یخبندان در زندگی مشترک

11 Optimized 300x200 يخبندان در زندگی مشترکگاهی اوقات سردی و بی عاطفه‌گی میان زوج‌ها بسیار زود به وجود می‌آید و متأسفانه زن و شوهرهای بسیار جوان سال‌های طلایی عمر زندگی مشترک‌شان را با بی‌تفاوتی و بی‌اهمیت در کنار یکدیگر سپری می‌کنند. ازدواج مهم‌ترین مقوله در زندگی همه انسان‌هاست. به نظر می‌رسد که علی‌رغم تمام تلاش‌های دانشمندان و پژوهشگران نمی‌توان جلوی روند کوتاه شدن عمر انسان‌ها نسبت به نسل‌های قبلی و البته کوتاه شدن عمر زندگی مشترک آنها را گرفت! وقتی که یک ازدواج وارد فراز و نشیب‌ها و مشکلات خاص خود می‌شود و ثبات خود را از دست می‌دهد، می‌توان وقوع یک حادثه تلخ را پیش‌بینی کرد. این حادثه با نشانه‌هایی همراه است و اگر کمی توجه داشته باشید، می‌توانید پی به وجود آنها ببرید. آگاهی از آنها می‌تواند بهترین سلاح برای مقابله با اتفاقات ناخوشایند بعدی در زندگی مشترک باشد. مواردی که باعث دور شدن زن و شوهر از یکدیگر می‌شود.

هیچ حرفی ندارید با هم بزنید
وقتی که شما و همسرتان می‌‌خواستید یکدیگر را بشناسید و تصمیم به شروع زندگی مشترک داشتید، هیچ‌گاه از حرف زدن با یکدیگر و بحث کردن راجع به بسیاری چیزها خسته نمی‌شدید. با هم حرف می‌زدید تا از این‌راه همدیگر را بشناسید و به نقاط مشترک بیشتری برسید. وقتی که چند سال از شروع زندگی می‌گذرد. به تدریج گفت و گو بین زوج‌ها کم می‌شود و با ورود کودکان به زندگی به حداقل می‌رسد؛ تا جایی که دیگر نمی‌توانند با هم حرف بزنند و یا نمی‌خواهند با هم حرفی بزنند و این شروع یک وضعیت بد و ناخوشایند است.

 احساس مورد سوء استفاده قرار گرفتن
وقتی که از سوء استفاده کردن سخن به میان می‌آید، مردم بلافاصله به یاد سوءاستفاده‌های فیزیکی می‌افتند؛ در حالی که این رفتار انواع مختلفی دارد، مثل سوء استفاده کلامی و عاطفی. هر عملی که در زندگی مشترک به طرفین ضرر و زیان وارد کند، باعث نابودی روابط بین آنها می‌شود. این ضرر و زیان می‌تواند به هر شکلی باشد و اگر شما احساس می‌کنید مورد سوء‌استفاده قرار گرفته‌اید، حتماً به یک مشاور مراجعه نمایید.

در میان گذاشتن احساسات با دیگران
بسیاری از زوج‌ها در طول زندگی مشترک خود دچار آشفتگی‌ها و ناراحتی‌هایی می‌شوند و می‌خواهند برای سبک کردن بار غم و اندوه درونی خود کسی را به عنوان هم‌صحبت برگزینند؛ کسی به غیر از همسرشان! این مسأله کاملاً طبیعی است و حتی در بیشتر مواقع باعث سلامت روحی روانی می‌شود. اما وقتی این مسائل را با جنس مخالف خود مطرح می‌کنید و این کار به یک عادت تبدیل می‌شود، به تدریج رابطه‌تان مشکل و رنگ دیگری می‌گیرد. شاید در مرحله اول هدف‌تان درد دل کردن باشد، اما همین شکایت کردن‌ها از همسرتان به کسی که او را امین خود می‌دانید، باعث ایجاد رابطه‌ای نزدیک بین شما می‌شود و این اتفاق برای زندگی مشترک‌تان بسیار خطرناک است. لذا بهترین کار این است که مشکل خود را به جای در میان گذاشتن با افرادی که فکر می‌کنید دلسوزتان هستند، با یک مشاور خانواده مطرح کنید و از او کمک بخواهید. این کار برای حفظ زندگی مشترک‌تان بسیار بهتر است.

دیگر دوست و رفیق هم نیستید
روابط رمانتیک و مهربانی‌ها در سال‌های نخست زندگی مشترک، کم‌کم فروکش می‌کنند برای حفظ ثبات زندگی لازم است زن و شوهر بیشتر از هر کس دیگری دوست و رفیق هم باشند. دوست داشتن یکدیگر برای ادامه زندگی ضروری است. داشتن علایق مشترک و یا دست‌کم احترام گذاشتن به علاقه‌ها و بی‌علاقه‌گی‌ها یکدیگر نیز بسیار مهم است. وقتی احساس می‌کنید وارد مرحله‌ای شده‌اید که دیگر همسرتان را دوست ندارید و دیگر نمی‌‌توانید او را دوست و یار خود بدانید، وارد مرحله خطرناکی از زندگی مشترک خود شده‌اید.

بی‌توجهی به نیازهای یکدیگر
اگر مهربانی‌ها و دلسوزی‌ها کمتر شده و دیگر مثل گذشته به نیازهای یکدیگر توجه نمی‌کنید و غفلت‌ها و بی‌اهمیتی‌ها آنقدر زیاد شده که ممکن است کم‌کم از هم متنفر شوید، اولین و مهم ترین قدم را بردارید و به همسرتان توجه بیشتری کنید تا او نیز به طور متقابل تغییری در رفتارش ایجاد کند و از بی‌توجهی‌هایش دست بردارد.
چند ایده خوب برای احساس خوشبختی و رضایت از زندگی مشترک:
 همسر خود را شاد نگه دارید: داشتن یک زندگی زناشویی موفق و شاد، یعنی داشتن روابط سالم. حفظ روابط سالم در زندگی گاهی بسیار دشوار می‌شود، اما به هر حال شدنی است و فقط به زمان و تلاش بیشتر نیاز دارد. با احترام گذاشتن به احساسات همسر خود شروع کنید. و از این راه روابط خود را سالم و شاد نگه دارید. تا جایی که می‌توانید با هم ارتباط برقرار کنید و با یکدیگر حرف بزنید و زندگی را برای یکدیگر آسان‌تر کنید.
 فداکاری و جان‌فشانی کنید: قبل از آنکه به فکر رضایت و خوشحالی خودتان باشید، به خوشحال کردن همسرتان اهمیت دهید. اگر کله‌شق هستید و نمی‌توانید برای همسرتان جان‌فشانی کنید، تحمل به وجود آمدن شرایط ناخوشایند و نارضایتی از زندگی مشترک‌تان را نیز داشته باشید. این جان‌فشانی‌ها گاهی اوقات بسیار کوچک هستند و ممکن است بی‌اهمیت به نظر برسند؛ اما ساده‌ترین گذشت‌ها و فداکاری‌ها نیز گام بزرگی در جهت خوشبختی و دوام زندگی مشترک خواهند بود.
 مهربان و انعطاف‌پذیر باشید: زندگی با همسرتان و وقت گذراندن در کنار او همواره با عادت‌هایی همراه است که گاه باعث برخی عادت‌ها مثل پر کردن سینک ظرفشویی از ظرف‌های کثیف یا رها کردن خمیر دندان با در باز در دستشویی، باعث عصبانیت و آزاردگی هر یک از زوج‌ها می‌شود و گاهی اوقات آنها را تا مرز دیوانگی عصبانی می‌کند؛ اما بهتر است به مسائل کوچک تحریک‌کننده اهمیت ندهید و آنها را تبدیل به معضلات بزرگ زندگی خود نکنید. اگر همسرتان عادتی دارد که باعث آزار شما می‌شود، اما این عادت باعث ناراحتی کس دیگری نمی‌شود، بهتر است تلاش کنید آن را نادیده بگیرید.
 مسئولیت‌ها را تقسیم کنید: بسیاری از زوج‌ها معتقدند که تقسیم وظایف خانه یکی از مهم‌ترین رازهای برخورداری از زندگی مشترک خوب و احساس خوشبختی است. البته شاید نتوان کارها و مسئولیت‌های خانه را به طور مساوی تقسیم کرد، اما باید مطمئن باشید که عدالت رعایت می‌شود و مسئولیت سنگین‌تری روی دوش یکی از زوج‌ها قرار ندارد. تقسیم وظایف خانه باعث می‌شود که رابطه شما محکم‌تر شود و احساس پیوستگی بیشتری کنید.
 با هم گفتگو کنید: در مورد تمام مشکلات با هم حرف بزنید. نگرانی‌ها و نظرات خود را برای شریک زندگی‌تان بازگو کنید و بگذارید راه حرف زدن بین شما همیشه باز باشد. اگر عدم اطلاع کافی از افکار همسرتان شما را آزار می‌دهد و منجر به احساس نارضایتی در زندگی می‌شود. با یک بحث کامل و بازگو کردن افکار و نظرات خود می‌‌توانید از این مشکل جلوگیری کنید. به همسرتان بگویید که چه چیزی ناراحت‌تان کرده است. خجالت نکشید و احساسات‌تان را به او بگویید به این ترتیب به او نزدیک‌تر می‌شوید و شانس شما در به وجود آوردن زندگی مشترک خوب و سالم قابل اصلاح نیستند. گاهی اوقات لازم است این تفاوت‌ها را بپذیرید و سعی در تغییر آنها نداشته باشید؛ چرا که فقط خودتان را آزار خواهید داد.
 به زندگی‌تان هیجان بدهید: برای آنکه زندگی مشترک‌تان شکل یکنواخت و تکرار به خود نگیرد، لازم است گاهی اوقات کمی هیجان را چاشنی آن کنید. این هیجانات و سرگرمی‌ها غیرقابل پیش‌بینی هستند و خستگی‌ها و ملالت‌های زندگی روزمره را از بین می‌برند. با انجام برخی کارهای سرگرم‌کننده و هیجان‌آور همسرتان را متعجب کنید؛ مثلاً یک هدیه بدون ‌مناسبت خاص به او بدهید و یا هر کار مثبت دیگری که انتظارش را ندارد. انجام دهید.
 تعادل نقاط منفی و نقاط مثبت: برای ثبات و تداوم یک زندگی مشترک لازم است نیازها و خواسته‌های همسرتان را درک کنید. اگر فکر می‌کنید که یکی از کارها و عادات شما باعث ناراحتی همسرتان می‌شود و روی او تأثیر منفی می‌گذارد، با برخی کارهای مثبت، ایجاد تعادل کنید. شما وظیفه دارید جو مثبتی در محیط خانوادگی خود به وجود آورید. برای این کار منتظر نباشید همسرتان نخستین گام را بردارد. خودتان پیشقدم شوید. برای آنکه دوست داشته شوید، باید برخی حالات و حرکات مثبت از خودتان بروز دهید تا همسرتان به خاطر آنها بیشتر جذب شما شود.

ماهنامه دنیای سلامت۷۷

زیبــا شــو دات کام

شما ممکن است این را هم بپسندید

۱۶ پاسخ‌ها

  1. تنها گفت:

    سلام.منم با نظرتون موافقم.من ۲۲ساله ازدواج کردم.من آدمی فوق العاده احساساتی،معادی آداب و برعکس شوهرم خشک و بی روح،مادی و بی احساس.تموم سعیمو کردم که روش تاثیر بزارم و یه کم تغییر کنه ولی متاسفانه به جایی رسیده که دیگه بریدم و توانم تموم شده

    [پاسخ]

  2. بهاره گفت:

    سلام.خیلی زیبا وقشنگ بودباتوضیحات کافی

    [پاسخ]

  3. مینا گفت:

    همه چیز عالیه مرسی

    [پاسخ]

  4. nzn گفت:

    سلام
    من ۹ ساله ازدواج کردم ۱ دختر۷ ساله دارم مدتی بود به شوهرم شک داشتم تا بالاخره مچشو گرفتم .الان کاملا بخشیدمش چون هم زندگی وهم بچم وحتی خودش رو هم دوست دارم مشکلی الان هست اینه که دفعه اول که فهمیدم و بهش گفتم با اون دختر رابطشو تموم کرد البته امیدورم برای بار دوم اون دوست دخترشو اورده بود خونه و …. البته همزمان با هم با هر دوشون ارتباط داشت و کلا احساس میکنم ادمیه که به قول معروف خانوم بازی رو دوست داره به هر حال اون قسم خورد که همه چیزو تموم میکنه ولی واقعیت اینه که من اصلا نمیتونم بهش اعتماد کنم و واقعا دارم عذاب میکشم سعی میکنم ظاهرمو حفظ کنم ولی در باطن دارم داغون میشم به نظر شما میشه به همچین آدمی اعتماد کرد و به زندگی ادامه داد؟من واقعا سر در گمم میشه بهم کمک کنید؟

    [پاسخ]

    صنا پاسخ در تاريخ خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۱۷:۱۸:

    به همین فکر باش دوست عزیز مردا خیلی تنوع طلب و کثیفن .امیدوارم شوهر شما روی قسمش پای بند باشه

    [پاسخ]

  5. 3> گفت:

    من یه سوال دارم اگه جواب بدین ممنون میشم ۴ سال پیش با همسر و ۲ دخترم به خارج از کشور امدیم ۱۷ ماه پیش همسرم به ایران اومد،قرار بود ۳ یا ۴ ماه بعد برگرده که بر نگشت و اطرافیان متوجه ارتباط ایشان با خانمی شدند ،بهترین پاسخ برای ایشان که برای من آرامش به همراه بیاره چیست؟ .به عبارتی‌ می‌خوام بدونم در جمع ما خانوما با خیانت چگونه بر خورد میکنند؟

    [پاسخ]

  6. amirali گفت:

    سلام من با یه دختری که هم سنه خودمه خدود ۳ ساله با هم نامزدیم و عقد نکردیم به خاطر شرایط من شرایط مالی و سربازی و الان بی حد ناراحتم چونکه به شدت سرد شده رابطمون بیشتر از طرفه اون نمیدونم چیکار کنم سردرگمم حالم بده ،حس میکنم یکی دیگه اومده تو رابطه شایدم نه نمیدوونم اصلاخودمم دیگه خیلی مثل اوئن اولا اتیشی نیسم واسشو زیاد نمیخوامش اما خونواده ها میدونن و رفت وامد داریم حرف زدیم اگه من بگم نه یا اون بگه ظلم کردیم به هم نمیدونم راهنماییم کنید؟احساس میکنم اصلا اونی که می خوام نیست ،اون هم همینه میگه میگه ما با هم فرق داریممیگه میخواد نامزدیو به هم بزنه نمیدونم….به نظرتون چرا میخواد به هم بزنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

    ملیکا بینا پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۱ ۰۵:۲۸:

    سلام امیرعلی عزیز-درکتون میکنم ناراحتی عضوی از زیباشو ناراحتی ما هم میشه،برادر عزیز ببینید میدانید اسم نامزدی روش هست یعنی زمانی برای آشنایی و شناخت نسبی، در این دوران علاقه شکل می گیره، سلیقه ها تطبیق داده میشه ، شباهت ها مشخص میشه، .و تفاوت ها آشکار؛مشکلی که هست اینه که تفاوت های دوران نامزدی خیلی دیر آشکار میشه بخصوص وقتی طول مدت نامزدی تا چند سال طولانی بشه،افزایش دوران نامزدی باعث خارج شدن آن از شکل طبیعی شده و رنگ یکنواختی پیدا می کنه. دیگه جذابیت ها مانند سابق شیرین و قابل توجه نیستند از سوی تفاوت ها بیشتر نمایان می شوند،طولانی ترشدن دوران نامزدی یا دوستی، “تعهد” رابطه را کم رنگ تر و جایگزینی علاقه ها را بیشتر میکنه.به هرحال اتفاقیه که افتاده و پیش آمده و چقدر خوب این تغییر عقیده در دوره نامزدی ایجاد شده که فرصت جبران وجود دارد.معمولایک خانم به خاطر عدم اطمینان و تکیه برشمایعنی وقتی دختری از میزان امکانات و دارایی شما با خبر نباشد و اطمینان حاصل نکند که می تواند از لحاظ عاطفی و مالی به شما تکیه کند در این صورت قید ازدواج را می زند.(بخصوص وقتی پسر از نظر مالی وابسته خانواده باشد) ومستقل بودن( گاهی زنان بعدها متوجه می شوند که خیلی زود به کسی وعده ازدواج دادند و باید مدتی مستقل و تنها باشند تا بتوانند با خود کنار بی یایند.) نامزدی رو به هم می زنن-توکل به خدا کنید انشا …هرچی به صلاختونه واستون اتفاق میفته-شاد و تندرست باشید

    [پاسخ]

  7. irandokht گفت:

    ba dord
    man 45 sal daram modate 2sale ke rabete asheghane ba 1javane 22sale daram asheghane hamo dost darim vali hamash ehsas mikonam yerozi khahad raft va shayad az sare niyaze ke mano mikhad va in fasele seni ye jayi hardomono khaste mikone va yekimon ja mizane in afkar dare be shedat rabetamono tahtoshoaa gharar mide!
    nemidonam chikar konam man be hame moshavere dadam hala khodam mostasal shodam!!
    che bayad bokonam

    [پاسخ]

    ملیکا بینا پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۱ ۰۶:۰۷:

    سلام-قصدتون ازدواجه یا فقط ترس از دست دادنشو دارید،یه هرحال اگر همسر تون نیست فکر نمیکنم تعهدی نسبت به هم داشته باشید،ببینید اختلاف سنی دختر و پسر نباید آنقدر زیاد باشد که دوره رشدی آنها متفاوت شود و در علاقه ها، سرگرمی ها، طرز نگرش و بینش و انرژی های روانی با هم تفاوت اساسی داشته باشد. به عنوان نمونه همین ارتباطی که میکید با این سن در حالی که پسر در آغاز راه هیجانات، علاقه مند به شطینت های جوانی و جست و خیز و وقت گذرانی با دوستان، میهمانی و …. است، زن، کار و تفکر و مطالعه، فیلم و موسیقی و گوشه ساکت خانه جهت استراحت را بیشتر می پسندد. همچنین دیدگاه زن توام با تجربه و احتیاط است و دیدگاه پسر جوان ریسک و فعالیت های نو و بدیع.مشکل دیگر این است که فرد بزرگ تر برای اینکه فرد کوچک تر را جذب کند و زندگی تداوم یابد، باید مدام به او امتیازاتی بدهد که وی را به دوام زندگی دلگرم کند اما دادن دایم امتیازات همیشه امکان پذیرنیست، زیرا گاه دادن این نوع امتیازها برای فرد بزرگ تر غیرقابل تحمل یا غیرممکن می شود و به این ترتیب از انگیزه طرف مقابل برای ادامه زندگی می*کاهد. از سویی طرف کوچک تر که از نقطه ضعف همسر خویش اطلاع یافته درصدد اخذ امتیازهای بیشتری برمی آید که این امر اختلافات خانواده را تشدید کرده و جو ناامنی را بر خانه حکمفرما می*کند و به این ترتیب خانواده*ای نابسامان شکل می*گیرد همینطور سوظن از سمت طرف بزرگتر همیشه هست ،امرنهی کردن مداوم از طرف طرف بزرگتر و …همینظور به هرحالاز لحاظ ظاهری هم تفت زیاده خودتون میگید هرچه میگزره پسر جوان و جذابتر و دختر شکسته تر و….البته لازم به ذکر که همیشه استثنا وجود داره اینها نقاط مشاوره ای و روانشناسی و عامه اش بودند….به هر حال امیدوارم انتخاب عاقلانه و صحیحی داشته باشید-شاد و تندرست باشید

    [پاسخ]

  8. romita گفت:

    سلام من ۹ ماهه که ازدواج کردم و هر روزمون دعوا بوده.همسر من همش سر کاره.هر وقت که میگه فلان ساعت میام با ۳ ساعت تاخیر میاد.به هیچ چیز اهمیت نمیده.بجز سر کار رفتن هیچ کاری انجام نمیده.از صیح تا شب یه زنگ به من نمیزنه.ببینه مردم یا زنده.بیرون که میرم یه زنگ نمیزنه ببینه برگشتم یا نه.ساعت ۱/۵ شبم شده که اومده.مطمینم کار خلاف نمیکنه.سزش به کارشه.ولی من دیگه خسته شدم.نه تفریجی نه گردشی.منم از صبح تا شب تو خونم.اصلا دیگه حوصله هیچ کاری ندارم.خسته شدم دیگه ازین زندگی.بعد به من میگه انگیزه ندارم بیام خونه.من که تا حالا نشده یه غدای حاضری بهش بدم و همه کارام منظم ومرتبه…….چی بگم یکی نیست بهش بگه تو چه انگیزه ای به من میدی.

    [پاسخ]

    ملیکا بینا پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۱ ۰۶:۲۲:

    سلام عزیزم-ناراحت نباشید ۹ ماه که تازگیه ،شوره،عزیز دلم باید زندگیتونو جمع کنید یه مقدار باب میل اون رفتار کنید و شادو سرزنده باشید ؛ زن و شوهر مانند آیینه ای برای هم هستند بنابراین رفتار هر کدام از آنان واکنش دیگری در بردارد.اگر شب دیر به خانه می آید شما نرمال و اینطور عمل کنید که : شام را با کمال آرامش میل کنید و غذای او راهم در یخچال بگذارید و بعد از صرف شام بخوابید و تنها یک نوشته جلوی آیینه بگذارید که “شامت در یخچال است”…. این یک نوع برخورد غیرمستقیم است که غیرت همسرتان را تحریک می کنداگر محبت نمی کند اگر داد می زند شما هرگز نباید به جبران این عمل داد زده و عمل او را تقویت کنید بلکه بگوید “فکر می کنم امروز خسته ای و نیاز به استراحت داری”/ بخصوص هنگامی که ایشان از شما معذرت خواهی می کنند و عذرخواهی او را با لحنی خوب پذیرا بودید و در آن هنگام با گفتن جملاتی چون: وقتی این گونه خوب می شویی بیشتر عاشقت می شوم…. می دانم تو مرا دوست داری و منظوری از بدرفتارها ندارید” رفتار خوب او را تقویت کنید.
    در آخر شما مانند سایر زنان جامعه بسیار نرمال به زندگی خود ادامه دهید…به وقت خود به آرایشتان برسید نه برای همسرتان برای احترام به خودتان….به وقتش به بیرون بروید….اگر او بی خیالی می کند شما هم مدتی خود را به بیخیالی بزنید اما هرگز احترام او را نشکنید.منظورمان از بیخیالی اهمیت ندادن به همسر نیست بلکه مقصود این است که شما نباید رفتار واکنشی و هیجانی از خود نشان دهید و در کنار این باید از همسرتان خواسته داشته باشید.نباید از خود ضعف نشان دهید …اگر خلق و خوی خود را وابسته به عملکرد دیگری سازیم قطعا عواطف بی ثباتی خواهیم داشت. نباید خوشحالی و ناراحتی خود را وابسته به رفتارهای همسرت کنی در غیراین صورت یک بی مهری او،باعث خواهد شد شما تا چندین ساعت و چندین روز آشفته و غمگین شوید
    ابتدا باید روی مهارت های فردی کار کنید و وابستگی خود را کاهش داده ولی همچنان مانند یک زن خانه نقش همسری را بجا آورید.شاد و تندرست باشید

    [پاسخ]

  9. faride گفت:

    به خدا قسم اگر آدم با کسی زندکی کنه که خود خواه باشه و خودش رو از همه چیز بیشتر دوست داشته باشه اگر تمام این موارد هم رعایت بشه هیچ تاثیری در بهتر شدن زندگی مشترک نخواهد داشت
    من عمریست که این حرفها را به کار بستم و هیچ نتیجه ای نگرفتم
    مگر اینکه هر دو طرف همزمان رعایت این مسائل بکنند
    برای همه زوج های جوان آرزوی خوشبختی دارم
    زندگی را مثل صفحه شطرنج ببینید و هر زمان وهر کجا مهره را جای خود ودرست حرکت دهید مطمئن باشید موفق خواهید شد باز هم میگویم این سعی وتلاش باید دو طرفه باشد وگرنه اب در هاون کوبیدن است

    [پاسخ]

  10. raika گفت:

    سلام ممنون از لطفتون که به حرفام گوش کردین و جوابمو دادین
    ببخشید منظورتون از شرایط خاص رو نفهمیدم؛ولی همش میگه تو احترام منو نگه نمیداریو…درصورتی که ماخانوادگی طوری هستیم که به شوهرامون خیلی احترام میذاریم.یا یه وقتایی که خیلی عصبانیم میکنه داد بزنم حتی دستشم به روم دراز میکنه و میگه حرفاتو همه شنیدن درصورتیکه خودش همش حرفاشو بادادزدن ادامیکنه
    فکرهم نمیکنم راضی بشه بیاد پیش یه روانپزشک که تحت درمان قرار بگیره
    حالا من چیکار کنم
    دیگه خسته شدم

    [پاسخ]

  11. raika گفت:

    با عرض سلام و تبریک سال نو
    من شوهرمو دوست دارم میدونم که اونم منو دوست داره ولی با این وجود بعضی اوقات فکر میکنم که ازش متنفرم چون احساس میکنم اصلا آدم منطقی نیست؛ خیلی زود عصبانی میشه و حرفها و گله هاشو با داد و عصبانیت (حالا میخاد عامل این عصبانیت منم نباشم؛خونوادم باشند) اعلام میکنه ؛ البته اینم بگم زودم از رفتارش پشیمون میشه ولی میترسم در آینده این رفتارش بدترم بشه(اخه ما الان نامزدیم)
    نمیدونم چیکار کنم میشه یه راهنمایی کاربردی بهم بدین!!!!!!!!!!!
    خیلی ممنونم از لطفتون

    [پاسخ]

    ملیکا بینا پاسخ در تاريخ فروردین ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۰۷:۲۸:

    سلام، این مشکلات رفتاری معمولا در آغاز زندگی مشترک شروع شده و اگر زوجین به دنبال حل آن بر نیایند، متاسفانه در طول زمان تشدید و مستحکم تر می شوند. اگر عصبانیت ایشان به شرایط خاصی ربط دارد ، باید به فکر تغییر شرایط بود. اگر نامزد شما در حالت عصبانیت می تواند رفتارش را کنترل کند، مشکل بالینی در کار نیست و می تواند با یادگیری مهارت های کنترل خشم، این کنترل را بیشتر کند. در اینصورت اطرافیان ایشان می توانند دائما به او بازخورد بدهند (مثلا، به نظر می رسد خیلی به هم ریخته ای. صورت و چشمانت قرمز شده است و …..) تا متوجه عصبانیت و خشمش بشود و برای حل مشکل اقدام کند. اما اگر در حین عصبانیت، رفتار او از کنترل خارج می شود، باید تحت رواندرمانی یا درمان دارویی قرار گیرد.شاد و تندرست باشید

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *