چراغ قرمزهای همسرداری

1x1.trans چراغ قرمزهای همسرداریحتماً شنیده‌اید که بسیاری از کتب و مقالات به خانم‌‌ها توصیه می‌‌کنند که همسرشان را دست کم نگیرند، او را نادان تصور نکنند و گمان نکنند می‌‌توانند همسرشان را گول بزنند و از انجام برخی رفتارها و گفتن بعضی حرف‌‌ها جلوی او خودداری کنند! اما چرا؟ آیا واقعا خانم‌‌ها گاهی باید صمیمیت و یکرنگی را با همسر خود کنار بگذارند و خود را طور دیگری به همسرشان نشان بدهند؟ مسلم است که تظاهر در زندگی زناشویی، چه از طرف مرد باشد و چه از طرف زن معنا ندارد و دروغ گفتن به همسر نیز هیچ سودی نخواهد داشت.

اما این توصیه‌‌ها، گاه برای این هستند که هم خانم‌‌ها و هم آقایان بتوانند بیش از پیش خود را به جای همسر بگذارند و درک متقابل آنها از همدیگر بیشتر شود. در این مقاله بعضی از چراغ قرمزهایی که خانم‌های متاهل در جاده‌ی زندگی مشترک نباید از آنها عبور کنند برایتان انتخاب کرده‌ام. به آنها توجه کنید.

چراغ قرمز اول: زیاد شاعرانه نباشید!
بر خلاف تصور برخی از خانم‌‌ها، مردها از زن‌هایی که هر روز منتظر محبت زیاد یا جملات و پیامک‌های شاعرانه و عاشقانه هستند خوششان نمی‌آید. آنها زن‌های معمولی با نیازهای عادی را ترجیح می‌‌دهند. زنی که سرد و بی‌عاطفه است به اندازه‌ی زنی که بیش از حد وابسته و عاطفی باشد برای مردها منزجر کننده است. مردها نمی‌خواهند نقش یک تکیه‌گاه عاطفی بزرگ را بازی کنند که همیشه ناچار به حمایت از یک زن است. آنها دوست ندارند هر روز پیامک‌های عجیب و غریب و زیاد از حد شاعرانه دریافت کنند و از اینکه همسرشان بی‌وقفه از آنها محبت بخواهد هم خوششان نمی‌آید. یک زن داتاً سعی می‌‌کند موقعیت‌های جدی و موقعیت‌های عاشقانه را از هم جدا کند و به همسر این فرصت را بدهدکه درکنار عاشق بودن، برای زندگی عادی هم فرصت داشته باشد وگرنه به زودی همسرش را خسته و فراری خواهد کرد.

خانم‌هایی که همسر خود را آغاز و پایان جهان می‌‌دانند و برای هر کاری می‌‌خواهند به آنها تکیه کرده یا زندگی را تبدیل به یک فیلم عشقی کنند بهتر است خودشناسی خود را بیشتر کنند، ریشه‌ی کمبودها و کاستی‌های خود را بشناسند و در صدد تغییر چنین رفتارهایی باشند.

چراغ قرمز دوم: بیماری خرید کردن نداشته باشید!
بیشتر مردها در مورد خرید کردن، رفتار هدفمند دارند. یعنی تا نیاز به خرید نداشته باشند دوست ندارند در پاساژها و مراکز خرید پرسه بزنند. در واقع مرد‌‌ها با زن‌هایی که تمام زندگی‌شان به فکر خرید کردن هستند راحت کنار نمی‌آیند. همچنین از زن‌هایی که سخت خرید می‌‌کنند و به اصطلاح در خرید وسواسی یا سختگیر هستند هم رضایت ندارند. این دسته از مردها هدفمند وارد مغازه‌‌ها می‌‌شوند و تا وقتی ندانند که کالای مورد نظرشان را کجا پیدا می‌‌کنند، سراغ خریدنش هم نمی‌روند. زن‌هایی که دوست دارند تمام شهر را برای پیدا کردن یک کیف یا کفش بگردند، باب میل این مردها نیستند. گرچه جا دارد که مردها عادت برخی خانم‌‌ها به خرید کردن یا گشتن در مراکز خرید را درک کنند اما خرید کردن بیش از حد برای هیچ کس قابل درک نیست و نشان از نوعی اختلال روانی دارد. خانم‌هایی که زیاد خرید می‌‌کنند و تازه از همسر هم انتظار دارند که در این خرید‌‌ها همراهی‌شان کنند باید از خود بپرسند چه خلاء یا نگرانی یا اضطرابی را با خرید می‌‌خواهند پر کنند و اگر لازم شد به متخصص مراجعه کنند. خرید بیش از حد نه تنها همسرتان را از شما دور می‌‌کند بلکه اسراف و هرز منابع مالی و انرژی نیز هست.

چراغ قرمز سوم : مدام همسرتان را چک نکنید!

مردها از این که به صورت مداوم تحت نظر باشند بیزارند. برای آنها گرفتن رمز عبور رایانه‌هایشان، چک کردن تلفن‌‌ها یا حساسیت نسبت به همکاران، می‌‌تواند نشانه نابود شدن رابطه با همسر و نابود شدن زندگی باشد. چیزی که بیشتر از همه مردها را از ازدواج فراری می‌‌دهد، ترس از محدودیت و همین کنترل شدن‌هاست. به جای اینکه با شوهرتان مانند بازپرس‌‌ها رفتار کنید و زندگی‌تان را وارد همان چالش‌هایی کنید که از آنها می‌‌ترسید، سعی کنید با ایجاد فضایی گرم و با محبت در خانه، پایه‌های زندگی مشترک‌تان را محکم‌تر کنید.

متاسفانه برخی خانم‌‌ها با مردهایی ازدواج می‌‌کنند که به هر دلیلی نسبت به آنها شک دارند. آنها بعد از ازدواج با اعمال کنترل‌های بیش از اندازه می‌‌خواهند شک خود را بیازمایند. این کار نه تنها اشتباه است بلکه نشان از اختلال‌های روانی و رفتاری خود خانم‌‌ها دارد. اگر واقعا نسبت به کسی شک دارید اصلا با او ازدواج نکنید چون هیچ زندگی موفقی را نمی‌توان روی شک و تردید بنا کرد. اگر همسرتان به هر دلیلی قابل اعتماد نیست، خدای ناکرده دنبال زن‌های دیگر است یا مثلاً بدون مشورت با شما پولش را به هدر می‌‌دهد یا… او نیز دچار اختلال است و چنین اختلال‌هایی با کنترل شما رفع نخواهد شد. اگر زندگی شما دچار مشکل یا مسئله است این مسئله را با کمک متخصص رفع کنید. چک کردن، کنترل کردن و گوش ایستادن روش موثری برای درمان نیست!

چراغ قرمز چهارم: نوار ضبط شده نباشید!

همه می‌‌دانیم که گفتگوی متقابل در زندگی مشترک، لازم و روش مناسبی برای حل اختلافات و رسیدن به راه حل است و حتی اگر کمرنگ شود، می‌‌تواند بقای یک زندگی را به خطر بیندازد. اما این به این معنا نیست که مانند نوار ضبط شده به شکایت یا حرف زدن مدام و تکراری بپردازیم. بسیاری از مردها به مشاور یا دوستان خود می‌‌گویند همسرم به من اجازه حرف زدن نمی‌دهد. آنها وقتی که همسرشان به جای آنها اظهارنظر می‌‌کند و به سؤالاتی که از آنها پرسیده شده جواب می‌‌دهد، عصبانی می‌‌شوند و اگر چنین اتفاقاتی پشت سر هم تکرار شود، خیلی زود از همسرشان دلسرد می‌‌شوند. اگر می‌‌خواهید در مورد موضوعی با شوهرتان گفت‌وگو کنید، اجازه دهید که آزادانه نظرش را بگوید و هیچ‌وقت با حدس زدن جمله‌هایش و کامل کردن آنها رابطه کلامی‌تان را خدشه‌دار نکنید.

چراغ قرمز پنجم : شوهرتان را تهدید نکنید!

بخواهید یا نخواهید، مردها از زن‌هایی که برای رسیدن به خواسته‌هایشان از در تهدید وارد می‌‌شوند بیزارند، پس اگر می‌‌خواهید رابطه‌تان یکطرفه نشود و زندگی مشترکتان قوام و دوام داشته باشد، برای همسرتان خط و نشان نکشید و مدام همسرتان را تهدید نکنید. ضمن اینکه مردها بر این باورند که تهدید‌های زنانه در بیشتر موارد عملی نمی‌شود. پس به جای اینکه همسرتان را تحت فشار بگذارید یا به شکل توهین‌آمیزی او را تهدید کنید، برایش اهمیت مسئله را توضیح دهید و تلاش کنید با گفت‌وگو به یک نظر مشترک برسید. توجه داشته باشید که اگر همسر شما به خواسته شما اهمیت نمی‌دهد، مشکل‌تان بزرگ‌تر از آن است که با تهدید حل شود. در این مورد بهتر است از متخصص کمک بگیرید .

چراغ قرمز ششم : همسرتان را محدود به خود نکنید !

متاسفانه برخی زن‌‌ها فکر می‌‌کنند زندگی مشترک یعنی زندگی کردن مثل دوقلوهای به هم چسبیده. آنها انتظار دارند همسرشان از همان لحظه‌ای که از محل کارش خارج می‌‌شود، دربست در اختیار‌شان باشد و با این کار عشقش را به زندگی مشترک ثابت کند! خود این زن‌‌ها هم زندگی‌شان را محدود به همسرشان می‌‌کنند و چون از همه فرصت‌‌ها و خواسته‌هایشان می‌‌گذرند، چنین انتظاری را از همسرشان هم دارند. اما واقعیت این است که کسی از آنها نخواسته از فرصت‌هایشان بگذرند. یک مرد معمولی، دوست دارد همسرش یک زندگی عادی و همچنین دوستانی داشته باشد که گاهی با آنها وقت بگذراند. گاهی به تنهایی احتیاج داشته باشد و به فکر آینده و پیشرفتش هم باشد. یک مرد معمولی خودش هم به همین شیوه زندگی می‌‌کند و اگر کسی انتظاری جز این داشته باشد، خیلی زود با او به مشکل برمی‌خورد.

چراغ قرمز هفتم: از زن‌های دیگر بدگویی نکنید!

برخی از خانم‌‌ها گمان می‌‌کنند توجه همسرشان به زن‌های دیگر، تقصیر آن زن‌هاست، در نتیجه می‌‌خواهند با بدگویی از آن زن‌‌ها و تلاش برای تخریب چهره آنها، آن زن‌‌ها را از چشم شوهرشان بیاندازند و به خیال خود، زندگی مشترک خود را نجات دهند. متاسفانه این زن‌‌ها فکر می‌‌کنند، تحقیر خانم‌های دیگر در مقابل همسرشان و برجسته نشان دادن عیب‌های آنها می‌‌تواند تصور همسرشان را نسبت به زن‌های دیگر تغییر دهد. اما این جملات منفی، دقیقاً همان حرف‌هایی است که مردها از شنیدن‌شان بیزارند. در واقع مردها اهمیت نمی‌دهند که شما چه نظری در مورد خانم‌های دیگر دارید. آنها دنیا را همانطور که خودشان می‌‌خواهند می‌‌بینند؛ پس با انتقال این قضاوت‌های اغراق شده، توجهشان را به موضوعی که از آن هراس دارید، جلب نکنید. قضاوت شما نمی‌تواند وفاداری همسرتان را کم و زیاد کند. بنابراین اگر به محبت همسرتان شک دارید، یا گمان می‌‌کنید نظر او به سمت زن دیگری جلب شده است، به‌جای تخریب و ابراز تنفر از آن زن، ریشه مشکل را پیدا کرده و ارتباط خود با همسرتان را بازسازی کنید.

 رکسانا خوشابی کارشناس ارشد مشاوره

زیبـــاشـــو دات کام

موضوعات مرتبط

می توانید به آخر صفحه مراجعه کنید و کامنت بگذارید
آخرین ارسال های انجمن 

۱۴۴ دیدگاه برای “چراغ قرمزهای همسرداری”

  1. ساناز می‌گه:

    سلام دوستان من الان حدودا یه سالو نیمه ک ازدواج کردم .تو زندگیم مشکل مالی ندارم اما اصلا خوشبخت نیستم شوهرم اجازه هیچ کاری رو بهم نمیده با این که درسم خیلی خوب بود نزاشت دانشگاهمو ادامه بدم همش بهونه میاره ک راهت دوره کی میخواد تو رو برسونه چون از خانوادمم دورم هیچ کسیو ندارم ک باهاش رفتو امد کنم دیگه احساس میکنم دارم دیوونه میشم حتی حق تنهایی خرید رفتنم ندارم هر چیم باهاش منطقی حرف میزنم نمیفهمه تو رو خدا کمکم کنید دارم عذاب میکشم

    [پاسخ]

  2. افشین می‌گه:

    با سلام.
    من با زنم یک مسله ای دارم نمیدونم چکار کنم خواستم ببینم کسی میتونه کمکم کنه
    من ماهی یک بار با دوستام مجردی میریم بیرون(البته همه متاهل هستن) هنوز هم تو عقد هستم. ولی هر بار که میریم بیرون زهر مارم میکنه بیرون رفتنم رو قبل از ازدواج هم گفتم من با دوستام ماهی یک بار میرم بیرون قبل کرده ولی هر بار که میرم بیرون دعوامون میشه الکلی بهانه میگیره تا یک دو روزی قهر از این برنامه ها نمیدونم چکار کنم.به این بیرون رفتن هم نیاز دارم تا کمی از فشار زندگی کم شه.

    [پاسخ]

  3. محمد می‌گه:

    با عرض سلام من حدود یکساله که در دوران عقد هستم من ادم عاطفی هستم ولی خانم نه و روحیش مثل مردا میمونه بحثمون از اینجا شروع شد وکم کم بیشتر شد وسر موضوعات بیشتر وخانواده من روی من خیلی حساسن چون من تک پسر هستم با ۵ تا خواهر وکم کم این بحث به خانواده من رسید وپدر خانوم من از اون ادمهای سنتی که نمیزاره عروس وداماد با هم رابطه داشته باشند و یک روز که خواهرم با همسرم برای خری طلا رفته بودند از سر این موضوع بحثشون بالا گرفته بودوکم کمک بین اونا وخانمم جدایی افتاد واین موضوع باعث شد که روز به روز فاصله من و خانمم بیشتر بشه و علاقمون کمتر وحالا خانمم من میگه که خواهرات توی زندگی من دخالت میکنن اخه زندگی مستقل ما هنوز شروع نشده چه دخالتی خواهش میکنم کمک کنید

    [پاسخ]

  4. سوگلی می‌گه:

    سلام دوستای خوبم حالم خیلی بده نمی دانم چکار کنم دیشب متوجه شدم شوهرم فیلمای پورنو نگا میکنه همش هم فیلم زنا بودن اصلا انتظار نداشتم با من اینکارو کنه با اینکه همیشه بهم ابراز علاقه میکرد ودنبال بود وهمش منو میبوسید دارم نابود میشم من خیلی به این چیزا حساسم دلم شکسته چطوری ببخشمش کمک کنید…..

    [پاسخ]

    مانا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹م, ۱۳۹۲ ۱۶:۱۵:

    سوگلی عزیزم نبینم حالت بد باشه.قبل از بخشش و این حرفا اول بشینید صحبت کنید که چرا اینکارو کرده؟ببین دلیلش چی بوده؟بعدا اگه بهت قول داد که دیگه تکرار نمیکنه بخشش عزیز دلم و دیگه بهش شک نکن.زندگی رو گذشت آدما استواره

    [پاسخ]

    سوگلی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹م, ۱۳۹۲ ۱۶:۴۳:

    ممنونم ازت مانا جون ولی وقتی یادش میفتم چندشم میده تنفر میگیرم خیلی برام سخته

    [پاسخ]

    سوگلی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹م, ۱۳۹۲ ۱۷:۰۲:

    مانا جون دیگه چیزی برای گفتن نمونده آخه اون میدونه اشتباه کرده فقط سکوت کرده وهیچی نمیگه باید ادبش کنم دیگه نمیزارم بیاد طرفم که دلش بترکه

    [پاسخ]

    ستاره پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹م, ۱۳۹۲ ۱۷:۲۲:

    سوگلی جان . متاسفم . و نمی خوام ناراحتت کنم اما می خوام اینو بدونی که صد درصد آقایون اینکار می کنن. منم اولین باری که اینو فهمیدم همین حس تو رو داشتم. دقیقا حس تنفر و چندش. چند سال گذشته و با چیزهایی که دیدم و شنیدم فهمیدم که متاسفانه این ساختار مردهاست که به این چیزا گرایش زیادی دارن. و همینجوری که هم تو هم من و هم خیلیهای دیگه به این نتیجه رسیدیم همشون این کارو دور از چشم زنشون انجام میدن. البته خیلیم طبیعیه چون کی دوست داره شوهرش اینکارو کنه !!؟ اگر هم کسی هست که فکر می کنه مردش اینکارو نمی کنه فقط به خاطر اینه که ندیده .
    سوگلی جان به خودت بقبولون که مردها توی این مورد همه مثل همن .( من تو این موضوع شک ندارم) سعی کن ناراحت نباشی و بی خیال باشی . چون حتی اگه بخهت قول بده بازم نمیتونه دنبالش نره. پس قول دروغ ازش نگیر. و دنبال خصلتهای دیگه در همسرت باش. که انشالا انقدر خصلت خوب داره که اون مورد رو می پوشونه.

    [پاسخ]

    سوگلی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹م, ۱۳۹۲ ۱۹:۱۲:

    مرسی ستاره جان

    [پاسخ]

    goli پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹م, ۱۳۹۲ ۱۹:۲۹:

    salam sogoli joon taze oomadi? man too anjoman javabeto dadam khoda kone bedardet bokhore azizaaam

    [پاسخ]

    مانا پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱م, ۱۳۹۲ ۰۱:۵۷:

    ستاره جون من باهات موافق نیستم.حالا یکی دوبار گذری دید زد با عادت کردن فرق داره.سوگلی جون سعی کن ببخشیش و ازش بخوای تکرار نکنه چون اعتیاد آوره.بگو که این کار تورو به شدت ناراحت میکنه.اون بحث تو انجم ک گلی میگه هم نگاه بنداز عزیز دلم

    [پاسخ]

    سوگلی پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱م, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۳:

    مرسی گلی مانا وستاره فداتون

    [پاسخ]

    ستاره پاسخ در تاريخ شهریور ۱م, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۵:

    مانا جون من که نگفتم ایشون عادت به این کار دارند. من میگم کلا مردها گرایش به این چیزا دارن. خدا نکنه که عادت بشه برای کسی چون به قول تو اعتیادآوره و به انحرافات جنسی کشیده میشه.

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ شهریور ۹م, ۱۳۹۲ ۰۸:۴۵:

    سوگلی جان سلام . باید بگم این فیلم ها با فرهنگ خیلی ها نمی خونه . ولی یکی دوبار نگاه کردن به این ها ایراد که نداره بلکه خوب هم هست . هم مرد پوزیشنهای متنوعی یاد می گیره که در رابطه موثرند هم زن. در ثانی روشهای معاشقه را بیشتر میشه یاد گرفت . البته نباید زیاد تکرار بشه هر بار در رابطه جنسی. البته اگر هدف لذت بردن از همسر خوش باشه زیاد هم ایراد نداره. ولی در هر صورت مشکل ساز هم هستند اگر مقایسه بشه . چون ستاره های این فیلم ها آدم های انتخاب شده از بین صدها هستند . پس شما هم سعی کنید لذایذ این فیلم ها را یاد بگیرید و به شوهرتون در ارضا کمک کنید تا زیاد نیازی به این فیلم ها نداشته باشه. ولی تکنولوژی همین است هم منفی داره هم مثبت مثل اتم و راههای استفاده از آن . متشکرم

    [پاسخ]

  5. malie می‌گه:

    azize delam slm aval az hame agar hamsareto dost dari be mehrie fekr nakon kanone zendegito bekhatere ye dong khone beham nazan ye zendegie khob va aramesh arzeshesh bishtar az yedong khonast

    [پاسخ]

  6. فرانک می‌گه:

    سلام دوستان من یه مشکل خیلی بزرگ دارم تورو خدا هر کی میتونه بهم کمک کنه من حدودا ۱سال و نیم هست که عقدکردم نامزدم فرد عصبی هست و هفته ی یکی دوبار مشروب میخوره و این مشروب خوردنش منو خیلی عذاب میده با عصبانیتش تا حدودی میتونم کنار بیام ولی با مشروب نمیتونم با حرف زدن معمولی هم حاضر نیست کنار بذاره نمیدونم چطوری باهاش حرف بزنم یا رفتار کنم که حاضر بشه اونو کنار بذاره خیلی از این بابت زجر میکشم تا حدی که چند بار خواستم طلاق بگیرم.هر کی راه حلی بلده کمکم کنه خواهش میکنم

    [پاسخ]

    ارزو رجبی پور پاسخ در تاريخ مرداد ۱۵م, ۱۳۹۲ ۱۵:۴۵:

    اگه دوستش داری اعتماد به نفسشو بالا ببر و تلاش کن واسه که برای یک زندگی ایده ال که به این ترتیب میتونی هر طور که دلخواه شماست زندگی کنی دوست داشتن دو طرفه خیلی مهم هست و زمان می طلبه و بالاخره موفق باشی

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ مرداد ۲۲م, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۶:

    آرزو جان سلام . نمی گم کارت سخته . ولی ناامید نباش. سعی کن باهاش کنار بیایی یا یک جوری ترکش بدی. عاقبت مردان معتاد و الکلی را براش توضیح بده. حتی می توانی فیلمهایی که در این زمینه است را بیشتر در خونه نگاه کنید. سعی کنید در مراسم های مذهبی و همچنین مسائل دینی خودتون فعال باشید و ایشان را هم تشویق کنید. مخصوصا نماز خوبه. موفق باشی

    [پاسخ]

  7. ستاره می‌گه:

    مانا جان، من باهات موافقم که خانمها باید به خودشون برسند تا هم خودشون و هم خانواده شون آرامش داشته باشند، اما عزیزم هیچوقت خودت رو به عنوان یک زن دست کم نگیر. همین کارهای خونه رو اگه یه مرد بخواد روزانه مثل شما انجام بده مطمئن باش نمی تونه. اگر قبول نداری امتحان کن. می خوام بهت بگم عزیزم خانمها هیچی نسبت به آقایون کم ندارند فقط بعضی خانواده ها و بعضی فرهنگها، اعتماد به نفس رو در خانمها پایین میارن.
    متاسفم که گاهی می بینم خانمها خودشون رو “جنس دوم ” در نظر می گیرن و تنها نقششون رو این میدونن که زمینه ساز موفقیت همسرشون باشند. من توی این زمینه باهات مخالفم و عقیده م اینه که خانمها خیلی قوی تر از آقایون هستند. و می تونن هم توی خونه و هم بیرون کاملا نقش آفرین باشند. من رشته م مهندسی الکترونیکه و علاوه بر اینکه کار تمام وقت دارم به همسرم هم در جهت پیشرفت کاریش کمک می کنم و خوشحالم که اون هم منو مشاور خوب خودش میدونه. من اگه خونه نشین باشم و از صنعت و اقتصاد و غیره بی خبر باشم چه جوری می تونم به همسرم کمک کنم؟
    مانا جان، ولی کار کردن در بیرون، درآمد داشتن، و دائم در فکر افزایش درآمد و ایده های جدید کاری بودن، لذت بسیار زیادی داره. آدم رو به زندگی امیدوارتر میکنه، هیجان خیلی زیادی واسه بیدار شدن هرروز صبح به آدم میده. و به زندگی نظم میده. و به عقیده ی من حیفه که یه خانم تمام عمرش رو به کارهای تکراری آشپزی و نظافت و … بگذرونه. هرچند اینها کارهاییه که در هرصورت روزانه انجام میشه ، اما لیاقت زنها خیلی بیشتر از اینهاست…

    [پاسخ]

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۲ ۲۰:۳۱:

    سلام ستاره جان
    منم با این کامنتت کاملا موافقم فقط قبول کن اون کامنتت که به خانمای خانه دار گفتی خاله زنک بی انصافی و بی احترامی بود که خیلیا صداشون دراومد
    درهرصورت موفق باشی

    [پاسخ]

    مانا پاسخ در تاريخ تیر ۳۰م, ۱۳۹۲ ۰۲:۰۶:

    عزیزم این حرفات کاملا منطقیه و حرفی توش نیست.زن جنس دوم نیست و به هیچ وجه اینو قبول ندارم اما توانایی های فیزیکی و روحی زن و مرد تفاوت داره و این باعث تفاوت این دو جنسه.جنس اول و دوم نداریم گلم

    [پاسخ]

    مانا پاسخ در تاريخ تیر ۳۰م, ۱۳۹۲ ۰۲:۱۵:

    در ضمن الان واسه خیلی خانم ها مثل خود من کار مناسب متناسب با رشته تحصیلیم وجود نداره در نتیجه نمیشه بگید خانوم های تحصیلکرده شاغل با خانم های خانه دار متفاوتن.الان ورودی ما تقریبا همه بیکارن یا مشاغل نامناسب با حقوق و شان اجتماعی پایین دارن که به نظر من کار نکردنشون بهتر بود تا کار کردنشون.الان ماشالا اکثر خانم ها تحصیلکرده ان.همه تحصیلکرده ها لزوما شاغل نیستن به هزار دلیل

    [پاسخ]

    انوشه پاسخ در تاريخ تیر ۳۰م, ۱۳۹۲ ۰۲:۳۵:

    من با هردو و بیشتر با مانا موافقم هم مملکتمون و جامعمون نمیکشه که دوتارو یکسان ببینه و هم حقیقتا زن جنسش خیلی لطیفه و به نظرم اگه خانومی خانه دار باشه خیلی خیلی خوشحالتر و راضیتره نسبت به خانومی که مجبور شغل سختی داشته باشه و اضافه کار واسته و …. اگه شغلی مناسب شرایطه فیزیکی خانومی باشه بله اون خوبه تازه به عنوان شغل دومش بشه نه اول یعنی اول خانومه خونه بودن و خونه داری کردن و بعدش کار بعضی خانوما انقدر درگیره کار میشن بعدش خونواده و به کلی خودشون یادشون میره و این خوب نیس این جور خانوما خیلی زود شکسته میشن

    [پاسخ]

    سوگلی پاسخ در تاريخ تیر ۳۰م, ۱۳۹۲ ۰۲:۵۶:

    من با همه شما دوستان موافقم کاملا منطقی بود

    [پاسخ]

    ستاره پاسخ در تاريخ تیر ۳۰م, ۱۳۹۲ ۰۳:۵۱:

    انوشه جان نمی دونم منظورت درباره اینکه شغلی مناسب شرایط فیزیکی خانومی باشه چیه. شغل هایی که کار سخت دارند شاید یک درصد کل کارها هم نباشند . من اکثر اطرافیانم شاغلند (خانمها) چه فامیل چه دوست چه آشنا … و توی محیط کارم هم که همکارام هستند ، ندیدم کسی کار سختی داشته باشه و کلا از بین شغلهایی که اطرافیانم دارند معلمی سخت ترینشون بوده. که باز هم برای کسی که علاقه به تدریس داره کار شیرینیه. پس این سختی کار که منتفیه.
    دوم اینکه عزیز من، کی گفته خانمی که شاغله ، خانم خونه نیست و خونه داری نمی کنه؟؟ پس کار خونه رو کی انجام میده؟
    من با آدمهای زیادی درارتباطم، باور کن اینجوری نیست که خانمهای شاغل خودشون یادشون بره.. حالا شاید گاهی به علت کمبود وقت چند روز دیرتر ریشه موهاشون رو رنگ کنند یا ناخنشون رو ترمیم کنند، اما از درون به خاط اون اعتماد به نفسی که دارند سالم تر و شادترند.
    به نظر من انسان موجود بزرگ و پیچیده ایه. هیچ کاری نیست که نتونه انجام بده و هرچفدر توقع بیشتری از خودش داشته باشه به همون اندازه توی زندگیش پیشرفت می کنه.

    [پاسخ]

    انوشه پاسخ در تاريخ تیر ۳۰م, ۱۳۹۲ ۰۴:۰۷:

    اون که آره من خودم ۱ سال فقط کار کردم کارمم خیلی ساده بود دوستش داشتم و به خاطر مسافتش دیگه نشد که برم اما دور و برم کسایی رو که میبینم شاغلن همش غر میزنن و خستن و میگن ما وقت نداریم تفریح نداریم و …رو زیاد میبینم منم میگم خوبه نمیگم بده میگم خوبه در شرایطی که واقعا اون کار مناسب اون فرد باشه کار سخت من زیاد دیدم مثلا حسابداری شاید بگید وای کجاش سخته اما بیشتر یا بعضی از شرکتهای خصوصی چندبرابره حقوقی که بهت میدن کار میخوان مجبورن اضافه کار واستن و من دور و برم زیاد میبینم شاید شما بگید اون که کاری نیس همش نشتسته پای کامپیوتر و ولی هرچیزی زیاد بشه و افراط توش دخیل بشه باعث مشکل میشه حالا اگه خانوم باشه که بیشتر ؛اینو شک ندارم و باز به چشم دیدم که یه خانوم میتوه عینه یه مرد حتی هزار بار بیشتر از یه مرد کار کنه اما تهش خیلی زود شکسته میشه زودتر بدنش بیمار میشه و …یه خانوم بنیه ی یه مرد رو نداره؛الان بحث من نیس که کار بده من میگم خوبه اما اگه اون کار مناسب هر فردی باشه نه اینکه یه خانوم بیاد فقط بگه هرچی شد فقط برم سر کار که به روز باشم من میگم این اشتباهه

    [پاسخ]

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۳۰م, ۱۳۹۲ ۰۴:۱۳:

    are
    khodaeesham khanoomaye shaghel kareshoon kheili ziade makhsoos age shaghelam bashan
    khalam moaleme zendegisho ke mibinam aslan arameshi toosh nis

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۳۰م, ۱۳۹۲ ۰۴:۱۵:

    makhsoos bacham dashte bashan

    ستاره پاسخ در تاريخ تیر ۳۰م, ۱۳۹۲ ۰۴:۱۵:

    دقیقا ! اگه کسی کاری رو که انجام میده دوست نداشته باشه خیلی زود شکسته میشه. البته مرد و زن هم نداره. یکی از شرایط کار اینه که بهش علاقه داشته باشی. آدم هرکاری رو که با علاقه انجام بده و ازش لذت ببره شاده و جوون می مونه . توی سایت های خارجی شرایط کاری که انتخاب می کنیم هست و یکی از شرایطش راضی بودنه. تازه کلی تست و این چیزا هست که افراد بدونن آیا کاری که بهش مشغولند مناسبشون هست و شاد نگهشون میداره یا نه …. متاسفانه ما اینجا زیاد حق انتخاب نداریم و این شرایط برامون رعایت نمیشه …

    ستاره پاسخ در تاريخ تیر ۳۰م, ۱۳۹۲ ۰۴:۰۱:

    مانا جان حرفت رو قبول دارم. خود من هم حاضر نیستم هرکاری انجام بدم . ولی حیفه که اینهمه تحصیلات و درس خوندن استفاده نشه. وقتی کشور خودمون رو با کشورهای پیشرفته مقایسه می کنم از ناراحتی آتیش می گیرم …

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ تیر ۳۰م, ۱۳۹۲ ۱۳:۵۴:

    سلام به همه خانم ها و آقایون. عرض شود خدمت همه من دیدم در اداره ها خانم ها کار می کنند و خوب هم کار می کنند و در این شکی نیست . ولی طرف دوم قضیه را باید در نظر گرفت هم انرژی تحلیل می ره و هم وقت کم می مونه برای خانواده. پس از چند جهت خانم شاغل ضرر می کنه . یک فرصت رسیدن به خانه و بچه ها و فامیل و اجتماع و وظایف زن بودن و همسرداری او کم میشود و حتی کم کم رنگ می بازد. و این اول مشکل خانم های شاغل است . من دیدم با چشم خودم که بعد از مدتی بیشترشون از همسرشون جدا می شوند. چون هم استقلال مالی دارند و هم تحمل نق زدن همسرشون را ندارند. و یا روابط زناشویشون سرد میشه . و احساس می کنند با همسرشون خوش نیستند. خلاصه اگر نتونند این دوتا را با هم جفت و جور کنند یا هر روز جنگ و مرافه دارند یا اینکه زندگی خیلی ملال آور و سخت می گزره که هم زن و مرد زود جوانیشون را از دست می دهند و هم تحملشون کم میشه این مسائل هم هست لطفا مد نظر بگیرید.

    [پاسخ]

  8. sheyda می‌گه:

    ما زن ها گذشت رو خوب بلدیم !گذشت از بدیها ؛
    تهمت ها ،اشتباهات !گذشت از اخمها ؛
    دادها ،زیر آبی رفتن ها !
    گذشت از خیانت و خیانت و خیانت !ا
    ما ….این ظاهر ماست ؛
    وقتی دیدین گذشتیم حتی از خیانت ،
    بدونید از شما گذشتیم !
    ساکت و آروم ….
    ما زنهای وفادار همونطور که محکم می مانیم !
    محکم هم میرویم…

    [پاسخ]

  9. مانا می‌گه:

    ایمیل زدم به ملیکا جان.انشاله منم میام پیشتون گلی جون

    [پاسخ]

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۲ ۱۶:۳۳:

    vayy kheili khoob mishe
    kheili doosetoon daram

    [پاسخ]

    مانا پاسخ در تاريخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۲ ۱۶:۳۹:

    منم همینطور عزیزم.فدات

    [پاسخ]

  10. e می‌گه:

    بازم نشد میگه درحال بررسی میباشد

    [پاسخ]

  11. e می‌گه:

    کامنتام با اسم eli ثبت نمیشه

    [پاسخ]

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۲ ۰۳:۳۴:

    شاید قبلا کسی استفاده کرده یه پسوندی عددی بذار شاید شد

    [پاسخ]

  12. e می‌گه:

    چرا کامنتام با اسم الی ثبت نمیشه:-(:-(

    [پاسخ]

  13. eli می‌گه:

    ملیکا بینا جونم کامنتامو ثبت کن عزیزم

    [پاسخ]

    ملیکا بینا پاسخ در تاريخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۲ ۱۳:۴۳:

    سلام الی عزیزم هر موقع هر ایمیل یا نام جدیدی نظری بده باید منتظر تایید باشه مثلا شماها تایید همیشگی میشوید و eli هم همینطور …این هم به این خاطر هستش که تا اونجایی که میشه پیشگیری کنیم که کسی نظر بد یا توهینی نکنه…موفق و تندرست باشید

    [پاسخ]

    e پاسخ در تاريخ مرداد ۴م, ۱۳۹۲ ۰۲:۵۱:

    سلام ملیکا بینا جونم شما درست میگی واقعا کارت درسته عزیزم.

    [پاسخ]

  14. eli می‌گه:

    من همان e هستم

    [پاسخ]

  15. eli می‌گه:

    چرا اسممو گذاشتم دیگه کامنتام ثبت نمیشه

    [پاسخ]

  16. eli می‌گه:

    پس کجایید

    [پاسخ]

  17. eli می‌گه:

    بچه ها کسی نیست

    [پاسخ]

  18. مانا می‌گه:

    گلی جان مراحلشو انجام دادم ثبت نام رو زدم میزنه cant open file

    [پاسخ]

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۸:۱۹:

    bashe alan be melika joon ye peyghame khosoosi midam komaket kone

    [پاسخ]

    مانا پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۸:۱۹:

    ممنون گلم

    [پاسخ]

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۸:۲۳:

    mana barashoon email ferestadam goftam moshkeleto

    [پاسخ]

    مانا پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۸:۲۵:

    مرسی عزیزم.من خیلی وقته دارم تلاش میکنم عضو شم اما نمیدونم مشکل از کجاست

    [پاسخ]

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۸:۴۱:

    khaheshh mikonam
    enshaalah melika joon komaket mikone

    سوگلی پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۸:۴۷:

    گلی جان سلام خوبی میشه بیشر توضیح بدی کجا عضو شدی منم دوست دارم

    [پاسخ]

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۸:۵۸:

    mer30 golam
    balaye site samte chap be farsi neveshte anjoman
    oonja

    سوگلی پاسخ در تاريخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۲ ۰۲:۴۴:

    سلام گلی جون موفق شدم عضو بشم کجایی هستی الان

    [پاسخ]

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۲ ۰۳:۰۳:

    سلام سوگلی جون من چون الان باگوشیم تو نت ام نمیتونم وارد انجمن بشم

    [پاسخ]

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۲ ۰۳:۰۸:

    سوگلی برو کامنتامو بخون
    پایین صفحه هم یه جا هست نوشتم با انگلیسی تالار گفتوگو برو اونجام یه سر بزن

    [پاسخ]

    مانا پاسخ در تاريخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۲ ۰۳:۲۱:

    منم میخوام بیام تو انجمن

    [پاسخ]

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۲ ۰۳:۲۴:

    مانا جون فکرکنم بشه بصورت مهمان اومدو کامنت گذاشت امتحان بکن بهم خبر بده
    ملیکاجون امروز کلا نبوده

    مانا پاسخ در تاريخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۲ ۰۳:۴۲:

    فقط میتونم کامنتا رو بخونم.خوش و سلامت باشید بچه ها.شب خوش

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۲ ۰۳:۴۹:

    منم خوابم میاد
    شب خوش

    سوگلی پاسخ در تاريخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۲ ۰۷:۰۴:

    گلی جون نمیتونم چیزی بنویسم فقط میتونم بخونم وایییییییییییی

    ملیکا بینا پاسخ در تاريخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۲ ۱۳:۵۴:

    سلام به همه ی دوستای مهربون و گلم،دوستان برای ثبت نام توی انجمن وارد صفحه ی انجمن بشید روی ثبت نام (بالا روی نوار آبی) کلیک کنید توضیحات و تنظیمات حساب کاربریتون رو پر کنید و بعد باید توی ایمیلتون برید و ایمیلی که از طرف فروم زیباشو اومده رو باز کنید و لینکی که برایتان ارسال شده را باز کنید همین
    هرکدوم هم از شما عزیزان که فکر میکنید تخصص یا تجربه ای و یا حتی علاقه ای راجع به هر زمینه یا رشته ای دارید که میشه به دیگران هم کمک بشه و دوست دارید اعلام کنید که مدیر اون بخش مورد نظر بشید و یا اگر نیس بخش پیشنهادی را باز کنیم فعلا به جز رنگ مو و گفتگوی صمیمانه که گلی عزیزمون هم پیشنهاد دادن هیچ تالاری مدیر نداره
    -موفق پایدار و تندرست باشید

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۲ ۱۴:۰۴:

    salam mana va sogoli joon
    admin jan dar javabe moshkele shoma baraye ozviat goftan ke shoma mitooni be emaile
    zibasho.com@gmail.com
    email bezanid darkhastetoonam bedin va pasvorde morede alaghatoonam begid ta baratoon akant besazan

  19. Rita می‌گه:

    مانا عزیز ممنونم از راهنمائیتون عزیزم ، سعی خودم رو همیشه کردم و میکنم عاشق بچه هام هستم اونها هم خیلی من رو دوست دارند ولی ازخداوند میبخوام که خودش آرامش قلبی من رو بهم برگردونه ، ولی امیدوارم که مونس بد نصیب هیچ کسی چه زن و چه مرد واقعاااا فرقی نمیکنه نشه و آرزوی سعادت و خوشبختی و سلامتی برای همگی شما عزیزان دارم . باز هم سپاسگزارم عزیز.

    [پاسخ]

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۷:۳۸:

    ritaye aziz
    kheili khoobe ke tanha nisti va bachehato dari golam
    be in fekr kon age oona ro nadashti chikar mikardi??? pas nabayad naomid bashi
    age khoda chizi ro az bandash migire bejash hatmane hatman chizi ro mide
    be shoma bachehato dade
    bache maye zendegie
    mones az in aziz tar?? bara arameshe ghalbitam ye tajviz barat daram
    khoda…
    namaz….
    bavar kon harkasi too zendegish sharayete nakhoshi ro tajrobe mikone
    man sharayete nakhoshimo faghat namaz por kard va vaghean mojeze didam
    be sharti ke az tahe del va ba ekhlas bashe
    movafagh bashin

    [پاسخ]

    مانا پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۷:۴۱:

    ممنون عزیزم.منم برای شما آرزوی آرامش واقعی رو دارم.تندرست و شاد باشی

    [پاسخ]

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۷:۴۶:

    saaaallllllaaaam mana khanoomiiiiii hastiiii???/ ya na

    [پاسخ]

    مانا پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۷:۴۹:

    سلام عزیز دلم.الان اومدم

    [پاسخ]

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۷:۵۰:

    vay cheghad khobe shomaharo daram
    too in ghorbat

    [پاسخ]

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۷:۵۲:

    mana man delam mikhad beram bara avalin bar moom bekharam bendazam
    gheymatesh chande?/ khabar dari?

    مانا پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۷:۵۲:

    خدارو شکر.راستش امروز کلی کار کردم.ظهر اومدم کسی نبود.تا الان هم کوکو و سوپ افطار رو آماده کردم و دیکه وقته زیباشو شد

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۷:۵۳:

    delam dare zaf mire
    taze man ke bikaram
    eftar mikham faghat polo bepazam

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۷:۵۸:

    mana to tooye ghesmate anjomane zibasho tahala naraftiii??/ oon balaye site neveshte

    مانا پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۷:۵۹:

    خوبه تو لاغری راحت پلو میخوری.ما افطاری اصلا پلو نمیخوریم.افطار سبک بعد شربت و آب و هندونه بعدشم سحری.افطاری هم که خودم یک چهارم یه بربری میخورم

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۸:۰۱:

    ma ke sahario shamemoon yekie
    harchi be shooshoo migam bia sahar pashim mige na

    مانا پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۸:۰۲:

    خونه ما برعکسه.من میگم ساعت ۱-۲ غذا بخوریم شوهرم میگه نه.چه ضد تفاهمی

    مانا پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۸:۰۳:

    راستش ده ها بار سعی کردم وارد انجمن بشم اما ارور میده دیگه نا امید شدم

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۸:۰۵:

    man ke rahat ozv shodam ke
    vali kheili rakede hichki toosh nist
    khoobish ine ke mishe beham peyghame khosoosi ferestad

    مانا پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۸:۰۶:

    پس الان بازم تلاش میکنم

    e پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۹:۱۲:

    سلام دوستان یه جورایی دارم بهتون عادت میکنم دلم تنگ شد اومدم زیباشو سلااااام عزیزان

    [پاسخ]

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۹:۱۳:

    salam eliii jan

    [پاسخ]

    e پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۹:۱۷:

    سلام گلی جونم خوبی عزیزم؟راستی گلی ماه عسل رو نگاه میکنی؟

    e پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۹:۲۰:

    گلی جان .مگه خانوادت کجا زندگی میکنن که میگی غربت کجایی هستی فدات؟اگه دوست داشتی جواب بده عزیزم

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۱۹:۲۶:

    are golam
    diroozam pesare hadi ashkamo dar avord
    man shiraziam
    badaz ezdevaj ba shooshoo oomadim rasht

    e پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۲۰:۰۵:

    عزیزم آرزوی موفقیت واسه تو و خانوادت دارم.آره منم خیلی گریه کردم برنامش تکونی به آدما میده.گلی جون من عاشقه شیرازم با شیرازی هام بعد از اهواز واسه زندگی کردن فقط شیراز رو دوست دارم واقعا شیراز خوبه مردمش هم مثله اهوازیا خون گرمن.

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۲۰:۰۹:

    are manam aaaaaaaaaashegheshaaaam

    e پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۲۰:۱۵:

    تاحالا اهواز اومدی عزیزم؟من ۳بارتاحالا رفتم شیراز

    e پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۲۰:۱۹:

    البته اینم بگم اول عاشقه اهوازم :-*بعد شیراز

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۲۰:۲۶:

    na golam
    az shiraz paeentar naraftam
    khob maloome hame asheghe vataneshoonan

    سوگلی پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۲۱:۲۷:

    ممنونم گلی جون چند بار رفتم ولی نتونستم عضو بشم

    [پاسخ]

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۲۲:۰۲:

    nemidoonam chera to va mana natoonestin

    [پاسخ]

  20. Rita می‌گه:

    با سلام خدمت شما عزیز و همگی دوستان خوبم باید عرض کنم که تمام نکات گفته شده کاملا صحیح میباشد ،من هم بعنوان یک زنی که تجربه ١٣ سال زندگی مشترک را در سن پایین داشتم و یک تجربه شکست خرده باید عرض کنم که رفتار طرف مقابل هست که یک زن و یا یک مرد رو حساس میکنه و اینها همه بخاطر نبودن صداقت هست و بنظر من اگر گاهی لازم هست که چیزی تو زندگی به طرف مقابل گفته نشه ولی نباید دروغ هم نباید گفته بشه بنده یک عمر زندگیم را به خاطر دروغ گویی های طرف مقابلم با استرس و نگرانی سر کردم و تمامی نگرانی های من به دختر بزرگم منتقل شد و روی اون تاثیرات بد افسردگی و نگرانی از آینده رو گذاشت با این که من حدود ده سال هست که از همسرم جدا شدم و همیشه سعی کردم که اون اطمینان قلبی رو به فرزندانم بدم ولی صددر صد موفق نبودم بخاطر اینکه با هر ارتباطی که با پدرشون می گیرند بی تاثیر نیست ، و این به شدت خیلی زیاد روح من رو آزرده کرده طوری که بد از طلاق تنهاییی رو ترجیح دادم و دیگه نتونستم به هیچ مردی اطمینان کنم و ارتباط برقرار کنم تا با کسی آشنا میشم وچند روزی رفتارش رو زیر نظر میگیرم با کوچکترین حرکتی که حس شک من رو بر می انگیزه ازش کناره میگیرم بخاطر وحشتی که از تجربه گذشته دارم خیلی سعی میکنم که این مشکل رو رفع کنم ولی از اونجایی که به خاطر تنهاییی زیاد دچار افسردگی هم هستم نمیتونم این حس رو بر طرف کنم و این که بخاطر مسئولیت نگهداری فرزندانم مجبور بودم که کار کنم دیگه هیج فرصتی برای خودم نداشتم چون همسرم صلاحیت نگهداری بچه ها رو نداشت و اینکه من در سال گذشته به خاطر دقدقه و نگرانی از اینده که استرس زیادی بهم وارد شده بود بشدت مریض شدم و دچار سردرد ، کم حوصلگی وووووو وووووو گرفتگی رگ های اعصابم شدم و بد از کلی مراجعه به پزشک و مصرف کلی دارو الان یک کم آروم تر هستم بنظر شما راه چاره برای بهبودی من چی هست وقتی ١٣ سال از قشنگ ترین و بهترین لحظات عمرت در کنار یک ادم روانی هدر شد و نتیجه اش این شد که از من هم یک روانی مثل خودش ساخت تمام حس بد بینی و شکاک بودنش رو و از همه مهم تر احساس امنیت رو در زندگی ازم گرفت .

    [پاسخ]

    مانا پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۰۲:۳۲:

    عزیزم به من نمیرسه به شما چیزی بگم اما به نظرم به دخترت عشق بورز و اون زندگی رو کلا ول کن و آینده خودت رو تباه نکن چون مطمئنا جوونی.همه مثل هم نیستن.شک چیز بدیه.با یه مشاور حاذق هم صحبت کن و سعی کن کسی رو که خوبه بهش اوکی بدی و بهش اطمینان کنی

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۷:

    ریتا جان سلام. از اینکه درد دلتو برای ما نوشتی متشکرم. ولی در توضیح اینکه شما چی کار کنید . می توانی چندتا راه را انتخاب کنی . ۱ بخاطر زندگی دخترت از خودت و دیگران بگذری و تمام توجهت را به پیشرفت و موفقیت فرزندت معطوف کنی و برای او از هیچ چیزی دریغ نکنی تا حداقل اون از زندگی بهتر با آینده تر و خوشحالتری برخوردار شود که این یعنی فدای نسل بعدی شدن. که معمولا عواقبش بهتر است برای جامعه . یا اینکه می توانی زندگی عادی داشته باشی یعنی هم بخودت اهمیت بدهی و هم برای دخترت در حد امکان امکانات فراهم کنی ولی خودت هم زندگی کنی و از تفریح و ورزش و خلاصه همه چیزهایی که یک زن می خواهد برخوردار شویی در حد امکان . که اینطوری شما آرامش خواهید داشت و دخترت هم زندگی صحیح را یاد خواهد گرفت ولی در کل سخت است برای یک زن همزمان اینها . در حالت سوم که امیدوارم انتخاب نکنی بی خیالی است و هر چه باداباد . که این هم خودتو نابود می کنه و هم دخترت آینده اش بخطر می فته . ولی در جامعه ما زن و مرد باید سنگ زیرین آسیاب باشند تا موفق شوند. من که اینطورم.

    [پاسخ]

  21. سپیده می‌گه:

    همچنین با سوگلی جون هم موافقم

    [پاسخ]

  22. سوگلی می‌گه:

    ستاره خانم میشه بگید منظورتون چیه اینجوری که نوشتید را اصلا قبول ندارم نباید شخصیت خانمهای خانه دارو شاغل را ببرید زیر سوال درست نیست لطفا اگر جوابی ندارید بی جهت کامنت نزنید و توهین نکنید ……………….

    [پاسخ]

  23. Minoo می‌گه:

    بسیار زیبا و اموزنده بود ممنون

    [پاسخ]

  24. امیر می‌گه:

    به عنوان یک مرد آرزو میکنم همسرم این مطلبو بخونه

    [پاسخ]

  25. nahid می‌گه:

    سلام آیا شما میتوانید مرا راعنمایی کنید من مهریه ام یک دانگ از خانه مسکونی میباشد که من و همسرم در آن زندگی میکنیم خانم اولش به رحمت خدا رفته از او یک پسر دارد که امریکا درس میخواند همسرم سند یک دانگ به نام من نمیزند و دنبال بهانه است اصلا نمیخواهم این کار با سر و صدا انجام شود عملا به پسرش فکر میکنه راه عملی و عاقلانه راهنمایی کنید بسیار ممنونم

    [پاسخ]

    سوگلی پاسخ در تاريخ تیر ۲۷م, ۱۳۹۲ ۰۱:۱۴:

    عزیزم محبت کن به همسرت با زور گویی چیزی بدست نمیاری سیاست داشته باش وصبر وحوصله کن

    [پاسخ]

  26. سوگلی می‌گه:

    من خودم هم همچین حسی به همسرم دارم چون که بعضی اوقات شده همسرم با زنی صحبت کنه من ناراحت میشدم شد شما باید برای خانمت ثابت کنی که دوستش داری

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ تیر ۲۶م, ۱۳۹۲ ۱۴:۱۲:

    سوگلی عزیز سلام . من همین را می خواستم بدونم که آیا زن یا زنانی هستند که اینقدر حساسیت نشان ندهند یا این خاصیت عمومیه. چون من مردانی را می شناسم که زنشون صبح از منزل میره بیرون و به زور ناهار میاد خونه یا زنه صبح تا عصر سرکار هست. مرده زیاد براش مهم نیست. و زنه هم زیاد توجه نمی کنه مرد کجا میره و میاد . بلاخره ما نفهمیدیم کدام یکی درسته این وسط.این همه بیتفاوتی یا این همه سخت گیری و حسادت.

    [پاسخ]

    سپیده پاسخ در تاريخ تیر ۲۶م, ۱۳۹۲ ۱۶:۱۹:

    سلام آقا رضا شما باید سعی کنید به همسرتون بفهمانید که هیچ زنی براتون مهم نیست جز خودش وهمیشهاو را ببوسی براش جمله های عاشقانه بکار ببرید هدیه بگیرید و سعیکنید که وقتی زنی با شما صحبت کنه با ببینیش فرقی نمیکنه چیز عادی باشه براتون جلوی همسرتون از اون تعریف نکنید ومقایسه نکنید سعی کنید که خانمتون بفهمه که آن زن را شما قبول ندارید همیشه جلوی دیگران از خانمتون تعریف کنید تا چند مدت اینکارو بکنید امیدوارم نتیجه میگیرید بزارید خانمتون بره کار کنه با اینکه بره کلاسی چیزی شاید از تنهایی اینطوری شده شاید اگر بچه دار بشه هم بهتر میشه چون سرگرم اون میشه موفق باشی

    [پاسخ]

    مانا پاسخ در تاريخ تیر ۲۷م, ۱۳۹۲ ۰۱:۲۰:

    احتمالا بچه دارند چون فکر کنم تو یه کامنت فرمودن خانومشون لوله تخمدانشو بستن

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۲ ۱۲:۰۳:

    سلام مانای عزیز بله بچه دارم . خیلی هم دوستشون دارم. ولی نه بخاطر بچه و نه بخاطر دیگران زندگی می کنم . بلکه همه را یک جا دارم . هم بچه هم خانم و هم تفریح و هم ورزش و هم زندگی برای آینده . یعنی هیچ قسمتی را فدای بخش دیگری نمی کنم. ولی سعی می کنم نرمال باشم. هیچ وقت در هیچ بخشی تندرو نبودم . همیشه حد وسط ها را رعایت می کنم . برای همین زندگی از نظر بنده بسیار شیرین است البته اگر کمی جامعه امکان وسیعتری به همه بدهد. مخصوصا آرامش و امید به آینده را. من شنا را خیلی دوست دارم حتی پارسال آمیدیم شما دو هفته ماندیم شهریور ماه تمام ساحل شمال از آستارا تا استان مازندران را گشتیم هر روز دو ساعتی شنا می کردیم. امیدوارم همه برای تفریح شمال بروند مخصوصا شهریور ماه.

    [پاسخ]

    ستاره پاسخ در تاريخ تیر ۲۶م, ۱۳۹۲ ۱۶:۵۰:

    آقا رضا اینکه زن از صبح تا عصر بره سرکار هیچ مشکلی نداره. من هروقت با همسرم صحبت می کنم راجع به اینکه نمیخوام برم سرکار و خسته میشم ، اون مخالفت می کنه. همیشه بهم میگه خوشم نمیاد بشینی خونه و اخلاق این خاله زنک ها رو بگیری ! منم عقیده ش رو قبول دارم . سطح فکری و زندگی خانمهای شاغل با خانمهای خانه دار واقعا متفاوته.

    [پاسخ]

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۶م, ۱۳۹۲ ۱۷:۱۱:

    سلام ستاره خانم
    میشه دقیقا منظورتو از اون خط آخرت واضح تربگی؟

    [پاسخ]

    مانا پاسخ در تاريخ تیر ۲۷م, ۱۳۹۲ ۰۱:۲۸:

    ولی یکی از آرزو هام اینه که انقدر اشتغال برای آقایون زیاد و سطح درآمد مردا بالا بشه که خانوم ها اون انرژی رو که واسه کار بیرون از منزل میذارن رو تو خونه صرف آرامش خانواده بذارن.من اصلا با کار کردن خانم ها مخالف نیستم ولی خودم احساس میکنم یه زن اول باید زن خوب و بعدش مادری خوب باشه که تو این جامعه خیلی مشاغل هستند که زن ها رو فرسوده میکنند.در ضمن خانمی که خانه داره لزوما خاله زنک نیست و خانم های خانه دار زیادی میشناسم که کمالات و شخصیتشون از خیلی شاغلین هم بیشتره.عزیزم بهتره اطرافت رو با دید باز تری نگاه کنی.موفق باشی

    [پاسخ]

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۷م, ۱۳۹۲ ۰۱:۳۱:

    are mana joon
    to kheili fahmideie
    harfato ghabool daram

    [پاسخ]

    مانا پاسخ در تاريخ تیر ۲۷م, ۱۳۹۲ ۰۱:۴۲:

    فدات گلم.شما لطف دارید

    سوگلی پاسخ در تاريخ تیر ۲۷م, ۱۳۹۲ ۰۱:۳۲:

    ستاره خانم میشه بگید منظورتون چیه اینجوری که نوشتید را اصلا قبول ندارم نباید شخصیت خانمهای خانه دارو شاغل را ببرید زیر سوال درست نیست لطفا اگر جوابی ندارید بی جهت کامنت نزنید و توهین نکنی

    [پاسخ]

    سپیده پاسخ در تاريخ تیر ۲۷م, ۱۳۹۲ ۰۱:۳۷:

    من هم با مانا خانم مــــــــــوافــــــــــــــــــقــــــــــــم ………

    مانا پاسخ در تاريخ تیر ۲۷م, ۱۳۹۲ ۰۱:۴۳:

    شما لطف داری سپده جان

    goli پاسخ در تاريخ تیر ۲۷م, ۱۳۹۲ ۰۱:۴۷:

    bacheha dir vaghte dige
    shabetoon khosh

    k11_85 پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۲ ۲۳:۰۲:

    مانا خانم البته من فکر نمیکنم همه خانمها واسه مسائل مالی سر کار میرن.
    بنظر من وقتی یه خانمومی دارای تحصیلات دانشگاهی هست
    باید از اون زمان و هزینه ای که برای درس خواندن گذاشته استفاده بکنه . وقتی کسی پزشکی خونده. یا مهندسی برای چی اینقدر وقت یا زحمت کشیده . اگه این دو رشته رو مثال زدم چون جزو رشته های سخت برای تحصیل هستن..
    کلا فکر کنین تمام خانمها خانه دار بودن … جدا از نظر بحث مالی
    بنظر شما امکان پذیره… البته در مورد جمله خانم ستاره باید بگم
    به اون شکل که گفتن فرق ندارن. اما من فکر میکنم وفتی خانموی شاغل هست یه جورایی پخته تر میشه تو زندگی تو تصمیم گرفتن ها.. میتونه بهتر عمل کنه.
    خانم من همیشه وقتی خسته میشه از کار بیرون همیشه میگه دیگه نمیخوام برم. من هم با خوشحالی میگم نرو. اما باز میگه نه خسته بودم دوس دارم کارمو.. با اینکه واقعا مشکل مالی خدارو شکر نداریم. و اصلا نمیزارم پولی هم اون خرج کنه.

    [پاسخ]

    مانا پاسخ در تاريخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۲ ۰۲:۵۵:

    میدونم چی میگید.منم موافق شغل های مناسب با روحیات و فیزیک خانم ها هستم تو کامنتای دیگم توضیح دادم.شرایط خانم ها ویژه تره مدیریت زنگی داخلی رو دارن و روحیه حساس تر.زودتر خسته میشن و زودتر کار زیاد میشکندشون.کار مناسب خوبه که به زندگی لطمه نزنه که وقتی مرد میاد خونه بشه خوب پذیراش بود.من روزایی که خیلی خسته ام خیلی زود عصبانی میشم و بعدش هم ناراحتی و پشیمونی میمونه واسم.زنا خیلی لطیفن

    ستاره پاسخ در تاريخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۲ ۱۹:۵۸:

    آقای K11-85
    کاملا با صحبت هاتون موافقم . کسی که وقت و سرمایه و عمرش رو برای درس خوندن گذاشته چرا باید بشینه تو خونه ؟
    واقعا بین خانمهای تحصیلکرده و شاغل با خانمهای خونه دار تفاوت هست. خانمهای شاغل ، اجتماعی تر هستند، با دید بازتری به مسائل زندگی نگاه می کنند، کمکهای فکری و روحی بیشتری به همسرشون دارند.
    خوشحالم که نسبت به این قضیه مثبت فکر می کنید.

    reza پاسخ در تاريخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۲:

    واقعا گل گفتی . زن نمی گم وظیفه اش باید فقط خانه داری باشه . ولی در شرایط مناسب بهترین کار برای خانم همان خانه داری و رسیدهن به فرزندان و تربیت آنها است. چون دیوار اگر پایه اش درست گذاشته شود تا ثریا راست خواهد بود و بچه نیز پایه اش را زن باید راست بگذارد وگرنه کسی توانش را ندارد. البته در جامعه خیلی بخش ها می خواهند وظیفه زن را کمرنگ گنند ولی بنظر بنده زن وظیفه خانه داریش خیلی مهمتر از بقیه بخشها است که همه این بخشها را مرد می توانتد انجام بدهد. البته زمانی که برای زن هم حقوق خانه داری در جامعه پرداخت شود. که امیدوارم در آینده نزدیک تصویب شود. چون همزمان دو وظیفه و چند وظیفه باعث فراموشی جزئیات مهم می شود که عواقبش زیان آور و سخت است.

    [پاسخ]

    ستاره پاسخ در تاريخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۲ ۲۰:۱۷:

    مانا جان، من باهات موافقم که خانمها باید به خودشون برسند تا هم خودشون و هم خانواده شون آرامش داشته باشند، اما عزیزم هیچوقت خودت رو به عنوان یک زن دست کم نگیر. همین کارهای خونه رو اگه یه مرد بخواد روزانه مثل شما انجام بده مطمئن باش نمی تونه. اگر قبول نداری امتحان کن. می خوام بهت بگم عزیزم خانمها هیچی نسبت به آقایون کم ندارند فقط بعضی خانواده ها و بعضی فرهنگها، اعتماد به نفس رو در خانمها پایین میارن.
    متاسفم که گاهی می بینم خانمها خودشون رو “جنس دوم ” در نظر می گیرن و تنها نقششون رو این میدونن که زمینه ساز موفقیت همسرشون باشند. من توی این زمینه باهات مخالفم و عقیده م اینه که خانمها خیلی قوی تر از آقایون هستند. و می تونن هم توی خونه و هم بیرون کاملا نقش آفرین باشند. من رشته م مهندسی الکترونیکه و علاوه بر اینکه کار تمام وقت دارم به همسرم هم در جهت پیشرفت کاریش کمک می کنم و خوشحالم که اون هم منو مشاور خوب خودش میدونه. من اگه خونه نشین باشم و از صنعت و اقتصاد و غیره بی خبر باشم چه جوری می تونم به همسرم کمک کنم؟
    مانا جان، ولی کار کردن در بیرون، درآمد داشتن، و دائم در فکر افزایش درآمد و ایده های جدید کاری بودن، لذت بسیار زیادی داره. آدم رو به زندگی امیدوارتر میکنه، هیجان خیلی زیادی واسه بیدار شدن هرروز صبح به آدم میده. و به زندگی نظم میده. و به عقیده ی من حیفه که یه خانم تمام عمرش رو به کارهای تکراری آشپزی و نظافت و … بگذرونه. هرچند اینها کارهاییه که در هرصورت روزانه انجام میشه ، اما لیاقت زنها خیلی بیشتر از اینهاست…

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ تیر ۳۰م, ۱۳۹۲ ۱۵:۰۶:

    ستاره عزیز شما درست میگید. ولی هر کی خربزه می خوره پای لرزش هم باید وایسته. یعنی مشکلات خونه و بچه و تربیت و خانواده و فامیل و انتظارات جامعه و شوهر و خلاصه همه را باید رد نظر گرفت. شما بله اگر ده سال اول را بچه نداشته باشید وقت برای بقیه خواهید داشت. ولی بچه و شوهر و همه و همه با کار اداری واقعا طاقت فرساست و تحملش برای مرد که انتظار داره از زن بعنوان زن بودن را باید در نظر بگیرید.

  27. مانا می‌گه:

    بسیار عالی.خدارو شکر حس میکنم این چراغ قرمزا رو رعایت میکنم

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ تیر ۲۴م, ۱۳۹۲ ۱۴:۱۸:

    مانا خانم شما اگر توانستید همه چراغ ها را رعایت کنید شوهرتون خیلی خوشبخت است. ولی من تا با کسی صحبت می کنم خانمم فکر می کند دوستش دارم و این آزارم می دهد. حسودیش زیاده. بنظر شما چیکار کنم. یا اینکه اگر زنی از بیرون به من زنگ بزنه تا تهش را در نیاره ول کن نیست.

    [پاسخ]

    مانا پاسخ در تاريخ تیر ۲۴م, ۱۳۹۲ ۱۴:۳۳:

    همه خانوم ها حساس هستند اما هم من خییلی به شوهرم اطمینان دارم هم ایشون کارای شک بر انگیز نمیکنه.مثلا وقتی کسی به شما زنگ میزنه کاملا راحت جلوی خانومتون باهاش صحبت کنید نه اینکه برید جای دیگه.اگه خانومت همیشه از شما صداقت کامل ببینه مطمئنا بهتر میشه.مثلا ساعت یک شب داشتیم میخوابیدیم یه خانم زنگ زد به گوشی شوهرم و کلی هم با عشوه سلام علیک کرد و یه اسمی گفت شوهرمم خیلی راحت گفت اشتباهه.مطمئنا اون خانم اون موقع شب الکی گرفته بود اما من فقط خندم گرفت چون عکسالعمل شوهرم دلم رو شاد کرد

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ تیر ۲۴م, ۱۳۹۲ ۱۵:۰۰:

    ولی مانا خانم من با اینکه خیلی راحت مشخصاتش و کارش را هم توضیح می دهم ولی باز هی پیگیر میشه. من هم از کوره در میرم میگم آره دوستمه. چیکار کنم قبول نمی کنه. با اینکه می دونه من بیشتر وقتم صرف کار و ورزش و خونه میشه ولی باز . نمی دونم قانع نمیشه. البته هیچ وقت حرف هامون به جاهای باریک نمیکشه . چون می دونه من خیلی براش ارزش قائلم. و همیشه بهش می رسم.ولی خانمه دیگه….

    [پاسخ]

    مانا پاسخ در تاريخ تیر ۲۴م, ۱۳۹۲ ۱۵:۰۷:

    مطمئنید در گذشته آتوییی ندادید؟این که آخرش میگید آره دوستمه خیلی فاجعست هرگز نگید.احتمالا از قبل شک تو دلش مونده و الان حساس تره.احتمال هم داره اعتماد به نفسش پائین باشه و شما هر روز باید بهش بگید خیلی دوستش دارید و هیچکس جز اون رو به قلبتون راه نمیدید و اون تنها عشق شماست

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ تیر ۲۴م, ۱۳۹۲ ۱۵:۲۲:

    مانای عزیز خیلی رنگیتر از حرفهای تو را بهش میگم ولی تا مورد جدیدی پیش میاد باز همون آش و… هر وقت هم خواسته بهش ثابت کردم خیلی دوستش دارم. چون اگر کسی دیگری دوست نداشته باشه هم معاشقه و هم س طولانی را نخواهد داشت ولی باز نمی دونم خیلی حسوده. همه زنها اینطوری هستند بنظر شما؟؟؟

    مانا پاسخ در تاريخ تیر ۲۴م, ۱۳۹۲ ۱۵:۲۷:

    همه خان ها حساس هستند ولی همه خانم ها انقدر به شوهرشون گیر نمیدن من اطرافم هر وور رو دیدم.شما چطور؟شما بهشون گیر نمیدید؟می تونید از ی مشاور خوب هم کمک بگیرید.شوهر من مثل خودمه و اصلا گیر های الکی بهم نمیده و با موضوعات مختلف کاملا منطقی برخورد میکنه

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ تیر ۲۴م, ۱۳۹۲ ۱۵:۳۸:

    نه من به شوخی بعضی وقتها گیر کوچکی می دم ولی بهش میگم که شوخی بود مثلا میگم چرا نگاه کردی؟ و بعدش متوجه میشه من شوخی کردم . هیچ وقت گوشیشو کنترل نکردم وخودشو هم تهدید نکردم و الکی بهش حرفی نزدم . ولی حسوده خیلی میگه تو خوبی همه سوئ استفاده می کنند.همین

    سوگلی پاسخ در تاريخ تیر ۲۴م, ۱۳۹۲ ۱۵:۴۲:

    آقا رضا ببخشید اگه الان همسرتون ببینه شما تواین سایت دارید با خانما تاپیک میزنید صدرصد ناراحت میشه وازنظر اون شاید خیانت باشه چون اگه من بجای اون بودم شاید همچین حسی را داشته باشم پس شما نباید خانمتون رومقصربدونید که به شما حساس باشه دست خودش نیست کاملادرکش میکنم همه خانما همینطوری هستن

    [پاسخ]

    ستاره پاسخ در تاريخ تیر ۲۴م, ۱۳۹۲ ۱۵:۵۸:

    سوگلی جان بهتره به جای اینکه بگید “همه ی خانمها” ، بگید “همه”
    همه همینطوری هستند حتی آقایون حساس ترن. فقط اسم خانومها بد در رفته.

    [پاسخ]

    سوگلی پاسخ در تاريخ تیر ۲۴م, ۱۳۹۲ ۱۶:۰۹:

    بله درسته آقایون هم هستند ولی من میخواستم به آقا رضا بگم که همه خانمهاتحمل ندارند ببینند همسرشان با زن دیگری ارتباط داشته باشند ستاره خانم شما بد برداشت کردید لطفا شما دیگه گیر ندهید

    [پاسخ]

    ستاره پاسخ در تاريخ تیر ۲۵م, ۱۳۹۲ ۰۱:۴۹:

    یعنی چی گیر ندهید !!!!!؟؟ من جمله ی شما را عامه تر گفتم . گیر کجا بود بابا

    مانا پاسخ در تاريخ تیر ۲۴م, ۱۳۹۲ ۱۷:۲۰:

    سلام عزیزم.شوهرتو هم از اینکه اینجا با آقایون کامنت میذاری ناراحت میشه؟یا اینکه اگه اون اینکارو کنه تو ناراحت میشی؟

    [پاسخ]

    سوگلی پاسخ در تاريخ تیر ۲۴م, ۱۳۹۲ ۱۹:۰۰:

    عزیزم شوهرمن اطلاع داره ودر کنار اون کامنت میذارم واون هم اینکار رو جلویخودم انجام میده شما مصل اینکه متوجه نوشته های من نمیشید اگر خانم آقا رضا راضی نیست اون نباید پشت سرش اینکارو بکنه باید در حضورش باشه در ضمن خانمها هیچ وقت بیخودی حساس نمیشن مگر اینکه آقایون کاری کنن شما بجای اینکه از من ایراد بگیرید طرف خانما باشید چون خودتون هم زن هستید

    [پاسخ]

    مانا پاسخ در تاريخ تیر ۲۵م, ۱۳۹۲ ۰۱:۵۷:

    عزیزم توهم کاملا منظورم رو بد متوجه شدی.من اینایی رو که میگی قبول دارم.منم کنار شوهرم کامنت میذارم.در مورد آقا رضا باید بگم باید به خانومتون حق بدید چون یه جاهایی به جای نام کاربری ایمیلشون رو مینوشتن که این مفهوم خوبی از نظر یه زن نداره و مثلا این که گفتن میتونم ثابت کنم حرفامو و اینا و البته همیشه اینطور هم نیست و بعضی خانوما زیادی حساسن و خیالبافی و شک تو وجودشونه که .اونم باید توسط یه مشاور متخصص ریشه یابی بشه و درمان.من هم همیشه سعی میکنم طرف حق باشم فراجنسیتی

    سوگلی پاسخ در تاريخ تیر ۲۴م, ۱۳۹۲ ۱۹:۴۵:

    مانا جان از نظر من پنهان کاری تو زندگی نباید باشه چون باعث میشه اعتماد از بین بره خانم آقا رضا بدبین نیست ونه بیمار فقط شوهرشو دوست داره و این طبییعی هست که تحمل دیدن همسرش رو با زنه دیگه نداره آقا رضا باید سعی کنه اعتماد خانمش را جلب کنه وچیزی که خانمش را ناراحت کنه رو انجام نده خانمش کم کم خوب میشه موفق باشید

    [پاسخ]

    سوگلی پاسخ در تاريخ تیر ۲۵م, ۱۳۹۲ ۰۲:۰۰:

    ستاره جان بیخیال بابا خوش باش

    reza پاسخ در تاريخ تیر ۲۵م, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۷:

    مانای عزیز اینو خوب اومدی . چون واقعیت همینه. ولی من براش گفتم که در مسائل خانواده تو اینترنت بخشی هست که نطر می دهم و براش گفتم از چی حرف زدیم . معمولا در حالت خوشش میاد بدونه از چی برای خانم ها و آقایون گفتم . و چی توضیح دادم . ولی حالا متوجه شدم که چرا خانمی حسودی میکنه بیشتر و متشکرم مانای عزیز.

    reza پاسخ در تاريخ تیر ۲۵م, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۰:

    ولی یادم رفت از همه شما خانم های عزیز تشکر کنم در مورد بنده نظر دادید. واقعا از ته دل متشکرم . خوش باشید و موفق و سرحال. زندگی همین چند روزه . سخت نگیرید.

    reza پاسخ در تاريخ تیر ۲۶م, ۱۳۹۲ ۱۴:۰۶:

    مانای عزیز همان طوری که اینجا شما کسی را نمی شناسید اگر کسی ایمیل هم بدهد شما باز نمی شناسیدش مگر اینکه خودتون بخواهید . چون میشه شما ایمیلی داشته باشید که هیچ مشخصاتی از شما در آن نباشه . یعنی همش قلابی باشه. بلاخره حتی اگر به میل بنده هم دسترسی داشته باشید دلیل نمیشه من شما را دقیقا بشناسم . چون شاید میل شما هم الکی باشه و اصلا شما آقا باشی. پس میل دادن و آدرس میل چیز زیاد عجیب و قریبی نیست . گفتم مگر کسی واقعا بخواهدخودش برود و اصرار به شناختن کسی داشته باشد که این را حتی در هر شرایطی میشه انجام داد حتی …. ولی در مورد بنده سوئ تفاهم برات شده چون بعضی ها می گفتند رضا بلوف میزنه من بعضی مسائل را گفتم و الا من همیشه فقط توضیح می دادم . باز متشکرم از همتون.

    مانا پاسخ در تاريخ تیر ۲۶م, ۱۳۹۲ ۲۱:۰۴:

    من نگفتم با دادن میل کسی رو خواهید شناخت.برداشت من و شاید بقیه این بوده که شما تمایل به ارتباط ایمیلی دارید با بقیه برای تبادل اطلاعات و این رو چند جا فرمودید و این از نظر خانم شما و خیلی خانوما از جمله من یه خط قرمزه منم دوس ندارم شوهرم با خانومای غریبه ارتباط ایمیلی داشته باشه اصلا به نظر من معنی نداره.شما هم موفق باشید

    [پاسخ]

    reza پاسخ در تاريخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۲ ۱۳:۰۱:

    نگاه کنید شما و من وخیلیهای دیگر فقط به مسائل با دید منفی می نگریم و دید ما نسبت به علم و تکنولوژی جدید خیلی اوائل منفی است ولی بعدها می بینیم که این یک چیز خیلی راحت و پیش پا افتاده ای است که میشه برای بهتر شدن از آن استفاده کرد که زمان زیادی را از دست دادیم. میل یک چیز شخصی است که میشه در آن سوال هالی خیلی خصوصی را کرد و جواب گرفت . نه اینکه شما فقط به نفی فکر کنید. شاید در این سایت و کامنتها نشود همه مسائل را مطرح کرد و درست هم نیست. ولی با میل شما می توانید بهتر و بیشتر از مسائل مورد نیاز اطلاع داشته باشید. چون خیلی ها در این سایت خواهند گفت دیگران گم راه می شوند. جوان ها اله می شوند مجردها فلان می شوند. ولی میل یک مسیر شخصی و فقط اختصاصی است همین.

    [پاسخ]

    مانا پاسخ در تاريخ تیر ۲۹م, ۱۳۹۲ ۱۶:۱۹:

    من نظرمو گفتم.قضاوت با دیگران

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید :

Current day month ye@r *

Host by Abtin Web | Designed by: Mohammad Bina | Thanks to Mehdi Bina | SiteMap in XML