می توانید به عشقتان برسید

1x1.trans می توانید به عشقتان برسیدیکی از سوالای که مکرراً پرسیده می‌شود این است که “آیا می‌توانید با استفاده از قانون جاذبه یک فرد خاص را مجذوب خود کرد؟” خوشبختانه پاسخ آن مثبت است.
عشق یکی از مهمترین احساسات موجود در این جهان است. وقتی صحبت از پول، شغل و خیلی چیزهای دیگر به میان می‌آید آدمها برای نشان دادن آن سختی زیادی متحمل نمی‌شوند. اما در مسائل احساسی، اگر آن چیزی که می‌خواهید را به دست نیاورید، دچار درد عمیقی می‌شوید. کسی که دوستش دارید، آن فرد خاص، مهمترین فرد برای شماست و حتی کل دنیا نمی‌تواند برایتان جایگزین او شود. خبر خیلی خیلی خوبی برایتان داریم. شما می‌توانید کسی که دوست دارید را مجذوب خودتان کنید. پس همین امروز روش ما را امتحان کنید.

میل و نا امیدی – باید نا امیدی را کنار بگذارید

بااینکه میل یک انرژی مقدس است و انرژی خلقت محسوب میگردد، ناامیدی دقیقاً عکس آن و انرژی مخرب است. وقتی تمایلات برآورده نشوند، جای آن ناامیدی می‌آید. بااینکه میل و اشتیاق انرژی خوب و پاک است، ناامیدی یک انرژی منفی بسیار قوی است. میل و اشتیاق ارتعاشات جذب کردن را در شما ایجاد می‌کند اما ناامیدی دقیقاً ارتعاشاتی متضاد این یعنی دور کردن را می‌سازد. وقتی عاشق می‌شوید، بذر مقدس میل و اشتیاق در شما کاشته می‌شود. بنا به هر دلیلی اگر این اشتیاق و میل برآورده نشود، ناامیدی وارد می‌شود. پس اولین قدم برای از بین بردن این ناامیدی است. همه ناامیدی‌ها را دور بریزید.

چطور ناامیدی‌ها را از بین ببرید؟

ساده‌ ترین راه برای از میان برداشتن ناامیدی‌ها، فراموش کردن است. خودتان را با نور عشق الهی و معنوی جهان احاطه کنید. یک نور عشق معنوی را تجسم کنید، یک تشعشع از نور عشق خداوندی. خود را تسلیم آن نور کنید. این نور است که شما را خلق کرده است، همه آنچه که دارید را به شما داده و این عشق خیلی ساده دوستتان دارد. این نور بخشنده است، نوری ۱۰۰ درصد پاک است و آنقدر قوی هست تا بتواند واقعیتی زیبا فراتر از تجسمات معمولی شما ایجاد کند. وقتی عاشق می‌شوید این نور خیلی آرام به شما می‌گوید چه بکنید، فقط باید به او گوش دهید. پس همه چیز را فراموش کنید، تسلیم این نور شوید و زندگی جدیدی را شروع کنید. همین امروز خودتان را تسلیم آن نور معنوی کنید و بگذارید آن نور آینده‌ای روشن برایتان بسازد.
وقتی اینکار را کردید، هر وابستگی به نتیجه را از خود دور کنید. حالا قسمت بهتر آن شروع می‌شود.

ساختن یک زندگی زیبای عاشقانه

وقتی هر نوع وابستگی به آن فرد را از خود دور کردید، یک پیام بسیار قوی به جهان فرستاده‌اید که برای شروع یک زندگی زیبای عاشقانه آماده‌اید. اگر قبلاً عشقتان یک‌ طرفه بود، الان وقت آن رسیده که رابطه‌ای دو‌طرفه را تجربه کنید. شما قهرمان  تئاتر ذهن خودتان هستید. فیلم شما در ذهن خودتان است و فیلمتان واقعیت شما را می‌سازد. شما کنترل ۱۰۰ درصد روی تخیلاتتان دارید و از آن برای ساخت واقعیتی به انتخاب خود هوشمندانه استفاده می‌کنید.

حالا تصور کنید که معشوقتان عاشق شماست. قبلاً این شما بودید که عاشق او بودید و حالا تصور کنید که این اوست که عاشق شماست. “معشوقتان عاشق شماست” و می‌بینید که اشتیاق و میلتان برآورده شده است. چه حسی دارید؟ هزار مرتبه با خودتان تکرار کنید، “….. منو دوست داره”. ببیند در ۷-۵ روز آینده چه اتفاقی می‌افتد. تغییر انرژی را در خود مشاهده کنید. ببینید چه حسی دارید. معشوقتان را عاشق خودتان تجسم کنید. احساساتتان را بررسی کنید. در ذهنتان با معشوقتان صحبت کنید. چه حسی دارد؟

اگر این مرحله را به درستی انجام دهید، به خودتان می‌خندید که برای چه اینقدر ناامید بودید. و آنوقت است که دنیا به رویتان لبخند می‌زند. احساس قدرت بیشتری می‌کنید. با خودتان فکر می‌کنید که چرا همه چیز را اینقدر سخت می‌دیده‌اید و چرا قبلاً نمی‌توانسته‌اید فراموش کنید؟

بررسی عشق

این روش‌ها که شما را از احساسات ناامیدانه‌ تان بیرون می‌کشد و باعث می‌شود احساس کنید برنده هستید. این افکار و احساسات مثبت می‌آیند و باعث می‌شوند فکر کنید که آیا آن فرد را بخاطر عشق می‌خواسته‌اید یا فقط به این خاطر که نفستان را ارضا کنید. در بسیاری از موارد، ناامیدی که برمی‌گردد، به دلیل عشق نیست، بلکه به دلیل پیروزی است. حالا در اعماق قلب خود می‌دانید که آیا آن فرد را واقعاً دوست می‌دارید یا نه.

اگر متوجه شدید که عشقتان واقعی است، مرحله زیر خیلی برایتان مهم است:

عشق – قدرت پشت خلقت

درک کنید که عشق قدرتمندترین انرژی در جهان است. با عشق می‌توانید هر چیزی خلق کنید، قلب، روح و فکر هر کسی را به دست آورید. هر روز حدقل ۱۰ دقیقه بنشینید و افکاری عاشقانه به عشقتان بفرستید. با خودتان تصور کنید که با او رابطه‌ای عاشقانه دارید. معشوقتان کاملاً عاشق شماست. چه نوع افکار عاشقانه‌ای برای او می‌فرستید؟

یک گوی صورتی رنگ از انرژی بین دستان خود تجسم کنید که در آن رابطه عاشقانه‌ تان را با آن فرد می‌بینید. این گوی فقط انرژی پاک و مثبت عشق را در خود دارد. افکار، احساسات و نوع رابطه‌ای که با معشوقتان دارید را یادداشت کنید. حالا گوی صورتی رنگ را فراموش کنید. بگذارید به هوا برود. هر وابستگی را رها کنید. و اگر اینکار را به درستی انجام دهید، دیگر هیچ وابستگی برایتان نمی‌ماند زیرا الان جایی هستید که می‌توانید حس رابطه را احساس کنید. اگر تردیدی داشتید با خودتان تکرار کنید، “من تسلیم نور معنویم هستم.” “فقط باید نور معنویم را دوست داشته باشم و از آن سپاسگذار باشم.”

دقت کنید که این هدف فقط و فقط زمانی اتفاق می‌افتد که ارتعاشات احساسات شما بالا باشد. ناامیدی مثل چاهی عمیق است که ارتعاشات آن بسیار پایین است. عشق و حق‌شناسی بالاترین حد ارتعاشات را دارند.
اگر اینکار را درست انجام دهید، احساساتتان در این مرحله باید اینگونه باشند:

۱- ناامیدی صفر. متعجب می‌شوید که آنهمه ناامیدی به کجا رفته است.
۲-شدیداً احساس شادی می‌کنید زیرا رابطه‌ای زیبا و عاشقانه ساخته‌ اید و به روشنی آن را دیده و حس کرده‌اید.
۳- یک رابطه کامل و شاد بین شما و جهان که فقط و فقط شکرگذار آن هستید.

رابطه ایدآل شما خود را نشان خواهد داد. ۶۰،۰۰۰ فکر در روز کارمای (karma) فکر شماست. اگر در ۸۰ درصد از این افکار عشق و حق‌شناسی باشد، رابطه زیبایی که خلق خواهید کرد فرای تصورتان خواهد بود.

مردمان

زیبــا شــو دات کام

موضوعات مرتبط

شما میتوانید دیدگاهتان را بنویسید
آخرین ارسال های انجمن 

۱۲۹ دیدگاه برای “می توانید به عشقتان برسید”

  1. M.REZA می‌گه:

    سلام به تمامی دوستان اگر منو راهنمایی کنید یک دنیا ممنونتون میشم.من بمدت دو سال عاشق دختری بودم و این عشق دوطرفه بود و همه چی داشت خوب پیش میرفت که یهو یه حس عجیبی درونم ایجاد شد حس سردی وفاصله خلاصه زیاد ننویسم باعث شد که بینمون فاصله بیوفته و در آخر جدایی الانم یک سال از اون ماجرا میگذره و من داغون تر میشم حتی چند باری ازش خواستم که برگرده ولی دگ دیر بود همه چی تموم شد الانم میخوام دوباره و با تجربه های گذشتم یه زندگی جدیدی رو شروع کنم و اشتباهات گذشتم و جبران کنم و یکی و تو زندگیم داشته باشم و دوباره طعم عشق و بچشم ولی انگار همه چی ضد من هستش چه کنم خواهش میکنم راهنماییم کنید…

    [پاسخ]

  2. faryad می‌گه:

    النا جان…منم تقریبا وضعیت شمارو دارم با این تفاوت که ما فامیل نیستیم و از طریق کلاس و موسیقی باهم در ارتباط هستیم و بعلاوه هم سنیم…نمیدونم چجوری میشه فهمید چون خوب بهر حال فاصله ایجاد شده مشکل سازه ولی میتونیم قسمت پر لیوان رو ببینیم…یعنی بگیم دورتر عزیز تر :) اما واقعگرا بودن بهتره…باید یه جزءیاتی رو از رفتار قبل و بعدشون میگفتین تا بهتر بشه نتیجا گیری کرد…چون وضعیت مشابهی داریم خوشحال میشم نظرتونو راجع به موضول خودم بدونم :)

    [پاسخ]

  3. faryad می‌گه:

    سلام..میشه نظرتونو راجع به یه اتفاق بدونم؟
    به شخصی علاقه دارم که هم سنیم و هردو از نظر خانواده در یک سطح هستیم…از نظر درسی هردو سطح بالایی داریم و اولین بحث برای هر دو ما درس هست و امسال کنکور داریم.نظر دبیرامون راجع به ایشون اینکه فردی زرنگن و اهل دور زدن دختر و به قول معروف تو دبه ترشی انداختشونه..
    اما رابطه ما دو سال باقی مونده..هر دفعه که میگفت خدافظ من موافقت میکردم چون نمیخواستم اجباری باشه ..اما خودش نرفته برمیگشت….ارتباط ما از طریق چت بود و شماره منو نداشتن…اما من همیشه تصور میکردم که یه روز بهم زنگ میزنه و همین اتفاق هم رخ داد و خودشون شروع کردن..اما بازم رفتن و برگشتن ادامه داشت…تا چند وقت پیش که من گفتم کاملا خدافظ و گفتن باشه…بعد سه روز ساعت ۱ شب با یه شعر از خودشون برگشتن ( هردو شاعریم) ..
    من هیچ وقت بهش پیام نمیدم…جوری نشون میدم که با وجود علاقه بهش بی تفاوتم…
    اما اون همیشه پیام میده و همیشه میگه حرف بزنیم یا بریم بیرون یا …ولی میگه یه دوست معمولی برام…اما نقیض این حرفشون خیلی جاها ثابت شده…..بین دو راهی موندم..
    نظر شما چیه..فکر میکنید با توجه به تصوری که داشتم و نتیجه داد الان میتونم بگم به من علاقه دارن یا نه؟

    [پاسخ]

  4. Nooshin می‌گه:

    سلام … خوش حالم که اینجا کسایی هستن که حرف منو میفهمن
    یک ساله یکی از هم کلاسیامو دوست دارم ولی اون اصلا ارزش دوست داشتن منو نداره، نمیدونم چه جوری دلبسته همچین آدمی شدم مخصوصا از وقتی فهمیدم با یکی دیگه از دخترای دانشکده دوسته و باهم رفتن مسافرت، خیلی سعی کردم فراموشش کنم ولی نمیشه ، از خودم بدم میاد و تو فکر انصراف از دانشکده هستم تمنا میکنم کمکم کنید …

    [پاسخ]

  5. تبسم می‌گه:

    سلام meliجان.
    باورت میشه همین اتفاقی که گفتی دقیقا عینه همون اتفاقی هست که برا من افتاده؟ حتی از لحاظ سالهایی که گفتی و اون یواشکی رابطه داشتن و …
    خیلییییییییییییییییییییییییییی تعجب کردم وقتی خوندم حرفاتو!
    ببین لازم نیس به عشقت بگی که لت و پارش کنه، فقط کافیه بهش محل نزاره که از حرفای تو معلومه که خیلی دوستت داره به کسی جز تو محل نمیزاره..
    البته خودت میدونی هاااا ولی تجربه ی شخصیه من میگه ولش کنین بزارین از حسودی بترکه وقتی میبینه شما انقد همدیگه رو میخوایین…. اینجوری بهتره چون اسمتون تو فامیل بد درنمیاد و اون دختر داییت نمیتونه زیاد پشت سرتون حرف دربیاره.
    من و عشقم از این ماجرا به آسونی گذشتیم چون هردومون مطمین بودیم که همدیگه رو میخواییم و به دیگران هیچ توجهی نکردیم، الانم مشکلی با این ماجرا نداریم.امیدوارم همیشه لبت خندون دلت شاد باشه.بای

    [پاسخ]

  6. هانی می‌گه:

    سلام من یک عشقی دارم که اگه بشنوید همه میزنید زیر خنده عشق من ۱۷ سال از خوم بزرگ تره واینه بازیگره وای خدا یک روزم نمیتونم فکرشو نکنم دارم از غصه اب میشم خیلی سخته تو هروز بهش فکر میکنی درحالی که اون نمیدونه نو وجود داری اصلا نمیتونم فراموشش کنم اصلا.

    [پاسخ]

    سیما پاسخ در تاريخ مرداد ۱۲م, ۱۳۹۳ ۲۳:۴۴:

    میتونم درکت کنم منم یه ساله یه پسریو دوس دارم که حتی اسممو نمیدونه و فقط مثل یه مشتریه ساده باهام رفتار میکنه یکی نیس بهش بگه آخه برادر من مگه نمی بینی هر روز خدا به خاطر تو تو سرما و گرما میام بستنی کوفت میکنم خوب حداقل بهم بگو ازم خوشت نمیاد

    [پاسخ]

  7. Meli می‌گه:

    سلام بچه ها،من ۴سال پیش با ی پسر آشنا شدم ک واقعا عاشق هم بودیم تااینکه بخاطری موضوعاتی جدا شدیم و یواشکی در ارتباط بودیم اما من داغون شده بودم و مجبورشدم ولش کنم اما بعده ۲سال برگشتم پیشش اونم بازقبولم کرد،حالا نکته اینجاس ک دختر داییم عشقه منو دوس داره اما منو عشقم فقط عاشقه همیم!ب نظرتون اجازه بدم ک عشقم بزنه دخترداییمو لت پار کنه یا ن؟شما چ پیشنهادی دارین؟عشقم فقط منتظره من ی اشاره کنم تا دخترداییمو حالشو بگیره

    [پاسخ]

  8. تبسم می‌گه:

    سلام الی جون.یه چیزی رو کوتاه بهت میگم… این پسری که گفتی خیلییییییییییییییییییییییییییییییییی دوستت داره و معلومه که مرد زندگیه، چون میدونه با شرایط بد نمیشه واسه خاستن یه دختر قدم جلو گذاشت، مطمین باش همه تلاشش فقط واسه این هستش که تو در اینده با ارامش زندگی کنی و هیچوقت حسرت زندگی دیگران رو نخوری.
    الی مطمینم که اون میاد خاستگاریت…یا هروقت شرایطش درست شد میاد سراغت..
    من احتمال میدم ته سن آقا پسری که شما دلبسته ی ایشون شدین سن بالتری نسبت به شماداشته باشه!
    ببین توام مث خواهرم میمونیبار یه چیزی رو رک و پوست کنده بهت بگم: اون پسر شرایط ازدواج رو فعلا باباهاتنداره.پس ید رابطه ی دوستی رو با تو خیلی ادامه بده تا اون روز برسه! درحالی که این اصلادرست نیست چون این جور رابطه ها جوریهس ادم خودبه خود یکم از همدیگه خسته میشه یا دل زده میشه میدونم الان با خودت میگیی نه بابا من عاشقشم و فلان.. ولی بخدا راست میگم این رابطه ها مثل ازدواج مقدس نیست که بخادی عمر طول بکشه بدون اینکه دوتا عاشق ازهم سیر بشن.
    شما قطعا تو این ۵سال به اندازه ی کافی همدیگه رو شناختین ، تو نباید شرایط اون رو فراموش کنی! اون یه پسره و با ما دخترا فرق میکنه، شاید اون طبق شناختی که از خودش داشته میدونسته که اگه ادامه بده خدانکرده عشقتون پاک بودن خودش رو از دست میداد یا هزار جور مسیله ی دیگه که باعثدل سرد شدن پسرا میشه.
    پس مطمین باش اون اینجوری بیشتر عاشقته و به فکرته، چون داره برای به دست آوردنتزحمت میکشه تا شرایطش رو درست کنه.درواقع به عشقه تو داره کارو تلاش میکنه.
    امیدوارم حرفام تاثیرداشته باشه چون نصیحت نیست، یه جور همدردی هستش.موفق باشی

    [پاسخ]

  9. elahe می‌گه:

    salam
    man 5 sal ba pesari dust budam ke avalesh nemikhastamesh.ama alan kheili dusesh daram. ama on tarkam kardo raft bade 5 sal. az sharayetesh narazi bud. hata be dustasham gofte mikham sharayetamo ok konam bad beram soraghe eli. man che konam? barmigarde? alan 40 ruz gozashte.bavaretun mishe muhaye saram tu in 40 ruz sefid shode!!!:’(

    [پاسخ]

  10. تنها می‌گه:

    سلام.من بعد کلی عذاب و درد جدایی اونم کسی ک عاشقش بودم ک سریع بعد جدایی با من ازدواج کرد من واقعا عذاب کشیدم ولی کسی سر راهم قرار گرفت ک ب نظر بهتر بود و من الان بعد ۴ماه رابطه ی دوستی شدیدا عاشقش شدم و حتی میگفت من نمیخام وابسته شی ۳ماه اول هر روز میخاست منو ببینه صبح تا شب باید باهام حرف میزد و وافعا حس میکردم ک با من بودنو خیلی میخاد با منه خیلی خوشحاله من خیلی بخاطرش ریسک کردم با احساس داک و قلبی پاک میخاستمش و وقتی فّهمید من عاشقشم یهو رابطه رو خیلی کمرنگ کرد و من سختم بود الان دیگه گفته میخام ازدواج کنم ی مدت دس ب سرم کرد تموم کرد و من برای ترس از تکرار دردی ک قبلا کشیدم و واقعا ارامش منه نمیخام و نمیتونم فراموشش کنم شاید ۴ماه خیلی کم باشپه ولی من خیلی درد کشبدم و روش حساب باز کردم ب خدا عاشقشم خیلی قسم میخورد ک هیچوقت تنهات نمیزارم من با تو خیلی بهم خوش میگذره همیشه باهاتم ولی ی ادم دیگه شد تورو خدا من شب و روز دعا میکنم همه جی درست شه شما بگین چیکا کنم دارم عذاب میکشم…

    [پاسخ]

  11. رکسانا می‌گه:

    سلام۰من از یکی خوشم میومد بد فهمیدم اونم از من خوشش میاد باهام خیلی خوب رفتار میکرد البته اون فقط باهام حرف میزد بعضی وقتا هم برام شکلک در میاوردبعد دو ماه باهام یکم سرد شده بودوفقط نگام میکرد ولی امروز ک داشت میومد ستم من راهمو کج کردم و ب ی سمت دیگه ای رفتم ب نظر شما باهاش همینطور برخورد کنم یا یکم تحویلش بگیرم ? اخه میترسم واسش حوس باشم۰لطفا بهم بگید ک چیکار کنم

    [پاسخ]

    آرشام پاسخ در تاريخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۳ ۱۲:۴۸:

    رکسانا تا میتونی بی محلش کن ب نفعته خودش میوفته به پات اگه مشکلی پیش اومد بگو کمکت میکنم درضمن من الان ایران نیستم و همین جوری داشتم میگشتم که اینجارو دیدم یه هفته ی دیگه برمیگردم ایران ولی اونجا نمیتونم بیام رو سایت پس اگه دوس داشتی بم اس بده دوس دارم کمکت کنم یه جورایی رابطه هامون شبیه همه
    –۹

    [پاسخ]

  12. تبسم18 می‌گه:

    سلام خسته نباشید.من اولین باری هست که دارم از سایت های روانشناسی کمک میگیرم.امیدوارم زودتر جوابمو بدین و کمک کنید…راستش من و عشقم به مدت ۶سال باهم رابطه ی احساسی داشتیم تا پری شب که بخاطره اشتباهی که از من سر زده بود (درگذشته) یعنی درواقع ما بخاطر مخالفت خانواده مجبور شدیم که ۲سال از هم دور بمونیم و بعد از ون هم حتی یک درصد هم احتمال اینکه دوباره ماله هم بشیم وجود نداشت…و اشتباه من این بود که توی این دو سال از درد تنهایی به مدت یک ماه بازیچه ی یک پسری توی دنیای مجازی شدم…که بعد از اینکه فهمیدم اون پسره به درد نخور هست کلا کنارش گذاشتم و اتفاقا بعد از یه مدت کوتاه عشقم دوباره به زندگیم برگشت.اون از اشتباهاتی که توی این دوسال مرتکب شده بود یه چیزایی بهم گفت و ازم خواست منم اگه اشتباهی کردم بهش بگم ولی من نتونستم بهش بگم چون ترسیدم تنهام بزاره چون من واقعا علاقه ی شدیدی بهش دارم و میدونستم اون نسبت به اینجور قضایا خیلی حساس هست و به دوغ گفتم که گذشته ی من پاک بوده اما این پنهان کردن خیلی اذیتم میکرد و خودم خیلی دلم میخواست بهش بگم ولی نشد.تا اینکه اون ادرس ایمیلمو خواست(همون جایی که با اون پسره ارتباط داشتم)اول ترسیدم و بهش ندادم ولی بعد گفتم بزار بره و حقیقت رو ببینه.دیگه برام مهم نبود چی میخواد بشه فقط میخواستم از دست این عذاب وجدان که از عشقم حقیقت رو پنهون کردم راحت بشم…و اون رفت دید و برای همیشه تنهام گذاشت و هرچی از دهنش دراومد بهم گفت…درحالی که من از درد بی کسی و داشتن دوست های ناباب این بلاسرم اومد…ولی همیشه و هر لحظه یادش بودم .ضمن اینکه از خانوادم حرفایی درمورد عشقم میشنیدم که تحملش خیلی برام سخت بود و حتی بعد برگشت دوباره ی عشقم به زندگیم بازهم نتونستم حرفایی که راجبش شنیده بودم رو بهش بگم.چون خیلی دوسش دارم و دلم نمیخواد حتی یه لحظه ناراحت بشه/// الان دو روزه که همش گریه میکنم و کارم به دکتر و..کشیده شده ولی میخوام عشقم برگرده چون مطمینم اونم منو دوست داره..اون میگفت از لحاظ قلبی قبولم داره ولی از نظر عقلی اصلا…….خواهش میکنم کمکم کنی،الان از وقتی که رفته کلی بهش پیام دادم از حاله خرابم براش گفتم ولی اون اصلا جواب نمیده…توروخدااا کمکم کنید

    [پاسخ]

    faryad پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸م, ۱۳۹۳ ۱۱:۴۱:

    اشتباه شما بوده…صداقت بهترین اثر رو تو رابطه میذاره ..حداقل چیزی که بدست میاری اینکه صادق هستی و ترسی نداری اما وقتی برای این موضوع مخفی کاری میکنین یعنی یه چیزی بوده( از دید اون آقا) ..

    [پاسخ]

  13. لیلا می‌گه:

    مطلب امیدوارکننده بود،ازس استفاده میکنم،واسه منم یکی پیشنهاد آشنا شدن داد و ازم خیلی خوشش میومد در کمال ناباوری بعددوهفته گفت میخام خدافظی کنم،حس میکنم انرژی منفی من و اینکه مدام منتظر بودم این جمله بهم بگه باعث اون اتفاق شد

    [پاسخ]

  14. فرشته می‌گه:

    سلام من دو سال بود که عاشق پسری از دانشگاهمون شدم اول اون تمایل نشون داد..خلاصه از طریق دوستانم که با دوستاش دوست بودند با هم سلام علیک پیدا کردیم و اکیپی قراره بیرون رفتن گذاشتیم…توی قرار شماره ی دوستمو گرفت و الان با هم دوستن..دوستم از عشقه من خبر داشت ولی بهم خیانت کرد خودش هم از من بدش نمیاد و دوست داره دوست دخترش باهاش راحت باشه و دستشو بگیره..حتی یه بار بهم گف بیا بدونه بچه های اکیپ با هم بریم بیرون و من گفتم نه …و من اهله لذت نیستم…از بعده اون حرفم دیگه بهم اس ندادو حتی جواب اس هم نداد..بنظرتون چیکارکنم؟به دوستم تذکر بدم؟به پسره علاقمو بگم؟ یا اصن عقب بکشم؟

    [پاسخ]

    لیلا پاسخ در تاريخ تیر ۱۶م, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۸:

    فرشته جان تجربه نشون داده که توی روابطی که دختر پیشقدم میشه و پسر دنبال بهونه،عاقبتی جز جدایی نیست،انشالله هرچی خیره واست بشه

    [پاسخ]

  15. الهام می‌گه:

    سلام بچه ها من یک سال پیش با ی پسری تو دانشگاه دوست بودم بنا به سو تفاهمی که دوستم بمن داشت این رابطه بهم خورد .ترم اخرم بودیم من نه دیگه اونو دیدم نه اون منو تا یکسال شبو روز به خطش زنگ میزدم اما خاموش بود .همیشه امید داشتم دوباره میبینمش تا اینکه بعد یکسال با ی خط دیگه بهم زنگ زد از شدت خوشحالی نمیدونستم چی باید بهش بگم بهم گفت ایران نبوده تو ارمنستان تو ی پروژه داره کار میکنه تازه اومده ایران رفتم دیدمش اما زبونم نچرخید بهش بگم چقدر دوستش دارمو منتطرش بودم.بهم ی حرفی زد که ارزوهام به باد رفت بهم گفت روش حساب باز نکنم تا ۱۰ روز دیگه میره باز ۷ ماه دیگه میاد.دوست داشتم بهش بگم منتظرت میمونم تا برگردی میخوام تا اخر عمرمم همیشه باهات باشم اما غرورو خجالتم نذاشت بگم و الانم رفتش.امیدوارم بازم ببینمش.]چیکار کنم بچه ها؟ی چی دیگم گفت قسمت ادما هرچی باشه همون میشه خدا بخواد دوتا ادم تو کشورهای دیگم باشن بهم میرسن من الان مشکلات مالی دارم تا حلش نکنم ازدواج نمیکنم هنوز جونی نکردم .بچه ها من اصلا حرف دوست داشتنو ازدواج نزدم نمیدونم چرا اینارو گفت من فقط گوش میکردم

    [پاسخ]

  16. النا می‌گه:

    سلووووم..من۴ساله عاشق ی پسری از فامیلامونم..خییلی میخوامش..البته ۴سال پیش اون باعث شدعاشقش بشم…به هرحال حالا ک دیوونشم اما نمیدونم ک دقیقا منو میخواد یا ن ی عالمه از همین نشونه های علاقه ی پسر به دختر ک تو نت هس تو رفتاراش باهام بود ولی واقعا نمیدونم دیووانه شدم پسر خییلی سالم و درسخونیییه!!!!۱۸سالشه خودم۱۵ساله…خانواده ی بااصل ونسبی دارن رابطه ی خونوادمون باخونوادشون وقتی من بچه بودم خیییلی زیاد بود ولی ازوقتیکه اونا رفتن ی شهر دیگ کمتر رفت وامد داشتیم حالا موندم ک از کجا بفهمم میخواد منو!!:’(

    [پاسخ]

  17. ناشناس می‌گه:

    ترو خدا دعا کنین به عشقم برسم کسی کع خیلی دوستش دارم

    [پاسخ]

  18. احسان می‌گه:

    من ازطریق خواهرم بایک خانواده ودخترایشان آشناشدم وکارمون به خواستگاری کشید ونامزدم شد وباهم خوب بودیم ومتاسفانه سرمهریه و مسائل مالی کنارنیومدیم وسریک سری حرفها که من خودم رامقصرهفتاددرصدی میدونم تایه ۱۵روزی باهم قطع رابطه کامل کردیم ودوباره بعداز۱۵روز بی خبر رفتم جلوی دانشگاه ونامزدم راسوارکردم وقرارشدباخانوادش صحبت کنم ومسائل روحل کنم وتاقبل ازصحبت باخانوادش باهام خوب بودندامامتاسفانه بعدازاینکه باخانوادش صحبت کردم نامزدم که کلی خاطره های خوب باهم داشتیم به من گفتندکه هیچ احساسی بهت ندارم واین مسئله روفراموش کنیدومن هرچه اصرارکردم قبول نکردندولی خانوادش میگن بهمون مهلت بدین تا دخترمون رابه راه بیاریم بنظرت دلیل این حرف نامزدم چیست وآیا بمونم یابیخیال بشم ذرصورتی که بهش علاقه شدیددارم.ممنون

    [پاسخ]

    زیبا پاسخ در تاريخ تیر ۱۰م, ۱۳۹۳ ۱۳:۲۶:

    سلام آقای احسان
    من تو شرایط مشابه نامزد شما هستم (البته با یه نامزدی ۳ساله) و حال اون خانوم رو میفهمم، رفتار بد خونواده ها روز خواسگاری و مخصوصا خود پسر باعث احساس حقارت در دختر میشه، یه جورایی بی اعتمادی میاره، به نظر من اون خانوم اگه اصرار شما رو ببینه متقاعد میشه. فقط سعی کنید خیلی بش فشار نیارید یعنی یه مدت بش اصرار کنید، عقب بکشید و دوباره اقدام کنید.
    هرچند که من حق رو کاملا به نامزدتون میدم،اما صرفا واسه راهنمایی گفتم. چون خودم به این شیوه راضی شدم:)

    [پاسخ]

  19. میترا می‌گه:

    یک سال پیش رفتم بانک پیش یکی ازاقوام حساب باز کردم ک شمارمواز توفرم برداشت وگف که عاشقم شده رضایت خانوادموبگیرم ک بیادخواسگاری،منم باخانوادم صحبت کردم ولی اون نیومدگف سرپرست خانوادس نمیتونه منوخوشبخت کنه هرچی گفتم مهم دوس داشتنه فایده نداشت تو این یک سال هرازگاهی زنگ میزدبعضی وقتاهم میرفتیم بیرون وهربارامیدوارمیشدم ولی خبری نبودتااینکه۳هفته پیش خودش زنگ زدکه ۳ماهه نامزدکرده ولی ازش بدش میاد،رش خیلی زجر اوربود،ویگف چون رسمیه نمیدونه چیکارکنه من هنوز امیددارم کمکم کنین چطوری جذبش کنم خیلی دوسش دارم انصاف نیس من یک ساله شب وروز دعاکردم ومنتظربودم حالامال یکی دیگه باشه

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۹۳ ۱۵:۲۱:

    شما که می گید اقوام تون هستند . خوب می تونید برید و واقعیت را تحقیق کنید اگر دوستشون دارید. بعدش ایشون اگر راست می گند چرا نامزد کردند پس یک جای کار می لنگه؟؟؟؟ ولی در هر صورت امیدوارم بهم برسید و خوشبخت هم بشید .

    [پاسخ]

  20. الهام می‌گه:

    سلام ،اولین بار وبه شما میام ،نوشتهاتون،راهنمایای بچه خوب بود ،جالب بود برام ،یه جور درد و دل،قشنگ پاک بدون هیچ ترسی حرف زدن
    ،امیدوارم موفق بشید

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸م, ۱۳۹۳ ۰۸:۳۰:

    الهام جان به جمع جسوران خوش آمدی . بیا کمک کن که خیلی درد اینجا جمع شده. باز می گم خوش آمدی…

    [پاسخ]

  21. arezoo می‌گه:

    بچه ها خواهشاً منو راهنمایی کنید ج بدین

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۹۳ ۰۰:۵۱:

    سلام چی شده من قضیه خبری ندارم راهنمایت کنم قشنگ بنویس برام من راهنمایت کنم وکامل توضیح بده درست

    [پاسخ]

  22. فرانک1 می‌گه:

    سلام عزیزم منم یکی ام مثل تو دانشجو هستم با یکی دوست شده بودم خیلی بهش علاقه داشتم اما بعد ی مدت فهمیدم زنو بچه داره الان ۶ماهه خداروشکر فراموشش کردم فقط با لطف خدا.ب خدا توکل کن عزیزم

    [پاسخ]

  23. فرانک1 می‌گه:

    چرا من نمی تونم کسی رو دوست داشته باشم؟جدیدا هیچ چیزی هم خوشحالم نمیکنه.کمکم کنید دوستای خوبم

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷م, ۱۳۹۳ ۰۱:۰۵:

    به ورزش علاقه داری خودتو سرگرم کن به ورزش یواش یواش بهترمیشی ودوستای که توورزش پیدا میکنی مثل ارامش هستن ووقتی ورزش میکنی ارومی وبازمیتونی به خودت لبخند ببخشی وکاری کنی هفته یک بار باخونواده بری بیرون ازشهر خوب میشی

    [پاسخ]

  24. arezoo می‌گه:

    داداش رضا حتماً نظرتو بهم بگو

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۹۳ ۱۵:۱۸:

    آرزو جان سلام .بنظر من ایشان با این حرفشون دارند از شما دور می شوند. ولی اگر واقعا شما دوستش دارید برید و عشقتون را براشون توضیح بدید یا دنبال شما می آیند یا اینکه بی خیال باید شوید چون اصرار زیاد بی معنی است زندگی که بازی نیست حرف یک عمر زندگی کردن و با هم بودن است در هر صورت باز هم تا می توانید ثابت کنید ایشون را دوست دارید. موفق باشید.

    [پاسخ]

  25. arezoo می‌گه:

    من ۱ سال پیش با یک پسر آشنا شدم که واقعا دوسم داشت اما هیچوقت بهم نگفت که منو واسه ازدواج میخواد .بعد یه مدت گفت که من میخوام که باهم ازدواج کنیم اما مامانش گفت که باید سربازیت تموم شه اما حالا که سربازیش تموم شده و مامانشم راضی با وصلت ما خودش میگه من بهت شک دارم منم گفتم که دیگه مزاحمم نشه.به نظرتون کار اشتباهی کردم؟؟؟

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۹۳ ۰۱:۰۱:

    اارزو جان ببخشید میپرسم قبل ازاین که بااین پسراشنا بشی باپسرهای دیگه هم بودی یانه اگه بودی واون ازاین قضیه خبر دار معلوم شکاک شده ومیترسه باز بایکی دیگه دوست بشی

    بعدیک دلیل دیگه داره این تواون مدتی که باتوبود فکرمیکرد عاشقت ودوست داره ولی دوست نداشته اون یک عادت بود ویک وابستگی ووقتی سربازی رفت کم کم براش شدی یک چیز معمولی توذهش حالا هم میگه شک داره فکرمیکنه زمانی سربازی بود شاید توباکسی دوست شدی شکش بخاطراین وتوباید ثابت کنی باکسی دوست نبودی ویا اینکه اگه میتونی طاقت بیاری توزندگی هم بهت شک داشته باش باهاش بمون ولی اگه نمیتونی طاقت بیاری قیدشو بزن

    بعد ازش دلیل شکشو بپرس وبراش ثابت کن اشتباه کرده ویک مدت کم محلش کن تا خودشو درست کن وبه پات بیافته واگه واقعا دوست داشته باش وبفهم اشتباهکرده پشیمون میشه ولی اگه این کارو نکرد بفهم عادت کرده بهت همین فقط میتونستم راهنمایت کنم

    [پاسخ]

  26. محمد می‌گه:

    با سلام خدمت دوستان
    من تا حدودی باراز آشناهستم و تقریبا ی سری چیزهایی رو که میخواستم با فرستادن انرژی مثبت اون رو ب دست بیارم
    اما جدیدا با مشکلی مواجه شدم که احتیاج ب ارزی زیادی دارم و میخوام شما عزیزان کمکم کنید
    داستان ازین قراره ک من تو دانشگام از ی خانمی خوشم اومده و مدت هاست که زیر نظر دارمشون و از همه نظر همونی هست ک من میخوام
    ب کمک ی دوستی تونستم تلفن منزلشون رو پیدا کنم مادرم با مادر این خانم تلفنی صحبت کردن
    بعد ازچندین تماس مادرشون گفتن ک ب دلیل موقعیتی ک بنده دارم و دانشجو ام باشروع سختی مواجه هستیم
    با این حرفشون موافقم و واقعا منطقیه
    ولی من این خانم رو دوست دارم و مشخصاتشون با ملاکهای من یکسانه
    درضمن خود این خانم هم ازینکه من خواستگارشون هستم اطلاعی ندارن
    ازتون میخوام ک کمکم کنید تا بتونم باانرژِی مثبت شما دوستان و خودم بتونم ب جاهای امیدوارکننده ای برسم
    ممنونم از همه

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۹۳ ۰۱:۴۷:

    داداش اگه میتونی دل روبزن به دیا وباخود این دخترصحبت کن چون اگه ازدستش بدی حسرتش رامیخوری وزمانی میشه که سرت دیگه ارزش نداره الان یا باخودشون صحبت کن یا به مادرت بگو باز زنگ بزن بگه بیاییم خواستگاری اگه دخترتون قبول کردن یک نامزدی ساده برگزار کنیم تا درس هردوتا شون تموم میشن نشون کرده هم باشن وهم رابشناسن وهم درسشون تموم میشه

    [پاسخ]

  27. مینا می‌گه:

    منم دلم شکست بله بکسی دادم که ۱۲روزه بهم خوردمنم کسی رودوست داشتم اماوقتی ومدبرام شرایط جوری شدکه بهم خوردامابعدشکستم همش بیادشم منم نامه شانس میخام

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۳ ۲۱:۳۱:

    شرایط مگه چجوری شده ؟؟ اگه دوست داشت نمیذاشت بهم بخوره

    [پاسخ]

  28. محمد می‌گه:

    داداش رضا بادختر دوروز پیش حرفیدم یک سال پیش اون هم منو دیده عاشقم شده خودش گفت ولی نه اوروش میشد بهم بگه ونه من رو میشده بهش بگم بعد توی این یک سال خواستگاربراش امده گفت نه بعد این یکی خواستگارهم خودش گفت میگه نه ازاین لحاظ خوشحال هستم ممنون ازراهنمایت

    [پاسخ]

  29. محمد می‌گه:

    دودلیم سراین میگم میتونم خوشبختش کنم یانه واون میتونه باگذشته من کناربیاد میتونه قبول کنه پدرش که بیاد کرمان زندگی کنه وعاشقشم چون الان یک سال فکر وذهنم دختر وجزاون هیچ دختری رانمیبینم وخیلی هم دوسش دارم خونواده من راضی اند بیان خواستگاری ولی نمیدونم خونواده اون یک کرمانی راقبول میکنن وهمیطورحرف ازدواج رازدم پدرم گفت محمد من یک خونه به نامت میزنم واین خونه را قیمت کردم ۵۰۰میلیون قیمتش وخودم هم کاردارم برجی دومیلیون درمیارم ودارم برای مهندسی معماری هم درس میخونم همه چیزم کامل خدای شکر ولی موندم پدرش قبول میکنه منو

    [پاسخ]

    goli پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹م, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۷:

    سلام
    شما ماشالله همچی دارین که…!!
    ریسک نکنید حتما باخودش صحبت کنید نذارید به دلتون بمونه…

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۹۳ ۰۱:۱۱:

    باخودش حرف زدم خواستگارزیاد داره ولی میدونید چیه پردش میترسم به ماکرمونی هازن نده چون من مال کرمانم ودختره مال اراک یاپدرش بگه بیایید اراک زندگی کنی اراک من نمیتونم اراک زندگی کنم چون همه چیزم کرمان کارم زندگیم خونم دانشگام وبادخترحرف زدم دخترهم ازروز اول منو دوست داره فقط میترسه باباش بگه نه بعدش موندم چکارکنم

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹م, ۱۳۹۳ ۱۵:۵۳:

    محمدجان شما نمی تونید تنهایی تصمیم بگیرید بلکه باید بنشینی با دختره همه مسائل را صحبت کنی . بگو واقعا عاشقشی . موفق باشید و شاد.

    [پاسخ]

  30. محمد می‌گه:

    من بایک دختری توچت اشنا شدم مال یک شهردیگه بود رفتم دخترراببینم اون روز توی اون شهرو قتی بااون دختربودم عاشق یک دختردیگه شدم حالا چندبارتااینجارفتم اون شهرهرچی میخوام به اون دختربگم میخوامش نمیتونم دارم یک جورایی ازدستش میدم دوماه تعقیبش کردم تا مطمین شدم پاکه به خودم میگم قسمت بود بایک دختر دوس بشم برم اون شهر ووقتی اونجا رفتم عاشق یک دختر دیگه بشم وازاون روز دیونشم ولی نتونستم بگم میخوامش الان هم خواستگاربراش امده داره قبول میکنه دارم دیونه میشم

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸م, ۱۳۹۳ ۱۵:۱۴:

    محمد جان سلام . شما اگر شرایط مورد قبول دختره را دارید و خودت هم آماده ازدواج هستی و عاشقش هم هستی باید بری باهاش صحبت کنی و بری خواستگاریش .دیگه این دست و اون دست کردن نداره . مگر اینکه دو دل باشی؟؟؟؟

    [پاسخ]

    دریاآرام پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷م, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۲:

    سلام آقا محمد
    تو چت با یکی آشنا شدید!!!! رفتید دیدنش عاشق یکی دیگه شدید!!!بعد دو ماه تعقیبش کردید تا ببینید پاکه یا نه!!!و اتفاقاتی رو که خودتون مدیریت کردید و پای قسمت میذارید…دنبال پاسخ هم هستید!!!!!!!!!!! اول در مورد خودتون فکر کنید و حداقل با خودتون رو راست باشید

    [پاسخ]

  31. farzane&majid می‌گه:

    سلام..من رابطه ای خیلی خوب با عشقم داشتم و این رابطه دو طرفه بود..عشقم ۴ بار برای خواستگاری اقدام کرد اما خانوادش شدید مخالفت کردند و حالا منصرف و دلزده شده…و من هر چی اصرار میکنم بی فایدس تو این شرایط باید چیکار کنم سکوت کنم یا بازم اصرار

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸م, ۱۳۹۳ ۱۵:۱۸:

    من نمی دونم چرا نظرم را پاک می کنند. ولی در هر صورت چرا قبول نکردند خواستگاری شما را باید توضیح بدید. با این که شم می گید رفتید خواستگاره که نمیشه چرایی رد شدنت را دانست تا راه حل داد؟؟؟؟/

    [پاسخ]

  32. afsaneh می‌گه:

    من چطوری این نامه ی شانس رو ذریافت کنم …و ۲۰ تا کپی بگیرم؟

    [پاسخ]

  33. سارا می‌گه:

    سلام دوستای خوبم.من ۳سال با یه پسری دوست بودم.رابطه ما به خولستگاری هم رسید ولی بعد از یه مدت زد زیر همه چیز رفت.تقریبا ۲ سال بود که به کس دیگه ای نمیتونستم فکر کنم و هیچ کسی رو قبول نمیکردم.حالا تو احساس میکنم که به کس دیگه ای علاقه مند شدم واقعا دوسش دارم خواهش میکنم برام دعا کنید که ای حسم یک طرفه نباشه

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ اسفند ۳م, ۱۳۹۲ ۰۹:۳۳:

    سارا جان سلام . شما اگر با کسی دوست شدید اولا زود کاملا صمیمی نشوید. صبر کنید تا روال زندگی بدون هیجانات غیر قابل کنترل و با رعایت ادب و احترام و بدون افراط در حرکات پیش رود . چون مردها از خانم هایی که زود صمیمی می شوند زیاد در موردشان مثبت فکر نمی کنند .و معمولا زود سیر می شوند. شما هم سعی کنید آن عشقتون را در دلشون با احترام زیاد به ایشان تقویت کنید تا شما در نظر ایشان شخص والاتری جلوه کنید که رسیدن به شما ایدال ایشان گردد. موفق و پیروز باشید.

    [پاسخ]

  34. maryam می‌گه:

    slm .man asheghe kasi hastam k ghasde ezdevaj darim . ama mamanam nemizare . hala chi kar konam be nazare shoma?

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ اسفند ۴م, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۸:

    مریم جان سلام. بنظر من عشق باید نقاط مشترکی داشته باشه. کسی که عاشق میشه باید بدونه این شخص آیا باب عشق ایشان هست یا نه. یعنی ظرفیت انسانها متفاوت هست. شما هم اگر با توجه به تمام شرایط عاشق کسی شدید که باب شماست بنظر من مخالفت بی معنی هستش . در غیر این صورت شما نیز باید بیشتر فکر کنید و تصمیم بگیرید . چون عشق کورکورانه هم عواقبش بسیار سنگین خواهد بود . موفق باشیدو پاینده .

    [پاسخ]

  35. mahi می‌گه:

    Be nazare man 3sal modate kami nist besh fek nakon age mikhastet ta alan omade bud khoda komaket kone

    [پاسخ]

  36. nazanin می‌گه:

    salam.man asheghe kasiam ke alan doosam nadare. yani sare ye mozooe bahsemoon shod va azam joda shod.az oon moghe ta alan 3sal mishe. vali man hanoozam doosesh daram. hanoozam bazi vaghta hamo mibinim vali na be onvane bf gf. man mikham k 2bare bargarde pisham va doosam dashte bashe. chikar konam?plz komakam konid :(

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ اسفند ۳م, ۱۳۹۲ ۰۸:۳۸:

    نازنین جان سلام . اینکه شما قبلا همدیگر را دوست داشتید علتش این بود که ایشون شما را دوست داشت و این قانون طبیعت هستش که مرد باید پیشنهاد بدهد و زن باید تصمیم بگیر باشد یا نباشد ولی حالا که ایشان نمی خواهند اصرار شما بیمعنی هستش. بنابراین تا زمانی که ایشان اصرار ندارند شما باید صبر کنید اگر شما را دوست داشته باشند حتما اقدام می کنند وگرنه بیفایده خواهد بود . موفق باشید.

    [پاسخ]

  37. عاطفه می‌گه:

    من عاشق کسی هستم ولی او هر وقت که میرم باهاش منو ضایع میکنهمنو نمیخاد چه کنم با این قلب

    [پاسخ]

  38. shayan می‌گه:

    عزیزان سلام
    یکی از اشنا ها یه مهمونی گرفته بود.از من و پدر و مادرم دعوت کرده بود.خلاصه تو مهمونی یه دختررو دیدم که همه ازش قبل از مهمونی واسم تعریف میکردن.وقتی اومد اولین بار بود که میدیدمش.واقعا ازش خوشم اومد.اولین باری بود که از یه دختر خوشم اومد.(اخه من تو جمع دوستا به سنگ بودن و بی روح و بی احساس بودن معروفم.شایدم دلیلش این باشه که سمت دخترا نمیرمو همیشه سرم با باشگاه گرمه.اینم بگم ۱۸سالمه تا حالا حتی با ۱دختر هم حرف نزدم)حالا تصویر اون دختره که اسمش هم شیداس از ذهنم پاک نمیشه.واسم خیلی خاصه.باهاش حتی یه کلمه هم حرف نزدم ولی از اونموقع همیشه تو فکرشم.حالا از شما میخوام طریقه ی طرح دوستی ریختنو یاد بگیرم. خوشحال میشم نظراتونو واسم بگین.

    [پاسخ]

    arash پاسخ در تاريخ فروردین ۴م, ۱۳۹۳ ۱۹:۱۶:

    شایان منم دقیقا مسل توهم باین تفاوت که اسم عشق من فرق میکنه

    [پاسخ]

  39. ahlam می‌گه:

    زنان قوی

    دردهای خود را مانند کفشهای پاشنه بلند میپوشند !
    مهــم نیست چقـــــدر اذیت می شوند

    شما فقــــــط زیبایی آنهـا را می توانید
    بینیــد

    [پاسخ]

  40. lili می‌گه:

    سلام من با یه پسری دوستم عاشقشم اما اون خیلی مغروره اصلاً به زبون نمیاره بعضی وقتا میگه دوستم داره اما خیلی کم اصلاً نمیگه تو سرش چی می گذره اگه از دلتنگی بمیره هم نمیگه حالا من باید چکار کنم

    [پاسخ]

  41. لیلا می‌گه:

    خیلی چرته

    [پاسخ]

  42. مهدی می‌گه:

    عاشق دختری شدم که ۶سال است که ادامه دارد که هم اکنون هم ادامه دارد.سن من هم۲۰ سال است مشکل من این است که نمی توانم عشق خود را چطور به او بفهمانم. من الان دانشجو هستم منویک ترم دیگر تمام می کنم. عشق من یک طرفه است می خواستم من راراهنمایی کنی

    [پاسخ]

    ملیکا بینا پاسخ در تاريخ مهر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۳:۲۸:

    سلام آقا مهدی چطور یعنی چی؟باهاشون صحبت نکردید؟
    بخشی از کتاب زندگی بدون حد و مرز :
    در زندگی دو نوع خطر وجود دارد: خطر اقدام کردن و خطر اقدام نکردن. ممکن است از این بترسی که پاسخ “نه” بشنوی، و بنابراین نخواهی و تقاضا نکنی. در این صورت هرگز بدست نخواهی آورد. احتمال آن نیز هست که پاسخ “آری” بشنوی. این احتمال را از دست نده.درهرحال خوشبختی با دست روی دست گذاشتن و در کنج امن خود نشستن بدست نمی آید. باید بیرون بزنی.بدیهی است که بیرون زدن خطرناک است.البته اگر بیرون نزنی در درون نیز این خطر تورا تهدید میکند که هرگز به خواسته خود نرسی.
    گاهی دلت به تو میگوید اقدام کنی، اماذهن مصلحت اندیش تو ، تو را از اقدام و عمل باز میدارد. ممکن است ببازی، ممکن است ببری. اما از یک چیز مطمئن باش این که اگر اقدام کنی نتیجه هرچه که باشد، از اقدام خود افسوس نخواهی خورد. اما اگر اقدام نکنی روزی افسوس خواهی خورد که چرا اقدام نکرده ای….

    [پاسخ]

    دریا پاسخ در تاريخ آبان ۴م, ۱۳۹۲ ۰۲:۲۹:

    به نظر من احساستو باید بگی یا قبول میکنه یا نه …اما میتونی با انرزی مثبت با استفاده از قانون جذب نظرش رو اوکی کنی.

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ آبان ۵م, ۱۳۹۲ ۰۱:۲۲:

    چه طوری بگم.خجالت میکشم وچون اولین باراین کار روانجام میخوام بدم میترسم

    [پاسخ]

    مینا پاسخ در تاريخ فروردین ۹م, ۱۳۹۳ ۲۲:۳۵:

    آقا مهدی تو رو خدا بهش بگو … منم عاشق یکی شدم هم اسم شماست.
    میدونم که اونم میترسه حرف بزنه . دارم دق میکنم . یه خورده هم باهاش بد رفتار کردم تقصیر خودم بود خیلی به هم نزدیک شده بودیم…خرابش کردم.

    [پاسخ]

  43. آنوشا می‌گه:

    نامه اسرار آمیزی به نام شانس

    سلام
    شاید فکر کنید گفته‌های آن کاملاً غیرعقلانی است ولی چیزی را که می‌بینید نمی‌توان انکار کرد!! شاید نتیجه آن، فقط و فقط حاصل انرژی مثبت میلیونها آدمی باشه که انرژیشون رو بدرقه این نامه کرده‌اند…
    این نامه از روی شانش برای خوش شانسی شما فرستاده شده است. نسخه اصلی علیرغم اینکه مدعی می‌شوند در کشور انگلستان می‌باشد در ونزوئلا نزد یک دختر دانشجو که نامش ماریاست می‌باشد و ارسال کننده اصلی آن هم ماریا می‌باشد و این نامه توسط یکی از مهندسین ایرانی که در یکی از پروژه‌های شرکت های ایرانی که در آنجا مشغول به کار بود به صورت اتفاقی در یک ایمیل کاری از دوست و همکار ونزوئلائیش دریافت شد و او نیز به همه دوستان خود که تعداد زیادی از آنها نیز در ایران بودند ارسال کرد و دوست به دوست به دست شما رسیده است.
    این نامه تا کنون طبق اخبار رسمی مایکروسافت، از ۱۵ ماه گذشته تا کنون ۴۹ بار در دنیا به ۹ زبان چرخیده است. و افرادی که نامشان در این نامه هستند همه دارای هویت واقعی می‌باشند.
    شانس برای شما فرستاده شده است. شاید در دور بعد، نام شما هم به عنوان یکی از این افراد در این نامه قید شود. ظرف مدت کمتر از سه روز پس از دریافت این نامه اخبار خوشی را دریافت خواهید نمود.
    این شوخی نیست. با ارسال آن شما خوش شانسی خواهید آورد. پول نفرستید، کپی‌ها را برای اشخاص بفرستید که فکر می‌کنید به شانس احتیاج دارند. این نامه را نگه ندارید. این نامه باید ظرف مدت ۹۶ ساعت ازدست شما خارج شود. یک وکیل بلژیکی می گوید: نود و دو هزار یور بابت حق‌الوکاله‌ام دریافت نمودم ولی احساس می‌کنم چون این زنجیر را شکستم آن را از دست دادم.
    در همین حال در اسکاتلند یوهان کی می‌گوید: به دلیل اینکه این نامه را به جریان انداختم ۳ روز بعد توانستم در بزرگترین قرعه‌کشی، هدیه بیمه عمر خود را قبل از موعد به ارزش یک میلیون دلار دریافت کنم.
    در ایران شخصی به نام شیما حیدری می‌گوید: زمانی که این نامه به دستم رسید ابتدا زیاد توجهی نکردم. آن روزها من کمی نگران، کم حوصله و وضعیت مالی زیاد مناسبی هم نداشتم و زمانی که این نامه به دستم رسید، حدوداً اوایل ماه آگوست سال ۲۰۰۹ میلادی بود که بعد از مدتها ایمیلم را باز کردم؛ اول زیاد توجهی نکردم اما بعد که این نامه را خواندم برایم جالب بود. حتی تا اینقدر جالب بود که بار انرژی مثبت خاصی برایم داشت. من آن را برای کلیه دوستانم ارسال کردم و دو روز بعد از آن فکر بکر و نویی به سرم زد و اولین کاری که کردم رفتم یک DOMAIN به نام ثبت کردم. همین ایده و فکر که بعد از دریافت این نامه به ذهنم رسید، منتج به رونق خارق‌العاده به فعالیت‌های اقتصادی من شد که الان ارزش میلیونی بالایی دارد و حتی توانستم به خیلی از دوستانم نیز در این رابطه کمک شغلی و مالی کنم و من رو خیلی مشهور و ثروتمند کرد.
    در این مورد خیلی افراد به این نسخه اعتقاد دارند و برایشان شانس آورده.
    تینو یک نقاش معروف محلی هلندی می‌گوید: من و شاگردانم آرزو می‌کنیم یکبار دیگر این نامه به دست ما بصورت اتفاقی برسد. چون یکبار که رسید این کار شانس بالایی برای ما داشت و توانستیم از این راه با خیلی از آدمها در مورد کارمان دوست بشویم.
    این اتفاق برای شما هم خواهد افتاد به شرط آنکه شما هم به نوبه خود آن را برای دیگران، حداقل برای همه دوستانتان ارسال نمایید.
    حتما ۲۰ کپی بفرستید و ببینید که ظرف مدت ۴ روز چه اتفاقی می‌افتد. این زنجیره از ونزوئلا شروع شد و این نامه از مارایا پیگیری و به ژوهان مرد خیری در آمریکای شمالی نوشته است. او دانشجوی مهندسی مکانیک است و شاغل. از آنجا که این کپی باید در سراسر جهان بگردد شما باید ۲۰ کپی تهیه نموده و برای دوستان و همکارانتان بفرستید پس از چند روز شما یک سورپریز دریافت خواهید نمود. این یک حقیقت است حتی اگر شما یک شخص خرافاتی نباشید. حداقل به این باور داشته باشید که در آن نامها و هویتهایی وجود دارد که قابل استناد و دسترسی بوده و می‌توان با آنها مکاتبه نمود که این موضوع را تصدیق کنند.
    پال سینگ کارمند اداری یک بانک در نپال این ایمیل رادریافت نموده ولی فراموش کرد که این نامه را باید ظرف مدت ۹۶ ساعت ارسال کند. او شغلش را از دست داد؛ کمی بعد نامه را پیدا کرد و ۲۰۰ کپی ایمیل ارسال نمود و ظرف مدت چند روز شغل بهتری بدست آورد.
    بخوانید و فقط پاک نکنید.

    اگر باور کنید چیزی از دست نمی دهید.
    انتخاب با شماست!!!
    کافیست ایمان داشته باشید!
    ” متن نامه ”
    به نام صاحب شانس (همکار گرامی)
    “دوست من، با نگاه به این نامه شما ابتدا به یاد خالق عشق باشید و این نامه را زمانی که دریافت می‌کنید به آنچه دوست دارید دست پیدا خواهید کرد. فکر کنید و کسی را که دوست دارید و میدانید گرفتار است با قلبتان برایش دعا کنید تا مشکلات او از طرف خداوند به واسطه شما حل گردد و بعد یک اتفاقی که انتظارش را می‌کشید و حتی تصورش را نمی‌کنید برایتان اتفاق خواهد افتاد.
    با دعا برای آن دوست، برکت بیشتر برای شما خواهد رسید!
    این یک راز است… راز بقاء انرژی… رازی که در فیزیک و متافیزیک به قانون بقاء انرژی شهرت یافته است….”

    [پاسخ]

  44. محمد مسیحا می‌گه:

    (به نام آنکه عشق و پس از آن نفرت را آفرید)
    سلام ب همه کسانی ک ب اینجا مراجعه کردن
    در واقع عشق یه پرسه ی زمانیه ک فرد در این مدت دلشرو پیدا میکنه و میفهمه با آدم آهنی یه تفاوتایی داره حالا چه از نظر قلبی چه عقلی وقتی یه آدم عاشق یکی میشه یعنی داره تکامل پیدا میکنه
    هرکی سوال داشت بپرسه من به خیلی از دوستام مشاوره میدم

    فعلا …

    [پاسخ]

  45. sheyda می‌گه:

    ما زن ها گذشت رو خوب بلدیم !گذشت از بدیها ؛
    تهمت ها ،اشتباهات !گذشت از اخمها ؛
    دادها ،زیر آبی رفتن ها !
    گذشت از خیانت و خیانت و خیانت !ا
    ما ….این ظاهر ماست ؛
    وقتی دیدین گذشتیم حتی از خیانت ،
    بدونید از شما گذشتیم !
    ساکت و آروم ….
    ما زنهای وفادار همونطور که محکم می مانیم !
    محکم هم میرویم…

    [پاسخ]

  46. sheyda می‌گه:

    اصلن مرد باید مرد باشد قوی ، پر جرأت , فریادش تو را که هیچ دنیایت را بتکاند ,حرفش حرف باشد نه این که بگوید دوستت دارد ها , نه . همین که دلت قرص باشد به وجودش , همین که پشتت گرم باشد به محبتش یعنی تو را میخواهد , همین مردها هستند که دنیایت را صورتی که هیچ آسمانی میکنن …اگه همچین مردی رو دیدید تنهاش نذارید

    [پاسخ]

    e پاسخ در تاريخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۲ ۱۷:۳۸:

    من موافقم .حرفت درسته

    [پاسخ]

    sheyda پاسخ در تاريخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۲ ۱۷:۵۰:

    قربونت

    [پاسخ]

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۲ ۱۸:۰۵:

    الی جون وشیدا جون منتظرتون هستم
    شب
    انجمن
    تالار گفتگو

    [پاسخ]

    sheyda پاسخ در تاريخ مرداد ۳م, ۱۳۹۲ ۲۳:۵۱:

    سلام گلی جون من چندروز اینترنتم قطع بود خانمی ببخشیدبخدا

    [پاسخ]

    e پاسخ در تاريخ مرداد ۵م, ۱۳۹۲ ۰۲:۴۵:

    گلی جون من چند روز بود که سایت زیبا شو اصلا واسم باز نمیشد .فدات گلی جون مرسی

    [پاسخ]

    e پاسخ در تاريخ مرداد ۵م, ۱۳۹۲ ۰۳:۰۲:

    بچه ها رفتم تالار گفتگو پیداتون کردم خیلی خوشحال شدم دوستتون دارم .اما نشد من نظرمو ارسال کنم:-(:-(

    [پاسخ]

    محمد مسیحا پاسخ در تاريخ شهریور ۳م, ۱۳۹۲ ۰۱:۵۲:

    فقط ی مشکل چجوری تشخیس میدی فرد همچین مردی هستش؟

    [پاسخ]

  47. مونا می‌گه:

    سلام مرسی دوستان که امید میدین

    [پاسخ]

  48. sheyda می‌گه:

    دخترااگه واقعا کسی آدم رو ازته دل بخواد بی دلیل ولش نمیکنه رهاش نمیکنه با یه دنیا علامت سوال تنهاش نمیذاره حتی بی محلشم نمیکنه توانتخابتون دقت کنید زود دل نبندین هرکسی ارزش نداره پاتوقلبتون بذاره هرکسی ارزش اشک ریختن غصه خودن شمارو نداره بخداااااا

    [پاسخ]

    مانا پاسخ در تاريخ تیر ۲۶م, ۱۳۹۲ ۰۰:۲۵:

    موافقم

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۲ ۱۵:۳۸:

    چشمانش در دستانم راه می رفتند
    گیسوان سیاهش قلمی در چشمانم بودند
    هر لحظه بر پیشانیش اسم مرا می نوشت
    حتی انگشتانش خاطرات زندگی مرا می تافتند
    گاهی سرد
    گاهی اتشفشان خنده هایش
    کاش ترنم تو را بر سیمای فردایم همیشه با ساز آرام لبهایت می نواختم
    و
    کاش اشکی از ریزش دوباره اش به دنبال قدمهایت مست می گردید
    و
    کاش خاطره اتت به اندازه عبور لرزه های قلبم در فاصله محو می شدند
    باید آموخت
    باید آموخت
    باری دیگر آهنگ آشنایی را نواخت
    هیچ ترنمی آواز آشنای قلب نمی شود
    جز نقاشی تافته گیسوانت در تابلو زیبای شروع چشمانم
    تقدیم به عاشقان

    [پاسخ]

  49. sheyda می‌گه:

    خاطرات نه سردارندنه ته!بی هوامی آیندتا خفه ات کنند،می رسندگاهی وسط یک فکر،گاهی وسط خیابان،حتی وسط یک صحبت… سردت میکنند،رگ خوابت را بلدند!زمینت میزنند… خاطرات تمام نمیشوند تمامت میکنند.((تقدیم به همه شما عاشقا))

    [پاسخ]

  50. اسدالله قصاب می‌گه:

    مردحسابی دختر مردم را پله کردی اطلاعات میخوای برو کاراگاه خصوصی استخدام کن

    [پاسخ]

  51. مونا می‌گه:

    سلام بچه ها عشق من از دستم رفت بدون اینکه حتی کلمه ای توضیح بده
    دلم خیلی شکست
    خیلی بهش علاقه داشتم حالا با این علاقه بی سرانجام چه کنم
    همه امید من اون بود

    [پاسخ]

    sheyda پاسخ در تاريخ تیر ۲۵م, ۱۳۹۲ ۲۲:۳۶:

    عزیزم غصه نخورهیچ عشقی موندنی نیست فقط خاطراتن که میمونن واین توروقوی ترمیکنه که هرکسی لیاقت عشق تورونداره

    [پاسخ]

    سپیده پاسخ در تاريخ تیر ۲۶م, ۱۳۹۲ ۰۰:۵۵:

    عزیزم هرکسی لیاقت تو رو نداره بدان که اگر الان رفته تو خوشبختی زندگی همین چند روزه قدرشو بدان شاد شاد باشی

    [پاسخ]

  52. افسانه می‌گه:

    salam man nazdike7 8 mahi has ba ye pesari rabete daram to rabete bahash kheili badi kardam alan onam kheili hasas shode vali mikham hame chio jobran konam besham hamoni ke on mikhad be nazareton mitonam?????????man aslan nemikham az dastesh bedam kheili behesh vabasteam o dosesh daram mikham ashegham beshe

    [پاسخ]

    shabnam پاسخ در تاريخ تیر ۸م, ۱۳۹۲ ۱۹:۵۶:

    سلام
    مثلا چیکارا کردی باهاش؟؟ راه جبران همیشه هست گلم..

    [پاسخ]

  53. بهار می‌گه:

    سلام…
    من عاشق یه پسری شدم که قبلا خیلی بهش بی محلی میکردم…اما اون همیشه دنبالم بود…یا شاید عاشقم بود…از وقتی که فهمیده دیوونه وار دوسش دارم…بهم کم محلی میکنه…هر وقت بهش میگم اگه حوصلمو نداری میرم اون چیزی نمیگه ولی نشون میده که خواستار این رابطست…شاید بخاطر تنهاییشه…
    من باهاش قطع رابطه کردم ولی هنوزم میخوامش…من واقعا نمیتونم اونو از دل و فکرم بیرون کنم و میخوم برگرده…دیگه با بی محلی سمتم نمیاد چون دیگه دنبال یه رابطه جدیده..ولی من به هر قیمتی شده اونو میخوام…

    [پاسخ]

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۵م, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۹:

    همه مردا همینطورن
    دوس دارن توعشق ماجراجویی کنن براش بجنگن سخت بدست بیارن
    تقریبا هیچ مردی از خانومی که راحت خودشو بدستش میده وبهش میچسبونه خوشش نمیادو عاشق نمیشه فقط میشه سوژه برا سواستفاده جنسی

    [پاسخ]

  54. مونا می‌گه:

    سلام منم عاشق یکی هسم ولی اون اصن تو این فکرا نیس باهم دوستیم ولی یه طرفس هرچیم میگم با این دوستیی که خودت پیشنهاد دادی مشکل داری میگه نه .
    من دارم دیوونه میشم دوستام همه معتقدا این آدم خیلی منو دوس داره ولی نمیدونم چرا فاصله میگیره.
    نمیدونم چکارکنم هردم میگم بذا فراموشش کنم ولی دلم و فکرم نمیذاره چکار کنم از دستش ندم و دیگه فاصله نگیره.

    [پاسخ]

    sahar پاسخ در تاريخ تیر ۴م, ۱۳۹۲ ۱۹:۵۷:

    سلام مبینا جون .اگه ازت فاصله میگیره شاید دات رفته جای دیگه و داره بهت وانمود میکنه که داره ازت سیر میشه و میخواد تمومش کنه . ۱ راه وجئ داره که بفهمی میخوادت : اینکه یه مدتی تو هم اطش فاصله بگیری .. اگه اومد طرفت ماله خودته اگه نه کهد بهتره قیدش و بزنی چون بیشتر شکست میخوری در ادامه

    [پاسخ]

  55. میلاد می‌گه:

    بهاره ی عزیز واقعا متاسفم
    من به اطلاعات بیشتری نیاز دارم
    بگو که میدنی خونشون کجاست؟

    [پاسخ]

  56. mahla می‌گه:

    سلام – یه مدت کم محلیش کن به نتیجه میرسی – من امتحان کردم . پسرا از دخترایی که کم محلیشون میکنن و زیاد تحویلشون نمیگیرن خوششون میاد همین طور عکسش برا ما دخترا هم همینه …

    [پاسخ]

  57. zohre می‌گه:

    b khoda tamame eshgho asheghia 2rooooooooooooooooooghe

    [پاسخ]

    میلاد پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱م, ۱۳۹۲ ۱۶:۱۷:

    اشتباه میکنی بخدا
    اگه عاشق نشدی یعنی ضعف داری

    [پاسخ]

    roz پاسخ در تاريخ مرداد ۴م, ۱۳۹۲ ۲۱:۵۳:

    عزیزم تو خیلی اشتباه میکنی .درسته بعضیا هستن که عاشق نیستن و بعد چن ماهی رابطشون به هم میخوره ولی بعضیا هم هستن مثل کوه پشتتن و پابه پات میان تو هیچ شرایطیم ولت نمیکنن تو هم اگه تو عشق شکشت خوردی بازم خودتو ناامید نکن گلم.با این فکرا فقط خودت ضربه میبینی.

    [پاسخ]

  58. فاطمه می‌گه:

    من یک سال یه پسره ر ومیشناسم ازهمون دیدن اول مهزش ب دلم نشست وعاشقش شدم ب مرورزمان امااون فقط ازمن دوری میکردخیلی زجرکشیدم اماراضی نشدالانم هیچ امیدی ندارم احساس میکنم خاست خدانیست دارم عذاب میکشم………..خیلی دوستش دارم….حاضرم هرکاری کنم مال من بشه اماهیچ راهی نمیست……راهنماییم کنید

    [پاسخ]

    arezoo پاسخ در تاريخ خرداد ۳۰م, ۱۳۹۲ ۱۸:۵۸:

    سلام عزیزم
    بهتره ازش دوری کنی تو هم . بهش توجه نکنه یه مدت … ببین هیچ تغییری میکنه رفتارش .. و برای اینکه بتونی تحمل کنی دوریش و خودت و سرگرم کارای دیگه کن .و با دوستای دیگت برو بیرون .. تنها نباش ه تو فکرش بری … این راه نتیجه میده اگه بخوادت میاد طرفت و ازت خبر میگیره …

    [پاسخ]

    فرانک1 پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۹۳ ۰۰:۱۴:

    فاطمه جونم ازش دوری کن گاهی اوقات ب ادمایی محبت میکنیم ک جواب محبت ما رو با خیانت میدن ب نظر من حتی اگه عاشق یکی باشی نبایدبهش بگی چن ب محض اینکه بفهمه خودشو گم میکنه

    [پاسخ]

  59. بهار می‌گه:

    سلام میلاد
    نمیدونم ازکجا شروع کنم ،خیلی مختصر اینکه من عاشق پسری شدم که ۲ سال عاشقانه با من بود و میگفت میخواد باهم ازدواج کنیم نمیدونم چی درست بود وچی غلط نمیدونم چیو بهم راست گفت وچی دروغ بود
    اون قبل از من عاشق دختری بود که قرار بود با هم ازدواج کنن اما یه روز دختره بهش گفته داره با شخص دیگه ای ازدواج میکنه و برای همیشه ترکش کرده
    بعد از ۲ سال بدون هیچ حرفی ترکم کرد و گفت دیگه باهاش تماس نگیرم خیلی تلاش کردم ببینمش وباهاش حرف بزنم و دلیل کارشو بپرسم اما نشد
    نمیتونم باور کنم کسی که میگفت نمیتونه ناراحتی منو ببینه(اگرناراحت بودم یا مریض مثل دیوونه ها میشد) حالا اشکمو در آورده،کسی که میگفت بعد از مادرم تو تنها مونثی هستی که دوست دارم
    حالا ۶ ماهه از همدیگه بی خبریم
    هنوزم عاشقشم ودوسش دارم همش ازخدا میخوام فراموشش کنم اما نمیشه
    تمام این روزها گریه کردم که چرا بهم زنگ نزد یعنی نمیتونست حتی یه زنگ کوچیک یا پیامک بزنه
    همه بهم میگن اون بهت دروغ گفته بازیت داده
    نمیدونم اما هنوزم بااینکه ازم فاصله گرفته دوسش دارم دلم براش تنگ شده
    نمیدونم با دلم چه کنم هنوزم دوسش دارم
    یعنی اون برمیگرده پیش من نمیدونم یعنی اگه من بهش فکرکنم عشقم برمیگرده؟
    یعنی تمام حرفهاش دروغ بوده؟
    فقط بخاطر اینکه تنها بود بازیم داده؟
    چرا احساس خالصانه منو به بازی گرفت؟
    میلاد جواب سوالهای منو بده تویه پسری حتما میفهمی اون چه کرده بامن
    لطفا ازطریق ایمیلم بهم جواب بده
    دیگه ازهمه ناامید شدم

    [پاسخ]

  60. مهدی می‌گه:

    باباشماکه همتون عاشقین ماچی؟

    [پاسخ]

    میلاد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۹۲ ۰۴:۱۶:

    to cet sode

    [پاسخ]

  61. میلاد می‌گه:

    این کار اعتماد به نفست رو بالا می بره elaheجون یه مثال برات میارم تو توی زندگیت برات مشکلی پیش میاد میری پیش شیخی آخوندی یا افرادی دیگر میگی برات دعایی چیزی بنویسه خود به خود مشکل بعد مدتی حل میشه یعنی خدا حلش میکنه ولی چون تو به اون ایمان داشتی فک می کنی دعای اون حلش کرده
    حالا اگه طرف رو با دل دوست داری جدی نگیر چون کار دل دوست داشتنه ولی اگه با اقل دوستش داری دنباش برو اینا تجربه های خودم بود اگه راهنمایی بیشتری خواستی با من تماس بگیر۰۹۳۷۳۰۸۹۷۵۱

    [پاسخ]

    سهیلا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۹۲ ۱۹:۰۴:

    سلام میلاد
    نمیدونم ازکجا شروع کنم من عاشق مردی شدم که نمیدونم چی درست بود وچی غلط نمیدونم چیو بهم راست گفت وچی دروغ بود
    هنوزم عاشقشم ودوسش دارم همش ازخدا میخام فراموشش کنم
    میدونی من دانشجوهستم وتوی اتوبوس با هم آشنا شدیم
    میگفت مجرده وقبلا عاشق کسی بوده دردوران نامزدی میرن خارج
    دختره اهدافش عوض میشه با اینکه خیلی دوسش داشته حاضر
    به برگشتن نمیشه وپسره برمیگرده وطلاق غیابی میگیره
    درست بعدازسه ماهیکه ما باهم آشنا شده بودیم گفت بعداز۶ماهیکه
    برگشته ایران بهم ایمیل داده البته یکسال و۶ماه ازجداشدنشون میگذشت واون بعد یکسال امده بود ایران وحالا بعد ۶ماه با اون تماس گرفته بود
    حتی رفته بود پیش مادرشوهرش والتماس کرده بودکه شماره تلفنشو بهش بده ومیخاد که ببینتش
    همه چیو برام تعریق میکرد با اینکه عذاب میکشیدم اما خودم چون رشته ام روانشناسیه راهنماییش میکردم واونم میگفت خیلی حرفهات به دردم میخوره
    خودش میگفت جواب تلفنها واسهاشو نمیدم
    یباربا مادرش امد اصفهان همدیگرودیدم
    میگفت رابطه خیلی خوبی با مادرم وخواهرم داره ودوست جون جونی
    هستند
    بارها بهش گفتم کسیکه یبار تنهات گذاش وحاضر نشد ازخواسته هاش بگذره ارزش زندگی نداره
    اون دختر دیگه به دردت نمیخوره
    بعدازسه ماه که گذشت قبل عید دختره زنگ زده بوده که غلط کردم والتماس وگریه که بیا دوباره ازنو شروع کنیم
    چند جلسه ای رفته بوده وصحبت کرده وگفت کلی سنگ جلوی پاش انداختم اما اون همه را قبول کرد ومیگفت دوسم داره
    بهش گفتم وقتی بوسیدیش بهش حسی داشتی
    گفت نه دیگه عاشقش نیستم اگه بودم که با تو نبودم
    حتی تمام روزهای تعطیل قبل وبعد عید گفت باهام تماس نگیر
    فقط ایمیل بده چون خانوادم گوشیمو میبینن
    ۳۲سالشه نمیدونم
    تمام روزهای عید گریه کردم که چرا بهم زنگ نزد
    یعنی نمیتونست حتی یه زنگی کوچیک بزنه
    همه بهم میگن اون بهت دروغ گفته
    بازیت داده
    نمیدونم اما هنوزم بااینکه ازش خداحافظی کردم دوسش دارم
    دلم براش تنگ شده
    میگفت مجبورم باهاش ازدواج کنم ازطرف خانوادم تحت فشارم
    باهاش خاطراتی دارم که نمیتونم فراموشش کنم
    میگفت بیا ادامه بدیم دوستیمون رو
    اما وقتی فهمیدم دیگه با خانمش رابطه شروع کرده دیگه
    برای همیشه ازش خداحافظی کردم حتی دگیه بهش اجازه ندادم
    ایمیل بده کلا اززندگیم بیرونش کردم
    اما با دلم چه کنم هنوزم دوسش دارم
    یعنی اون برمیگرده پیش من
    یعنی با اون دختر زندگیش خوبه
    نمیدونم یعنی اگه من بهش فکرکنم عشقم برمیگرده؟
    یعنی تمام حرفهاش دروغ بوده؟
    فقط بخاطر اینکه ازخونه دوربود وتنها بود بازیم داده؟
    چطورشد یدفعه زنش بعدازاینهمه مدت پیداش شد؟

    میلاد جوابهای سوالهای منو بده
    تویه پسری حتما میفهمی اون چه کرده بامن
    لطفا ازطریق ایمیلم بهم جواب بده
    دیگه ازهمه کس ناامید شدم
    دلم میخاد دختره ولش کنه دوباره تنها بشه
    وبرگزده پیشم
    اما روزآخرگفت میخاییم زودتر عروسی کنیم وبچه دار بشیم
    کسیکه میگفت زنش دنیا عذابش داده
    دنیا بهش محبت کرده واون بهش پشت کرده
    کسیکه بخاطرش کارشو ازدست داده بود وافسردگی گرفته بود
    چطور یه روزه همه چیو فراموش کرد
    نمیدونم شاید همش دروغ بوده
    smorshedi2010@gmail.com

    [پاسخ]

    negar پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۵:

    Azizam khob mifahmamet.manam taghriban tu sharayetiam mesle to adam besho nistam taraf omade khastegarim vali khanevadam ghabol nemikonan akhemn tak dokhtaram un talagh dade ba ye bache ke albate dadash be zanesh vali man asheghane miparastamesh va be dastesh miaram male khodame be hich kas nemidamesh

    [پاسخ]

  62. elahe می‌گه:

    این اتفاق واقعا می افته..؟
    چه طوری؟..
    لطفا جواب بدید..

    [پاسخ]

  63. elahe می‌گه:

    سلام..
    من یکی و از صمیم قلب دوست دارم و عاشقش هستم..وفکر کنم اونم تا حدودی بدونه ولی به شدت بی توجهی نشون میده..نمیدونم چرا؟
    با این ترفند چطور میشه یکی رو عاشق خودمون کنیم وقتی هیچ کار بیرونی اتفاق نیفتاده و فقط روی افکارمون کار کردیم…
    واقعا میشه؟..
    لطفا جواب بدید..
    ممنون

    [پاسخ]

  64. بهار می‌گه:

    حالا اگه خودش عاشقم بود ولی مامانش نمیزاره چیکار کنم؟

    [پاسخ]

    میلاد پاسخ در تاريخ فروردین ۷م, ۱۳۹۲ ۱۳:۴۷:

    دل مادر شوهرت رو به دست بیار

    [پاسخ]

  65. nadia می‌گه:

    Man che juri mitunam eshghamu be tarafe khodam bekeshamesh che juri besh beresam lotfan komakam konin.

    [پاسخ]

  66. yasaman hashemi می‌گه:

    salam….man modati hast ke az ye pesar khosham eomade…va dosesh ham daram ….vali eon aslan be man tavajohi nemikone..nemidonam baraye chi….khahesh mikonam komakam konid ke betoonam delesho be dast biaram…..

    [پاسخ]

  67. parastu می‌گه:

    میخواستم بدونم چطوری یک نفر دیگرو عاشق خودمون کنیم؟
    لطفا جواب بدید

    [پاسخ]

  68. نگاه می‌گه:

    man inkararo anjam dadam natijash ali bod

    [پاسخ]

  69. تینا می‌گه:

    خب اگه یکی دیوانه وار دوست داشته باشه ،ولی خودت عاشق یکی دیگه باشی چی ؟؟؟
    خواهش میکنم توی اینمورد کمکم کنید

    [پاسخ]

    yalda پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱م, ۱۳۹۱ ۱۳:۲۲:

    manam daghighan moshkele toro daram

    [پاسخ]

    تینا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲م, ۱۳۹۱ ۰۷:۲۶:

    خب چ طوری با این مشکل میشه کنار اومد ؟؟؟

    [پاسخ]

    sheyda پاسخ در تاريخ تیر ۲۵م, ۱۳۹۲ ۲۳:۰۰:

    تابوده دنیا همین بوده توعاشق یکی هستی دیگری عاشق تو وعشق توعاشق کسی دیگه اینجوری میشه که همه آدما تنهامیمونند

    [پاسخ]

  70. تامی می‌گه:

    نمیدونم شاید بشه

    [پاسخ]

  71. منیژه می‌گه:

    اینکارو بکنیم طرف عاشقمون میشه؟
    لطفا جواب بدید

    [پاسخ]

  72. محبوبه می‌گه:

    سلام..میخواستم با هم تبادل لینک کنیم..من یه وب اموزشی دارم

    [پاسخ]

  73. محبوبه می‌گه:

    سلام من یه وب اموزشی دارم میخواستم با هم تبادل لینک کنیم..

    [پاسخ]

  74. مینو می‌گه:

    fekrae manfi nemizare.

    [پاسخ]

  75. محمد می‌گه:

    قابل تامل بود

    [پاسخ]

  76. farzaneh می‌گه:

    :) i will try it

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید :

Current day month ye@r *

Host by Abtin Web | Designed by: Mohammad Bina | Thanks to Mehdi Bina | SiteMap in XML