشش نمیتونم بکنم کمکم کنید بعضی وقتا به خودکشی فک میکنم.زیبام پسرا می میرن واسم ولی من فقط عاشق اونم.هر سال یبار میبینمش ولی باز پاک نمیشه از ذهنم

    [پاسخ]

  49. H@NNA می‌گه:

    سلام…..خیلی دوسش دارم….شاید تقریبا ۵سالی هست که هرشب به فکرشم…..نمیدونم نمیدونم باید دیگه چیکار کنم…..سعی کردم خودمو با هرچیزی ک میتونم سرگرم کنم تا فراموشش کنم….اماااا نشد!!!وای دیوونه کنندس!!!نمیتونم بش بگم‌چون یه فامیله دوره که باش رودروایسی دارم!!!ای خدااااا خودت کمکم کن .. :( باپر کنید ۵سال کم نیست خواهش میکنم راهنماییم کنید.

    [پاسخ]

    დmarziდ پاسخ در تاريخ تیر ۲۷م, ۱۳۹۴ ۱۶:۲۹:

    سلام عزیزم
    منم دقیقا درد تورا دارم عاشق یکی از فامیلامون هستم که خیلی باهاش رو در واسی دارم نمیتونم بهش بگم دوست دارم من ۱۴سالمه اون۱۵بدون اون میمیرم من تموم عمرم از ش متنفر بودم میفهمی متنفر حتی حاظر نبودم براش چایی ببرم دراین حد ازش بدم میومد ولی العان ۴ماهه که واسه دیدنش له میزنم وقتی میبینمش دست وپام میلرزه و نمیتونم خودمو کنترل کنم فقط چشمامو میبندم و از کنارش رد میشم وای یبار که داشتم رد میشدم چشمامو بستم اشکم از چشمم اومد پایین اون گفت چرا گریه میکنی گفتم هیچی هیجی آبروم ررفت بعدم اومد بهم گفت برا چی گریه میکردی گفتم هییییچی العان نمیدونم چطوری بهش بفهمونم که دوسش دارم برام دعا کن منم برات دعا میکنم خیلی داغونم من کاملا تورا درک میکنم چون دقیقا دردم مثل توعه

    [پاسخ]

    Ali پاسخ در تاريخ آبان ۲م, ۱۳۹۴ ۲۱:۱۹:

    آقا عشق خیلی بزرگتر از این حرفاس بنظر من شما فقط عادت کردین… مولوی میگه شاد باش ای عشق خوش سودای ما ای طبیب جمله علتهای ما ای دوای نَخوت و ناموس ما ای تو افلاطون و جالینوس ما جسم خاک از عشق بر افلاک شد کوه در رقص آمدو چالاک شد

    [پاسخ]

  50. برومند می‌گه:

    باسلام اگر آقایی خانمی دوست داره حتما این موضوع رو توسط یک نفر واسطه به خانم برسونه ونظرشو جویا بشه چون ممکنه اون خانم ازدواج کنه ایک عمر اون آقا چشیمون بشه که ای کاش زودتر به او می گفتم ولی خانم ها با کسی دوست نشن چون اکثر آقایون اونا رو برای دوستی میخوان اگر واقعا پسری ،دختری رو بخواد به اون میگه وباخانوادش به خواستگاری اون میره

    [پاسخ]

  51. sara می‌گه:

    Slm
    Mn 2 sale asheghe pesar daiimam ke 8sal azam bozorgtare chikar konm ke besh beresam

    [پاسخ]

  52. مینا می‌گه:

    من عاشق معلمم شدم چطور بش بگم دوسش دارم اگه بگم دوسش دارم مطمینن ازم سواستفاده میکنه شاید درک جملاتم سخت باشه ولی لطفا درک کنین و راه حل بدین بهم

    [پاسخ]

  53. خاتون می‌گه:

    سلام دوستان
    یه کمکی ازتون میخواستم
    من با یه پسری یک ساله دوستم
    خیلی هم دوستش دارم
    من یه اشتباهی کردم که منجر به شکستن غرورش شد
    الانم پشیمونم و میخوام برش گردونم
    میخواستم بدونم میتونید کمکم کنید؟

    [پاسخ]

  54. یاسر می‌گه:

    سلام.میخوام یه سوال بپرسم که البته مخاطبم دختر خانوماس چون دخترا بیشتر با اخلاق هم اشنان!!!!
    من ۲۰سالمه و حدود ۳-۴سالی هست که عاشق دختر داییم هستم. ایشون یک سال ازم کوچیکتره. پارسال یه نفر رو که خیلی باهاش صمیمی بود رو وادار کردم که موضوع رو بهش بگه، که اونم رفت و گفت، اونم در جواب گفت که باید بیاد خواستگاری واین موضوع رو با پدرم در میون بذاره،ولی نگفت که اونم منو میخاد یا نه. حقیقتش من یه خورده درونگرا وکم رئ هستم ونمیتونم این موضوع رو مستقیم به خودش بگم!
    حالا سوالم اینه که چجوری میتونم احساسشو نسبت به خودم بفهمم؟؟؟؟؟؟

    تو رو خدا تا از دستش ندادم کمکم کنید
    ممنون

    [پاسخ]

    ساناز پاسخ در تاريخ تیر ۲۱م, ۱۳۹۴ ۱۴:۳۹:

    سلام
    وقتی که گفته باید بیاد خواستگاری و با پدرم صحبت کنه یعنی اون هم نسبتا تو رو میخواد پس تعلل نکن و یا خودت برو جلو و باهاش صحبت کن چون بعضی از دخترا از اینکه پسرا یکی رو واسطه کنن خوششون نمیاد و میگن اون چرا خودش نیومد و از این حرفا تو هم اگه واقعا میخوای از دستش ندی پس زودتر یا برو خودت باهاش حرف بزن یا برو خواستگاریش

    [پاسخ]

  55. الی می‌گه:

    سلام ۲۴سالمه الان۷ سال با یکی دوستم از لحاظ وضع مالی خوبه ولی خانواده ی من از اون سر تره من تو دوران ۱۸ سالگی با خیلی پسر حرف زدم نمیدونم چرا اون کارارو میکردم شاید یه دورانی بود گذرا همه اعمالمو دوست پسرم میدونست و قبول کرد چون گفت تو اون زمون چیزی نمیدونستی مهم از این به بعد تو این ۷ سال خودم و براش اثبات کردم ولی خانوادش اصلا راضی نیست باهام ازدواج کنه گفتن یا اون یا ما اونم میگه تا خانوادم راضی نشه نمیتونم اقدامی کنم حالا هر روز باهم به خاطر چیزای بیخودی قهر میکنیم الان ۲ روزه قهریم موندم چیکار کنک ممنون میشم راهنمایی کنین

    [پاسخ]

  56. افسانه می‌گه:

    دو سال که مهم نیست. اگه در ظاهر خیلی از شما بزرگتر نمیزنه حتما اقدام کنید

    [پاسخ]

  57. تنها می‌گه:

    سلام من یه سال میشه عاشق دختری هستم که خیلی اذیتم می کنه چند بار بهش گفتم ک دوست داره باهام باشه ولی اون فقط لبخند می زد.داره منو دیوونه می کنه با این کاراش.

    خیلی حرف پشت سرش می شنوم که با فلان پسره واین جور چیزا تو رو خدا بگید چیکار کنم بهش برسم؟؟؟؟

    [پاسخ]

    ali پاسخ در تاريخ تیر ۱۸م, ۱۳۹۴ ۰۱:۱۲:

    age asheqeshi ke nemitoni bikhial beshi vali age mikhay bad bakht o bichare nashi y jor ke khialet rahat mishe in be dardet nemikhore negash kon

    [پاسخ]

  58. تنها می‌گه:

    سلام من تقریبا یه سال میشه که عاشق یه دختر شدم.شب و روزم حرام شده نمی تونم بدون اون زندگی کنم من می دونم اونم دوسم داره چون هر بار بهش می گفتم باهام دوست میشی یا شماره بدم بهم لبخند می زد اما هیچ وقت حرف نزده من خیلی حرف پشت سرش می شنوم که میگن با فلانی هستش و اینجور چیزا.با اینکه هنوز بهم لبخند میزنه و نگام می کنه.

    چیکار کنم تا بهش برسم به خدا من از ته دل عاشقشم.لطفا بهم بگید که باید چیکار کنم چون من دیگه طاقت دوری از اونو ندارم می خوام خیلی زود مال من شه.

    [پاسخ]

  59. آنیسا می‌گه:

    سلام من یک مدت زیادی است که عاشق پسری شدم تو فامیل ولی اون خبر نداره گاهی وقتا جوری رفتار میکنه که حس میکنم دوستم داره ولی بعضی وقتا جوری رفتار میکنه که انگار ازم نفرت داره واقعا نمیدونم چیکار کنم من عاشقشم ولی از حس اون خبری ندارم وچند بار تصمیم گرفتم بهش بگم ولی نتونستم خواهش میکنم کمکم کنید من واقعا دوسش دارم

    [پاسخ]

  60. الهه می‌گه:

    متن بسیار عالی بود من که حسابی انرژی گرفتم و همه چیو به خدا میسپارم که اون بهترین بهترین ها رو برا بنده هاش میخاد و صلاحمونو میدونه
    خیرببینید با این متن فوق العاده

    [پاسخ]

  61. شادی می‌گه:

    سلام من حدود هفت هشت ماه با پسری هستم جدیدا بهش خیلی وابسته شدم اما حس نمیکنم اون کوچیکترین حس به من داشته باشه قبلا شکست داشته چن سالی میگذره از شکستش،میگه هیچوقت زن نمیگیرم و اصلا درباره ازدواج. منو خودش حرف نمیزنه میگه قصدم دوستیه اما گاهی اوقا ت میگه دوس دارم همیشه باهم باشیم وقتی میگم من بالاخره ازدواج میکنم میگه تا قبل ازدواجت باهمیم چیکار کنم اون نظرش تغییر کنه خیلی دوسش دارم

    [پاسخ]

    افسانه پاسخ در تاريخ تیر ۸م, ۱۳۹۴ ۱۶:۲۶:

    چند روز کمتر تحویلش بگیر. حتما جواب میده

    [پاسخ]

  62. علیرضا می‌گه:

    سلام من یک دختر که خیلی دوسش دارم میخاهم باهاش دوس شم ولی…….

    [پاسخ]

  63. ali می‌گه:

    سلام دوستان بنده ۱۴ سال دارم و اخیران عاشق دختری شدم و همیشه تو ذهنمه تقریبا از فامیلامون میشه ولی مسئله اینه که ۲ سالی از من بزرگتره لطفا راهنمایی کنید

    [پاسخ]

  64. maryam می‌گه:

    سلام واقعا یکی به من کمک کنه تورو خدا یکی بگه چیکار کنم
    من ۲۰ سالمه حدود ۵ ماهی میشه با ی پسر تو نت آشنا شدم
    ک واقعا پسر عالی ایه از همون تیپ پسراست ک من دوست دارم
    هنوز عاشقش نشدم چون دوبار بیشتر باهم قرار نزاشتیم
    راستش تو اولین قرار ک باهم داشتیم گفت من قصدم دوستی نیست
    قصدم پیدا کردن شریک زندگیه… واقعا بهش اعتماد دارم چون نشون میده ک قابل اعتماده
    من از ی طرف دوست دارم باهاش ادامه بدم از ی طرفم میترسم چون اساس آشناییمون تو نت هستش دید خوبی ب این موضوع ندام
    واسه همین بهش گفتم ک نمیتونم باهات باشم
    بعد ی مدت نتونستم طاقت بیارم بهش گفتم حاضرم بیشتر باهم آشنا شیم اونم قبول کرد ولی باز ب خودم مطمعن نبودم میتونم باهاش بمونم یا ن
    جدا از اینا تا حالا با پسر رابطه نداشتم
    واسه همین نمیتونم باهاش خوب رابطه برقرار کنم
    خودش میگه من با تمام شرایطت کنار میام تا بتونیم کنار هم باشیم
    با اینکه این همون پسریه ک من تو ذهنم داشتم ولی باز بهش گفتم نمیتونم
    اونم بدون چون و چرا قبول کرد گفت باشه
    اصلا احساسشو نسبت ب من نمیگه اصرار میکنه ک باهم باشیم ولی باز میبینه من راحت نیستم اونم سرد میشه و بیخیال میشه
    کاش میدونستم اونم من رو میخواد یانه
    اینجوری بهتر میتونستم تصمیم بگیرم دربارش
    حالا پشیمونم خیلیم پشیمونم دوس دارم دوباره برگردم
    یکی بهم بگه چیکار کنم .. خواهش میکنم

    [پاسخ]

  65. رویا می‌گه:

    سلام
    من انقد ناااااامیدم ک هیچ کدوم از این راه کارارو بی تاثیر میدونم.انقد ک سرخورده شدم ناامید شدم.افسرده شدم.من از بچگی عاشق پسری هستم ک زیاد نمیبینمش.نمیدونم شاید از نجابتمه ک وقتی میبینمش سرمو میندازم پایین.هجالت میکشم از این ک تو چشاش نگاه کنم.بخدا دااااغونم.اگه اون ازدواج کنه با یکی دیگه من میمیرم.این تصمیمیه که بعد از کلی فکرکردن بهش رسیدم.

    [پاسخ]

  66. maryam می‌گه:

    سلام . من یک دختر احساسی و اینکه زود وابسته میشوم . در یکی از مهمانی های خانوادگی با یک پسری اشنا شدم و ازاون خیلی خوشم اومد. چون یه جورایی فکر میکردم اخلاقاتش مثل خودمه . چند روزی با هم در مورد مسائل مختلف در واتساپ با یکدیگر حرف میزدیم . حتی تا صبح بیدار میموندیم . یه روز قرار شد که دوباره تو یه مهمونی همدیگرو ببینیم . اون شب خیلی بهمون خوش گذشت . مثل دو تا دوست خوب رفتار میکردیم . حتی چند باری صحبت های عاشقانه کردیم و حرفای قشنگی بهم میزد. من باورش داشتم . بهم گفته بود من از یه رابطه شکست خوردم یکم زمان میبره تا خوب بشم ولی تو با اومدنت توی زندگیم بهم امید دادیو این حرفا . . بعد از اون . چند روزی . حتی چند هفته ای با هم بودیم و رابطمون هم بد نبود . ولی یک دفعه میدیدم که از صبح به دنبال کارهاش میرفت وبه منم خبری نمیداد . رفتاراش عجیب غریب شد . حتی چند مدتی یک بار بهم پیام میداد . محلم نمیزاشت . وقتی هم می امد مثل ادمایی که تعادل روانی ندارن رفتار میکرد. حرفای بی ربط میزد. میخندید همش انگار هیچ اتفاقی نیفتاده . دیگه کلافه شده ام. یک دفعه منو بلاک میکنه و بهم میگه من با تو کاری ندارم تو خودتو به من چسبوندی . یک دفعه میاد عکسمو میبینه قربون صدقه ام میره . اونروز هم مهمانی داشتیم . هرچه منتظر موندم نیامد . شب بهم پی ام داد که خوش گذشت ؟ من همبا حرص جوابشو میدادم ولی عین خیالش نبود . و بهم گفت که من با کسی هستم مزاحمم نشو . منم چیزی بهش نگفتم . فردای اون روز امد و معذرت خواهی کرد باز. دارم دیوونه میشم . به نظرتون دلیل کاراش چیه ؟
    یه راهی بهم پیشنهاد بدین که فراموشش کنم . من فهمیدم که به درد من نمیخوره

    [پاسخ]

  67. الهه می‌گه:

    سلام
    تورو خدا ی مشاور یاکسی که واقعا ماهره جوابمو بده خواهشا

    من بایکی ازدوستام ۴سالہ از طریق فیس بوک اشنا هستیم و از جیکو پوک هم اشناییم،قبل از اینکه دوست بشیم تو این ۴ساله بهم هر دفعه پیشنهاد میخواست بده فهمید که با کسی دیگه هستم،اما خب با هیچکدوم حتی ۱هفته هم نساختم،الان دوست شدیم،خودش اصرار کرد که منو ببینه، راستش من مطمئنم که خیلی خواهانه سکسه ازش سوال پرسیدم گفت اگه با کسی رابطه
    بخوام داشته باشم کسیه که برا ازدواج انتخابش میکنم،میدونم برعکس شوخ بودنش تو جمع روی تصمیما ادمه جدی هستش از بدقولی و دروغ بدش میاد، حالا من ی حس بدی دارم احساس میکنم خیلی دوستم نداره،امروز صبح فقط جواب مسجمو داد دیگه حتی زنگم زدم جواب نداد،خودش میدونه که خیلی دوسش دارم،چیکار کنم چجوری رفتار کنم من خیلی میترسم که بره واسه همین اصلا خطر نمیکنم حتی قهرم نمیکنم

    [پاسخ]

  68. الناز می‌گه:

    سلام ۴ ساله عاشق یه فامیل دور شدم زیاد نمیبینمش فقط تو عروسیا عروسیامون مختلطه نمیدونم اونم دوسم داره یا نه بعضی وقتا نگا میکنه وقتی من نگاش میکنم نگاشو میدزده یا مثلا یبار که مامانشو زن عموش میخواستن بیاد خونمون قرار بود پسر عموش بیارتشون ولی اون اورد در صورتی که لازم نبود نمیدونم چی کار کنم من هم قدم بلنده هم خوشکلم مامانشم بهم میگه خوشکل هر بار منو میبینه ولی حس میکنم خودش خجالتیه بنظرتون چی کار کنم یا چه جوری نخ بدم ببینم عکس العملی داره یا نه از این بلاتکلیفی واقعا خستم لطفا جوابمو زود بدین من ته خطم دیگه

    [پاسخ]

  69. محمود می‌گه:

    خدا میدونه شاید هم ندونه چقدر خرابشم

    [پاسخ]

  70. علی می‌گه:

    سلام دوستان اگه امکانش هس هیچ وقت عاشق نشین من الان نزدیک ۳۳سالمه از۱۷ سال پیش عاشق یه دختر شدم همسن خودم بود اونموقع نتونستم بهش بگم چقد دوسش دارم ازدواج کرد الان سه تا بچه داره تا این که دیگه سه چهار سال پیش دیگه به سیم اخر زدم بش گفتم دیونشم اونم گف چرا همون اولا نگفتی الان با اینکه باش ارتباط دارم خیلی شکنجه میشم نه می تونم ترکش کنم نمی تونم باش باشم کل زندگیمو باختم الان نزدیک ۱۵ ساله خونه نشین شدم به هیچ کاری دل نمی بندم یه بارم ازدواج کردم با داشتن یه بچه بازم زنمو با اینکه عاشقم بود طلاقش دادم بیچاره با این که خونه نشین بودم منو خیلی دوس داش ولی نشد که نشد چندین بار خواستم خود کشی کنم ولی به خاطر بچم نتونستم واقعا براخودم متاسفم می خوام کشورمو ترک کنم ببینم مرگ در غربت می تونه این عشق جگر سوزمو تسکین بده خدانگهدار

    [پاسخ]

  71. میلاد می‌گه:

    سلام. توروخداکمکم کنید چون واقعا نمیدونم چکارکنم.من حدود ی سال میشه ک بای دخترم ک خیلیم دوسش دارم حتی بیشترازخودم.حدوددوماه پیش دوست دختریکی ازدوستام بهم زنگ زد ودرمورد دوستم ازم پرسید دیگه ازاون موقع مای چندوقتایی بهم اس میدادیم وحرف میزدیم البته من اونو ب عنوان ابجیم نظرداشتم وهی ابجی صداش میزدم اونم منوداداش صدا میزد بعد ی مدت گفت دیگه بهم نگوابجی منم گفتم چراولی جواب خاصی نگرفتم گفت دوست ندارم ازاون وقت شک کردم ک احساسی ک به من داره احساس برادری نیس.راستی منوهم ی باردیده بود.ازوقتی ک ماباهم درارتباط بودیم اون ازدوستم یعنی دوست پسرش کم کم سرشده بود تاجایی ک ازهم جداشدن راستی دوست دخترمم ازرابطه ماباخبربودخودم بهش گفته بودولی زیاد راضی نبود.هی خودشوکنترل کرده بودولی دیگرنتونسته بودتااخربهم گفت ک دوستم داره عاشقم شده.اونم نفهمیده بودک من بایکی دیگم.منم بهش گفتم ک عاشقش شدم خودمم نفهیدم چطوراون حرفاروزدم تقریبا ی هفته ای میشدک باهم بودیم ک فهمیدمن دوست دختردارم.گفت بایداونوردکنی بره من خیلی دوست دارم بایدبامن باشی منم اونم کاروکردم اونم ب زور.وقتی ازاون دخترجداشدم نمیتونستم بااین یکی باشم خیلی ناراحت بودم فک میکردم دوسش ندارم اونوبیشتردوست دارم ولی فک کنم اشتباه متوجه شده بودم.ب اون دخترگفتم نمیتونم باتوهم باشم گفت چراحتما دوست دخترقبلیت روخیلی دوست داری منم گفتم نمیدونم اونم ردکردم گفتم دوست ندارم باهیچی کی باشم دوست دارم تنها باشم .هردوشون خیلی منودوست دارن هردوتاشون الان انتظارمیکشن ک برگردم پیششون.توروخداکمکم کنیدک چکارکنم باکدومشون باشم خواهشا زودجواب بدید

    [پاسخ]

  72. zeinab می‌گه:

    سلام تو رو خدا کمکم کنید من یک سال با پسر داییم دوست بودم ولی الان ۹ ماه ازهم جدا شدیم وقتی جدا میشد گف من لیاقت تو رو ندارم من تا وقتی تو دوسم داری دوست خواهم داشت بابای منم از اینکه پسرداییم ابرو برمیداره و موهای فشن داره زیاد خوشش نمیومدولی بابای من نمیدونست ما همدیگرو میخواستیم شاید اگه میدونست راضی میشد میگف پسر خوبی باش منم همین مدل مو ابرو شو دوست دارم میگفتم طوری که من میخوام باش خودشو میگف من همین مدل هستم عشقم وقتی میخواس تنهام بزار به من گف درستو بخون تا ببینیم خدا چی میخواد منم هنوز عاشقشم نمیتونم فراموشش کنم خونواده هامونم قرار ازدواج گذاشتن نمیدونن رابطه مون بهم خورد منم نمیدونم چیکار کنم تا عید ازش خبر داشتم میدونستم دوسم داره ولی از عید به بعد دیگه خبر ندارم دارم دیوونه میشم تورو خدا کمکم کنید تا بلای سر خودم نیوردم

    [پاسخ]

  73. حامد می‌گه:

    سلام کی به من کمک کنه عاشق دختر عمه م
    شودم ولی فاصله مون زیاده ۴۰۰ک چیکار کنم

    [پاسخ]

    maryam پاسخ در تاريخ خرداد ۲۸م, ۱۳۹۴ ۲۰:۲۴:

    خب اگه عاشقشی هر جور شده بهش بگو
    بگو ک دوستش داری

    [پاسخ]

  74. مرجان می‌گه:

    دوستان سلام من ۱۶ سالمه عاشق یه پسر۲۲ ساله شدم هردومون تو زندگی بیشتر از سنمون سختی کشیدیم و تجربه داشتیم خیلی بهم نزدیکیم ولی انگار خیلی دوریم!!!یه وقتایی یه چیزایی میگه که حس میکنم اونم بهم حسی داره حتی از من پیش مادرش هم حرف زده طوری ه وقتی من مادرش و دیدم اون از قبل اسمم و میدونست مادرامون باهم حرف زدن پدرش هم دیدم خانواده ی خوبی هستن خودش ورزشکاره موسیقی کار میکنه و منم موسیقی کار میکنم خیلی باهم تفاهم داریم ولی بعضی وقتا هم یه کارایی میکنه که انگار اصلا حسی نداره!!!نمیدونم حس واقعیش چیه درضمن اون با یه دختر ۴ سال دوس بوده و یک ساله که نامزد کردن ولی یک ماه پیش قرار بود ازدواج کنن که این اقا ازدواج و بهم زد!میگه اخلاق اون دختره عوض شده این نمیخواد بااون ازدواج کنه تازه دختره ازش ۸سال بزرگتره این اقا پسر تو ۱۷ سالگی از سر بچگی با ایشون دوست شده و حالا دختره دیگه ولش نمیکنه میترسم اگر حسم و بهش نگم دلسرد بشه و با اونی که خودش میگه مطمعنم ازدواجمون دوروزم طول نمیکشه ازدواج کنه!بهش بگم؟چیکار کنم دارم از غمش میمیرم خیلی دوسش دارم حتی کارم به بیمارستان کشیده….توروخدا راهنماییم کنید

    [پاسخ]

  75. zahra می‌گه:

    سلام من ۱۷ سالمه عاشق یکیم که اونم عاشقمه ولی خانواده من به خانواده اون راضی نیستن و میگن خانوادش خوب نیست تورووووخدا بگین من چیکار کنم که مادر و پدرم راضی شن ازتووووون خواهش میکنم من واقعا عاشقشم

    [پاسخ]

  76. zahra می‌گه:

    سلام من یه دختر ۱۷ سالم که یه پسرو دوست دارم و اونم منو دوست داره خونواده هامونم میدونن ولی خونواده من از خونواده اون خوششون نمیاد به خاطر همین به من میگن فکر اونو از‌ذهنت بیرون کن توروخدا راهنماییم کنید‌که من چیکار‌باید بکنم چجوری راضیشون کنم من واقعا عاشقشم…:(

    [پاسخ]

  77. حسین می‌گه:

    سلام به دوستان.دختری توی کلاسمون بود حدود چهار سال پیش.حدودا ۶ماه میشه پیداش کردم دوباره منتها توی فیسبوک.یک ماهی میشه ک شماره گوشیشو دارم.بعد از کلی پیام توی فیسبوک و اس ام اس هنوز نمیدونم وابستم شده یا نه.این اواخر ک بهش میگم سرکلاسم و پیام نده ناراحت میشه.اگه ی حرفی رو پیله کنه و بهش نگم قهر میکنه و کافیه من بهش بگم کار دارم سریع میگه خدافظ که اولین نفر گفته باشه.ی بار بهش گفتم چرا اینقد پیله میکنی میگفت نمیدونم شاید من حساس شدم.به محض کوچکترین اختلافی باهام قهر میکنه.من خیلی دوسش دارم و همیشه بهش میگم دوست ندارم که تو رو ناراحتت کنم.میگه ناراحت میشم قهرم میکنم.یه بار سر گفتن ی مسأله پیش پا افتاده که بهش نمیخاستم بگم گفتش بای برای همیشه.فرداش دوباره چنتا اس دادم باهام اشتی کرد.این قهر کردنا دیگه برامون تکراری شده.چیکار کنم؟دوستش داشته باشم یا نه؟من خودم احساس میکنم وابستم شده و البته حساس

    [پاسخ]

  78. taranom می‌گه:

    سلام من یکی رو خیلی خیلی دوسش دارم ولی نمیدونم اونم دوسم داره یانه ولی وقتی منو میبینه خیلی نگاه میکنه نمیدونم هدفش چیه میشه بگید چطوری میشه ب دستش بیارم؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

  79. ندا می‌گه:

    سلام
    من کسی رو دوست داشتم که سه سال از ته دل آرزو و دعا میکردم که پا پیش بذاره. حاضرم قسم بخورم که اونم منو دوست داشت ولی بخاطر خانواده آداب دانی که داشت حتی یه بار هم به زبون نیاورد. اینو گفتم که بدونید متنی که بالا گذاشته من به مدت سه سال به واقعیترین شکل ممکن انجام دادم طوری که احساس میکردم دارم باهاش زندگی میکنم…یک زندگی واقعی…ولی ایشون ازدواج کرد!!! از روزی که ازدواج کرده کلا شر و شورش خوابیده، اینقدر قبلا شوخ وشنگ بود که آدم ازش انرژی میگرفت ولی الان…کلا رو به پسرفته…خوشحال نیستم ولی ناراحتم نیستم…چون خانواده هر چقدر هم مهم باشه ولی وقتی کسی رو میخوای حداقل با هر زوری هست با خانوادت روبروشون کن…شاید نظرشون تغییر کنه… هرچی باشه زندگی توئه و باید کسی که میخوای یک عمر باهاش باشی باید از ته دل بهش علاقه داشته باشی…حداقل لطفی که میتونی در حق خودت کنی لااقل همینه….بهرحال قانون جذب و کنارگذاشتن ناامیدی و همه چیزایی که بالا گفته وقتی خدا نخواد نشدنیه…من داغون شدم ولی خدا رو شکر که هیچوقت خودمو بخاطر پسری که حتی تواناییه اینو نداشت که حداقل خانوادش رو مجبور به ملاقات با فرد مورد علاقش کنه کوچیک نکردم…
    بخاطر این چیزا خودتونو دلخوش نکنید…خوش و سالم و موفق باشید

    [پاسخ]

  80. شقایق می‌گه:

    من اسمم شقایقه بای پسری به اسم شایان دوس شدم پسرخیلی خوبی بودمن۱۸سالمه و اون۲۵٫خلاصه خیلی دوسش داشتم اونم دوسم داش قراره ازدواجم گذاشتیم اون پدرمو میشناخت وهمین منوازش سرد کرد تورابطمونم خیانتی نداشتیم ولی خب اون حرفای سکسی میزدو من خوشم نمیومد اصرارداشت حضوری هموببینیم وبیشترباهم باشیم دقیقا توهمین زمان پسرناظممون ب من پیشنهاد دوستی داد و من بخاطرشایان ردش کردم چنتاهم خواستگارداشتم ک ردشون کردم اصلا حاضرنشدم ببینموش فقط بخاطر اون.زیادقهرمیکردم و اونم میدونس دوس دارم منت کشی کنه همیش میگف هرکارمیکنی بکن ولی من ازت دست نمیکشم تنهامشکل من تحصیلاتش بود فوق دیپلم بود و من ازش خواستم حداقل لیسانس بگیره ولی اون قبول نکرد کلا خودرای و مغرور بود تو اخرین قهرمن الکی پسرناظموبهونه کردموگفتم اونومیخوام و شایان رفت…
    رفتو من نابود شدم نمیدونستم اینقد دوسش دارم ب علی دارم روانی میشم بهش پیام هم ک میدم فحشم میده وضع روحیم خرابه ی ماه دیگه هم کنکور دارم میخوام خودموبکشم اصلا جزاون نمیتونم ب کسی فک کنم کمک کنید من چیکارکنم؟خیلی پشیمونم من آیندموبا ائن میدیدم باپدرومادرمم مشکل پیداکردم میگن تو چته دختر؟خودمم نمیدونم چمه فقط میدونم اونومیخوام شایدم اشتباه باشه شاید رفتنش بهتر بوده ولی نمیتونم فراموشش کنم توروخدا کمکم کنید

    [پاسخ]

  81. امیرf می‌گه:

    سلام، من از کسی خوشم آمده و عاشقش هستم و مادر میخواهد که بر باهاش مستقیم صحبت کنه، چه چوری می شه بزرگتر آدم نظرش طرف رو نسبت به من عاشقش شدم هستم کاملا جلب کند و جواب مثبت اولیه رو بگیرد، حتی در شرایطی که ممکن هست طرف بگوید من فعلا قصد ازدواج ندارم ، با این شرایط چگونه می شه جواب مثبت گرفت.

    [پاسخ]

  82. تنها می‌گه:

    سلام
    آقایون میشه بگین اگه از ی دختر خوشتون بیاد چجوری رفتار میکنین؟!بهش گیر میدین؟!سر ب سرش میزارین؟!
    خواهشا برادرا جواب بدین.

    [پاسخ]

    ali پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱م, ۱۳۹۴ ۱۲:۳۹:

    سلام اگر او فردی مودب و ارام باشد به نظر من سعی می کند علاقه اش را بطور غیر مستقیم نشان دهد و اول طرف مقابل را متوجه علاقه خود کند و سعی می کند دور و ور او پدیدار شود و منتظر می ماند تا جنس مونث حرکتی بکند و پیشنهادی بدهد

    [پاسخ]

  83. یاسی می‌گه:

    سلام منم حدود ۱سالی میشه شدیدا عاشق یه نفر شدم ولی اون خبر نداره ولی با خودم قرار گذاشتم از طریق قانون جذب کاری کنم اونم عاشق من شه و میدونم میشه خیلی دوسش دارم وقتی بهش فکر میکنم حالم خوب میشه خدایا خودت کمکم کن

    [پاسخ]

  84. مینا می‌گه:

    یک نفر رو دوست دارم نزدیک به ۳سال میشه اما اون منو نمیخواد حتی جوابمم نمیده بهش گفتم دوسش ندارم اما هروقت میبینتم بدجور بهم خیره میشه ک داغون میشم نمیدونم چیکارکنم کمکم کنید

    [پاسخ]

  85. رویا می‌گه:

    سحر جان داری همون بلایی که سر خودت اومده سر یه نفر دیگه میاری خواهش می کنم این زنجیره رو قطع کن

    [پاسخ]

  86. لیلا می‌گه:

    موافقم.

    [پاسخ]

  87. سالومه می‌گه:

    نازلی جان سلام
    به نظر من یه نفرو واسطه کن که باهاش صحبت کنه یا یه چراغ سبز دیگه واسش بفرست سخت نگیر اقایون استاد توجیحن
    همین که احوالتو میپرسه خودش مشخصه تو فکرته
    البته قبلش اطمینان حاصل کن که کسی تو زندگیش نیست که مثل من نشه

    [پاسخ]

    نازلی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۶م, ۱۳۹۴ ۱۷:۳۰:

    مرسی سالومه جون، به خدا اینقدر تو این چند وقته فکر کردم که دیوونه شدم، باید حضوری این دوست مشترکمون رو ببینم و مطمئن شم !

    [پاسخ]

  88. رویا می‌گه:

    عزیزم دوستتو معطل نگه ندار و با احساسش بازی نکن خیلی محترمانه و قاطع باهاش بهم بزن منتها این کارو اروم انجام بده که امادگی داشته باشه مثلا اوایل کمتر باهاش حرف بزن یا پیام بده بعد دیدار کمتر و در نهایت وقتی تحملش واسش راحت شد باهاش بهم بزن اسم کس دیگه ای رو هم نبر
    البته احتمالش هست که برادر دوستت تورو نخاد اما با احساس کسی بازی نکن که دامنتو می گیره.

    [پاسخ]

  89. ابراهیم می‌گه:

    ابراهیم هستم بخدا عشق همش کشکه اگه واقعا همدیگر و میخواین چرا ازدواج نمیکنید

    [پاسخ]

    دختر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۹۴ ۰۲:۴۱:

    موافقم شدید ترو خدا روزهای شاد جوونیتون رو با این چیزا تلخ نکنین
    دخترای نازنین مطمعن باشین اگر اقا پسری بخوادتون رسما و جدا پا پیش میزاره اینو با تجربه خدمتتون عرض میکنن پسرا نمیتون به خواست واقعی دلشون نه بگن واسه بهدست اوردنش تمامه تلاششون رو هم انجام میدن .
    خواهشا خودتون رو بازیچه قرار ندین .

    [پاسخ]

  90. ابراهیم می‌گه:

    داداش ولش کن

    [پاسخ]

  91. رویا می‌گه:

    به نظر من این ادم اگه ازت بی دلیل متنفر باشه که دیوونست
    ولی اگه دوستت داره و این حرفارو میزنه روانپریشه
    مواظب باش هوایی نشی
    این ادمای خطرناکو از زندگیت حذف کن هر کسی حقشه تو ارامش زندگی کنه

    [پاسخ]

    سونا پاسخ در تاريخ فروردین ۱۷م, ۱۳۹۵ ۲۰:۳۶:

    سلام دوستای گلم خواهر برادرای عزیزم. دوستای من زمانی که عاشق شدم فقط ۱۹ سالم بود یه عشق پاک ، طوری که تا به امروز که ۸ ساله از ازش میگذره هنوزم دوستش دارم ولی… بگذریم. امروز نمیخوام داستان عشقمو واستون تعریف کنم میخوام بهتون بگم دخترا پسرا شماها مثل دسته ی گل میمونید چرا با خودتون این کارارو میکنید چرا توسن ۱۴ سالگی عاشق مبشید؟ تازه اگه اسمشو بشه عشق گذاشت. این همه مطلب از این چند صفحه خوندم و همه حرفا به این خطم میشد که عاشق یکی شدین و طرف نمیدونه یه هم اینکه با هم دوست هستین و مشکلی پیش اومده و طرف میگه لیاقتتو ندارم و هزارتا اما و اگر و مشکل دیگه. یه چیزی بهتون بگم عزیزای من پسر یا دختری که د.ستتون داشته باشه یا به قول خودتون عاشقتون باشه جون میکنه تا بهت برسه. بعدش بر پایه تجربیاتی که از دوستام داشتم عشقای زیر ۲۰ سال(تازه بالاتر حتی ۲۱ تا ۲۲ سال) واقعا عشق نیستن اینا یه سری تغییرات هورمونی هستن که بوجود میاد و خودتونم بارها دیدین که یه چیزی بوده و گذشته و مطمینم بین شما کسایی هستن که بعدا به این کارا و احساساشون خنده شون گرفته ولی به چه قیمتی؟ به قیمت از دست دادن زیباییتون؟ روزای خوش جوونیتون؟ شماها باید تو سن ۱۴ سالگی از درو دیدار بالا برین :)))) تلاش کنید درس بخونید دنبال موفقیت باشید زتدگی کنید لذت ببرید شکرگزار یاشید از ته دل بخندید نه ایه یه گوشه بینید یا خدای نکرده تاامید بشید و هزار تا مشکل دیگه…دوستای گلمبنا تو هر سنی هستید و هرجا که هستید اولا اینکه سعی کنید پاگ زندگی کنید افتخار پدر مادرتون باشید. اونقدر عاشق خودتون باید که بفیه هم عاشقتون بشن حتی اگه بنا به دلایل مشکلات خانوادگی و … نمیتونید شاد باشید سعی کنید این شادی رو واسه خودتون بوجود بیارین. خدا به شما و همه ما اسباب خوب و شاد بودن رو داده فقط باید بگردیم و با تلاش خودمون پیداش کنیم. فقط یادتون باشیه شکر خدارو به جا بیارین و از ته دل ازش هرچی که دلتون میخواد رو بخواین مطمین باشین خدای بزرگمون بهترینارو واسه تک تک بنده هاش میخواد. دوستای گلم من از سنی که دیگه احساسی فکر کنم گذشتم و الان دارم ازدواج میکنم. خواهر برادرای گلم مشاور نیستم ولی اندازه یه مشاور تو زندگیم تجربه کسب کردم همتونو خیلی خیلی دوست دارم میخوام بگم من همیشه اینجام هرکدوم از شما مشکلی داره من همیشه آماده ام حرفاتونو گوش کنم و کمکتون کنم عزیزای دلم میبخشین وقتتونو گرفتم. موفق و پیروز باشید:)

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید :

Current day month ye@r *

Host by Abtin Web | Designed by: Mohammad Bina | Thanks to Mehdi Bina | SiteMap in XML