می توانید به عشقتان برسید

1x1.trans می توانید به عشقتان برسیدیکی از سوالای که مکرراً پرسیده می‌شود این است که “آیا می‌توانید با استفاده از قانون جاذبه یک فرد خاص را مجذوب خود کرد؟” خوشبختانه پاسخ آن مثبت است.
عشق یکی از مهمترین احساسات موجود در این جهان است. وقتی صحبت از پول، شغل و خیلی چیزهای دیگر به میان می‌آید آدمها برای نشان دادن آن سختی زیادی متحمل نمی‌شوند. اما در مسائل احساسی، اگر آن چیزی که می‌خواهید را به دست نیاورید، دچار درد عمیقی می‌شوید. کسی که دوستش دارید، آن فرد خاص، مهمترین فرد برای شماست و حتی کل دنیا نمی‌تواند برایتان جایگزین او شود. خبر خیلی خیلی خوبی برایتان داریم. شما می‌توانید کسی که دوست دارید را مجذوب خودتان کنید. پس همین امروز روش ما را امتحان کنید.

میل و نا امیدی – باید نا امیدی را کنار بگذارید

بااینکه میل یک انرژی مقدس است و انرژی خلقت محسوب میگردد، ناامیدی دقیقاً عکس آن و انرژی مخرب است. وقتی تمایلات برآورده نشوند، جای آن ناامیدی می‌آید. بااینکه میل و اشتیاق انرژی خوب و پاک است، ناامیدی یک انرژی منفی بسیار قوی است. میل و اشتیاق ارتعاشات جذب کردن را در شما ایجاد می‌کند اما ناامیدی دقیقاً ارتعاشاتی متضاد این یعنی دور کردن را می‌سازد. وقتی عاشق می‌شوید، بذر مقدس میل و اشتیاق در شما کاشته می‌شود. بنا به هر دلیلی اگر این اشتیاق و میل برآورده نشود، ناامیدی وارد می‌شود. پس اولین قدم برای از بین بردن این ناامیدی است. همه ناامیدی‌ها را دور بریزید.

چطور ناامیدی‌ها را از بین ببرید؟

ساده‌ ترین راه برای از میان برداشتن ناامیدی‌ها، فراموش کردن است. خودتان را با نور عشق الهی و معنوی جهان احاطه کنید. یک نور عشق معنوی را تجسم کنید، یک تشعشع از نور عشق خداوندی. خود را تسلیم آن نور کنید. این نور است که شما را خلق کرده است، همه آنچه که دارید را به شما داده و این عشق خیلی ساده دوستتان دارد. این نور بخشنده است، نوری ۱۰۰ درصد پاک است و آنقدر قوی هست تا بتواند واقعیتی زیبا فراتر از تجسمات معمولی شما ایجاد کند. وقتی عاشق می‌شوید این نور خیلی آرام به شما می‌گوید چه بکنید، فقط باید به او گوش دهید. پس همه چیز را فراموش کنید، تسلیم این نور شوید و زندگی جدیدی را شروع کنید. همین امروز خودتان را تسلیم آن نور معنوی کنید و بگذارید آن نور آینده‌ای روشن برایتان بسازد.
وقتی اینکار را کردید، هر وابستگی به نتیجه را از خود دور کنید. حالا قسمت بهتر آن شروع می‌شود.

ساختن یک زندگی زیبای عاشقانه

وقتی هر نوع وابستگی به آن فرد را از خود دور کردید، یک پیام بسیار قوی به جهان فرستاده‌اید که برای شروع یک زندگی زیبای عاشقانه آماده‌اید. اگر قبلاً عشقتان یک‌ طرفه بود، الان وقت آن رسیده که رابطه‌ای دو‌طرفه را تجربه کنید. شما قهرمان  تئاتر ذهن خودتان هستید. فیلم شما در ذهن خودتان است و فیلمتان واقعیت شما را می‌سازد. شما کنترل ۱۰۰ درصد روی تخیلاتتان دارید و از آن برای ساخت واقعیتی به انتخاب خود هوشمندانه استفاده می‌کنید.

حالا تصور کنید که معشوقتان عاشق شماست. قبلاً این شما بودید که عاشق او بودید و حالا تصور کنید که این اوست که عاشق شماست. “معشوقتان عاشق شماست” و می‌بینید که اشتیاق و میلتان برآورده شده است. چه حسی دارید؟ هزار مرتبه با خودتان تکرار کنید، “….. منو دوست داره”. ببیند در ۷-۵ روز آینده چه اتفاقی می‌افتد. تغییر انرژی را در خود مشاهده کنید. ببینید چه حسی دارید. معشوقتان را عاشق خودتان تجسم کنید. احساساتتان را بررسی کنید. در ذهنتان با معشوقتان صحبت کنید. چه حسی دارد؟

اگر این مرحله را به درستی انجام دهید، به خودتان می‌خندید که برای چه اینقدر ناامید بودید. و آنوقت است که دنیا به رویتان لبخند می‌زند. احساس قدرت بیشتری می‌کنید. با خودتان فکر می‌کنید که چرا همه چیز را اینقدر سخت می‌دیده‌اید و چرا قبلاً نمی‌توانسته‌اید فراموش کنید؟

بررسی عشق

این روش‌ها که شما را از احساسات ناامیدانه‌ تان بیرون می‌کشد و باعث می‌شود احساس کنید برنده هستید. این افکار و احساسات مثبت می‌آیند و باعث می‌شوند فکر کنید که آیا آن فرد را بخاطر عشق می‌خواسته‌اید یا فقط به این خاطر که نفستان را ارضا کنید. در بسیاری از موارد، ناامیدی که برمی‌گردد، به دلیل عشق نیست، بلکه به دلیل پیروزی است. حالا در اعماق قلب خود می‌دانید که آیا آن فرد را واقعاً دوست می‌دارید یا نه.

اگر متوجه شدید که عشقتان واقعی است، مرحله زیر خیلی برایتان مهم است:

عشق – قدرت پشت خلقت

درک کنید که عشق قدرتمندترین انرژی در جهان است. با عشق می‌توانید هر چیزی خلق کنید، قلب، روح و فکر هر کسی را به دست آورید. هر روز حدقل ۱۰ دقیقه بنشینید و افکاری عاشقانه به عشقتان بفرستید. با خودتان تصور کنید که با او رابطه‌ای عاشقانه دارید. معشوقتان کاملاً عاشق شماست. چه نوع افکار عاشقانه‌ای برای او می‌فرستید؟

یک گوی صورتی رنگ از انرژی بین دستان خود تجسم کنید که در آن رابطه عاشقانه‌ تان را با آن فرد می‌بینید. این گوی فقط انرژی پاک و مثبت عشق را در خود دارد. افکار، احساسات و نوع رابطه‌ای که با معشوقتان دارید را یادداشت کنید. حالا گوی صورتی رنگ را فراموش کنید. بگذارید به هوا برود. هر وابستگی را رها کنید. و اگر اینکار را به درستی انجام دهید، دیگر هیچ وابستگی برایتان نمی‌ماند زیرا الان جایی هستید که می‌توانید حس رابطه را احساس کنید. اگر تردیدی داشتید با خودتان تکرار کنید، “من تسلیم نور معنویم هستم.” “فقط باید نور معنویم را دوست داشته باشم و از آن سپاسگذار باشم.”

دقت کنید که این هدف فقط و فقط زمانی اتفاق می‌افتد که ارتعاشات احساسات شما بالا باشد. ناامیدی مثل چاهی عمیق است که ارتعاشات آن بسیار پایین است. عشق و حق‌شناسی بالاترین حد ارتعاشات را دارند.
اگر اینکار را درست انجام دهید، احساساتتان در این مرحله باید اینگونه باشند:

۱- ناامیدی صفر. متعجب می‌شوید که آنهمه ناامیدی به کجا رفته است.
۲-شدیداً احساس شادی می‌کنید زیرا رابطه‌ای زیبا و عاشقانه ساخته‌ اید و به روشنی آن را دیده و حس کرده‌اید.
۳- یک رابطه کامل و شاد بین شما و جهان که فقط و فقط شکرگذار آن هستید.

رابطه ایدآل شما خود را نشان خواهد داد. ۶۰،۰۰۰ فکر در روز کارمای (karma) فکر شماست. اگر در ۸۰ درصد از این افکار عشق و حق‌شناسی باشد، رابطه زیبایی که خلق خواهید کرد فرای تصورتان خواهد بود.

مردمان

زیبــا شــو دات کام

موضوعات مرتبط

شما میتوانید دیدگاهتان را بنویسید
آخرین ارسال های انجمن 

۱۷۳ دیدگاه برای “می توانید به عشقتان برسید”

  1. سحر می‌گه:

    این استفاده از قدرت ذهن برای کسی که رفته و الان با یکی دیگشت هم جواب میده؟ چطور میشه نا امید نبود وقتی هر لحظه ذاب می کشی که با یکی دیگست

    [پاسخ]

  2. نسترن می‌گه:

    سلام. تو رو خدا راهنماییم کنید خیلی حالم بده. من دختر ارومی هستم که هیچ وقت دنبال ارتباط با پسرا نبودم.یکسال پیش یکی از پسرای هنکلاسیم واسه یک کار درسی بهم اس ام اس داد و از اون موقع هر چند روز به بهانه های مختلف بهم اس ام اس میداد.اونم از بچه های اروم کلاسمون بود و چون حرفاش درسی بود جواب میدادم.تا اینکه بعد یکی ماه ارتباطمون صمیمی تر شد تا جاییکه هر روز و هر شب ساعت ها با هم اس ام اس بازی میکردیم .البته اصرار داشت کسی مطلع نشه .تا اینکه بعد یک مدت حرف ازدواج رو وسط کشیذ و گفت تو این مدت هنکلاسی بودن منو تحت تظر داشته و منو واسه ازدواج میخواد.من اون موقع تا حدی بهش علاقمند شده بودم موافقت نکردم اما مخالفتم نکردم.این مدت اختلاف نظر زیاد داشتیم اما خب خیلی وقتا با هم خوب بودیم.تا اینکه رفته رفته توجهش بیشتر شد و بیشتر بهم توجه و ابراز علاقه میکرد و بیشتر و جدی تر از ازدواح حرف میزد تا جاییکه حتی در مورد پوشش منم نظر میداد و میکف حجابتو رعایت کن و از این حرفا. تا اینکه بعد مدتی حرفا رو به فاز مسایل جنسی کشید و هر حرفی،رو به اون سمت میکشید به این بهانه که ما که قراره با هم ازدواج کنیم پس موردی نداره اما من مدام مخالفت میمردم و بحث رو عوض میکردم. اصرار داشت برم تو شرکتی که کار میکنه کار کنم تا بیشتر همو بسناسیم اما من قبول نکردم. کلا این اواخر سرد شده بودم نسبت بهش.حتی تصمیم گرفتم تمومم کنم رابطه رو و یکبار باهاش بد حرف زدم که همین باعث شد ۱۰ روزی بهم پیام نده .تو این ۱۰ روز خیلی دلم تنگ شد و اونجا بود که فهنیدم واقعا دوسش دارم بعد ۱۰ روز که پیام داد گفتم بداخلاقیامو جبران میکنم اما اون دیگه ادم سابق نبود با من از رفتن دوس دخترش و شکست عشقی ک تو این مدت خورذه حرف میزد!!!!! ینی اون دوس دختر داشت و سراغ من اونده بود.اون روز هیجی نگفتم ینی نمیتونستم چیزی بگم دوباره رفت و تا ۱۰ روز اس نداد بعد ۱۰ روز اس داد که منم با لحن بذی گفتم دیگه بهم اس نده. عذر خواهی کرداما من خیلی ناراحت بودم. چن هفته گذشت و خیلی دلتنکش شدم واسه همینم اس دادم عذر خواهی کردم اما اون گفت اصلا واسم مهم نبوده این قضیه و مشکلی با رفتنت ندارم. الان خبر دارم ظاهرا با کس دیگه ای هست. اما من هنوزم دیوانه وار دوسش دارم و دلم مبخواد برگرده و کلی سوال تو ذهنمه ک چرا اومد سراغ من .دارم از این فکرا دیوونه میشم …بهم بگین اون هدفش از دوستی با من چی بوده و ایا ممکنه دوباره برکرده؟

    [پاسخ]

  3. رضا می‌گه:

    کسی انلاین است

    [پاسخ]

  4. k.h می‌گه:

    سلام وخسته نباشید ب همه دوستان!اگه ج بدیدممنون میشم.دختری هستم۱۵ساله.نزدیکای ۵ساله ک ب پسرعمم ک۶سال ازم بززگ تره علاقه مند شدم.پسرخوب وباایمانیه.خودمم دخترسنگین ومحجبه ای ام.ولی اشتباهی ک کردم این بود ک وقتی کلاس پنجم بودم ب واسطه یکی ازدوستام بهش ابرازعلاقه کردم.الآنم خ پشیمونم ولی مامانم میگه چون بچه بودی اشکال نداره.خلاصه این آقا حسابی خجالتیه.(توابراز احساسات).گاهی وقتاجوری رفتارمیکنه ک فکرمیکنم منم یکیم مثل بقیه اماگاهی برعکس.مثلا م یبار داشتم ازپشت سرش نگاهش میکردم ک دیدم انگار داره بانگاهش دنبال یکی میگرده ک وقتی دید من پشت سرشم ۲ثانیه بعد نگاهشو دزدید.احساس کردم ک شاید اون شخص ک دنبالش بود م باشم.حالامن ازکجا بایدبفهمم ک اشتباه نمیکنم وحسم متقابله؟

    [پاسخ]

  5. زهراا می‌گه:

    سلام زهرا هستم ۲۱ ساله..
    ۶ ماه پیش با پسری آشنا شدم و ازم خواستن که با هم دوست باشیم ولی من گفتم نه شرایط این رو ندارم که با کسی باشم از وابستگی میترسم.. چون من یه مشکل جسمی حرکتی دارم با پیشنهاد ایشون مخالفت کردم ولی اصرار پشت اصرار که میخوان من رو بیشتر بشناسن..قبول کردم تا ۶ ماه خیلی خوب بودیم باهم تا اینکه چند روزی ازش خبر نشد حتی جوابم رو هم نمیداد,, بعد از چند روز جوابم رو داد و ازش دلیل خواستم .حال خوبی نداشت احساس ناامیدی میکرد و گفت که جواب این وابستگی هارو کی باید بده؟! من وابستش شده بودم و دوسش داشتم این رو فهمیده بود.. البته اون هم گفته بود که دوستم داره.. با شنیدن این حرف ازش جدا شدم ولی نمیتونم فراموشش کنم..
    دوستان لطفا راهنماییم کنید

    [پاسخ]

  6. لیلی می‌گه:

    سلام من یه سوال داشتم میخواستم جوابشو به جی میلم بفرستید من تو یه بانک حساب دارم درماه شاید دو بار واسه واریز به حسابم به بانک مراجعه کنم اونجا یه کارمندی هست که نظرمنو به خودش خیلی جلب کرده هر وقت به سمت باجش میرم اون اول سلام میکنه خیلی متین و با ادبه اصلا زل نمیزنه بهم خیلی باحیاست همین محجوبییت منو شیفته خودش کرده واسه همین تمام فکر ذهنمو منو مشغول کرده تو رو خدا راهنماییم کنید خیلی احساس وابستگی بهش میکنمم حتی نمیدونم مجرده یا متاهله

    [پاسخ]

  7. مجید. می‌گه:

    سلام من ترابی هستم عاشق دختری هستم که اولش من ازش شماره گرفتم اما بعد از چند روز اس بازی احساس کردم دوست نداره واز خلقیات من خبر نداره مطمعن هستم خبر داشته باشه عاشقم میشه حال چیکار کنم که جوابم را بدرستی بده اما نرنجه؟

    [پاسخ]

  8. سارا می‌گه:

    کمکم کنیید چطور خانوادمو راضی کنم که باعشقم که ۷ ساله باهمییم وآتشنشانه ازواج کنم

    [پاسخ]

  9. sara می‌گه:

    سلام من ۷ سال است با یک پسر که ۲ سال از من بزرگتر است دوست هستم رابطه خیلی خوبی داریم .دوسال اول دوستیمون بیکار بود بعد در آتش نشانی شاغل شده و تو این مدتم درسشو داره ادامه میده…خانوادم بعد ۶ سال متوجه دوستیمون شدن و قصد ازدواج داریم اما خانوادم به خاطر شغل و محل زندگیش که کرج است مخالفت میکنن …تورو خدا راهنماییم کنید چیکار کنم نه میخام عشقمو از دست بدم نه خانوادمو

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید :

Current day month ye@r *

Host by Abtin Web | Designed by: Mohammad Bina | Thanks to Mehdi Bina | SiteMap in XML