وسعت زیبا دیدن

1x1.trans  وسعت زیبا دیدندر یک بیمارستان دو بیمار به نام های تام و جک وجود داشتن که تام اجازه حرکت کردن نداشت
ولی جک که تختش کنار پنجره بود می تونست هر کاری بکنه .
جک هرروز می رفت کنار پنجره و از زیبایی های طبیعت برای تام تعریف می کرد .
جک می گفت که پشت پنجره پارک بزرگی وجود دارد که حوضی در وسط ان مانند ستاره می درخشد
و پرندگان اواز می خوانند و کودکان بازی می کنند .
جک هر روز تعریف می کرد ….
یک روز صبح که تام از خواب بیدار شد دید که جک نیست …
پرستار را صدا زد و گفت که اون کجاست . پرستار گفت اون مرخص شده و تازه تو هم بهتری و می تونی حرکت کنی …
تام با اصرار فراوان بالاخره تختش رو به کنار پنجره برد … با صحنه ی عجیبی مواجه شد …
پشت پنجره یک دیوار بزرگ بود که جلوی دید رو گرفته بود ……
دوباره پرستار رو صدا زد و جریان رو براش تعریف کرد . پرستار جمله ای گفت که سر تا پای تام گیج رفت …
پرستار گفته که جک نابینا بود…

زیبـاشودات کام

موضوعات مرتبط

می توانید به آخر صفحه مراجعه کنید و کامنت بگذارید
آخرین ارسال های انجمن 

۱۸ دیدگاه برای “وسعت زیبا دیدن”

  1. بنده خدا می‌گه:

    افرین.ممنون ازاینکه بهم یاداوری کردیدکه عینکم رو عوض کنم.عالی بود

    [پاسخ]

  2. dariush می‌گه:

    واقعا زیبا بود،حال کردم دمتون داغ

    [پاسخ]

  3. سارا می‌گه:

    متن داستانو ی جا دیگ خونده بدم عالی بود میتونستی از جملات زیباتری استفاده کنی ک ب دل ادم بشینه،ب هرحال ممنون

    [پاسخ]

  4. هستی! می‌گه:

    کاش داستانتون کمی طولانی تروجذابترباشه!بهرحال شگفت انگیزبود!ممنون

    [پاسخ]

  5. soheil می‌گه:

    jaleb va amozandeh bood . thanks

    [پاسخ]

  6. لیلا می‌گه:

    خیییییییییییییییییییلی خوبه
    .
    .
    .
    .
    .
    ممنون

    [پاسخ]

  7. سارا 16 می‌گه:

    تکراری بود

    [پاسخ]

  8. علیرضا می‌گه:

    چرت بود

    [پاسخ]

  9. Aida می‌گه:

    خوشحال میشم آگه با من در ارتباط باشید……مرسی زیبا شو***************

    [پاسخ]

  10. شلیر می‌گه:

    مرسی عالی بود

    [پاسخ]

  11. ملیس می‌گه:

    عالی بود خیلی لذت بردم از خوندنش

    [پاسخ]

  12. maria می‌گه:

    داستان خیلی جالبی بود خوشم اومد. مرسی

    [پاسخ]

  13. فهیمه می‌گه:

    خیلی قشنگ بود…. مرسی

    [پاسخ]

  14. somayeh می‌گه:

    با اینکه قبلا این داستان خونده بودم دوباره از خوندنش لذت بردم مقسی

    [پاسخ]

  15. آزیتا می‌گه:

    فوق العاده بودن، باز هم از این پست ها بزارید

    مـــــــــــــــــرسی زیباشو

    [پاسخ]

  16. raha می‌گه:

    عالی بود دوباره از اینا واسمون بذارین ممنونم

    [پاسخ]

  17. maryam می‌گه:

    خیلی زیبا بود متشکرم

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید :

Current day month ye@r *

Host by Abtin Web | Designed by: Mohammad Bina | Thanks to Mehdi Bina | SiteMap in XML