چگونه زن و شوهری صمیمی باشیم؟!

SuperStock 1839R 2941 Optimized1 300x199 چگونه زن و شوهري صميمي باشيم؟!

بسیاری از زوج‌های جوان به دلیل عدم آگاهی از نحوه صحیح برخورد با مسائل عاطفی و زناشویی بین همسران، دچار مشکلاتی می‌شوند که گاه این مشکلات به بحران‌های عظیم خانوادگی تبدیل می‌گردند. دوست داشتن و عاشق یکدیگر بودن لزوما موجب سازگاری افراد نمی‌شود. برای داشتن یک رابطه سالم و رضایت‌بخش، گفت‌وگو لازم است. زوج‌ها نباید نسبت به این مساله بی‌اهمیت باشند؛ چرا که با حرف زدن بسیاری از مشکلات و سوءتفاهم‌ها برطرف می‌شود. داشتن یک رابطه شاد و خوب کار سختی نیست. کلید موفقیت در روابط زناشویی بیان عواطف و احساسات واقعی و شفاف خود و بر زبان آوردن آنهاست. البته پیش از بیان احساسات باید خودمان از وجود آنها آگاه باشیم تا بتوانیم درباره آنها فکر کنیم. بیشتر زوج‌ها فکر می‌کنند که همیشه با هم در تماسند؛ اما واقعا چقدر زمان صرف عمیق‌تر کردن درکتان از طرف مقابل می‌کنید؟ داشتن مهارت‌های ارتباطی قوی یکی از عوامل موثر در کنار هم ماندن زوج‌هاست.

ارزش آرامش بسیار بیشتر از آن است که مردم فکرش را می‌کنند و متاسفانه در بیشتر زندگی‌ها آرامش وجود ندارد. آشفتگی و هرج و مرج درست در نقطه مقابل آرامش است. کسانی که وارد زندگی مشترک شده‌اند، بهتر می‌توانند این موضوع را درک کنند. رسیدن به آرامش و احساس خوشبختی چیزی است که در تمام ازدواج‌ها در اولویت قرار دارد و اگر از اهمیت آن کاسته شود، پس از مدتی زن و شوهر احساس ناامیدی خواهند کرد. مسلما در روابط زناشویی مهم‌ترین مساله رابطه زن و شوهر با یکدیگر است. اهمیت دادن به حساسیت‌ها و نیازهای همسرتان و تلاش برای خوشحال کردن او، به استحکام و ثبات روابط شما کمک می‌کند.

برای رضایت‌مندی بیشتر در زندگی مشترک بهتر است نکات زیر را بخوانید:

هرگز از چیزهایی که ندارید، بیش از حد شکایت نکنید
مردم دو دسته‌اند: دسته اول همیشه شکایت می‌کنند (حتی از چیزهای نسبتا خوبی که دارند) و دسته دوم کسانی هستند که از کوچک‌ترین و جزئی‌ترین چیزها نیز استفاده می‌کنند تا خوشحال‌تر و خوشبخت‌تر باشند. شما باید سعی کنید جزء دسته دوم باشید. مسلما کسی که نگرش‌اش به زندگی اینگونه باشد، می‌تواند همیشه همسرش را شیفته خود نگاه دارد.

به او بگویید که او بهترین زن یا مرد در تمام دنیاست
همسر شما ممکن است خیلی ثروتمند، تحصیلکرده و موفق نباشد، اما یک ویژگی مهم دارد و آن اینکه توانسته شما را مشتاق خودش کند. او تمام تلاشش را می‌کند که در هر حالتی شما را حمایت نماید. اگر همسرتان با شکست و عدم موفقیت در کاری روبه‌رو شد و دچار ناراحتی و افسردگی گردید، به او بگویید که شما بیش از آنچه توقعش را داشته‌اید، دریافت کرده‌اید و برای تمام تلاش‌هایش ارزش قائلید. این کار باعث خوشحالی او خواهد شد.

تعریف کردن از همسر خود را فراموش نکنید
گاهی اوقات همسرتان آنچنان درگیر زندگی می‌شود که از ظاهر خود غافل شده و کمتر از قبل به آراستگی خود اهمیت می‌دهد؛ زیرا با تمام مسوولیت‌هایی که بر عهده دارد، فرصت پرداختن به ظاهر خود را نمی‌یابد. اگر در چنین مواقعی از ظاهر او ایراد نگیرید و در عوض از او بیشتر از قبل تعریف کنید و به او بفهمانید که با گذشت زمان و بالا رفتن سن و سال زیباتر و جذاب‌تر شده است، باعث خوشحالی بسیار زیاد او خواهید شد و این خوشحالی به شما نیز سرایت خواهد کرد.

به او اجازه دهید تا لذت بیشتری از زندگی ببرد
همه ما انسان‌ها نیاز داریم که روابط دوستانه‌مان را با دوستان قدیمی خود حفظ کنیم. اگر همسرتان اوقاتی را با دوستانش سپری کرد، به او سخت نگیرید. هر کسی نیاز دارد ساعاتی را فقط به خودش بپردازد. اگر تمام ذهن و انرژی خود را صرف مشغله‌های زندگی کنیم، لذتی از زندگی نخواهیم برد. داشتن کمی تنوع و تفریح به ما انرژی بیشتری برای انجام مسوولیت و مقابله با مشکلات می‌دهد.

هرگز از گفتن دوستت دارم به همسرتان خسته نشوید
همسر شما بیشتر اوقاتش را صرف مهیا کردن امکانات لازم برای آسایش خانواده‌اش می‌کند. و در مقابل انتظار عشق و محبت از جانب شما دارد. هرگز از گفتن دوستت دارم به او غافل نشوید و او را از شنیدن این جمله بسیار ساده محروم نکنید.

به خودتان توجه کنید
مراقبت از جسم و سلامتی خود، مراقبت از پوست و مو و زیبایی‌تان را فراموش نکنید. با این کار علاقه او کمرنگ نخواهد شد؛ برعکس توجهش به شما بیشتر شده و اینکار او را خوشحال‌تر و راضی‌تر می‌کند.

بردبار و صبور باشید
وقتی به تنهایی حرکت می‌کنید، هر کجا بخواهید قدم می‌گذارید؛ ولی هنگامی که با کس دیگری هستید، قدم‌های شما باید با او هماهنگ باشد. در طول مسیر، تجربه کسب خواهید کرد و می‌آموزید که چگونه با یکدیگر حرکت کنید. ازدواج یعنی ایجاد هماهنگی جسمی و روحی بین زن و شوهر. برای موفق شدن و رسیدن به این هماهنگی باید صبور و بردبار باشید. برای حل و فصل بسیاری از مسائل و مشکلات نیاز به زمان است.

به تفاوت‌های یکدیگر احترام بگذارید
تفاوت‌های افراد باعث جذب آنان به یکدیگر می‌شود. با افزایش درک و آگاهی می‌توان به تفاوت‌ها احترام گذاشت. وقتی که زوج‌ها تفاوت‌های یکدیگر را بپذیرند و سعی در تغییر یکدیگر نداشته باشند، شباهت‌ها و همانندی‌های بسیاری را نیز در یکدیگر پیدا می‌کنند. گرچه هر کدام از ما منحصر به فرد هستیم، ولی در بیشتر جنبه‌ها به هم شباهت داریم. شریک زندگی شما ترکیبی از تفاوت‌ها و تشابهات مکمل است. زن و شوهرهایی که واقعا به هم عشق می‌ورزند، مفهوم این ترکیب را بسیار خوب می‌دانند. بسیاری از زن و شوهرها دوست دارند همسرشان را تغییر دهند و خصوصیات و رفتار او را همانند ایده‌آل خود بسازند. انسان با تغییر اساسی رفتار و باورهایش صرفا برای ایجاد یک رابطه خوب با طرف مقابلش به تعادل نمی‌رسد و بالاخره این عدم تعادل در مواردی خود را نشان می‌دهد و در زندگی زناشویی تاثیر خود را خواهد گذاشت.

از وابستگی به همسر خود و کنترل او بپرهیزید
گاهی ما خود را بیش از حد گرفتار و یا نگران مشکل دیگران می‌کنیم و در مورد آنها دچار وسواس می‌شویم. درگیر شدن بیش از حد با مسائل دیگران می‌تواند ما و اطرافیانمان‌ را آشفته کند. اگر تمام نیروی خود را صرف مردم و حل مشکلات آنها کنید، برای حل مشکلات خود وقتی نخواهید داشت. اما وابستگی انواع مختلفی دارد. وابستگی شما به همسرتان باعث می‌شود تا بخواهید زندگی را تحت تسلط خود درآورید. و به این ترتیب زندگی را از روال طبیعی خارج می‌کنید. وقتی می‌خواهید بر همسرتان مسلط شوید، در واقع خود را تحت سلطه او در می‌آورید و با این کار افکار و احساسات و آزادی عمل خود را فدای رفتارتان می‌کنید و اراده‌تان را هم از دست می‌دهید. به این ترتیب خودتان بیشتر تحت تسلط در می‌آیید. هر چه بیشتر همسرتان را کنترل کنید، او بیشتر اصرار می‌کند کاری را که دوست دارد انجام دهد. طبیعی است که او در برابر تلاش‌های شما برای تغییر و تحت کنترل در آوردن ایستادگی کند. مشکل افراد وابسته این است که خود را دست کم می‌گیرند و به خود توجهی ندارند. آنها نسبت به خود احساس خوبی نداشته و خود را دوست ندارند؛ به همین علت به خود فرصت نمی‌دهند که به خود و اهداف‌شان برسند، زیرا فکر می‌کنند استحقاق آنها را ندارند.

از مقایسه کردن یکدیگر بپرهیزید
مطلقا همسرتان را با دیگران مقایسه نکنید. اگر در صدد بهبود اوضاع خود هستید، همسرتان را تشویق کنید و به او دلگرمی بدهید. انتقاد، دشمن صمیمیت است. به جای مقایسه کردن و انتقاد از او، از هر کار کوچکش تشکر و قدردانی کنید تا او نیز به شما عشق بورزد. توانایی‌های همسر خود را تایید کنید و به او بگویید که شایسته‌ترین همسر دنیاست.

مثبت باشید تا رابطه‌تان انرژی بیشتری بگیرد
برای چیزهای خوب زندگی‌تان شکرگزار باشید. هر روز نقاط مثبت و ویژگی‌های خوب همسرتان را به خودتان یادآوری کنید و به خاطر بیاورید که اولین بار چه ویژگی همسرتان شما را به او جذب کرد. به ویژگی‌های مثبت خود نیز فکر کرده و سعی کنید آنها را تقویت کنید. اگر واقعا درصدد بهبود شرایط زندگی زناشویی خودتان هستید، بهترین کار شناسایی عوامل مخرب در زندگی است. گاهی اوقات این عوامل آنقدر دور از ذهن نیستند، ولی کمتر به آنها توجه می‌شود. عدم گفتگو در اثر کمبود وقت و یا بی‌توجهی زن و مرد نسبت به هم، از عوامل مخرب زندگی است. گاهی اوقات گفت‌وگو صورت می‌گیرد، ولی هیچ یک از طرفین به حرف‌های یکدیگر گوش نمی‌دهند.

برنامه نداشتن برای آینده
وقتی که خانواده‌ای تشکیل می‌شود، به آن معنا نیست که زندگی بدون در نظر گرفتن آینده فقط سپری شود. زن و شوهر باید به اتفاق آینده را بسازند و در مورد آن و برنامه‌هایی که برای آینده در نظر دارند، با هم حرف بزنند. بی‌برنامه بودن و عدم آینده‌نگری باعث می‌شود که بعد از گذشت مدتی شور و شوق زندگی از بین برود.

شک و بدگمانی‌های افراطی
از سین جیم کردن و حساسیت نشان دادن در مورد همسرتان بپرهیزید. زندگی مشترک بر پایه اعتماد بنا شده است. شک و بدگمانی‌های بیش از اندازه، همسرتان را به ستوه می‌آورد و ممکن است او را به همان سمتی که می‌ترسید سوق دهد.

بی‌توجهی به ظاهر
بعد از ازدواج هیچ‌گاه از ظاهر خود غافل نشوید. از ژولیدگی و نامرتب بودن و گاه عدم رعایت مسائل بهداشتی پرهیز کنید. با رسیدگی به ظاهر خود به همسرتان نشان دهید که او چقدر برای‌تان مهم است و همیشه می‌خواهید در کنارش خوب و زیبا باشید.

خود را غرق کار نکنید
هیچ‌گاه خود را آنقدر غرق کار و وقت گذراندن با دوستان و اطرافیان تان نکنید که از خانواده خود غافل شوید. کار کردن زیاد و دیرتر به خانه برگشتن باعث ایجاد سردی در روابط زناشویی می‌شود.

عدم مشورت با افراد کاردان و متخصص
اگر قادر به حل مساله و مشکلی در زندگی مشترک خود نیستید، بهتر است با افراد متخصص در این زمینه مشورت کنید و از آنها راهنمایی بخواهید؛ به این ترتیب شانس موفقیت شما بیشتر خواهد شد.

مجله ی دنیای سلامت

زیبــا شـــو دات کام

شما ممکن است این را هم بپسندید

۱۹۳ پاسخ‌ها

  1. سعید گفت:

    سلام.ببینید هستی خانوم من یک پسرم,و خیلیارو دورو برم دیدم که تو دامه اعتیاد افتادن..خیلی از دوستام,دلم براشون میسوخت,خیلی تلاش کردم نجاتشون بدم,ولی نشد که نشد که نشد ,,,
    همشون بلا استثناء سره دختر تو دامه اعتیاد افتادن…به عنوان برادر کوچیکتون از شما خواهرایی که ازدواج کردید,زود انزالی شریکتونو به روش نیارید,یا نهایت به دکتر مراجعه کنید.همه دوستای من برای اینکه زمان رابطه جنسیشون با دوست دختر یا خانومشون بیشتر باشه,به قول خودشون برای اینکه کمرشون سفت بشه,رفتن از مواد مخدر استفاده کردن,اولش خیلی روشون اثر داره,اما زمانی به خودشون میاند که به این لامذهب اعتیاد جسمیو روحی پیدا میکنن و دیگه هم رو به قول خودشون کمر سفتیشون اثر نداره…من دوستم بود که شیشه میکشید,اسپری تاخیریه بهترین مارکه امریکاییشو هم که میزد,اما بازم خجالت زده بود,چون زمان نزدیکیش با شریکش به دقیقه نمیکشید که آبش میومد…آقا نرید سمت این مواد خانمان سوز…اعتیاد که زیاد میشه,طلاق میره بالا,طلاق میره بالا نتیجش فساد میره بالا,فساد که بره بالا دیگه وابیلاااا,,,

    [پاسخ]

  2. shiva گفت:

    سلام خسته نباشید.من ۳ ساله ازدواج کردم و ۱ دختر یک یاله دارم تا قبل از به دنیا اومدن دخترم خیلی عاشق زندگیم و شوهرم بودم و هیچوقت دعوامون نمیشد ولی توی این یک سال خیلی زود از همه چی ناراحت میشم و سر هر مسئله کوچکی با شوهرم دعوا میکنم شوهرم واقعا مرد مهربون و خوبیه مطمئنم در خوبی تکه.دسگه مثل قبلا نمیتونم باهاش حرف بزنم و تموم وقتمو بچه پر کرده شما رو به خدا کمکم کنید که رابطه ام سرد نشه حتی دیگه به رابطه جنسی هم علاقه ای ندارم خودم هم از این کارام خسته شدم کمکم کنید.ممنون

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۱ ۰۵:۱۵:

    شیوا خانوم من یک نظر میدم,و به نظرم بهترین نظریه که تو کل دنیا میشه پیدا کرد!!!میدونی چیکار کن???دست دخترتو بگیر باهم برید مسافرت.اگه سفره زیارتی مثل پابوس آقا امام رضا باشه که نوره علا نوره,,,اگه آقاتون اجازه نمیده تنها برید,با اعضای خانوادتون مثل مادر پدرتون برید.وقتی تو سفر هستید,جای خالیشو حس میکنید,اون زمانه که همه خوبیاش مثل یک فیلم میاد از جلوی چشماتون رد میشه,بدجوری دلتنگش میشید,اون زمان پی به کارای بدی که در حقش کردید میبرید,وقتی میبینید زن و شوهرای دیگه با چه صمیمیتی اومدن مسافرت,و چه ذوق و شوقو علاقه‌ای به هم دارند,شماهم ناخواسته حسادت میکنید.این نوع حسادتا خوبه.باعث محکم شدن زندگیتون میشه.اون زمانه که برای برگشت به خونه و تو آغوش کشیدن همسرتون از هر زمانی بی غرار ترید.من ازدواج نکردم,وخیلی هم دوست دارم سریع تر شریک زندگیمو پیدا کنم,حتی اینجا شمارمم گذاشتم,ولی هنوز پیدا نشده,با اینکه مجردم ولی حال شمارو خوب درک میکنم,و امیدوارم تونسته باشم کمکتون کنم.به امیده روزی که همه مردم ایران زمین تنها بینشون عشقو محبت و وصال باشه,و خبره جدایی به قصه‌ها تبدیل شه.موفقو موید باشید.

    [پاسخ]

  3. hasti گفت:

    لطفا من رو هم جز کاربرهایتان بگذارید
    مرسی

    [پاسخ]

  4. hasti گفت:

    چرا میرین دنبال اعتیاد که یک عمر دلمون بشکنه

    [پاسخ]

  5. گلی گفت:

    سلام :

    من ۴ سال که با پسر عمه خود ازدواج کردم همدیگه رادوست داریم ولی یه مشکل خیلی بزرگی دارم واون هم اینکه شوهرم معتاد چندبارترک کرده ولی بازدوباره میکشه ولی ازمن پنهان میکنه تازگی ها شراب هم خریده که میخواد بخوره من اصلا نمیدونم باید چکار کنم چند بارهم رفتم پیش وکیل که طلاقم بگیرم ولی متا سفانه نمیدونم چرا طلاقم نمیده توراخدا کمکم کنید چطور باید راضیش کنم که طلاقم بده یاچکارکنم که ترک بکنه توراخداراهنماییم کنید

    [پاسخ]

    سهیل پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۷:۲۹:

    اگر اعتیاد داره میتونید به وکیل رجوع کنید و اولین راهم درخواست نفقه هستش

    [پاسخ]

  6. زهره گفت:

    سلام به همگی من ۳ سال است که ازدواج کردم شوهرم خیلی خوب بود ولی الان همش عصبی هست و فوری داد میزنه چند وقت پیش تصمیم به طلاق گرفت من نذاشتم ولی الان همش باهام بد رفتاری می کنه پیش مشاوره هم رفتم ولی هر کار می کنم به چشماش نمیاد و همش میگه تو با من همراه نبودی خیلی ناراحتم و افسرده آخه این مردا چجور آدمهایی هستن؟

    [پاسخ]

  7. شکوفه گفت:

    سلام، همسر من همیشه دنبال چیزای جدیده! من هر کاری که انجام بدم نمی تونم رضایتشو جلب کنم، همیشه بهم میگه تو توی یه خط حرکت می کنی، تنوع نداری، باور کنید من همه کار می کنم اما نمی تونم رضایتشو جلب کنم، یه بار بهم گفت، زن متولد خرداد خوبه چون حرمسراست، شوهرشو می تونه مال خودش کنه، میشه به من کمک کنید تا خصوصیت یه زن حرمسرایی رو برای شوهرم داشته باشم.

    [پاسخ]

    سپهدار پاسخ در تاريخ آبان ۳۰ام, ۱۳۹۱ ۰۴:۱۹:

    سلام شکوفه جان شما متولد چه ماهی هستی؟ازاینترنت سرچ کن(خصوصیات زن حرمسرایی)خصوصیات زن متولد خرداد برات میاد.امیدوارم راهنمایی خوبی باشد.

    [پاسخ]

  8. سهیل گفت:

    سلام.بنده هم دنبال یک خانوم بیوه برای آشنایی میگردم.از تهران باشه.۰۹۱۰۹۸۵۰۳۳۲

    [پاسخ]

  9. سعید گفت:

    سلام دوستان.بنده مهندس هستم,در حین خدمت سربازیم,دنبال همسر خوب میگردم.متولد ۱۳۶۸ هستم.پدرم کارمنده,آینده کاریم تضمین شدست.تهران,نارمک میشینیم,اگه کسی از دخترخانوما دنبال ازدواجه از هرجا از تلفن عمومی تا هرجاکه دوست داشت تماس بگیره تا با مادر خدمت برسیم.تشکر.۰۹۳۹۲۲۸۸۰۹۵

    [پاسخ]

    sara پاسخ در تاريخ دی ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۰۹:۲۲:

    شما پسرا خیلی زرنگ هستین اولش میگین ازدواج اما بعدش دخترارو ول میکنین مگه دیگه چجور پسری باشی؟

    [پاسخ]

    نگار پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۲ ۰۷:۱۵:

    سلام اقا سعید به نظرم ای دی تو بزاری بهتر جواب بده

    [پاسخ]

  10. سعید گفت:

    ﺪﯿﻌﺳ۲۳.ﻕﺮﺑ ﺱﺪﻨﻬﻣ.ﻢﺘﺴﻫﯽﻫﺎﻣ ﺖﺸﻬﺒﯾﺩﺭﺍ.ﻡﺯﺎﺑﺮﺳ.ﻪﻤﻟﺎﺳﻖﺷﺎﻋ,ﺞﻧﺭﺩﻭﺯ,ﺱﺎﺴﺣ ﺥ.ﻢﺘﺴﻫ
    ﻭﺎﺑﻪﻟﻮﮐﯼﺭﺎﺑﺯﺍﯽﺗﻻﻭﯽﯾﻭﺭﺮﭘﯽﻟﻭﺎﻌﻗﺍﻭﻝﺩﯽﮐﺮﻫ.ﻢﮐﺯﺎﻧﻢﻨﯿﺒﯿﻣﻪﮕﯿﻣﻥﻭﺯﺍﻡﺩﺁﯼﺎﻫﺮﺷﻭﻪﯿﯾﺍﻮﻋﺩ
    ﯽﺗﺭﻮﺻﺭﺩﻪﮐﺱﺪﻨﻬﻣﻮﻤﻗﺮﺑﻡﺩﺁﻮﻧﻮﺗﺮﺳ.ﺖﮐﺎﺳﺩﺭﺩﻡﺭﺎﯿﻧﺍﺪﯾﺪﺷﺱﺎﺴﺣﺍﻢﻨﮑﯿﻣﻪﮐﺪﯾﺎﺑﺝﺍﻭﺩﺯﺍﺎﺑ.ﻢﻨﮐ
    ﻢﻣﺩﺍﻮﻧﺎﺧﺖﺒﺤﺻﺪﻨﮕﯿﻣ.ﻡﺩﺮﮐﻩﺭﺍﺪﻧ ﻞﮑﺸﻣﯽﻓﺮﻌﻣ ﻮﺘﻓﺮﻃﻦﮐﺎﺗﺖﺳﺍﻭﻢﯾﺮﺑﻢﻠﮑﺸﻣ ﺎﻣﺍ,ﻮﻠﺟﻪﻨﯾﺍﯽﺑ ﺭﺪﻘﻧﺍ
    ﻢﺿﺮﻋﻢﻧﻮﺘﯿﻤﻧﺎﺑﭻﯿﻫﯽﻣﻮﻧﺎﺧﻁﺎﺒﺗﺭﺍﺭﺍﺮﻗﺮﺑﻑﺮﻃ.ﻢﻨﮐﯽﮐﺮﻫﻡﺮﯿﻣﻪﮕﯿﻣﻢﺣﺍﺰﻣﺯﺍ,ﻮﺸﻧﻢﯿﻓﺮﻃﻥﻮﭼ
    ﻡﺩﺍﻮﻧﺎﺧﺖﺳﻭﺩ,ﺪﻨﯿﺒﻫﺬﻣﻡﺭﺍﺪﻧﺍﺮﺑﺱﻮﻣﺎﻧﻡﺩﺮﻣﺖﻤﺣﺍﺰﻣﺩﺎﺠﯾﺍﻦﻤﺿﺭﺩ.ﻢﻨﮐﻪﻣﺩﺍﺯﺎﻤﻧﻥﻮﺧﺪﻨﺒﯾﺎﭘﻪﺑ
    ﻪﭽﺑ,ﻢﻨﯾﺩﯽﺘﺸﮐ,ﻥﻮﺧﺮﺧﻢﻣﺎﺑﺎﺑ,ﺮﯿﮔﺪﻨﻣﺭﺎﮐﻩﺎﭙﺳﻢﻣﺭﺩﺎﻣﻪﻧﺎﺧﺎﺗ۳.ﺭﺍﺩﻪﭽﺑﻦﻣ.ﻢﯾﺍﺭﺩﺍﺮﺑ۱.ﻪﮔﺭﺰﺑﻭ۱
    ﻪﻣﺩﺍ.ﺮﻫﺍﻮﺧﯼﺩﺎﺷﻢﻫﻡﺩﻮﺧ.ﻢﺘﺴﻫﻭﻡﺩﺍﻮﻧﺎﺧﻥﻮﺷﺭﺎﯿﻌﻣﯼﺍﺮﺑﺱﻭﺮﻋﯽﯾﺎﺒﯾﺯ:ﻩﺪﻨﯾﺁﺪﻗ,ﯽﻟﻮﻤﻌﻣﺎﯾ
    ﻮﺠﺸﻧﺍﺩ,ﺪﻨﻠﺑﺎﯾﯽﮔﺪﻧﺯ,ﺪﻨﻣﺭﺎﮐﻊﻤﺟﻦﮐﻭﻞﻫﺍﺏﺎﺴﺣﺶﻫﺍﻮﺧ.ﻪﺷﺎﺑﻢﻨﮑﯿﻣﻥﻮﺗﺯﺍﺍﺮﻫﺍﻮﺧﻭﯼﺍﺭﺩﺍﺮﺑﻦﻣ
    ﻦﯿﭽﻤﻫ ﻪﮔﺍﻪﻨﯾﺰﮔﻮﯾﺍﻪﺑ ﺪﯿﺳﺎﻨﺸﯿﻣﯽﻓﺮﻌﻣ ﻦﻣ۰۹۳۹۲۲۸۸۰۹۵.ﺪﯿﻨﮐ
    ﻦﯾﺍﺪﯿﺳﺮﺘﯿﻣ ﻪﮔﺍ,ﻪﻣﺭﺎﻤﺷﻍﻭﺭﺩﻢﮕﺑﺯﺍﻡﺎﻫﺎﺑ ﯽﻣﻮﻤﻋ ﻦﻔﻠﺗﺱﺎﻤﺗﺪﯾﺮﯿﮕﺑﺎﺗﺎﺑﻡﺎﯿﺑ ﻡﺭﺩﺎﻣﻮﻤﻓﺮﻃﻮﻤﻨﯿﺒﺑﺎﻨﺷﺁ
    ﻦﻣ ﺖﻨﺳ ﺝﺍﻭﺩﺯﺍ.ﺮﮑﺸﺗ.ﻢﺷﻪﮐﺮﻫ,ﺖﺳﺍﺝﺍﻭﺩﺯﺍﺯﺍ ﺪﻨﮑﻧﻦﻣ.ﺖﺴﯿﻧ
    ﺭﺩﺍﺮﺑﻥﻮﺘﮑﯿﭼﻮﮐ.ﺪﯿﻌﺳ

    [پاسخ]

  11. زیبا گفت:

    سلام آقا رضا این چیزی که شما میگید اصلا مسله مهمی نیست این شما هستید که با حرفاتون طرفتون رو راضی کنید یعنی به طرق مختلف این قضیه رو براش روشن کنید که پوشیدن چادر اون هم تو این جامعه کنونی صرفا بخاطر امنیت خودشه شما که اهل قران هستید راحت میتونید راضیش کنید اگه با منطق چیزی رو براش روشن کنید حتما موفق میشید دقیقا داداش من همین جریان رو داشت الان ۵ ماهه ازدواج کردن و همسرش چادری هست در صورتی که اوایل بد حجاب بود نه غیر چادری با نیت و توکل قران برید جلو حتما موفق میشید

    [پاسخ]

  12. زیبا گفت:

    سلام زهرا جان سعی کن شوهرتو تو خونه پایبند کنی من خودم یه شکست خورده ام اما تو میتونی . مطالب تو این سایت اموزنده است با دقت بخون سعی کن وقت بیشتری رو باهاش بگذرونی و از دوست داشتن و از اینکه بهش ایمان داری حرف بزن به خودت برس نزار دختر یا زن دیگه ای بیرون از خونه به خاطر عشوه و زیبایی توجه اش رو جلب کنه از سیاست و عشوه زنانگیت استفاده کن

    [پاسخ]

  13. زیبا گفت:

    این چه حرفیه سعید جان همین که به حرفام و درد دلم گوش کردی ممنونتم خدا بزرگه نا امید نمیشم بهم قول داده تا ۳ هفته دیگه پاک پاکه به قولش امیدوارم هرچند میدونم که باز دروغه اما اگر به امید خدا ترک کرد خبرشو همین جا مینویسم بازم ازت ممنونم داداشی

    [پاسخ]

  14. سعید گفت:

    نمیدونم والا.دیگه هنگ کردم.شما میگی همه کارارو انجام دادم.خدا لعنت کنه کسی که اینارو میسازه کسی که میاره کسی که میفروشه جوونای مردوم رو بدبخت میکنه که همچین خانواده هاییو از هم میپاشونه.من دیدم شیشه رو از چی درست میکنن.همش اسیده.که با کشیدنش بیشترین تاثیرو رو مغز میزاره.اولش که میکشن به قول خودشون فاز محبت و حرف زدن میگیرند,ولی فوق‌العاده لاغر میشند,کل آب بدنشونو خشک میکنه,بعده یک مدتم که دیگه چت میزنن و هزیون میگند,چیزایی رو میبینند که وجود نداره,بعضیا به زناشون شک میکنند میکشنش.همین دوستم که معتاده میگه هیچوقت امتحانش نکن.چون یکبارش زیاده هزار بارش کمه.زیباجان من فقط میتونم برات آرزوی صبر و موفقیت بکنم.چون من خیلی انگشت شمار دیدم کسایی که واقعا ترک کنند.۲,۳ نفر همش.شرمندتتم که نتونستم کمکت کنم.انشاالله که درست میشه.

    [پاسخ]

  15. زیبا گفت:

    داداش من برادر من عزیز من من تمام این کارها روانجام دادم اینقدر که تو روابط زناشویی از هم راضی هستیم شاید بقیه زن و شوهرها با هم صمیمی و راحت نباشن دروغ نگفتم اگه بگم موقع نیاز من میرم سمتش حتی اگرخودم نیاز نداشته باشم همیشه بهش گفتم راضی هستم هرچند اگر بد بوده به نظرم کمتر کسی این کارو میکنه از محیت کردن که شدم مضحکه همه فامیل هرجور بگی بهش محبت میکنم من روانشناسی خوندم تا جایی که بلدم و میدونم خوبه باهاش رفتار میکنم اما باز دلیل این کارشو نمیدونم انگار دارای چند شخصیته تمام چیز هایی که گفتین رو امتحان کردم اما باز جواب نداد بخدا دوسش دارم خیلی دوسش دارم خیلی دوست دارم بهش کمک کنم حتی اگر ازش جدا بشم ببخشید اگه تند حرف زدم این روزا اینقدر اعصابم به هم ریخته که جایی برای ادب باقی نمانده ممنون از راهنماییت داداش.

    [پاسخ]

  16. سعید گفت:

    زیبا جان از دستم ناراحت نشو.واقعیتش من یک دوست تو دانشگاه داشتم که خیلی خیلی خیلی درسش خوب بود.خدای زرنگی بود.چه از لحاظ درسی چه اجتماعی اقتصادی سیاسی.باهاش دوست بودم,خیلی دوسش داشتمو دارم,اما وقتی رابطم باهاش زیاد شد فهمیدم اعتیاد به شیشه و کراک داره.خیلی تلاش کردم به طریق مختلف نجاتش بدم,چون دلم واسه اون همه زیرکی خدادادیش میسوخت.قهرمانیه پرورش اندام داشت.اما هربار که ترک میکرد,بیشتر از دو هفته دوام نمیاورد.حتی به طرز حال به هم زنی دستشو سوزونده بود تا دیگه طرف پایپ نره,اما بازم ,,,
    وقتی دیدم اون,با اون همه زرنگیش نتونست,دیگه ناامید شدم قیدشو زدم.اراده پولادین میخواد.میدونی ۹۰% مردا چرا معتاد میشند?همش به خاطره دختره.اولش به بهونه دختر به دام اعتیاد میفتند.برای اینکه تو نزدیکی با دختر زمان بیشتری دوام بیارند طرف اینا میرند.اینو همه معتادا میگند.یجوری بهش بفهمون که خودش برات عزیزه و دوسش داری,نه اینکه رابطه جنسی طولانی دوست داشته باشی.هرموقع ارضا شد شما هم یجوری نشون بده که سیر شدی.نزار احساس شرمندگی بکنه بخواد بره سره اینجور چیزا.و راهنمایی دوم اینکه وقتشو پر کن,نزار بیکار بشه,یجوری از دنیای دوستای مجردیش جداش کن,انقد وقتشو با خودت پر کن تا نرسه بره پیش دوستاش.برید پارک,برید بگردید.نشون بده که ظاهرش واست مهمه,بگو که اعتیاد صورتشو از هم میپاشونه,بگو که شکسته میشه.این راهنمایی هایی بود که به ذهن من میرسید به عنوان یک برادر کوچیکتر.عذر میخوام اگه خیلی روک حرف زدم.بیشتر مشاوره خواستی باهام تماس بگیر.من همونیم که چندتا کامنت پایینتر دنبال یک دختر خوب واسه ازدواج بودم,شمارمم هستش.روزتون بخیر.

    [پاسخ]

  17. زیبا گفت:

    سعید جان ممنون از پاسخ کوبنده ای که دادی اما من نمیتونم قیدش رو بزنم به ۲ دلیل اول اینکه عاشقانه دوستش دارم و دوم اینکه این ازدواج دومم هست و جدایی حکم مرگ رو داره شما که مرد هستی بگو چه کار کنم که ترک کنه؟ نا گفته نمونه یکبار کمپ واسه ترک رفته اما باز رفت سمتش به حد جنون رسیدم

    [پاسخ]

  18. سعید گفت:

    زیبا جان به نظرم قیدشو بزن,چون همه معتادا همینند,هیچوقت نمیتونند ترک کنند تا زمانی که خودشون نخواند,حتی کلای ترک اعتیاد هم بی فایدست,چون باز میرند سمتش

    [پاسخ]

  19. زیبا گفت:

    سلام تو رو خدا به دادم برسید شوهرم رو خیلی دوست دارم اما به خاطر اعتیادش و بدتر از این به دلیل دروغ هایی که در باره ترک اعتیادش میزنه زندگیم جهنم شده عاشق شوهرم هستم او نمیتونه دست از اعتیادش بر داره شما بگید چه کار کنم؟

    [پاسخ]

  20. زیبا گفت:

    سلام به شما با آرزوی قبولی طاعات شما من شوهرم رو خیلی دوست دارم شاید باور نکید اگر بگم که من رفتم به خواستگاریش اما چند مدته که به خاطر دروغ های زیادی که بهم میگه ازش خسته شدم دروغاش به خاطر اعتیادی که داره هست که میگه ترک کرده اما میدونم که دروغ میگه زندگیمو دوست دارم ولی ادامه این زندگی برام زجر آوره تو رو خدا کمکم کنید

    [پاسخ]

    ملیکا بینا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۰۷:۲۰:

    سلام زیبا جان-شما قبل از ازدواجتون می دونستیدکه ایشون معتادن ؟

    [پاسخ]

    زیبا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۴:

    سلام عزیزم اره می دونستم اما قول داد که ترک کنه ناگفته نمونه که افراد زیاذی تو زندگیم بودن که خودم از مواد نجاتشون دادم ازشون بی خبر نیستم همشون پاک هستند و سرخونه و زندگیشون هستند ولی نمیدونم چرا خدا با زندگی خودم این جور تا کرد الان ۲ ماهه که با خدا قهرم منی که نماز اول وقتم ترک نمیشد امسال حتی روزه هم نگرفتم چون این حقم نبود

    [پاسخ]

    ملیکا بینا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۰۵:

    نا امید نشو،کی از خدا بزرگتر و توانا تره که بتونه کمک کنه ،صبور باش زیبای عزیزم،به معجزه اعتقاد داشته باش خدا مهربونه، شما به بنده های خدا کمک کردید خدا هم زحمت شما رو بی پاداش نمیزاره مطمئن باشید ؛ به هر حال اعتیاد یک نوع بیماری محسوب میشه که علتش هم ریشه های عمیقی داره که مهمترینشون میتونه دوستان ناباب باشه،
    برای ترکشون سعی کنید ابتدا هرززدایی کنید که اصلیترین آن این است که اطرافش اگر دوستان ناباب دارند از همسرتان دور کنید ..بعد باید او را معرفی به کمپ های ترک اعتیاد کنید تا هم از نظر رواشناختی و هم جسمی تحت مداوا قرار بگیرند ..
    ببخشید میپرسم وضعیت مالیه همسرتون چجوریه؟و اعتیاد به چی دارن؟

    [پاسخ]

  21. سعید گفت:

    سلام نازنین خانوم.اتفاقا خوب جواب داد.من از طریق همین سایت با یک خانومه خیلی خوب از همه نظر تو جنت آباد آشنا شدم.حتی بعده یک هفته با مادرم تو ماه مبارک رفتیم خونشون.اما ب دلایلی جور نشد.من هنوزم ب این سایت امید دارم که بشه ازدواج کنم.

    [پاسخ]

  22. کیمیا گفت:

    سلام . خسته نباشید.من . حدود ۱ سال هست که با پسر خالم با هم هستیم.ما همدیگرو خیلی دوست داریم میخوایم در اینده با هم ازدواج کنیم من ادم زود رنجی هستم خیلی زود ناراحت میشم اون میگه نباید بخاطر هر چیزه الکی ناراحت بشی واقعا من سر ی چیزه الکی مثل اینکه به من نگفته باشه که رفته بیرون ناراحت میشم ولی اون میخواسته بگه ولی من زودتر فهمیدم و زود ناراحت میشم نمیدونم چی کار کنم که زود ناراحت نشم کمکم کنید??

    [پاسخ]

  23. نازنين گفت:

    سلام آقاسعید به نظره من اینجوری فایده نداره .
    چون ازدواج اینترنت

    [پاسخ]

  24. نازی گفت:

    سلام خدمت شما دوست عزیز
    من یک خانم تحصیل کرده هستم و همسرم هم مشغول ادامه تحصیل در خارج از کشور هستند وبعد از ۳ سال درسشون تمام میشود .من از خیلی سال پیش برنامه ریزیم بر این اساس بوده که خارج از کشور زندگی کنم و بر این اساس شکل گرفتم اما همسرم با وجود اینکه اونجا هم میتونیم زندگی مرفهی داشته باشیم اصرار دارن که در ایران زندگی کنیم و می گن هیچ دلیلی ندارن اما میخوان اینجا باشن ,این موضوع برای من مهم و اشفتگی ایجاد کرده لطفا کمکم کنین و پیامتو ن رو به ایمیلم بفرستین. با تشکر

    [پاسخ]

  25. رضا گفت:

    سلام.
    من دو ساله با یه دختری رابطه دارم که خونواده هامون میدونند.خیلی باهم مهربون و جور هستیم . فقط من یه مشکلی که دارم اینه که اون تازگی ها میگه من چادر سر نمیکنم .
    من هم که قاری قرآن و خانواده مذهبی هستیم البته اونا هم مثل ما هستند .
    حالا من چیکار کتم؟
    در ضمن نمیخوام تو نظر ها دیده بشه ممنون.منتظر راهنمایی تون در ایمیلم هستم .

    [پاسخ]

  26. سعید گفت:

    سلام.بنده سعید هستم.مهندس برق.۲۳ سالمه.سربازم.اردیبهشت ماهی هستم.خ حساس,زودرنج,عاشق و با کوله باری از لاتی و پررویی ولی واقعا دل نازکم.هرکی میبینم میگه ازون آدم های شر و دعواییه درصورتی که مهندس برقمو آدم ساکت.سرتونو درد نیارم شدیدا احساس میکنم که باید ازدواج کنم.با خانوادمم صحبت کردم.میگند مشکل نداره طرفتو معرفی کن تا واست بریم جلو,اما مشکلم اینه انقدر بی عرضم نمیتونم با هیچ خانومی ارتباط برقرار کنم.طرف هرکی میرم میگه مزاحم نشو,از طرفیم چون خانوادم مذهبیند,دوست ندارم برا ناموس مردم مزاحمت ایجاد کنم.درضمن ادمه نماز خون پایبند به دینم,بچه خرخون,کشتی گیر,بابامم کارمند سپاه مادرمم خانه دار.۳تا بچه ایم.من بزرگه.۱برادر و ۱ خواهر.ادمه شادی هم هستم.خودم و خانوادم معیارشون برای عروس آینده:زیبایی ,قد معمولی یا بلند,دانشجو یا کارمند,زندگی جمع کن و اهل حساب باشه.خواهش میکنم ازتون خواهرا و برادرای من اگه همچین گزینه ایو میشناسید به من معرفی کنید.۰۹۳۹۲۲۸۸۰۹۵
    این شمارمه,اگه میترسید دروغ بگم از تلفن عمومی باهام تماس بگیرید تا با مادرم بیام طرفمو ببینمو آشنا شم.تشکر.ازدواج سنت من است,هرکه ازدواج نکند از من نیست.
    برادر کوچیکتون سعید.

    [پاسخ]

  27. نازنین گفت:

    باسلام قصده نامزدی با فردی رو دارم که دمدمی مزاجه خیلی همو دوس داریم ولی بعضی اوفات سرد میشه نمیدونم چرا لطفا جواب رو به ایمیلم بفرستین مرسی

    [پاسخ]

  28. زهرا گفت:

    من مدت سه سال میشه که ازدواج کردم شوهرمو دوست دارم ولی احساس عجیبی دارم فکر میکنم که با کسی رابطه داره فقط در حد حرف زدن و اس ام اس از طریق موبایل ولی نمی تونم بهش بگم یا موبایلشو چک کنم یا وقتی که دیر میاد خونه یا منو بیرون نمیبره اصلا نمیتونم بگم چرا؟؟؟ از خودم واکنش نشون میدم و قهر میکنم ولی دلیلشو نمی تونم بهش بگم لطفا راهنماییم کنید ممنون میشم

    [پاسخ]

  29. رویا گفت:

    سلام من حدود یک سال است که عقد کرده ام من و همسرم عاشق هم هستیم اما او خیلی بهتر ازمن میباشد
    من گهگاهی باپسرا ارتباط چتی و کلامی دارم حتی با پسر عمویم که زن هم دارد ولی او خیلی پاک و خوب است
    به همین دلیل خیلی غصه میخورد من دروغ زیاد میگم ولی واقعا چندبار بهش قول دادم ترک کنم رفتارامو اما نمیتونم میترسم ازم خسته شه و اونم کارای منو تکرار کنه توروخدا راهنماییم کنید

    [پاسخ]

    ملیکا بینا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۰۸:۳۲:

    سلام-آن چیزی که در دوران عقد مهم است و باید توجه ویژه ای به آن داشته باشیم یکی اصل شناخت ویژگی های شخصیتی یکدیگر و از همه مهم تر “اصل اعتماد سازی” هست
    ما باید ابتدا خطوط قرمز خود را مشخص کنیم ،مرزها و ارزش ها را مشخص کنیم تا خودمان و شریک زندگیمان بدانیم حد و حدود رابطه هایمان باید چگونه باشد-شاد و تندرست باشید

    [پاسخ]

  30. حسن گفت:

    سلام ..خسته نباشید

    [پاسخ]

  31. ترانه گفت:

    سلام.سپاسگذارم از اینکه بی هیچ چشم داشتی یاریگر حل مشکلات دیگران هستید…حدود یک سال و نیم از نامزدی ام میگذرد.همسرم بسیار مهربان است و مرا بسیار دوست دارد .هیچ مشکلی با خانواده همسرم ندارم..اما متاسفانه سطح انتظارات من و همسرم از یکدیگر زیاد است…نه از نظرمادی و مالی …بلکه از نظر رفتاری ،شخصیتی و اعتقادی…دوست داشتن بیش از حد او باعث آزار من شده است…به گونه ای که اگر بی توجهی یا کم محبتی بکنم به شدت عصبانی شده و بد دهنی می کند..من بسیار مستقل بار آمده ام …اما بالعکس او بسیار وابسته است و همیشه ترس از این دارد که مرا از دست بدهد..همین امر موجب شده نسبت به من بد بین باشد و کوچکترین تعریفی حسادت او را برانگیزد…من دختر شاد و پر انرژی ای هستم ..همسرم هم همین طور ..در مقابل دگرا ن ما بسیار خوش اخلاق ،دلسوز و بخشنده هستیم..اما در کنار یکدیگر تمامی این صفات رنگ میبازد…او تنها در کنار من آرامش دارد و همیشه در خانه ی ماست…همین امر مانع ابراز علاقه و محبت واقعی من شده در حالی که من به همه ی زمین و زمان عشق می ورزم ولی گویا در مقابل او به گونه ای مجبورم و این ابراز علاقه از ته دل نیست چون اگر جوری که او میگوید محبت نکنم عصبانی می شود…حس بد افسردگی ونا توانی در حل مشکلات مرا از خود نا امید کرده این در حالی است که همیشه امید بخش مشکلات دوستان بوده ام و به آنان مشورت می داده ام…من همسرم را دوست دارم ..اما هر دو نمی توانیم از خود خواهی های خود دست بر داریم و این امر موجب شده بزرگترین آرزوی خود را که مادر شدن است را به فراموشی بسپارم …چون کوچکترین چیزی باعث بحثو جدل بین ماست و به گونه ای حرمت ها از بین رفته است…لطفا راهنماییم کنید…

    [پاسخ]

  32. شراره گفت:

    سلام ، من مدت ۱۰ سال با ازدواج اجباری از جانب پدرم زندگی سخت وپر ازنفرت و عذابی را با پسرخاله ام داشتم وفقط وجود آدمی را که ازش متنفر بودم را تحمل می کردم حتی حاضر نبودم به مرد دیگری فکر کنم چون خیلی از مردها نفرت داشتم بلاخره پس از ۱۲ سال توانستم طلاق بگیرم وحالا یکسال است که مطلقه هستم البته مهندس هستم وکارمند اداره دولتی ۳۵ سال سن دارم و از لحاظ ثروت چیزی کم ندارم اما کمبود عشق عذابم می دهد اخیرا” مردی به من علاقه مند شده که استاد دانشگاهم است وهمسن خودم ، او هم درست مانند من ازدواج اجباری داشته چون خیلی بچه بوده پدرو مادرش فوت کردن وعمویش اورا بزرگ کرده وبعدا” با دخترعمویش ازدواج کرده وحالا بعداز ۲ فرزند که تقریبا بزرگ هستند جدا از آنها زندکی می کندو ازمن خواستگاری کرده ، خیلی خیلی ابرازعشق وعلاقه می کند به نظر شما چکارباید بکنم آیا میتوانم بهش اعتماد کنم.لطفا راهنمایی بفرمائید

    [پاسخ]

    ملیکا بینا پاسخ در تاريخ فروردین ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۳:۴۷:

    سلام شراره جان-همیشه یادتان باشد مردی که در زندگی زناشویی خود تعهد را زیرپا می گذارد حتی اگر عاشقتان نیز باشد فردا تعهد شما را هم زیرپا گذاشته و به دنبال کیس دیگری می گردد.اگر به گفته ایشان ازدوجشان با زور خانواده بوده و از همسر خود ناراضی هستند باید از طریق درست وارد عمل شوند یعنی ابتدا مراجعه به مشاور خانواده برای رفع مشکلات و در صورت رفع نشدن پیگیری قانونی و طلاق و سپس برقراری یک رابطه جدید-پس اول جدایی کامل و قانونی از همسر فعلی و بعدا ارتباط با شما-از شروع رابطه نترسید،بعد از طلاق یا با یک مشاور مشورت کنید و ملاک های عاطفی، ارزش و منطقی خودتون را برای انتخاب همسر آینده را روی کاغذ بیاورید و بعد این ملاک ها را درجه بندی کنید ملاک های اصلی شما مشخص می شود. پس از آن خصائص افراد مورد نظرت را با ملاک های اصلی ارزیابی کنید -کمی آشنا بشید به نظر مورد خوبی است و بعد از شناخت بیشتر، در صورتی که با بخشی از معیارهای شما همخوان بود، می توانید او را به عنوان کسی که یک رابطه جدی با او داشته باشی، در نظر بگیرید. موفق و تندرست باشید

    [پاسخ]

  33. shiva گفت:

    salam man hanoz ezdevaj nakardam vali ba ali dostam va ghastemonam ezdevaje too hameye sayta migardam etelaat jam konam vase ayandamon merc khob bod komakam mikone

    [پاسخ]

  34. باران گفت:

    من الان مدتی است با شوهرم بحث میکنم . بابت خانواده ام .. درست است که تا ۲ تا خانواده همدیگر را بشناسند طول می کشد. ولی من دارم از بین میرم. شوهرم بسیار لجباز و خیلی یک دنده است و اصلا حاضر به قبول اشتباهاتش نیست.. و بابت هر مسئله ای اینقدر به قول خودش دلیل می اورد که من و خانوادهام را محکوم می کند. و من و مجبور می شم معذرت خواهی کنم .در هنگام دعوا هم خیلی راحت جلوی من بی احترامی و بد دهنی می کند به خا نواده ام . من اون سیاست و ندارم که بتونم تعادل را بر قرار کنم . من عاشق خانواده ام هستم ولی شوهرم خیلی حسود است نسبت به همه حتی به نزدیکانم . و این قدر در ارتباط با خانوادهام نکته بین شده است که مثلا چرا موقع پذیرایی بشقاب جلوم نزاشتن . چرا چایی و با سینی جلوم نگرفتن .. خیلی بهانه تراشی می کنه . و من نمی دونم چکار کنم … ما تازه بعد از یکسال عقد ۷ ماه است زندگی مشترکمان را شروع کردیم. من اشتبا هات دیگران را فراموش میکنم و اصلا ادم کینه ای نسیتم ولی شوهرم کینه ایست ولی در عین حال مهربون.

    [پاسخ]

    عسل پاسخ در تاريخ مرداد ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۲۲:۱۹:

    عزیز دلمی منم همین مشکل رو دارم

    [پاسخ]

  35. صادق گفت:

    سلام خدمت شما دوست عزیز
    من توی زندگی مشترکم با همسرم به مشکلهای خیلی بذی برخورد کردم که تمام فکرو ذهنمو مسغول کرده داستانشم خیلی مفصل هستش یه جورای اعتماد به نفسمو ار دست دادم و هیچجو نمیتونم به زندگیم تسلط داشته باشم.
    از شما تقاضای کمک و راهنمای دارم.

    [پاسخ]

    ملیکا بینا پاسخ در تاريخ تیر ۲ام, ۱۳۹۰ ۰۸:۰۳:

    سلام دوست عزیز جواب خود را در ایملتان مشاهده کنید…شاد و تندرست باشید

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *